رفتن به نوشته‌ها

چرا نابودی و غرق کردن ناو هواپیمابر آمریکایی تقریباً غیرممکن است؟

ناوهای هواپیمابر ایالات متحده از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون، ستون اصلی قدرت‌نمایی دریایی آمریکا بوده‌اند. این کشتی‌های عظیم که گاه از آن‌ها به عنوان «شهرهای شناور» یاد می‌شود، نه‌تنها پایگاه پروازی متحرک هستند بلکه مرکز فرماندهی، سکوی لجستیکی و ابزار بازدارندگی راهبردی محسوب می‌شوند. با این حال، پرسش همیشگی این است که آیا می‌توان یک ناو هواپیمابر آمریکایی را نابود یا غرق کرد؟

برای پاسخ به این پرسش باید هم ساختار دفاعی و مهندسی این کشتی‌ها را شناخت، هم تهدیدهای مدرن را بررسی کرد و هم واقعیت‌های راهبردی جنگ مدرن را در نظر گرفت.

آزمایش غرق‌سازی ناو USS America در سال 2005

در سال 2005، نیروی دریایی ایالات متحده، ناو هواپیمابر از رده خارج‌شده USS America (CV-66) را در قالب یک آزمایش موسوم به تمرین غرق‌سازی (SinkEx)، هدف انفجارهای متعدد قرار داد. هدف از این آزمایش، جمع‌آوری داده‌های مهندسی برای طراحی نسل بعدی ناوهای هواپیمابر، به‌ویژه کلاس فورد بود.

این کشتی نزدیک به چهار هفته تحت انفجارهای شدید قرار گرفت و با وجود خسارات سنگین، همچنان شناور باقی ماند. پس از هفته‌ها آزمایش و انفجارهای پی‌درپی، در نهایت ناو به‌صورت کنترل‌شده و با تلاش‌های فراوان به اعماق دریا فرستاده شد. فرایند غرق شدن به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی شد که داده‌های نهایی درباره نقاط ضعف ساختاری نیز ثبت گردد.

این آزمایش نشان داد که حتی یک ناو 40 ساله نیز دارای مقاومت بسیار بالایی است. این نتیجه مستقیماً در طراحی ناوهای کلاس جدید، از جمله USS Gerald R. Ford (CVN-78) لحاظ شد.

چرا این ناوهای آمریکایی به سختی غرق می‌شوند؟

ابعاد و جرم عظیم

ناوهای کلاس نیمیتز و فورد بیش از 100 هزار تن وزن دارند و طول آن‌ها به حدود 330 متر می‌رسد. برای غرق شدن چنین شناوری، باید حجم عظیمی از آب وارد بخش‌های حیاتی آن شود.

بخش‌بندی داخلی (Compartmentalization)

این کشتی‌ها به صدها محفظه ضدآب تقسیم شده‌اند. اگر یک بخش آسیب ببیند، درهای ضدآب بسته می‌شوند و از گسترش آب‌گرفتگی جلوگیری می‌شود. این ویژگی در بسیاری از حوادث تاریخی جان کشتی را نجات داده است.

لایه‌های فولادی و حفره‌های جذب انفجار

بدنه ناوهای هواپیمابر از چندین لایه فولاد ضخیم تشکیل شده و در برخی بخش‌ها حفره‌هایی برای جذب و انبساط موج انفجار تعبیه شده است تا انرژی تخریبی کاهش یابد.

افزونگی سیستم‌ها

سیستم‌های حیاتی مانند برق، ارتباطات و کنترل پرواز دارای مسیرهای جایگزین هستند. اگر بخشی از سیستم از کار بیفتد، می‌توان آن را از مسیر دیگری فعال کرد.

آموزش کنترل خسارت

نیروی دریایی آمریکا تمرکز گسترده‌ای بر آموزش کنترل خسارت دارد. تجربه‌هایی مانند برخورد USS Fitzgerald (DDG-62) در سال 2017 نشان داد که واکنش سریع خدمه می‌تواند کشتی را از غرق شدن نجات دهد.

سپر دفاعی چندلایه: ناو هرگز تنها نیست

ناو هواپیمابر به‌تنهایی عمل نمی‌کند. هر ناو، هسته‌ی یک «گروه ضربت ناو هواپیمابر» است که شامل رزم‌ناوها، ناوشکن‌ها، زیردریایی‌ها و کشتی‌های پشتیبانی می‌شود.

  • جنگنده‌ها: بال هوایی ناو شامل جنگنده‌هایی مانند F/A-18 Super Hornet و F-35C Lightning II است که صدها کیلومتر پیرامون ناو گشت‌زنی می‌کنند
  • سامانه‌های دفاعی سطحی: ناوشکن‌های کلاس آرلی برک (Arleigh Burke) مجهز به سامانه رزمی Aegis هستند که می‌توانند همزمان ده‌ها هدف را رهگیری کنند. سامانه‌های موشکی مانند SM-2 و SM-6 برای رهگیری موشک‌های ورودی طراحی شده‌اند.
  • سامانه دفاع نزدیک (CIWS): سیستم‌هایی مانند Phalanx CIWS و SeaRAM آخرین لایه دفاعی هستند که موشک‌های نفوذکرده را در فاصله نزدیک منهدم می‌کنند.
  • سامانه جنگ الکترونیک (جنگال): سامانه جنگ الکترونیک (جنگال) مجموعه‌ای از تجهیزات نظامی فعال و غیرفعال است که برای کنترل، بهره‌برداری یا انکار طیف الکترومغناطیسی دشمن استفاده می‌شود. این سامانه‌ها با شنود، مختل‌کردن رادارها و ارتباطات دشمن (حمله) و حفاظت از سامانه‌های خودی، توانایی فریب دشمن را در دریا، زمین و هوا فراهم می‌کنند.

5 سلاحی که ممکن است بتوانند یک ناو هواپیمابر آمریکایی را غرق کنند

ناوهای هواپیمابر مدرن که توسط نیروی دریایی ایالات متحده اداره می‌شوند، شهرهای شناور عظیم و بسیار پیشرفته‌ای هستند که قادر به گسترش قدرت این کشور در سراسر جهان خواهند بود. ناو جرالد فورد (CVN-78)، پیشرفته‌ترین ناو هواپیمابر و بزرگترین کشتی جنگی جهان است. اما چه چیزی می‌تواند این ناو را از بین ببرد یا غرق کند؟ در ادامه برخی سلاح‌ها و تجهیزات نظامی را برای نابودی ناو آمریکایی بررسی خواهیم کرد. در این سناریو فرض می‌کنیم که تمام سامانه‌های دفاعی ناو هواپیمابر از بین رفته است و هیچ جنگنده‌ای از ناو دفاع نمی‌کند؛ زیرا در غیر این صورت احتمال نفوذ و نابودی ناو عملاً غیرممکن خواهد بود. قبل از هر چیز باید بگوییم که سلاح‌های زیادی قادر به غرق کردن ناو و نابودی آن نیستند.

یک بمب هسته‌ای

بسیار بعید است که یک ناو هواپیمابر از حمله هسته‌ای جان سالم به در ببرد. این صرفاً یک فرض نظری نیست. ایالات متحده سلاح‌های هسته‌ای را در طول عملیات‌هایی در سال 1946 روی شناورهای سطحی آزمایش کرد. این آزمایش‌ها اولین انفجار سلاح‌های هسته‌ای از زمان بمباران ناگازاکی، ژاپن، در طول جنگ جهانی دوم بود. این عملیات دو بمب هسته‌ای را در نزدیکی جزیره مورد آزمایش قرار داد.

نیروی دریایی، ناوگانی متشکل از 95 کشتی هدف را در یک تالاب جمع کرد و با دو انفجار هسته‌ای آنها را مورد اصابت قرار داد تا اثربخشی آنها را در برابر اهداف دریایی آزمایش کند. ناوگان هدف شامل دو ناو هواپیمابر بود و در این عملیات ناو هواپیمابر USS Saratoga غرق شد. Saratoga یک ناو هواپیمابر کلاس لکسینگتون بود که در سال 1927 به بهره‌برداری رسید، بنابراین دقیقاً قابل مقایسه با ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز یا فورد امروزی نبود.

با وجود این، این آزمایش نشان داد که هنگام برخورد بمب هسته‌ای با یک ناوگان بزرگ از شناورهای سطحی چه اتفاقی می‌افتد و این آزمایش ویرانگر بود. بمبی که روی Saratoga انداخته شد، 21 کیلوتن قدرت انفجار داشت. بنابراین طبق این آزمایش شکی نیست که یک ناو هواپیمابر مدرن آمریکایی از حمله مستقیم با سلاح هسته‌ای جان سالم به در نبرد.

یک اژدر پیشرفته

اگرچه منطقی به نظر می‌رسد که یک زیردریایی بتواند یک اژدر را به سمت یک ناو هواپیمابر شلیک کند و کار تمام شود، اما قضیه پیچیده‌تر از این است. اژدرها خطر بزرگی برای ناوهای هواپیمابر هستند، اما همه انواع اژدرها نمی‌توانند چیزی به بزرگی یک ناو هواپیمابر کلاس فورد را سرنگون کنند.

برخی سلاح‌های سنگین، مانند مرگبارترین اژدر جهان، مارک 48 آمریکا (Mark 48)، احتمالاً یک ناو هواپیمابر را غرق می‌کنند، اما نیروی دریایی ایالات متحده عادت ندارد اژدرهای خود را به سمت کشتی‌های خود شلیک کند. کشورهای دیگری با تجهیزات مشابه وجود دارند که می‌توان به اژدر 65 روسیه (Type 65) اشاره کرد. روسیه این سلاح را به طور خاص برای مبارزه با گروه‌های ضربت ناو هواپیمابر نیروی دریایی ایالات متحده توسعه داد و این همان سلاحی است که مسئول غرق شدن زیردریایی کورسک روسیه در سال 2000 بود.

چین نیز دارای اژدر یو-6 (Yu-6) است، یک اژدر سنگین وزن با قدرت انفجاری بالا. به نظر می‌رسد که آنها کپی‌هایی از سیستم تسلیحاتی ایالات متحده هستند که در ارتش چین مورد استفاده قرار می‌گیرند. دلیل اینکه این تجهیزات از نظر تئوری می‌توانند یک ناو هواپیمابر را نابود کنند، نحوه استفاده از آنهاست. به جای برخورد به بدنه، آنها به زیر تیرک حرکت می‌کنند و منفجر می‌شوند. انفجار زیر آب می‌تواند یک کشتی را به دو نیم تقسیم کند.

یک موشک ضد کشتی مافوق صوت

یک تهدید نسبتاً جدید برای ناوهای هواپیمابر، گروه جدیدی از موشک‌های مافوق صوت است. این موشک‌ها قادر به عبور از سرعت 5 ماخ (3836 مایل در ساعت = حدود 6170 کیلومتر بر ساعت) هستند و قدرت کشندگی آنها از دو عامل ناشی می‌شود. سرعت آنها رهگیری آنها را تقریباً غیرممکن می‌کند، اما آنها همچنین از طریق انرژی جنبشی و کلاهک سلاح، تخریب مضاعفی را ایجاد می‌کنند. از آنجایی که در این بررسی، پدافند هوایی را در نظر نمی‌گیریم، قدرت کشندگی این سلاح، خطری آشکار و حاضر برای ناوهای هواپیمابر آمریکایی است.

فقط روسیه و چین موشک‌های ضد کشتی مافوق صوت عملیاتی دارند و آنها برای نابودی ناوها طراحی شده‌اند. اعتقاد بر این است که موشک مافوق صوت 3M22 زیرکن روسیه (Zircon 3M22) قادر به رسیدن به سرعت 9 ماخ (6905 مایل در ساعت = 11112 کیلومتر بر ساعت) است. روسیه از این موشک‌ها در جنگ روسیه و اوکراین برای حمله زمینی استفاده کرده است. اگر یکی از آنها به یک ناو هواپیمابر آمریکایی شلیک شود و به آن برخورد کند، احتمال غرق شدن آن وجود دارد. البته، این بستگی به محل برخورد آن به ناو هواپیمابر دارد، اما صرف نظر از محل برخورد، خسارت بسیار زیاد خواهد بود.

مرگبارترین موشک مافوق صوت چین، DF-ZF است که از نظر تئوری قادر به رسیدن به سرعت 10 ماخ (7673 مایل در ساعت = 12348 کیلومتر در ساعت) است. حتی اگر این موشک کلاهک جنگی حمل نمی‌کرد، انرژی جنبشی جسمی به وزن هزاران پوند که با سرعت بیش از یک مایل در دقیقه حرکت می‌کرد، احتمالاً برای از بین بردن یک ناو هواپیمابر کافی بود. البته، چین بدون کلاهک جنگی شلیک نمی‌کند، بنابراین قابلیت‌های انفجاری یک بمب متعارف را به آنچه معادل گلوله یک تک تیرانداز است، اضافه کنید و بقای یک ناو هواپیمابر مشکل‌ساز می‌شود.

حمله انتحاری گسترده با پهپاد

اگر جنگ روسیه و اوکراین یک چیز را آشکار کرده باشد، این است که پهپادها می‌توانند به روش‌های جدید و جذاب و مرگباری مورد استفاده قرار گیرند. این امر منجر به تاکتیک‌ها و فناوری‌های جدیدی شده است، از جمله مفهوم هجوم پهپادهای انتحاری که هدف را در هم می‌کوبند. اوکراین با موفقیت از شناورهای سطحی کوچک بدون سرنشین (USV) برای حمله و غرق کردن کشتی‌ها در ناوگان دریای سیاه روسیه استفاده کرده است. از آنها برای حمله به هیچ ناو هواپیمابری استفاده نشده است، زیرا روسیه فقط یک ناو هواپیمابر دارد و آن هم فعال نیست.

در حالی که یک پهپاد کوچک هم می‌تواند به یک ناو بسیار بزرگ آسیب جدی وارد کند یا آن را از کار بیندازد، خطر اصلی زمانی ایجاد می‌شود که حمله به‌صورت انبوه و هماهنگ انجام شود. اگر دشمن تعداد زیادی شناور یا وسیله تهاجمی مملو از مواد منفجره را به‌طور همزمان به سمت یک ناو هواپیمابر هدایت کند، احتمال وارد شدن خسارت شدید به بدنه ناو افزایش می‌یابد. در چنین سناریویی، حجم بالای انفجارها ممکن است ساختار ناو را به اندازه‌ای تخریب کند که حتی خطر غرق شدن آن نیز وجود داشته باشد. این نه تنها یک تاکتیک نظامی مؤثر است، بلکه یک تاکتیک نسبتاً ارزان نیز خواهد بود.

حمله به ناو با یک کشتی بزرگ و مملو از مواد منفجره

در نهایت، آخرین سلاحی که تهدید قابل توجهی برای یک ناو هواپیمابر آمریکایی ایجاد می‌کند، به راحتی قدیمی‌ترین و متعارف‌ترین آنهاست. اگر یک دشمن یک کشتی بزرگ مانند یک تانکر نفت را بگیرد و آن را با مواد منفجره پر کند، آن کشتی به یک سلاح عظیم تبدیل می‌شود. اگر این کشتی به سمت یک ناو هواپیمابر هدایت شود، احتمال زیادی وجود دارد که با انفجار کشتی ناو غرق شود. این حمله انرژی جنبشی را با سلاح‌های متعارف در یک ضربه ویرانگر ترکیب می‌کند و به هیچ وجه چیز جدیدی نیست.

در سال 2000، دو تروریست یک قایق کوچک بمب‌گذاری شده را به بدنه ناوشکن USS Cole (DDG-67) کوبیدند. این انفجار باعث غرق شدن کشتی نشد، اما سوراخی به عرض 12 متر در راستای خط آب ایجاد کرد. از آنجایی که وزن این ناوشکن کمتر از یک‌دهم یک ناو هواپیمابر کلاس فورد است، مشخص می‌شود که برای غرق کردن غول‌های 100 هزار تنی، به انفجارهایی با ابعاد بسیار وسیع‌تر نیاز است.

راهبرد احتمالی چین برای غرق کردن ناو هواپیمابر آمریکا (در سطح نظری)

چین طی دو دهه اخیر سرمایه‌گذاری سنگینی در توسعه موشک‌های بالستیک ضدکشتی انجام داده است. مشهورترین آن‌ها DF-21D و DF-26 هستند که در رسانه‌ها به «قاتل ناو هواپیمابر» معروف شده‌اند.

تحلیلگران معتقدند چین در صورت درگیری، احتمالاً از ترکیبی از موشک‌های بالستیک برای هدف قرار دادن عرشه پرواز، موشک‌های کروز برای حمله به سامانه‌های بالایی، جنگ الکترونیک برای اخلال در رادار و عملیات زیردریایی استفاده خواهد کرد.

اما کارشناسان تأکید می‌کنند که هدف‌گیری دقیق ناو در حال حرکت دشوار است. از سوی دیگر آمریکا می‌تواند سامانه‌های پرتاب را پیش‌دستانه هدف قرار دهد. در نهایت برای دفاع، نیاز به شلیک صدها موشک خواهد بود. البته حتی در صورت اصابت موفق، احتمال دارد ناو آسیب ببیند اما غرق نشود.

آیا واقعاً غرق کردن ناو هواپیمابر آمریکا غیرممکن است؟

بسیاری از تحلیلگران معتقدند که غرق کردن ناو هواپیمابر آمریکا تقریباً محال و رویا است و تمام این سناریوها نهایتاً بتوانند باعث آسیب دیدن ناو و خارج شدن موقت از خدمت آن شوند.

تاریخ نشان می‌دهد که از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، هیچ ناو هواپیمابر آمریکایی در نبرد غرق نشده است. طراحی مدرن به گونه‌ای است که حتی پس از آسیب شدید، کشتی بتواند عقب‌نشینی کند. هدف قرار دادن کامل و غرق کردن ناو نیازمند هماهنگی و حجم آتش عظیم است.

در واقع، برخی معتقدند احتمال نابودی کامل یک ناو هواپیمابر مدرن در شرایط واقعی جنگ متعارف بسیار پایین است، مگر در سناریوی استفاده از سلاح هسته‌ای. البته چین و روسیه بدون تردید در حال توسعه توانمندی‌هایی برای به چالش کشیدن این برتری هستند. اما فاصله میان «آسیب رساندن» و «غرق کردن کامل» بسیار زیاد است.

در نهایت، ناوهای هواپیمابر نه به این دلیل که آسیب‌ناپذیرند، بلکه به این دلیل که برای تحمل ضربه، ادامه مأموریت و بازگشت به میدان طراحی شده‌اند، همچنان یکی از سخت‌ترین اهداف نظامی جهان محسوب می‌شوند.

منتشر شده در دسته‌بندی نشده

اولین باشید که نظر می دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *