بابک زنجانی بار دیگر با یک وعده بزرگ به صحنه بازگشته است؛ او این بار به دنبال ارائه راهحل جایگزین برای فروش نفت یا دور زدن تحریمها نیست، بلکه میخواهد پلتفرم اجتماعی بلاک چینی با نام «دات» راهاندازی کند.
بابک زنجانی با انتشار پستی در شبکه اجتماعی ایکس، از تأسیس پلتفرم «دات» تا پیش از نوروز 1405 خبر داد. طبق گفته او، این پروژه قرار است مستقل، قابلاعتماد و حرفهای باشد و کسبوکارها و رسانهها را از تصمیمات سیاسی یا محدودیتهای خارجی بینیاز کند.
به بیان دقیقتر، زنجانی پروژه «مای دات» را بهعنوان نخستین پلتفرم اجتماعی مبتنی بر بلاک چین در مسیر توسعه «زیستبوم اقتصاد نوین ایران» معرفی میکند؛ ادعای بلندپروازانه و جاهطلبانه او که به منظور حذف شکاف میان ارتباطات و اقتصاد مطرح شده است. در پیام منتشر شده در ایکس، زنجانی به مفاهیمی مانند امنیت، شفافیت و حذف مرزهای قدیمی تجارت تأکید کرده است.
از منظر دیگر، آنچه بیش از خود وعدهها مورد توجه قرار میگیرد، گوینده این وعدهها است. زنجانی نامی است که در حافظه اقتصادی ایران با پروندههای سنگین فساد و بدهیهای کلان گره خورده است. اکنون این فرد، در موقعیتی متفاوت، با ادبیات شفافیت و اعتماد، از ساخت بنایی سخن میگوید که قرار است ستون «اقتصاد نوین» کشور باشد. این تضاد، سؤالهای اساسی را در ذهن کاربر ایجاد میکند: آیا اعتماد عمومی با ارائه بیانیههای تبلیغاتی بازمیگردد؟ آیا سابقه مبهم مالی، مانعی برای جلب سرمایه و کاربر نخواهد بود؟
ماهیت مجهول پروژه دات؛ یک شکست زودهنگام دیگر در بستر شبکه ملی اطلاعات در راه است؟
پروژه دات در شرایطی مطرح میشود که هنوز هیچ جزئیات فنی دقیقی پیرامون سازوکار سازمان، نوع بلاک چین، مدل درآمدی، سیستم احراز هویت، شیوه نظارت بر محتوا یا ساختار حکمرانی آن منتشر نشده است. زنجانی همچنین زمان عرضه دقیق این پلتفرم را اعلام نکرده است. در بستری که حتی استارتاپهای شفاف و دارای تیمهای شناختهشده برای جلباعتماد سرمایهگذاران با چالش روبهرو هستند، سکوت درباره این مؤلفههای کلیدی، بیش از آنکه امیدوارکننده باشد، ابهامآفرین است.
در کنار این توضیحات، تجربه سالهای اخیر نشان داده است که بازار شبکههای اجتماعی بومی در ایران، بازاری اشباع و ناکارآمدی دارد. در دوران قطعی گسترده اینترنت، بسیاری از پیامرسانهای داخلی در تحقق نیازهای کاربران موفق ظاهر نشدند و شبکه ملی اطلاعات هنوز نتوانسته است بخش عمدهای از رضایت کاربران را جلب کند. مشکل فعلی تنها در محدوده فناوری خلاصه نمیشود، بلکه مسائل اعتماد، مزیت رقابتی واقعی و مدل اقتصادی پایدار را هم در برمیگیرد.
ورود چهرهای مانند بابک زنجانی با کارنامهای بحثبرانگیز به عرصه شبکه اجتماعی مبتنی بر بلاک چین، بیش از آنکه یک جهش فناورانه به نظر برسد، شبیه به تلاشی نافرجام برای بازتعریف تصویر عمومی جامعه است. اقتصاد دیجیتال ایران بیشتر از هر موقع، به سرمایهگذاران شفاف، افراد متخصص و چارچوبهای بینالمللی روشن احتیاج دارد. پروژه بابک زنجانی اکنون فقط با بیان ادبیات بزرگ و وعدههای کلان در بدترین دوران اقتصادی کشور معرفی شده است.
اولین باشید که نظر می دهید