۵ اصل اساسی برای طراحی دوره آموزشی آنلاین با اثرگذاری و کیفیت بالا

اینترنت سال هاست که وجهه های مثبت خود را به ما نشان داده و از امتیازهای خوبی برخوردار است. واضح ترین ویژگی آن این است که کمک می کند هر کس در هر کجا و در هر شرایط، مهارت های خود را به دیگران یاد دهد. با وجود کثرت دوره های آنلاین، این روزها، آموزش هایی را به رایگان می توانید در اینترنت مشاهده کنید که شاید سال ها پیش برای آن لازم بود میلیون ها خرج کنید و این عالی است.

ایجاد دوره های آموزشی آنلاین کمک می کند تا سطح اعتبار و مخاطب پذیری سایت و بلاگ خود را رفته رفته افزایش دهید. برای این که یک برگزار کننده دوره آنلاین باشید و بتوانید دوره آموزشی عالی ارائه کنید لازم است که ۵ اصل اساسی برای طراحی دوره آموزشی آنلاین خود در نظر داشته باشید. من امروز این ۵ اصل مهم را به شما یاد خواهم داد.

شروع طراحی دوره آموزشی آنلاین برای اثر گذاری و اعتماد سازی

تبلیغات

گام اول در طراحی دوره آموزشی آنلاین با انتخاب یک موضوع عالی!

هنگامی که می خواهید اقدام به طراحی دوره آموزشی آنلاین کنید، باید بیاد داشته باشید که هدف شما صرفا این نیست که، یک آموزش درست کنید و روی سایت بگذارید. اگر در موضوعات سایت خود دقیق شوید متوجه می شوید که، موضوعات زیادی وجود دارد که می توان برای آن اقدام به طراحی آموزش آنلاین نمود اما سوالی که باید از خود بپرسید این است!؟

مخاطبین من به چه نوع آموزشی بیشتر احتیاج دارند؟

شما باید آموزشی را بسازید که مخاطبین شما در گیر آن هستند و به آن و راه حل های آن بسیار نیاز دارند.

به عنوان مثال می توانید به محتوای سایت و وبلاگ خود نگاه کنید و دقت کنید که کدام پست ها مخاطب بیشتری و بازدید بیشتری دارد. همچنین می توانید از موضوعات داغ سایت خود یک زیر شاخه انتخاب کنید و آموزش آنلاین خود را بسازید.

ابزارهای آنالیز سایت شما مثل وبمستر و گوگل انالیتیک به شما کمک می کند که بتوانید موضوعات مهمی پیدا کنید و روی آن ها مانور دهید و دوره آموزشی خوبی بسازید.

طراحی دوره آموزشی آنلاین

از ابتدا شروع نکنید

حقیقت امر این است که اگر الان در ۱۵ سال اخیر زندگی می کردیم، قطعا توصیه می کردم که برای اموزش انلاین خود از ابتدا شروع کنید چرا که محتوای رایگان در اینترنت کم بود! اما معمولا اصول هر علم و آموزشی از ابتدا، در اینترنت وجود دارد. آموزشی ایجاد کنید که، مخاطب آن را رایگان در اینترنت پیدا نمی کند. به همین دلیل لازم نیست الفبای کار خود را یاد دهید چرا که کسی که به سایت شما می آید الفبای محتویات شما را به طور کامل می داند.

موضوعات مهم و داغی انتخاب کنید که از پیش برای کاربر سوال ایجاد کرده اند اما به طور واضح به جزییات ابتدایی نمی پردازد.

برای مثال، اگر در وبلاگ شما در مورد بازاریابی و شبکه های اجتماعی، مطلب های زیادی قرار داده شده است، بهتر است که به جای این که دوره آموزشی تان در مورد انواع شبکه های اجتماعی باشد، به تکنیک های بازاریابی در شبکه های اجتماعی بپردازید.

یک موضوع جالب انتخاب کنید و به طور عمیق و اصولی به آن بپردازید و سعی کنید مخاطب با دیدن و شنیدن آن دست پر از سایتتان بیرون برود.

محتوای تعاملی و تصویری ایجاد کنید

اگر دوره آموزشی که تا کنون دیده اید تنها متن بوده اند و چند اسلاید ساده! باید بگویم که عجب حوصله و انگیزه ای داشته ای که این دوره آموزشی را طی کرده ای!

معمولا دوره های اموزشی مخاطب بیشتری به هود جلب می کنند که، تعاملی باشند و از تصاویر، صدا و صوت و رسانه های مختلف برخوردار باشد.

مخصوصا اگر مخاطبین شما نوجوانان هستند باید این عناصر تعاملی بصری را بیشتر در طراحی دوره آموزشی خود دخیل کنید تا کاربر سرگرم شود و از آموزش لذت ببرد.

حتی باید در این طراحی به روانشناسی رنگ بین قشر مخاطب نیز توجه داشته باشید.

طراحی دوره آموزشی و سهولت استفاده از آن

این چهارمین عنصری است که اگر در آن اشتباه کنید، هر چقدر هم که خوب بافته باشید همه کارتان پنبه خواهد شد! بدین معنی که، کاربر نیاز دارد تا

  • به آسانی به دوره آموزشی شما دسترسی پیدا کند
  • به آسانی آن را دریافت کند
  • به آسانی آن را مشاهده کند
  • به آسانی آن را درک کند

هر کدام از این چهار آیتم در طراحی دوره آموزشی شما دچار مشکل شود می تواند مخاطب را از شما دور کند و رضایت درونی او را تامین نکند.

به عنوان مثال پورتالی که از آن برای مدیریت محتوای خود استفاده می کنید ( مدیریت محتوای دوره آموزشی آنلاین ) باید ساده باشد و به سادگی بتوان با آن کار کرد.

یا این که می توانید از طریق ارسال ایمیل های خود کار، محتویات خود را برای کاربران ارسال کنید.

از سویی، خود آموزشی که ایجاد کرده اید باید ساده باشد و با ابهامات، کلمات ثقیل و نمودار های شلوغ و درهم و برهم همراه نباشد تا مخاطب به محض دیدن آموزش موضوع را درک کند. همچنین شلوغ بودن صفحه آموزش نیز می تواند موجب سردرگمی باشد.

پس بیاد داشته باشید همه چیز را ساده وسهل نگه دارید تا مخاطب را بیشتر به خود جذب کنید.

در مورد دوره آموزشی خود بازاریابی کنید

اگر شما یک دوره آموزشی عالی بسازید و آن را صرفا در سایت خود بگذارید و آن را رها کنید قطعا مشتریان زیادی جذب نخواهید کرد. وب سایت شما باید برای دوره آموزشی مورد نظر سئو شود! ( بهینه سازی سایت برای موتور جستجو! ) تا مخاطبینی که به دنبال پاسخ های سوال خود در موتور جستجو هستند بتوانند به کمک سئوی سایت، پاسخ خود را در دوره آموزشی شما بیابند.

همچنین باید در شبکه های مختلف، و یا سایت های مختلف تبلیغ کنید تا مخاطبین بیشتری را به خود جذب کنید. گاهی تبلیغات در کانال های شبکه های اجتماعی، یا در سایر سایت ها می تواند مفید واقع شود اما توجه کنید که تبلیغات باید در بسترهایی شکل گیرد که شباهت محتوایی با دوره آموزشی شما دارند.

مثلا در وب سایت های مکمل وب سایت خود می توانید تبلیغات خوبی داشته باشید.

همچنین پروسه آموزش خود را به گونه ای شکل دهید که به محض ثبت نام کاربران، دوره آموزشی شروع شود و آن ها را ماه ها معطل نکنید.

سد ها را بشکن!

گاهی شما مهارت های عالی دارید اما به دلایلی که فقط برای خودتان اهمیت دارند دست از این کار برمی دارید. همین حالا تو می توانی مهارت هایت را محک بزنی و برای طراحی دوره آموزشی آنلاین جدیدی خود را تست کنی. بسیاری از کسب و کارها دقیقا از همین جا شکل گرفته اند و بسیاری از کارآفرین ها و مدیران استارتاپ ها با کمک این دوره های آموزشی، به شهرت خود کمک کرده اند. چرا منتظر نشسته ای؟ شروع کن.

منبع

تبلیغات

۱۰ گام ساده برای خودشناسی و موفقیت در زندگی فردی

۱۰ گام ساده برای خودشناسی و موفقیت در زندگی فردی

این یک واقعیت ساده است؛ تا زمانی که خودتان را نشناسید، دستیابی به موفقیت امکان پذیر نخواهد بود؛ به همین دلیل هم هر فردی باید در راه شناخت خودش قدم بردارد و براساس این شناخت سراغ راه‌هایی برود که به بهبود کیفیت زندگی و موفقیت بیشتر او منجر می‌شود. در ادامه با ۱۰ راه برای خودشناسی و موفقیت بیشتر در زندگی فردی آشنا خواهید شد.

  1. مراقب عادت‌ها باشید

تبلیغات

رفتارهای ما مجموعه‌ای از واکنش‌ها و عادت‌های ما هستند و تازه همین عادت‌ها خیلی وقت‌ها واکنش‌های ما را هم تحت تاثیر قرار می‌دهند. یکی از راه‌های خودشناسی و رسیدن به موفقیت فردی این است که مراقب باشیم چه چیزهایی در حال تبدیل شدن به عادت‌های ما هستند و چه چیزهایی همین الان هم برایمان عادت شده‌اند. برای مثال در زندگی مشترک ممکن است عادت کرده باشید که همیشه همسرتان به شما ابراز احساسات کند و شما صرفا دریافت کننده باشید. این عادت خیلی راحت به مرور زمان رابطه شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و باعث بروز مشکلاتی می‌شود که با یک تغییر عادت ساده، قابل پیشگیری بودند.

  1. از دید بقیه ببینید

خودتان را جای بقیه بگذارید. این کار علاوه بر اینکه کمکتان می‌کند احساسات دیگران را درک کنید؛ راه خوبی برای این است که ببینید از دید دیگران چطور به نظر می‌رسید. اگر خیلی در درک احساسات دیگران ماهر نیستید و دلتان می‌خواهد این مهارت را در خودتان تقویت کنید سراغ معروف ترین و بهترین کتاب های روانشناسی (صوتی و یا الکترونیک) بروید؛ کتاب‌هایی که دستیابی به خودشناسی و موفقیت را آسان‌تر از هر وقت دیگری کرده‌اند.

  1. روراست باشید

یکی از اولین گام‌های خودشناسی این است که از دست از رودربایستی کردن با خودتان بردارید و صادق باشید. برای مثال ممکن است فردی خجالتی باشید؛ اما ظاهرتان را به زور حفظ کنید و در نهایت هم خودتان را گول بزنید و هم دیگران را. در حالی که اگر با خودتان روراست باشید و به جای سرپوش گذاشتن روی مشکلات در صدد حل کردن آن‌ها بربیایید، هم گام مثبتی در جهت پیشرفت فردی برداشته‌اید و هم به روابط اجتماعی‌تان کمک کرده‌اید.

  1. مثبت حرف بزنید

بسیار مهم است که برای گفتگو با خودتان چه کلمه‌هایی را انتخاب کنید. آیا وقتی با خودتان صحبت می‌کنید به خودتان احترام می‌گذارید؟ آیا از کلمه‌های مثبت استفاده می‌کنید؟ اگر جوابتان مثبت است، نه فقط یک گام؛ بلکه کیلومترها در مسیر درست قدم خواهید زد. گفتگوی درونی ما به افکار ما شکل می‌دهد و افکار ما روی رفتارمان تاثیر می‌گذارند؛ بنابراین سعی کنید احترام خودتان را حفظ کنید و با خودتان درست رفتار کنید.

  1. قربانی نباشید

در مقابل هر شکستی دو راه وجود دارد؛ اینکه در قالب یک قربانی فرو بروید و دنبال دلایلی باشید که شکستتان را توجیه کند یا اینکه اتفاقات را با واقع بینی تحلیل کنید، دلایل شکست را پیدا کنید و تلاش کنید این دلایل را برطرف کنید. برای مثال به عنوان یک خانم ممکن است تا به حال در روابط عاشقانه چندان موفق نبوده باشید؛ به جای اینکه مرتب با دوستانتان دور هم جمع شوید و آن‌ها سعی کنند به شما بگویند همیشه حق با شماست؛ سعی کنید کتاب‌های مفیدی بخوانید که به شما در فهم دلایل کارهایتان کمک می‌کند؛ مثلا دانلود کتاب زنها مردها را از دست میدهند چرا؟ یا خواندن سایر کتاب‌های روانشناسی می‌تواند کمکتان کند خیلی زود موفق‌تر از گذشته عمل کنید.

  1. مراقب اطرافیانتان باشید

بعضی از آدم‌ها به اصطلاح هم‌انرژی شما نیستند. این‌ها همان‌هایی هستند که در کنارشان دچار اضطراب می‌شوید؛ آدم‌هایی که مرتب نق می‌زنند؛ از روزگار ناله می‌کند و هیچ حرف مثبتی از دهانشان بیرون نمی‌آید. اگر فکر می‌کنید دوستی با چنین افرادی نمی‌تواند روی شما تاثیر بگذارد، اشتباه می‌کنید. کافی است تصور کنید که به جای این افراد با آدم‎‌هایی دوست هستید که با وجود مشکلات سعی می‌کنند راه درست را برای زندگی کردن انتخاب کنند و تا جای ممکن شاد بمانند. همین تصور هم باعث بهبود شرایط شما خواهد شد؛ چه رسد به اینکه واقعا چنین دوستانی پیدا کنید.

  1. علایقتان را فهرست کنید

هر آدمی لازم دارد فهرستی از کارهای مورد علاقه‌اش درست کند و بخشی از زندگی‌اش را به انجام آن کارها اختصاص دهد. داشتن فهرست علایق، باعث می‌شود بتوانید هدف‌گذاری‌های کوتاه مدت و بلند مدت داشته باشید و به ذهنتان برای رسیدن به این هدف‌ها نظم دهید. برای مثال اگر مدت‌هاست دوست دارید نواختن سازی را یاد بگیرید، برنامه‌ریزی برای پس‌انداز و خرید آن ساز به شما انگیزه بیشتری می‌دهد و در نهایت شما را به کار مورد علاقه‌تان نزدیکتر خواهد کرد. انجام کارهای مورد علاقه انرژی مثبت زیادی را وارد زندگی شما می‌کنند و تا حد زیادی استرس را از بین می‌برند.

  1. مهارت یاد بگیرید

نقش مهارت در رسیدن به موفقیت را دست کم نگیرید. برای اینکه بتوانید در هر زمینه‌ای، ارتباط با خودتان، با همسرتان یا با جامعه موفق عمل کنید، لازم است مهارت‌های لازم در هر مرحله را به خوبی یاد بگیرید و با تمرین برای خودتان جا بیندازید. همیشه به دنبال بهترین منبع برای یادگیری مهارت‌ها باشید و دست از یاد گرفتن برندارید. روزی که احساس کنید در شغل، رابطه یا هر کار دیگری عالی هستید و چیز تازه‌ای برای یادگیری وجود ندارد؛ در جا زدن شروع خواهد شد.

  1. به خودتان برسید

هیچ وقت فکر نکنید با رها کردن خودتان راه درستی را انتخاب می‌کنید. برای بهبود ارتباط با خودتان باید رسیدگی به خودتان را در اولویت بگذارید. خوردن غذای سالم، انجام ورزش مورد علاقه و داشتن خواب کافی سه مورد از مهم‌ترین کارهایی است که می‌توانید برای سلامت جسم و روانتان انجام دهید. بنابراین از خودتان غافل نشوید.

  1. از تغییر نترسید

می‌گویند نمی‌توان از یک رودخانه دو بار رد شد؛ به عبارت ساده‌تر رودخانه‌ای که الان وارد آن شوید، با رودخانه چند ثانیه پیش هم فرق می‌کند؛ چه رسد به چند روز پیش. این اصل ساده به تغییرات زندگی اشاره دارد. زندگی پر از تغییرات است. برای اینکه بتوانید موفق باشید اولا باید بتوانید تغییرات را تشخیص دهید و ثانیا اینکه نگذارید عذابتان دهند؛ در عوض سعی کنید راهی پیدا کنید که شما را شبیه موج سواری سوار بر موج‌های بلند کند؛ همانقدر مسلط و همانقدر هشیار.

تبلیغات

۹ راز برای پیدا کردن شغل دوست داشتنی و رسالت زندگی

شغل دوست داشتنی! چیزی که شاید این روزها، فقط خاطره ای از آن باقی مانده باشد! چرا که خیلی ها معتقدند که شغل اصلا نیست چه برسد به دوست داشتنی یا منزجر کننده! مثلا در کلام معصومین علیهم السلام هم خوانده ایم که کار تفریح است و می دانیم که منظور از کاری که تفریح است همان کاری است که ما به آن می گوییم شغل دوست داشتنی!

خب حالا از کجا پیدایش کنیم؟ من اعتقاد دارم وقتی که شیوه زندگی مان را تغییر می دهیم می توانیم به بهترین شکل، آن چه را که دوست نداریم پس دهیم  و آن چه را که دوست داریم به دست آوریم.

اگر تو در شرایطی هستی که شغلت را دوست نداری، به این دلیل است که، آن را انتخاب کرده ای! دست از انتخابت بردار تا بتوانی آن شغل دوست داشتنی را از آن خود کنی.

تبلیغات

البته به این راحتی ها هم نیست. من چند نکته در این باره باید بنویسم و فقط تو باید آن ها را اجرا کنی. این نکته ها راه کارهایی است که انسان های موفق همان کسانی که شغل دوست داشتنی دارند توصیه کرده اند

برای پیدا کردن شغل دوست داشتنی چکار کنیم؟

راهکاری های زیر را دنبال کن! فقط همین

متوقف کردن کارهایی که دوست ندارید!

پیدا کردن شغل دوست داشتنی

صاحب این عکس، گری وینچوک است که فردی موفق در زمینه کاری اش است. او در رابطه با پیدا کردن شغل دوست داشتنی می گوید:

من برای این که به خود واقعی ام دست پیدا کنم، دیگران را نادیده گرفتم. پس به خودتان گوش دهید و کاری را که انجام می دهید و از آن تنفر دارید متوقف کنید. شغلی که دوست ندارید را انتخاب نکنید چرا که هزینه آن بیشتر از سود هایش است.

حرف او این است که برای خوشایند کسی کاری نکنید! مثلا خیلی ها به دانشگاه می روند تا فقط دیگران را خشنود کنند در حالی که او در حال تلف کردن عمر خودش است نباید دیگران واقعا اهمیت داشته باشند.

اگر نمی دانید دقیقا باید چکار کنید تا بتوانید شغل دوست داشتنی تان را پیدا کنید، کار قبلی را متوقف کنید و کمی در این باره تحقیق و بررسی داشته باشید مثلا می توانید در مورد خود فکر کنید و نقاط قوت و ضعف خود را پیدا کنید و روی نقاط قوت خود انرژی بیشتری بگذارید.

در این باره عجله نکنید و در مورد نقاط ضعف هایتان نیز هرگز خود را قضاوت نکنید.

وقتی که رویای خود را پیدا کردید، محکم به ان بچسبید و از کار کردن در این زمینه لذت ببرید.

گری وینچوک، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت VaynerMedia که با بیش از ۷۰۰ کارمند با درآمد سالیانه بیش از ۱۰۰ میلیون دلار یک فرد موفق در زمینه شغلی و رسالت زندگی اش است.

از خودتان حساب بکشید

شغل دوست داشتنی

شاید با خودتان بگویید این توصیه چه ربطی دارد! اما توصیه مربوط به صاحب عکس بالا به نام آلیسون بیرد است. شاید شما در زندگی خود در شرایطی قرار گرفته اید که خودتان هرگز مسبب آن نبوده اید! شرایط زندگی، فردی، اجتماعی و غیره!

مثلا این خانم دارای پدری بود که زندانی بود و مادرش مهربان بود اما مجبور بود سه شیفت کار کند! بنابراین طبیعی است که این دختر در دوران کودکی و نوجوانی محبتی نچشیده و تقریبا رها شده بوده است.

اگر شما هم به دنبال این هستید که چکار کنید تا بتوانید شغل دوست داشتنی تان را پیدا کنید کافی است که از خود بپرسید که آیا من انعکاس دهنده موهبت هایم هستم؟ آیا چیزی برای ارائه به هستی دارم ؟ این سوالات به شما کمک می کند که بتوانید به بهترین شکل، اعتماد به نفس پیدا کنید و متوجه شوید که رسالت خاصی بر دوش شماست و به دنبال آن رسالت باشید.

وقتی صحبت از کار و شغل دوست داشتنی می شود صرفا حرف ما این نیست که شما، به دنبال کاری بروید که حسابی پول درآورید بلکه بیشتر مربوط به موضوعی است که شخصیت شما را اعتلا می بخشد و رسالت شما را جلوی راه تان قرار می دهد.

آللیسون برد، معروف ترین مربی فروش و بنیانگذار Church of Profit Acceleration ، که در سال ۲۰۱۸ بابت فروش  به مشتریان ۱۳٫ ۳ میلیون دلار درآمد کسب کرد.

 ارزش ساز شوید

شغل دوست داشتنی و رسالت زندگی

این توصیه خوب مربوط به صاحب این عکس به نام Glennda Baker LeBlanc است.

پیدا کردن کار معنی دار صرفا به این معنی نیست که شما، باید به دنبال کاری باشید که مردم و اجتماع آن را پذیرفته اند و مخصوصا به صورت فیزیکی صورت می گیرد! مثلا کار کردن با ماشین مکانیکی و یا بیل مکانیکی یک نوع شغل معنی دار در اجتماع است. اما وقتی صحبت از معنای واقعی می شود خانم Glennda Baker LeBlanc به آن جا می رسد که چیزی او را اغنا می کند که بتواند به کمک آن ارزشی را حفظ کند.

او حدود ۲۶ سال است که در املاک و مستغلات در حال کمک به مردم است. خوشحالی او از این است که توانسته در طول این سال ها به مردم کمک کند و آن ها را تا یافتن یک سر پناه حمایت کند.

Glennda Baker LeBlanc بیش از ربع قرن است که در زمینه املاک فعالیت دارد و به مشاوره می پردازد، و توانسته سالانه نیم میلیارد دلار فروش حرفه ای در سال را فراهم کند.

سرهم بندی کردن ایده ها هم خوب جواب می دهد

رسالت زندگی و شغل دوست داشتنی

ایده ی سر هم بندی کردن ایده ها، از کنی راتر است که عکسش را در بالا می بینید.

داستان  کنی راتر را خیلی دوست دارم. او می گوید که چند سال پیش در حال ساختن یک اسباب بازی بودم. این کار را ضمن کار روزانه ام انجام می دادم. فرزندانم و همسایه ها از این موضوع خیلی استقبال کردند و من تصمیم گرفتم شیوه ساختن این اسباب بازی را به مردم به طور آنلاین یاد بدهم.

هنگامی که می خواستم این کار را انجام دهم متوجه شدم که یک امکان برای پرداخت با یک کلیک وجود ندارد بنابراین این نیاز روز را شناختم و شروع کردم به ساختن آن و شرکتم را دایر کردم!

برای این که بتوانید یک کار دوست داشتنی پیدا کنید، لازم نیست که حتما، باید سریع آن کار را شروع کنید! کافی است در کنار کاری که شما به آن مشغول هستید تلاش های دیگری هم داشته باشید. زمینه سازی هایی ایجاد کنید و آرام آرام کار مورد نظر را شکل دهید.

کنی راتر، مدیر عامل و موسس شرکت Kajabi است که در جایگاه خود یک فرد موفق و کارآفرین است.

چیزهای مختلف را تست کنید

پیدا کردن شغل دوست داشتنی

تست کردن چیزهای مختلف توصیه رائول ویلیسیس است. رائول ویلیسیس کسی است که از ۱۳ سالگی شوق و ذوق کار کردن داشته و از همان سن و سال کارهایی را به عنوان شغل درآمد زاد به دست گرفته است. او می گوید انگیزه اصلی من در ۱۳ سالگی پول درآوردن بود اما همینطور که بزرگ تر شدم متوجه شدم که همه چیز پول نیست! باید انگیزه دیگری هم داشته باشم تا بتوانم کارم را ادامه دهم. من درآمد خوبی داشتم اما لازم بود چیزهای دیگری نیز تست کنم.

چیزی که رائول  به ان دست یافته بود این بود که پول دراوردن صرفا به تنهایی او را خوشحال نمی کند. برای همه همین طور است. برای پیدا کردن معنا در زندگی و کار معنا دار به این فکر کنید که چکاری است که اگر برای آن پول پرداخت نشود باز هم حاضر هستید این کار را انجام دهید؟ البته خیالتان راحت باشد که اگر در این امر صادقانه کار کنید، تا جایی پیش می رود که بتوانید از همان کاری که دلی انجام می دهید پول هم درآورید.

Rawul Villacis، مدیر عامل شرکت “Next Level Experience“، یک سازمان است که به بازماندگان سطح بالا اجازه می دهد رهبران بهتری شوند؛

از خودت بپرس که چگونه می توانی به دیگران خدمت کنی

پیدا کردن شغل دوست داشتنی

Amy Sangster صاحب این عکس می گوید، زمانی که در حال کار کردن در بانک بودم یکی از دوستانم که شغلی حسابی لاکچری داشت از زندگی شخصی اش می نالید و شکایت می کرد که وقت کافی برای بودن با عزیزانش ندارد. این شغل قطعا دوست داشتنی نیست. اما چیزی که مهم است باید این باشد که شما به این فکر کنید که واقعا چه چیزی و دستاوردی برای خدمت کردن به مردم دارید. چه چیزی موجب می شود که شما احساس کنید که دارید کار بزرگی انجام می دهید و دیگران را خشنود می کنید؟

Amy Sangster، یکی از بنیانگذاران Infinite Prosperity که در حال آموزش سرمایه گذاری، تجارت، و ایجاد ثروت به صورت رایگان است.

چه چیزی شما را تحریک می کند؟

شغل دوست داشتنی

الکساندر کوزووان هم توصیه های جالبی دارد. او می گوید با سازه های فلزی کودکانه زیاد بازی کرده است! تقریبا هر چه را تصور کرده می توانسته آن را بسازد. او می گوید که بارها و بارها چیزی را تصور کرده ام و بعد با تلاش و تکرار و ممارست آن را ساخته ام و کلی انگیزه گرفته ام. دیدن دستاورد هایش مهم ترین احساس انگیزشی را برای او به ارمغان آورده است.

تخیل موجب افزایش انگیزه در او شده است. او می گوید در سنین بزرگ سالی نیز وقتی که مسائل را با الگوریتم های پیچیده به چالش می کشیدم و بعد از چند روز، آن ها را حل می کردم خیلی احساس خوبی داشتم و متوجه شدم که این الگو در من زنده است و من را به پیش می راند.

حالا شما بگویید چه چیزی به شما هیجان می دهد؟ شما را به پیش می راند؟ چه چیزی موجب می شود که برای هر چیزی تلاش کنید؟ این عنصر را در زندگی خود پیدا کنید و بر اساس ان تلاش هایی داشته باشید.

با توجه به این عنصر و تلاش بر مبنای آن شغل دوست داشتنی خود را می توانید پیدا کنید!

الکساندر کوزووان، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت Setapp و MacPaw که برنامه گلچین آن CleanMyMac بیش از ۵ میلیون کاربر دارد

تغییراتی ایجاد کنید که شما و دیگران را خوشحال می کند!

شغل دوست داشتنی

Jason Hall کسی است که به شادی و خوشحالی برای موفقیت اعتقاد دارد. او می گوید برای این که تولید گر و مفهومی باشید، لازم است که از کار و شغلی که دارید خشنود باشید. اگر احساس می کنید خوشحال نیستید صبر کنید و لذت کارتان را پیدا کنید.

مثلا شاید شما متوجه شوید که مشتریان تان از خدمات شما خوشحال می شوند! این خود به طور اتوماتیک به خوشحالی تو نیز کمک خواهد کرد. بنابراین به دنبال رسیدن به شادی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در کسب و کار و شغل خود باشید.

جیسون هال، نویسنده، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت Five Channels؛ تولید درآمد ۳۰ میلیون دلاری در سال ۲۰۱۸ برای مشتریان

به افکارت توجه کن

شغل دوست داشتنی

Guy Sheetrit، در رابطه با کارش می گوید که من صاحب کسب و کاری کوچک بودم اما روش های سنتی و بازاریابی قدیمی دیگر جوابگوی من نبودند. به همین خاطر توسعه و طراحی سایت و سئو را یاد گرفتم و کسب و کارم را ارتقا دادم و بعد از آن به طور تمام وقت روی سئو و توسعه کسب و کار شغلم را بنا نهادم!

او معتقد است که ضمیر ناخود آگاه انسان آدمی را به جایی پیش می برد که شاید اعتماد کردن به آن در ابتدا کمی سخت باشد و یا شهود از آن دشوار تر باشد اما اگر به این احساس اعتماد داشته باشیم می توانیم به راحتی زمینه های جدیدی را بیابیم.

گای شتریت، مدیر عامل شرکت Over The Top SEO که راهکارهای بازاریابی سفارشی برای تجارت الکترونیک، شرکت های محلی برای بیش از ۵۰۰ شرکت را فراهم می کند

بدین صورت می توان حدس زد که پیدا کردن کار معنی دار، شغل دوست داشتنی و تمام این موارد اینقدرها هم سخت نیست! کافی است کمی جسور بود و اعتماد به نفس داشت و اعتقاد داشت که هر کس می تواند چندین شغل دوست داشتنی داشته باشد و رسالت خود را پیدا کند.

پیدا کردن رسالت یکی از مهم ترین عنصرها در زندگی است که اگر آن را بیابیم هم زندگی معنا داری خواهیم داشت و هم از شغل دوست داشتنی و کار رضایت بخش خشنود خواهیم شد.

راستی شما رسالت خود را چگونه پیدا کرده اید؟

منبع | منبع عکسها: Oracles

تبلیغات

۱۹ موضوع عجیب از زندگی مارک زوکربرگ

مارک زوکربرگ یکی از مشهورترین مدیران در دنیا است که دستاورد هایش تا ۳۲ سالگی واقعا عجیب و تحسین بر انگیز است. بسیاری از افراد، او را با فیس بوک شناختند. اما در مورد او هنوز هم چیزهایی هست که می توانید با کمک این مطلب به آن دست پیدا کنید.

با وجود این که روزانه میلیاردها نفر وارد فیس بوک می شوند و از دستاورد آزمایشی او در دوران مدرسه و دانشجویی استفاده می کنند اما او هزینه زیادی را خرج تحقیقات پزشکی می کند. این موضوع خیلی مهم است که با وجود این که این فرد، در دسته ای می گنجد که با انگشت می توان رقبایش را بر شمرد، اما هنوز انسان است و باید برای انسان ها هزینه کند.

زندگی مارک زوکربرگ و رمز و رازهای آن!

تبلیغات

او نزدیک بود که کارمند مایکروسافت شود.

زمانی که مارک زوکربرگ یک نوجوان دبیرستانی بود، یک پخش کننده موزیک به نام Synapse Media Player طراحی کرد که این اپلیکیشن بر اساس شخصی سازی لیست پخش کار می کرد. این پلیر فقط mp3 ها را پشتیبانی می کرد.

مایکروسافت در پی این بود که شرکت و کارمندان آن را جذب کند. اما با وجود این که مجوز ساخت و ارائه این اپلیکیشن ارائه شده بود، مارک زوکربرگ، تصمیم گرفت که ادامه تحصیل دهد و به این پروژه خط پایان زد

در دوره راهنمایی یک پیام رسان اختراع کرد

پدر مارک زوکربرگ یک دندان پزشک بود و نیاز داشت تا بداند بیمارانش در چه زمانی می رسند و باید ویزیت شوند. مارک زوکربرگ یک اپلیکیشن پیام رسان طراحی کرد و نام آن را ZuckNet گذاشت. با کمک این اپلیکیشن که صرفا برای پدرش طراحی کرده بود، پدرش می توانست از زمان رسیدن آن ها مطلع شود.

او به عنوان فردی اقتصادی شناخته می شود

با وجود این که مارک زوکربرگ بسیار ثروتمند است و از خانه ای عالی بهره مند است، در سال ۲۰۱۰ طی مصاحبه ای با The New Yorker گفته است که خانه خود را در Craigslist پیدا کرده است. Craigslist تقریبا چیزی شبیه اپلیکیشن و وب سایت هایی مثل شیپور و دیوار و غیره است! با این حساب این جمله او بیانگر این است که او فردی اقتصادی و صرفه جو است و به بهانه داشتن پول زیاد به دنبال گران ترین ها نمی رود.

ضعف بینایی برایش موهبت بود

او رنگ آبی را برای فیس بوک انتخاب کرد، و علت آن هم این بود که دارای کور رنگی سبز و قرمز است. انتخاب این رنگ هر چند بخاطر محدودیت های چشمی او صورت گرفت اما از نقطه نظر بازاریابی رنگ، این انتخاب تنها انتخابی می توانست باشد که این کسب و کار را موفق کند.

او برنامه نویس سطح بالا نبود!

یکی از چیزهایی که شاید خیلی ها فکر کنند این است که او یک برنامه نویس سطح بالا بوده است اما چیزی که مهم است این است که او با کمک کتاب دامیز توانست سی پلاس پلاس را یاد بگیرد!

او چند زبانه است

مارک علاقه زیادی به زبان های مختلف دارد. مثلا لاتین را دوست دارد و به زبان ماندارین نیز صحبت می کند. علاقه به زبان های باستانی در مارک زوکربرگ علاقه ای دیرینه است.

زندگی مارک زوکربرگ

او تمام پیشنهاد های خرید فیس بوک را رد کرده است

اغلب شرکت های بزرگ دنیا، نظیر

  • NewsCorp
  • مای اسپیس
  • Viacom
  • یاهو
  • NBC
  • گوگل

و حتی مایکروسافت دوباره پیشنهاد خرید فیس بوک را مطرح کردند اما او آن را رد کرده و قصد دارد همیشه با این شبکه بماند.

او ستایشگر استیو جابز است

مارک زاکربرگ گویای این است که از نقطه قوت ها و سبک رهبری جسورانه استیو جابز برای حفظ اپل استفاده کرده و توانسته موهبت هایی را برای کسب و کار خود به ارمغان آورد.  او بخاطر این الگو ستایشگر استیو جابز است.

مارک زوکربرگ عضو توییتر است

نکته ای که وجود دارد، موسس شبکه های مختلف خیلی کم امکان دارد که بخواهند عضو شبکه های اجتماعی دیگر شوند! اما مارک زوکربرگ عضو توییتر است. اما با این وجود بسیار کم کار است. مثلا از سال ۲۰۰۹ تا کنون تنها ۱۹ توییت ارسال کرده است! چیزی حدود سالی دو توییت!؟

او یک کاربر تناسب اندام است

شاید او را فقط در حوزه کسب و کار سفت و سخت شناخته باشید اما مارک در سال ۲۰۱۶ تصمیم به اجرای یک برنامه ۳۶۵ روزه در حوزه تناسب اندام گرفت و توانست دقیقا در موعد مشخص به هدف خود برسد.

توجه مارک به پیکاسو و البرت انیشتین

او دو نقل قول دارد که از پیکاسو و انیشتین وام گرفته است. این دو نقل قول به صورت زیرند:

  • چیزها را آنقدر ساده کنید که دیگر نتوانید آن ها را ساده تر کنید ( انیشتین )
  • همه بچه ها هنرمند زاده می شوند و مساله این است که هنرمند بمانند و رشد کنند ( پیکاسو )

شاید این دو جمله مخصوصا جمله پیکاسو نوعی بیانگر خصوصیات مارک زوکر برگ در مورد فیس بوک را نشان دهد. قطعا دلیلی دارد که او این دو جمله را برگزیده است.

سگ مارک زوکربرگ یک سلبریتی است

حیوان دوست داشتنی و خانگی مارک زوکربرگ یک سگ گله ی مجارستانی است. این سگ برای خود یک پیج شخصی در فیس بوک دارد که نزدیک به دو میلیون لایک دارد! حتی دخترش هم یکی از فن های این سگ است. او گفته که این سگ مشهور ترین سگ جهان است!

او برای مدیریت صفحه اش ادمین دارد!

جالب است که کسی خود موسس چیزی باشد و برای حضور در آن نیاز به ادمین داشته باشد. البته این موضوع برای مارک که حسابی سرش شلوغ است این موضوعی کاملا طبیعی است. او دارای ۱۰ ادمین برای پیج شخصی اش است! و آن ها این صفحه را اداره می کنند.

این افراد مسئول، عکس گرفتن، ارسال پست، نوشتن، نظر دادن و لایک کردن هستند.

او از حریم خصوصی اش خیلی مراقبت می کند

مارک زوکربرگ نسبت به حریم خصوصی اش بسیار حساس است و تلاش دارد که آن را حفظ کند و سلامتش را تثبیت کند. او علاوه بر کارهایی اجتماعی در این باره سعی دارد تا هر گونه که شده جلوی اشتباهات ناگهانی را بگیرد. مثلا بر روی دوربین لپ تاپ اش یک چسب زده تا مبادا به طور ناگهانی تصویری از او ثبت شود.

ترفند های عکاسی مخصوص به خود دارد

یکی از چیزهایی که معمولا در مورد مارک زوکربرگ مخصوصا از سمت نزدیکانش، مورد بحث قرار گرفته مساله اندازه قد او، در عکس ها و در واقعیت است. چیزی که وجود دارد این است که او در عکس ها، طوری گارد می گیرد که شما فکر می کنید خیلی طبیعی است اما قدش را چند سانتی متر بلند تر نشان می دهد!

زندگی مارک زوکربرگ

زندگی مارک زوکربرگ

لباسش ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار می ارزد!

اگر او را دیده باشید متوجه می شوید که همیشه لباس خاکستری به تن دارد، و با یک شلوار جین و کفش هایی از جنس و برند نایک!

در سال ۲۰۱۴ از او در مورد لباس هایش سوال هایی پرسیدند! او در این باره گفت:

من تمایل دارم تا بتوانم زندگی ام را انقدر ساده کنم که نیاز به تصمیم گیری برای انتخاب نداشته باشم و در عوض به مردم خدمت کنم!.

به نظر می رسد، تی شرت خاکستری رنگ زاک، ساخته شده توسط طراح ایتالیایی Brunello Cucinelli، هزینه ای به ارزش ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار داشته است. با این حال، Vres Clothing رنگ، مواد و طول پیراهن را بررسی کرد تا بتواند یک مدل مقرون به صرفه برای کسانی که میخواهند سبک مدیر عامل شرکت را کپی کنند، ایجاد کند.

شما نمی توانید مارک را بلاک کنید

اگر به صفحه مارک زوکربرگ نگاه کرده باشید متوجه می شوید که هرگز نمی توانید او را بلاک کنید. برای او چنین امکانی وجود ندارد. اگر بخواهید این کار را انجام دهید به صفحه خطا می روید. این چیزی است که حق صاحب فیس بوک است!

هزینه چند میلیارد دلاری برای امنیت توسط مارک

همانطور که گفته شد او به حریم خصوصی و امنیت خود خیلی اهمیت می دهد. رقمی که اخیرا برای این موضوع گزارش داده است، حدود ۸ میلیارد دلار بوده که سفر با هواپیمای شخصی یکی از این گزینه ها بوده است.

بی سلیقگی مارک زوکربرگ در انتخاب خودرو

همانطور که گفتیم او بسیار اقتصادی است و سعی دارد کم هزینه ترین ها را برای زندگی انتخاب کند. هر چند هنگام پرواز هواپیمای شخصی اش گویای این موضوع نیست، اما نکته ای که وجود دارد این است که، در انتخاب خودرو سلیقه ای نازل دارد. مثلا خودروهای او از جمله خودروهای ۳۰ هزار دلاری است که می توان به Acura TSX  و Volkswagen Golf GTI اشاره داشت.

نظر شما در مورد مارک چیست؟ دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.

منبع

تبلیغات

۸ کسب و کار خانگی برای سال ۹۸ به بعد را از این جا بشناس

به نظرم آن افرادی که مدرکی گرفته اند و منتظرند اسمشان توی لیست استخدامی هایی که سالی یا دو سالی یک بار فراخوان داده می شود، در بیاید، کمی خودشان را دست پایین گرفته اند چون به نظر من هر انسانی دارای دستاوردی برای فروش است! از ان جا که من خودم هم دست روی دست نگذاشتم و به انتظار استخدام این سازمان و آن نهاد نماندم کسب و کارهایی راه انداختم و خوشحالم که هم اکنون آن ها را مدیریت می کنم. اما برای کسب و کار خانگی واقعا می شود چه کاری کرد؟ شاید تو هم بخواهی در این وادی پا بگذاری، اما ایده ای نداری. توصیه من به تو این است که این چند پیشنهادی که توصیه متخصصان شاپیفای است را دست کم نگیری و روی آن ها فکر کنی و یک کسب و کار از آن ها مشتق کنی.

این ۸ راهکار، فرمولی است که توی می توانی با کمک آن، کسب و کار خانگی را راه اندازی کنی و از پشت میز اتاقت یا میز آشپزخانه ات، یا حتی توی تخت خوابت، کسب و کاری را راه اندازی کنی و پول در بیاوری. البته پیش از این به بیان این موضوع پرداخته بودم که برای کسب و کار خانگی موفقی چه نیازمندی هایی داری، اما پیدا کردن ایده از مهم ترین این نیازمندی هاست که در ادامه به فرمول هایی پرداخته ام.

خوب و بد های کسب و کار خانگی! آیا می دانی؟

تبلیغات

وقتی صحبت از کسب و کار خانگی می شود، خیلی ها که مجبورند ساعت ۷ صبح بیدار شوند و به سرکار بروند، و از این موضوع ناراحت هستند، کسب و کار خانگی را بی دغدغه ترین کسب و کار می شناسند اما حقیقتا کسب و کار خانگی هم خوبی ها و بدی هایی دارد.

مزیت کسب و کار خانگی چیست؟

از جمله امتیازها و مزیت های کسب و کار خانگی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. هزینه سرباری واقعا کم است! مالیات چندانی نباید بپردازید و نیازی نیست هر ماه هزینه انبارداری را بپردازید.
  2. هر گونه محصول را می توانید با کمک کسب و کار خانگی به صورت محلی، کشوری و بین المللی به فروش برسانید
  3. تعادل زندگی و کار در کسب و کار خانگی واقعا راحت تر است. اگر شما فرزند کوچک دارید یا پدر و مادر پیری دارید که نیاز به نگهداری دارند.. می توانید از این مدل کسب و کارها استفاده کنید.
  4. اگر شما در کسب و کار خانگی تان نتوانید، روزی مدیریت را به دست بگیرید، یکی از اعضای خانواده می تواند به جای شما حضور پیدا کند! همکاری در چنین حالتی واقعا بدون نیاز به کارهای اداری است و عالی است.

اما در کنار تمام مزیت هایی که ممکن است از کسب و کار خانگی به ذهن تو هم آمده باشد محدودیت هایی نیز باید در نظر داشته باشید.

محدودیت های کسب و کار خانگی چیست؟

از جمله محدودیت هایی که گاهی نمی توان آن ها را نا ندیده گرفت برای یک کسب و کار خانگی به صورت زیر بیان شده است:

  1. شاید لازم باشد کمی فضای زندگی تان را کوچک تر کنید تا یک دفتر کار راه بیندازید، یا این که محصولاتی که خریداری می کنید را در بخشی از منزل قرار دهید. در حقیقت در کسب و کار خانگی، اتاقی از اتاق های شما به دفتر کار، و انبار ذخیره سازی تبدیل می شود. ( اگر می خواهی دفتر کار راه بیندازی این ایده های شیک را فراموش نکن )
  2. گاهی برخی کسب و کارها چالش دارند، و این می تواند با زندگی شخصی ات درگیری ایجاد کند
  3. برای برخی از کسب و کارهای خانگی لازم است که مجوز گرفته شود. مثلا اگر قصد پختن غذا دارید باید در مورد مسائل بهداشتی آن مجوز کسب کنید.
  4. هر چند کسب و کار خانگی به تو لذت می دهد و آزادی ات دو چندان است، اما ممکن است دیگران از اعضای خانواده را در تنگنا قرار دهید.

البته نکات منفی دیگری نیز وجود دارد. مثلا من که کارم تولید پادکست است، وقتی که مهمان در خانه باشد باید بروم توی خودرو یا در پارک محلی مان و آن جا شروع به ضبط کردن کنم! حالا اتفاقات ضمنی نیز به کنار.

پس هر کاری دردسرها و شیرینی های خاص خودش را دارد!

اگر این را قبول داری، و حاضری دردسر های کسب و کار خانگی را به دوش بکشی بیا و این چند راه کار را دنبال کن. هر چند این راهکارها که در ادامه اورده شده، یک مدل برای پیدا کردن کسب و کار شما است اما لیستی از کسب و کارهایی که دوسال پیش تا کنون خوب جواب داده اند را می توانی بعدا در این جا بخوانی.

ایده های کسب و کار خانگی برای سال جدید

محصولات زیادی بخر و آنلاین بفروش!

ایده کسب و کار خانگی

لطفا ابتدای امر اصلا به فکر احتکار نباش! منظور من از این واژه، یعنی محصولات زیاد خریدن این است که تو می توانی محصولی را به صورت عمده بخری، که معمولا ارزان تر است و از طریق فروشگاه اینترنتی آن را بفروشی.

قدیم تر ها کسانی که به خارج از کشور می رفتند به اندازه ی چند چمدان و ساک، با خود اجناس می آوردند و نمایشگاه محلی و خانگی می زدند! حالا اگر تو هم مسافرت رفته ای و فکر می کنی محصولات خوبی در ان جا دیده ای و خریداری کرده ای می توانی آن ها را دقیقا از طریق یک سایت به فروش برسانی.

گاهی اجناسی که برای این منظور در نظر گرفته می شود، کم حجم و ماندگار هستند. مثلا عینک آفتابی! این یک گزینه خوب است که نه جاگیر است و نه فاسد می شود. بنابراین می توانی یک کسب و کار فروش عینک راه بیندازی و بعد، با یک نمایشگاه محلی، تا حدودی از آن ها را به فروش برسانی و بقیه را در سایتت به فروش برسانی.

البته اگر از کالاهای دیگری استفاده می کنی قضیه فاسد شدن، یا جاگیر بودن را توجه داشته باش.

فروش محصولات خانگی

ایده کسب و کار خانگی

وقتی حرف از محصولات خانگی می شود ذهنتان را روی تمام چیز هایی ببرید که می توانید درون خانه خود آن ها را درست کنید و به فروش برسانید.

مثلا اگر هنری دارید یا تجربه ای دارید، می توانید این کسب و کار را دنبال کنید. من افراد زیادی می شناسم که از این طریق درآمد های خوب دارند! از جمله کسب  و کارهایی که می توانید در خانه آن ها را مدیریت کنید و محصول را در اتاق تان تهیه کنید می توان به موارد زیر اشاره داشت:

  • شمع سازی
  • جواهر سازی
  • لوازم آرایشی
  • هنر
  • غذا
  • پوشاک

شاید کسب و کار تو از آن دسته است که لازم است که از طریق استدیو محصول ات را تهیه کنی، یا در جایی مخصوص بیرون از خانه محصول را تهیه کنی و بعد به خانه بیاوری و بفروش برسانی. هیچ محدودیتی در این باره وجود ندارد.

فروشنده دیگری باشید

ایده کسب و کار خانگی

تا کنون در این بخش در مورد کسب و کارهایی صحبت کردیم که لازم است یا خودتان تولید کننده محصولات باشید یا این که، بخشی از منزل خود را به انبارداری اختصاص دهید. می دانید که این گونه کسب و کارها کمی زحمت هم دارد. اما اگر شما تصمیم داشته باشید برای کسب و کار خانگی، وارد سیستم های همکاری در فروش شوید، یا فروشنده دیگری باشید بهترین انتخاب را داشته اید. چرا که وقتی که شما فروشنده دیگری باشید، فقط تا آن جا که خریدی نهایی می شود، بر عهده شما است، و ارسال محصول و انتقال محصول به مشتری بر عهده شما نیست.

این گونه کسب و کارها از جمله بی دردسر ترین کسب و کارهاست چرا که شما فروشنده محصولاتی هستید که ارسال و پشتیبانی آن اصلا بر عهده شما نیست.

سیستم چاپ بر محصول تدارک ببینید

ایده کسب و کار خانگی

این کسب و کار نیز تا حدی نیاز به انبار داری ندارد. بلکه کاربر می تواند از شما بخواهد که چه چیزی را بر روی چه محصولی چاپ کنید و به فروش برسانید. برای این مساله می توانید، محصول مورد نظر را از بازار تهیه کنید و با دستگاه چاپی که دارید آن چه را که می خواهید روی آن چاپ کنید.

این کار انعطاف پذیری بسیاری دارد و می توانید ایده های مختلفی را درگیر آن کنید.

مزیت دیگر این کار این است که شما می توانید انواع محصولات را پوشش دهید. از جمله مواردی که چاپ بر روی آن ها صورت می گیرد می توان به

  • کتاب
  • تی شرت
  • کلاه
  • کوله پشتی
  • پتو
  • بالش
  • لیوان
  • کفش
  • تلفن و ساعت و غیره

اشاره داشت.

این حوزه طرفداران مخصوص به خود را  دارد. یادم می آید چند سال پیش به کسب و کاری مشاوره می دادم، این کسب و کار که خیلی هم به چیزهای هنری ارتباط نداشت برای مشتری مداریش، ماگ هایی تهیه کرده بود و به هر مشتری یک مورد از ماگ های خود را ارسال می کرد. این ماگ هم احساس خوب هدیه را در بر داشت و هم این که، تا ابد برند مورد نظر را جلوی چشم مشتری قرار می داد!

فروش خدمات یا تخصص خود از خانه!

ایده کسب و کار خانگی

این کار مخصوص متخصصان خلاق است! وقتی که کسی دارای مهارتی است یا این که، دارای هنری است که باید وقت بگذارد و آن را آموزش دهد می تواند آن را از پیش آموزش دهد و در خانه از طریق وب سایتش بفروشد. برخی با کمک سایت خود مشتری جمع می کنند و یک کلاس گروهی برگزار می کنند.

هر چند لازم است که برای چنین کسب و کارهایی نیز کمی وقت بگذارید، اما زمان گذاشتن خود سرمایه است.

معمولا بازاریابان، سخنرانان، و آموزگاران از این مدل کسب و کار خوب پول به جیب می زنند! شنیده ای که فلان دختر از خانه گیتار یاد می دهد و ماهی ۲۵ میلیون درآمد دارد؟

از جمله این کسب و کار ها می توان به:

  • طراحی
  • آموزش
  • بازاریابی
  • نویسندگی
  • خدمات رسانی مجازی
  • و نظیر آن

اشاره کرد.

برای این که از دفترکارتان بیشترین بازدهی را کسب کنید این مقاله را از دست ندهید.

تولید محصول از مهارت های خود!

در بالا به یک مورد از این مدل کار اشاره کردم! مثلا می توانید اگر دارای تجربه، هنر و علم خاصی هستید از آن محصولی تهیه کنید و در خانه آن محصول را بفروشید. مثلا می توانید آن را از طریق اینترنت بفروشید یا به صورت فیزیکی آن را به فروش برسانید.

از جمله این گونه محصولات می توان به:

  • پادکست
  • ای بوک
  • دوره آموزشی
  • طراحی
  • هر کالای دست ساز
  • هر چیز دانلود شدنی
  • و غیره

اشاره داشت

همانطور که می توانید حدس بزنید بسیاری از این موارد شامل مدیایی هستند که می توانید به صورت دیجیتالی تنها یک بار آن ها را تهیه کنید و چندین بار آنها را بفروش برسانید.

یک کسب و کار موجود را خریداری کنید

ایده کسب و کار خانگی

برای این که یک کسب و کار پا بگیرد نیاز به صرف زمان است! واقعا باید کمی صبر کرد اما کم حوصله تر ها با پرداخت پول این زمان را کمتر می کنند. بدین معنی که یک کسب و کار آماده را خریداری می کنند و شروع به مدیریت آن می کنند. این کسب و کار ممکن است مدتی باشد که به حالت معلق درآمده باشد و یا این که هنوز به سود نرسیده باشد اما می توان اطمینان داشت که خیلی از گام هایی که شما باید برای ان صبر کنید را طی کرده اند.

پس می توانید به کمک این راهکار، این مساله را حل کنید و سریع تر به سود برسید.

برخی اوقات کسب و کارهایی هستند که سود ده هستند اما مدیران آن ها به هر دلیلی آن را رها کرده اند، شما می توانید روی ان ها مانور دهید. مثلا می توانید سری به سایت هایی بزنید که در آن سایت هایی را برای فروش گذاشته اند. شاید لازم باشد ابتدای امر کمی پول خرج کنید در واقع در این حالت دارید هزینه ای پرداخت می کنید که زمان خود را ذخیره کنید.

برنامه نویسی کنید و از خانه پول در بیاورید!

یکی از دیگر کسب و کارهایی که این روزها سود زیادی به خود اختصاص داده این است که به تولید اپلیکیشن یا برنامه هایی بپردازید که مردم حاضرند برای آن پول بپردازند.

برای این موضوع، می توانید با خیال راحت در خانه کد نویسی کنید و در مارکت های مختلف محصول را به فروش بگذارید و درآمد کسب کنید.

با این پیشنهاد هایی که برای شما ارائه نمودم، می توانی به راحتی شروع کنی و کسب و کار خاص خودت را بسازی. شاید لازم باشد چند مورد از موارد بالا را با هم ترکیب کنی تا یک کسب و کار سود ده ایجاد کنی.

به هر حال پول درآوردن هم آنقدرها سخت نیست اگر تو ذهن خلاقی داشته باشی و انقدر باهوش باشی که بدانی باید به تناسب مهارت هایت و ماموریت هایت در دنیا، باید چه کاری انجام دهی و به سود برسی.

آیا این آموزش برایت مفید بود؟

تبلیغات

لذت نهایی قدرت پشتکار و ثابت قدم بودن در زندگی

بیشتر علاقه‌ی من (نویسنده) نوشتن مقاله‌هایی است که در طول آن فهم بهتری نسبت به موضوع مقاله پیدا کنم. وقتی کیفیت و قدرت پشتکار و ثابت قدم بودن به مغز من خطور کرد آن را یک فرصت برای بهبود دیدم نسبت به این موضوع دیدم.

بگذارید این مقاله را با یک نقل قول از کالوین کولیج شروع کنیم که به درستی کیفیت پشتکار را بطور خلاصه بیان می‌کند :

“هیچ چیز در دنیا نمی‌تواند جای پشتکار و مداومت را بگیرد. حتی استعداد. چیزی که هم اکنون به وفور در جامعه یافت می‌شود مردمانی ناموفق با استعداد زیاد است. و نه حتی هوش. داستان نوابغی که به حق خود نرسیده‌اند تقریبا ضرب المثل شده است. و نه تحصیلات. دنیا پر شده از افراد تحصیل کرده‌ی بیکار. اما پشتکار و عزم راسخ به تنهایی کافیست. شعار ‘ادامه بده’ تا کنون بسیاری از مشکلات بشر را حل کرده و حل خواهد کرد.”

تبلیغات

تعریف مرسوم پشتکار عبارت است از : “عدم تسلیم شدن و رها کردن، ثابت قدم بودن بطور مشتاقانه و پافشاری در یک مسیر بر خلاف مشکلات و مسائل پیش رو.”

با این تعاریف شاید باز هم این سوال پیش آید که آیا تفاوت یک نتیجه‌ی مطلوب و یک نتیجه‌ی نامطلوب و شکست خورده داشتن پشتکار است ؟ در این مورد، توجه به نوع و کیفیت پشتکار نیز امری ضروری است.

در اینجا نکاتی در مورد بهبود پشتکار و مداومت خواهیم گفت :

چگونه نوع پشتکار را بهبود ببخشیم

تصمیم بگیرید که چه کارهایی می‌خواهید انجام بدهید و برای خودتان یک یا چند هدف تعیین کنید. همگی اهمیت داشتن هدف را برای دستیابی به موفقیت می‌دانیم، بنابراین زمانی را صرف این کنید که اهداف و چیزهایی که می‌خواهید به آن دست یابید را معلوم کنید. آیا می‌خواهید وزن کم کنید، از دانشگاه فارغ التحصیل شوید، در یک ماراتون شرکت کنید یا در کارتان موفق باشید ؟

در تحقیقی جالب که چندین سال پیش در نیویورک انجام شد محققان دریافتند که افرادی که هدفی واضح و مختصر تعیین کرده‌اند در ۹۵ درصد مواقع به آن دست پیدا کردند، البته یک شرط وجود داشت، اینکه فقط به هدف تعیین شده دست پیدا کرده و در طول مسیر رسیدن به هدف تلاش را رها نکرده و در مقابل مشکلات ایستادگی کنند.

در واقع تا کنون هیچ دستاورد قابل توجهی نبوده که در آن آزمایش و سختی وجود نداشته باشد. ادگار آلبرت گست (Edgar Albert Guest) در شعر زیبایی به خوبی انسان‌ها را تشویق کرده تا به مسیر ادامه دهند، مخصوصا زمان‌هایی که پیشروی سخت می‌شود.

پشتکار داشتن

برای موانع و مشکلات آماده شوید. این نکته را در نظر قرار دهید که حتما بین شما و هدف‌تان مشکلات و موانعی وجود خواهد داشت. پس برای آن‌ها آماده شوید.

هیچ دستاوردی بین مشلات، موانع و سختی‌هایی که در سرتاسر مسیر وجود داشته به دست نیامده است. هنری فورد (Henry Ford) قبل از اینکه اولین اتومبیلش را طراحی کند سه بار ورشکسته شد.

اما همانطور که همه می‌دانیم او در ادامه موفق شده و تبدیل به یکی از ثروتمندترین افراد دنیا شد. او می‌گوید : “شکست صرفاً یک فرصت است تا هوشمندانه‌تر شروع کنید.

” معروف است که توماس ادیسون (Thomas Edison) 10 هزار بار تلاش کرد تا در نهایت موفق شد لامپ را اختراع کند. عقیده‌ی او این بود که : “من شکست نخورده‌ام، من ۱۰ هزار راه پیدا کرده‌ام که با آن‌ها نمی‌شود لامپ اختراع کرد.”

مطمئناً پشتکار و پافشاری تفاوت بین افرادی است که موفق می‌شوند و افرادی که تسلیم شده و دست از تلاش بر می‌دارند.

یکی از راه‌هایی که می‌توانید برای موانع آماده شوید این است که مشکلات احتمالی را حدس زده و یک نقشه برای آن‌ها داشته باشید. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید وزن کم کنید، باید این نکته را مد نظر قرار دهید که مواقعی وجود دارد که امکان ندارد بتوانید به رژیمی که دارید پایبند بمانید.

در این موارد احتیاج دارید که یک وعده غذایی جایگزین داشته باشید و یا اینکه خودتان را از لحاظ ذهنی آماده کنید تا از رژیمی که دارید منحرف نشوید. متاسفانه، به جای آماده شدن برای همچین مواقعی، بسیاری از افراد بطور کامل تسلیم می‌شوند و می‌گویند که امکان ندارد یک رژیم را همیشه رعایت کرد.

در عمل نیز، آن‌ها گاهی رژیم را خراب می‌کنند و در نهایت در ناامیدی تسلیم می‌شوند.

مثال دیگر تلاش برای شرکت در دوی ماراتن و شکست در اولین تلاش است.

آیا در این صوزت باید تسلیم شده و دست از تلاش مجدد بردارید ؟ نه، به هیچ وجه! باید به این نکته فکر کنید که کجا در مورد تخمین باقیمانده انرژی‌تان اشتباه کرده‌اید و چه اشتباهی در رژیم غذایی‌تان و تمرینات‌تان کرده‌اید. بعد از کمی تحقیق خواهید فهمید چگونه پیشرفت کنید و بعد از آن دوباره می‌توانید تلاش کنید.

اگر در مشکلات غرق شوید دیگر زمانی نخواهید داشت تا پشتکار مد نظر برای برخورد با مشکلات و موانع را در خودتان تقویت کنید. در نهایت، اگر برنامه ای برای روبرو شدن با پستی‌ها و بلندی‌های داشته باشیم از لحاظ ذهنی آماده‌ی روبرو شدن با آن ها هستیم.

چند نکته که در مورد پشتکار لازم است بدانید

پشتکار از اولین قدم شروع می شود

اولین قدم را بردارید. اگر برای به اتمام رساندن چیزی تلاش نکنید، فارق از کسب موفقیت و یا عدم موفقیت، هیچ پشتکاری در شما شکل نخواهد گرفت. خیلی از ما کارها را به علت ترس از شکست و یا برنداشتن قدم اول به تعویق می‌اندازیم. درست است که اگر برای چیزی تلاش نکنید هیچ وقت شکست نمی‌خورید، ولی موفقیتی نیز به دست نخواهید آورد. یک نقل قول معروف وجود دارد که می‌گوید “تنها شکست واقعی در زندگی شکست در تلاش کردن است.”

برای پشتکار مرور و ارزیابی اهمیت دارد

مرور کنید، مجدد ارزیابی کرده و تجدید نظر نمایید. از کسانی که فقط ناظر عمل کرده شما هستند دوری کنید. در عوض از توصیه و نصیحت افرادی که تجربه‌ای در زمینه‌ی کاری شما دارند و افرادی که می‌خواهد شما موفق شوید استفاده نمایید. این افراد می‌توانند بر اساس تجاربی که کسب کرده‌اند نکات بسیار مهم و تجربیات خوبی را به شما منتقل کنند. البته هنوز باید به سختی تلاش کنید اما داشتن یک مشوق با انرژی مثبت بسیار می‌تواند به افراد کمک کند.

تمرکزتان را حفظ کنید تا پشتکار تان نتیجه دهد

یکی از موانع موفقیت، از دست دادن تمرکز و انگیزه است. یکی از راه‌هایی که می‌تواند تمرکز شما را حفظ کند این است که خودتان را صرف نظراز هدفی که دارید در حالی تصور کنید که به آن هدف رسیده‌اید. با وضوح خودتان را در حالی تصور کنید که آن کار را به پایان رسانده‌اید و مزد زحمات خود را گرفته‌اید. از طرفی دیگر ههرگز خودتان را درگیر افکار منفی نکنید، چیزهایی مثل “من نمی‌توانم اینکار را انجام دهم”، “با اینکار غیر ممکن است به موفقیت برسم”. در عوض از شعارهای الهام بخش و تصاویر افرادی که با پشتکار به موفقیت رسیده‌اند و دیگر چیزهایی که به شما انگیزه می‌دهند استفاده کنید.

لذت ببرید و پشتکار خود را تقویت کنید

 یکی از لذت بخش‌ترین حس‌ها بعد از موفقیت دانستن این موضوع است که شما توانسته‌اید بر مشکلات زیاد و سختی‌های فراوان مقابله کنید و به هدف‌تان برسید. رسیدن به موفقیت وقتی به خودتان یادآوری می‌کنید که از چه مسیری عبور کرده و به آن دست پیدا کرده‌اید لذت بخش‌تر نیز خواهد بود.

افرادی که با وجود موانع و مشکلات با پشتکار به موفقیت رسیدند :

  • لودویک فن بتهون ( آهنگشاز، پیانیست) درسن ۳۰ سالگی ناشنوا شد ولی بسیاری از معروف‌ترین آهنگ‌هایش را بعد از اینکه شنواییش را از دست داد به وجود آورد.
  • هلن کلر (نویسنده) ازسن ۱۹ ماهگی ناشنوا و نابینا بود. او ۱۲ کتاب و مقالات مختلف بسیاری نوشته و اولین فرد نابینایی بود که مدرک لیسانس هنر گرفته است.
  • ری چارلز و استیو واندر (موسیقیدان) هر دو نابینا بودند ولی به مدارج زیادی در موسیقی دست پیدا کردند.
  • جیمز ارل جونز (بازیگر) که با صدای خاص و پر رونقی که داشت شناخته می‌شد لکنت زبان داشت.
  • مارلین ماتلین (بازیگر زن برنده جایزه آکادمی) ناشنوا است.
  • اینژاک پرلمن (نوازنده ویولن کنسرت) بخاطر ویروس فلج اطفال فلج است.
  • تری فاکس (دونده) مبتلا به سرطان بود.

همانطور که از لیست شگفت انگیز بالا مشخص است، موانع و سختی‌ها نباید شما را از اهدافی که دارید دور کنند. در این میان چیزی که بیشتر از همه اهمیت دارد داشتن پشتکار مداوم تا زمان رسیدن به هدف است.

منبع کمکی: essentiallifeskills
منبع عکس: consciouslifenews.com

تبلیغات

ایلان ماسک؛ دنیای متفاوت او از تولد تا ریاست تسلا و همکاری با ناسا

افرادی که به طور عمیق به دنبال زندگی نامه کارآفرینان موفق هستند، قطعا تا کنون بارها اسمی از ایلان ماسک را شنیده اند. اصلا مطالعه زندگی نامه ایلان ماسک یکی از انگیزشی ترین داستان هایی است که به شما کمک می کند که بتوانید در ایده های تان پافشاری کنید و راه های درست را برگزینید و البته با صبر و تامل، به هدف خود برسید.

در ادامه این مطلب قصد دارم کمی به بررسی زندگی او و شخصت ایلان ریو ماسک  بپردازیم تا راهی برای انگیزش بیشتر کارآفرینان و ایده پردازان باز کنیم.

ایلان ماسک پر شور و حرارت و دنیای کودکی او
ایلان ماسک پر شور و حرارت و دنیای کودکی او

تبلیغات

بیوگرافی و زندگی نامه ایلان ماسک

بیوگرافی و زندگی نامه ایلان ماسک برگرفته از حوادث و رخداد های تلخ و شیرینی است که از بدو تولد برای این بشر فوق العاده رخ داده است. چیزهایی در این مقاله نگاشته شده که شاید اگر بارها برای یک فرد عادی رخ می داد از دنیای پول و اقتصاد و کار آفرینی دور می شد اما ما با یک اعجوبه به نام  ایلان ماسک روبرو هستیم.

برای آمادگی بیشتر ذهن شما داستان را از اینجا شروه می کنیم که اصلا ایلان ماسک کیست؟

ایلان ماسک کیست؟

اگر بخواهیم ایلان ماسک را در یکی دو خط معرفی کنیم کافی است بگوییم، که او، یکی از کارآفرینان نمونه ای است که اولین ایده تجاری اش در ۱۲ سالگی، به ظهور نشست در شرکت های بزرگی مثل تسلا، سمت های عالی دارد و کارخانه های بزرگی را روی یک دست خود می چرخاند. ایلان ماسک از نظر بسیاری از افراد یک فرد عجیب و غریب و نابغه است.

تصویری از ایلان ماسک در دوران کودکی که موجب آزار و اذیتش توسط همکلاسی ها حسابی فراهم بود
تصویری از ایلان ماسک در دوران کودکی که موجب آزار و اذیتش توسط همکلاسی ها حسابی فراهم بود

دوران کودکی و نوجوانی ایلان ماسک

ایلان ماسک متفکری که این روزها حسابی همه دوست دارند جای او باشند در سال ۱۹۷۱ در یکی از شهر های آفریقای جنوبی بدنیا آمد. مادرش، زیبا بود و به عنوان یک مدل کار می کرد و اصالتا کانادایی بود اما پدرش، یک مهندس و متعلق به آفریقای جنوبی بود. عمر ایلان ماسک تقریبا به ۹ سال داشت می رسید که پدر و مادرش از هم جدا شدند.

مادر ایلان ماسک که در نه سالگی اش از پدر ایلان جدا شد اما موفقیت های بعدی ایلان را رقم زد
مادر ایلان ماسک که در نه سالگی اش از پدر ایلان جدا شد اما موفقیت های بعدی ایلان را رقم زد

این جا بود که اولین دوران خاص زندگی ایلان ماسک شروع شد. او به همراه برادر و خواهر کوچکترش، زندگی خود را نزد پدر ادامه داد.

اولین مواجه او با کامپیوتر، زمانی بود که Commodore VIC-20 در حال شناخته شدن بود. ایلان ماسک، با کار کردن با این نوع از اولین کامپویتر ها متوجه جدیت و علاقه خود نسبت به کامپیوتر و برنامه نویسی شد.

نکته جالب این که او یک بازی با نام بلستار، یا بلستر طراحی کرد که به فضا و آسمان ربط داشت. ایلان ماسک توانست این بازی را به میزان ۵۰۰ دلار در دوران خود به فروش برساند. نکته جالب تر این که او حتی برای طراحی بازی اش، از کسی کمک نگرفت و به طور کاملا خود جوش و خود آموز موفق به این عمل شد.

صحنه ای از بازی که ایلان ماسک طراحی کرد و فروش خوبی داشت
صحنه ای از بازی که ایلان ماسک طراحی کرد و فروش خوبی داشت

ایده های تجاری ایلان ماسک از دوران کودکی

شاید با مطالعه و دانستن طراحی بازی در ۱۲ سالگی توسط ایلان ماسک، به این پی ببرید که مغز تجاری دارد اما این موضوع تنها به این بازی ویدیویی ختم نمی شود.

زمانی که او کودک بود با خطور کردن ایده های تجاری مثل تخم مرغ های عید پاک، به هم سالان خودش و نزدیکانش، تجارتی کوچک راه می انداخت و اینگونه بود که با هر بار موفقیت، برتر بودن در ناخود آگاهش حک می شد.

می توان گفت که ایلان ماسک از ابتدا یک تاجر به دنیا آمده بود و همه این ها در بزرگ سالی اش، ثابت شد.

کودکی پر شور ایلان ماست در کنار برادر و پسر خاله هایش که آن ها نیز در کارآفرینی نمونه اند
کودکی پر شور ایلان ماست در کنار برادر و پسر خاله هایش که آن ها نیز در کارآفرینی نمونه اند

سربازی رفتن ایلان ماسک

ایلان ماسک مثل هر فرد دیگری تا پا به ۱۸ سالگی بگذارد می بایست که به سربازی در آفریقای جنوبی برود . اما او عقیده داشت که سربازی رفتن، در جایی که به دیگران ظلم می کنند، کار عاقلانه ای نیست.

قبل از این که او ۱۸ ساله شود، مادرش تمهیداتی چید تا او را به عنوان یک شهروند کانادایی، تثبیت کند و این گونه بود که از شر سربازی در میان ظلم و جورهایی که می شد، فرار کرد.

دوران دانشگاه و ترک تحصیل ایلان ماسک

زمانی که ایلان ماسک توانست به مادرش بپیوندد، کمتر از ۱۸ سال سن داشت اما در سن ۱۹ سالگی بود که دانشگاه کوئینز ایالت اونتاریوی کانادا او را برای ادامه تحصیل پذیرفت. حدودا دو سال در این دانشگاه درس خواند و برای ادامه تحصیل به پنسیلوانیا رفت و توانست در سن ۲۴ سالگی، در دو رشته خاص و متفاوت یعنی اقتصاد و فیزیک مدرک کارشناسی خود را بگیرد.

ایلان ماسک در دوران نوجوانی و جوانی
ایلان ماسک در دوران نوجوانی و جوانی

بعد از گذشت مدت زمانی که او دوران تحصیل خود را طی می کرد، هر ذهن منطقی می گفت که او باید دکتری بخواند. برای همین کار، به کالیفرنیا رفت تا  فیزیک کاربردی و علم مواد در دانشگاه استنفورد را در دوره دکتری شروع کند. اما بعد از دو روز که از دوره دکتری اش می گذشت، انصراف داد و به دنبال ایده های کار آفرینی خود رفت.

ایلان ماسک معتقد بود کار کردن روی ایده های کار آفرینانه اش می تواند در موفقیت بیشتر او در زندگی نقش داشته باشد.

همه چیزهایی که تا این لحظه از زندگی او به چشم می خورد این است که او فردی باهوش، با فکر اقتصادی و مغزی نابغه است که سه تابعیت آفریقای جنوبی، کانادا و آمریکا دارد.

شرکت نرم‌افزاری و اینترنتی Zip2  اولین شرکت ایلان ماسک

شاید در میان رزومه ایلان ماسک نامی از زیپ ۲ نشنیده باشید اما باید بدانید که تمامی موفقیت های او شاید از همین جا نشات می گرفت که ایلان ماسک با سرمایه ۲۸ هزار دلاری پدرش با کمک برادرش شرکتی راه انداختند که البته خیلی خوش اقبال بود.

بعد از این که این شرکت ۴ ساله شد، در سال ۱۹۹۹ شرکت  کامپک (Compaq)  توانست این شرکت را که با سرمایه اولیه ۲۸ هزار دلار راه افتاده بود به قیمت ۳۴۱ میلیون دلار خریداری کند!

از کل فروش این شرکت، ۷ درصد عاید ایلان ماسک شد. این جا بود که با مبلغی حدود ۲۲ میلیون دلار، او تبدیل به یکی از افرادی شد که قبل از ۳۰ سالگی میلیونر شد.

ایلان ماسک، اعجوبه ای که دارایی اش را صرف ایده های کمک به انسان ها خرج کرده است
ایلان ماسک، اعجوبه ای که دارایی اش را صرف ایده های کمک به انسان ها خرج کرده است

PayPal  دومین تجربه تجاری ایلان ماسک

بعد از این که او ۲۲ میلیون دلار بدست آورد. ۱۰ میلیون دلار را برای راه اندازی یک سرویس پرداخت اینترنتی سرمایه گذاری کرد که x.com نام داشت. در ادامه راه Confinity نیز به او پیوست و این جا بود که پی پال زیر پر و بال ایلان ماسک زاده شد و رشد کرد.

هر چند که در اثنای راه ماسک با هیات مدیره به مشکل برخورد، و از ریاست استعفا دارد اما کماکان با داشتن سهم تقریبا ۱۲ درصدی در این شرکت، بزرگ ترین سرمایه گذار بود و در هیات مدیره باقی ماند.

پس از گذشت مدتی، ای بی، توانست با مبلغ ۱٫۵ میلیارد دلار، پی پال را خریداری کند. سهم ایلان در این معامله چیزی حدود ۱۶۵ میلیون دلار بود.

ایلان ماسک و شریکش که در پی پال با هم حضور داشتند
ایلان ماسک و شریکش که در پی پال با هم حضور داشتند

پروژه های فضایی ایلان ماسک

همانطور که ابتدای این مقاله گفته شد، ایلان ماسک یک بازی ویدیویی با موضوع فضا ساخته بود که از آن سود برد. این می توانست نشان از علاقه او به فضا باشد.

اما بعد از گذشت مدتی، که دو شرکت تکنولوژیکی خود را به فروش رساند، تصمیم گرفت روی چند ایده فضایی کار کند.

پروژه فضایی او اسپیس ایکس نام داشت و تصمیم داشت برای ارتقای آن، موشک قاره پیمای دست دوم را از روسیه خریداری کند. او با دوستش برای خرید چند موشک قاره پیمای به روسیه رفت اما در آن جا شدیدا مورد تمسخر واقع شد و با دست خالی با دوستش به کشورش برگشت .

پروژه فضایی اسپیس ایکس که جزو علاقمندی های او بود، هم اکنون همیار ناساست
پروژه فضایی اسپیس ایکس که جزو علاقمندی های او بود، هم اکنون همیار ناساست

البته این تمسخر موجب نشد که ایلان از ایده اش پا پس بکشد. به مدت یک سال بعد او تصمیم گرفت با فردی که نامش مایکل گریفن بود و در سازمان های خاصی نظیر CIA، ناسا، اوربیتال ساینس نامش دیده می شد، دوباره به روسیه برود تا بتواند این بار با پشتوانه فردی موفق سه راکت خریداری کند.

اما هزینه هر راکت چیزی بیش از ۸ میلیون دلار توسط روسی ها قیمت گذاری شد. ایلان ماسک با یک محاسبه سر انگشتی متوجه شد که چیزی که آن ها قیمت دهی کرده اند بسیار بیش از قیمت واقعی راکت هاست. او معتقد بود که با ۷ درصد از این مبلغ می تواند خودش راکت ها را بسازد

اینجا بود که دست به کار شد، تا به طریقی که شده، خودش تمهیداتی بچیند که بتواند این راکت ها را تولید کند و البته موفق هم شد. او توانست در این کار سود زیادی کند و مبلغ بسیار زیادی صرفه جویی کند.

اهداف ایلان ماسک هر چند گاهی در اسپیس ایکس با مشکل مواجه می شد اما در نهایت موفقیت او را رقم زد
اهداف ایلان ماسک هر چند گاهی در اسپیس ایکس با مشکل مواجه می شد اما در نهایت موفقیت او را رقم زد

درست همینجا بود که سومین ایده تجاری او و شرکتش با نام SpaceX در سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ محقق شد.

ایلان ماسک با دریافت دو سمت مهم در این شرکت، توانست به اهداف نهایی خود در SpaceX برسد. بخش اعظم سرمایه گذاری های او، در این شرکت، توسط خودش انجام شده و معتقد است که نباید برای کار های شخصی از سرمایه گذاری دیگران استفاده کرد. در این باره او می گوید:

من همیشه از پول خودم در شرکت‌هایی که ایجاد می‌کنم سرمایه‌گذاری کرده‌ام. فکر نمی‌کنم استفاده‌ی صرف از پول مردم [در پروژه‌های شخصی] کار درستی باشد. نمی‌توانم از کسی بخواهم در چیزی سرمایه‌گذاری کند که حتی خود من حاضر نیستم در آن سرمایه‌گذاری کنم.

شرکت فضایی ایلان ماسک به تولید موشک های فضایی به نام فالکون می پردازد. موفقیت او و ایده های صرفه جویانه اش موجب شد که ناسا وارد قرار داد های میلیارد دلاری با اسپیس ایکس شود و در پرتاب های فضایی اش، شرکت ایلان ماسک را دخیل کند.

تصویری از شرکت اسپیس ایکس و پروژه های ایلان ماسک
تصویری از شرکت اسپیس ایکس و پروژه های ایلان ماسک

نقش ایلان ماسک در تسلا موتورز

تسلا موتورز شرکتی است که زاده سال ۲۰۰۴ است. ایلان ماسک به طور کاملا واضح وارد این شرکت شد و یکی از سرمایه گذاران این شرکت شد. او به طور کاملا ملموس در فعالیت های این شرکت حضور نداشت اما با اینکه بخشی از هیات مدیره محسوب می شد،  نقش فعالی در طراحی و تولید اولین خودروی الکتریکی شرکت با نام رودستر داشت.

ایلان ماسک ابتدا به عنوان سهام دار تسلا حضور داشت اما به دلیل قدرت درک اقتصادی اش در بحران تسلا به عنوان رئیس این مجموعه انتخاب شد
ایلان ماسک ابتدا به عنوان سهام دار تسلا حضور داشت اما به دلیل قدرت درک اقتصادی اش در بحران تسلا به عنوان رئیس این مجموعه انتخاب شد

این گونه بود که او نام خود را در تسلا موتورز بر افراشت تا سایر اعضای هیات مدیره در شرایط سخت او را به عنوان رئیس شرکت و هیات مدیره در نظر بگیرند. در سال ۲۰۰۸، او این سمت را از آن خود کرد و برنامه هایش را در سه فاز متفاوت ارائه کرد:

  1. فاز اول: تولید خودروی گران قیمت و اسپرت ( این کار با رودستر ۱۱۰ هزار دلاری به واقعیت پیوست )
  2. فاز دوم: تولید خودروهای متوسط از نظر قیمت که در سال ۲۰۱۲ با معرفی تسلا s به واقعیت پبوست
  3. فاز سوم: تولید خودروهای نسبتا ارزان قیمت که در اواخر سال ۲۰۱۷ با معرفی تسلا مدل ۳ در برنامه اش قرار گرفت.
ایلان ماسک در معرفی خودرو
ایلان ماسک در معرفی خودرو

علاوه بر تولید خودرو های یاد شده، تسلا موتورز در حال حاضر چند کار مهم دیگر نیز برعهده دارد:

  1. تولید سیستم‌های انتقال قدرت خودروهای الکتریکی دایملر (استفاده‌شده در مرسدس بنز‌های الکتریکی) وتویوتا
  2. جذب این دو شرکت برای سرمایه گذاری طولانی مدت در تسلاموتورز
  3. تولید باتری های پاوروال برای مصرف خانگی و صنعتی
  4. گیگافکتوری که کارخانه ای بزرگ با مساحت ۳۰۰۰ هکتار است که هنوز در حال تکمیل است

او هم اکنون هم در راس تسلا موتورز قرار دارد. در سال ۲۰۱۷ بود که نام موتورز را از نام تسلا حذف کرد تا بتواند از تسلا در ایده های جاه طلبانه تکنولوژی خود استفاده کند.

اما ایلان ماسک در حال حاضر روی دو پروژه مهم دیگر نیز کار می کند:

ایلان ماسک و فالکون
ایلان ماسک و فالکون

نقش ایلان ماسک در سولارسیتی

سولارسیتی نیز پروژه دیگری است که ایلان ماست، با در اختیار دادن طرح و سرمایه آن به پسر عموهایش، تصمیم گرفت روی سیستم خورشیدی و چیزهای مرتبط با آن کار کند.

این طرح او از سال ۲۰۰۶ شروع شده است.  اهدف اصلی تأسیس سولارسیتی مانند شرکت تسلا، مبارزه با گرمایش جهانی از طریق تولید انرژی پاک و تجدیدپذیر است.

سولار سیتی منتسب به ایلان ماسک
سولار سیتی منتسب به ایلان ماسک

ایلان ماسک ضمن توجه وافر به این پروژه در مورد خطر گرمایش جهانی می گوید:

بشر در حال انجام یکی از خطرناک‌ترین آزمایش‌های تاریخ است: اینکه ببینیم چه مقدار دی‌اکسید کربن لازم است به اتمسفر تزریق کنیم تا فاجعه‌ای زیست محیطی به وجود بیاید!

ارزش سولارسیتی به قدری زیاد است که این روزها بزرگترین تامین کننده نیروی خورشیدی در آمریکا به شمار می آید و در آینده به عنوان برترین ها در نوع خود، طبقه بندی خواهد شد.

ایلان ماسک و هایپر لوپ یا حمل و نقل فرا صوتی

هایپرلوپ نیز یک برنامه خاص از سمت ایلان ماسک بوده که در آن تلاش دارد، به کمک دانش و تکنولوژی روز، امکان حمل و نقل سریع با سرعتی فرا صوت، را فراهم کند. او برای این کار به ۱۲ مهندس خبره از تسلا فرصت داده تا طی مدت کوتاه مشخص شده، این پروژه را بررسی کنند.

اگر این طرح به بار بنشیند، می توان گفت که ارزان ترین و آسان ترین و سریع ترین روش حمل و نقل تا این برهه از تاریخ بوجود خواهد آمد.

هایپر لوپ یا حمل و نقل فرا صوتی یکی دیگر از طرح های ایلان ماسک است که زندگی را سرعت می بخشد
هایپر لوپ یا حمل و نقل فرا صوتی یکی دیگر از طرح های ایلان ماسک است که زندگی را سرعت می بخشد

تصاحب مریخ در اندیشه ایلان ماسک

ایلان ماسک در میان برنامه هایی که دارد به دنبال موفقیت برای انتقال افراد از زمین به مریخ است. بدین صورت بارها اذعان داشته که سهام شرکتش تا زمانی که طرح و ایده انتقال بین سیاره ای اش، به حالت عادی و ثابت شده تبدیل نشود، هرگز در معرض عموم قرار نخواهد گرفت. شاید با این کار می خواهد از دردسرهای سهام داران عام جلوگیری کند تا بتواند تمرکز بهتری بر کار خود داشته باشد.

بنابراین تا عادی شدن شرایط پرواز سامانه‌ی حمل‌ و نقل میان‌ سیاره‌ای (ITS) سهام شرکت اسپیس ایکس عرضه نخواهد شد.

زندگی خانوادگی ایلان ماسک

اولین چیزی که از زندگی خانوادگی او به چشم می خورد، زندگی محدود موفق خانوادگی او، در کنار تمام درگیری های کاری و پروژه های جالب است. او هم اکنون پدر ۵ فرزند است که طی دو زایمان پا به زمین گذاشته اند. او فرزندانش را از لقاح مصنوعی دارد و در اولین مرحله صاحب دو پسر و در مرحله بعد صاحب سه پر شد. البته نا گفته نماند که اولین فرزندش، ( قبل از این ۵ فرزند ) طی دو ماه اول زندگی دچار سندرم مرگ نوزاد شد و از دنیا رفت.

نمایی از زندگی خانوادگی ایلان ماسک!
نمایی از زندگی خانوادگی ایلان ماسک!

بحران های زندگی ایلان ماسک

ایلان ماسک در همان پروژه های اول و دوم خود، پول زیادی عاید خود کرد به طوری که می توانست به طور کلی از فضای کسب و کار بیرون برود و زندگی ای با ریسک کمتری تجربه کند.

اما او علاقه داشت کارهایی کند که زندگی مردم را بهبود ببخشد. از این رو از بخشی از سرمایه خود برای این هدف استفاده کرد. شاید فکر کنید که جمله پول پول می اورد همیشه برای همه جواب می دهد. اما برای ایلان ماسک که قبل از ۳۰ سالگی میلیونر شده بود، در برهه ای از زمان وضعیت تغییر کرد.

او حدودا ده سال پیش با بد ترین روزهای خود دست و پنجه نرم می کرد.  اسپیس ایکس، تسلا و سولارسیتی سه شرکت و پروژه ای بودند که وقت او را گرفته بود و هزینه های آنها سرسام اور شده بود. راکت هایش به مشکل بزرگی برخورد کرده بودند. رفته رفته وضعیت طوری می شد که برای او هیچ پولی باقی نمانده بود.

در باره این دوران ایلان ماسک، خاطرات خوبی ندارد اما می گوید، در این اوضاع تا مدت ها از آشنایان و دوستان برای گذران زندگی پول قرض می کرده است!

اما در میان حرف هایش در کنار تمام سختی ها معمولا جملاتی شبیه به این جمله شنیده می شود که:

من به چیزهایی علاقه دارم که دنیا را تغییر می‌دهند و بر آینده تاثیر قرار می‌گذارند. تکنولوژی‌های شگفت‌انگیزی که وقتی آن‌ها را می‌بینید با خود می‌گویید «چطور چنین چیزی اتفاق افتاده؟ اصلا چطور چنین چیزی ممکن است؟»

شاید به دلیل همین ایده هایش بود که با کمبود ها دست و پنجه نرم کرد و در نهایت، تلاش کرد شرکت هایش را حفظ کند. این کار او قطعا موجب تولیداتی در آینده می شود که همگان را به شگفتی خواهد  وا داشت.

طلاق های مکرر بحران دیگری از زندگی ایلان ماسک

تمام دوران زندگی ایلان ماست، تا ده سال اخیر، عالی بود تا اینکه سر و کله مشکلات پیدا شد. در کنار تمام مشکلات، مشکل جدایی از همسرش نیز پیش آمد. همسر او که مادر فرزندانش بود، درست در سال های بحران از او جدا شد و این نیز بر گرفتاری های دیگر او اضافه کرد.

چندی بعد از جدایی او از همسر اولش،  تلولاه ریلی (Talulah Riley)  بازیگر مشهوری بود که فکر ایلان ماسک را به خود مشغول کرد. بالاخره دست روزگار این دو را به همسری هم درآورد اما بعد از ۲ سال مشکلات سرو کله شان پیدا شد و دومین طلاق او رخ داد. بعد از مدتی دوباره زندگی خود را شروع کردند و در این میان از ۸ سال پیش تا کنون چند بار بین این دو شکر آب شد به گونه ای که گاهی ایلان درخواست طلاق می داد و گاهی هم تلولاه! و در نهایت، تلولاه از او جدا شد.

ایلان ماسک در زندگی خود با بحران هایی روبرو بود که با مثبت اندیشی از سد تمام آن ها رد شد
ایلان ماسک در زندگی خود با بحران هایی روبرو بود که با مثبت اندیشی از سد تمام آن ها رد شد

رفتارهای دخیل در موفقیت ایلان ماسک چه بودند؟

شاید تا به اینجا بخواهید از زندگی کاری و اقتصادی و تجاری ایلان ماست، ایده بگیرید و برخی از رفتارهای او را در خود ایجاد کنید. اما با توجه به گفته های او، ایلان ماسک به کمک ۵ رفتار و مهارت توانسته به این نقطه برسد.

مطالعه مثل مشاهده تلویزیون

هر چند دوران ابتدایی ایلان ماسک، دوران سختی بود، مثلا جدایی پدر و مادرش از هم، بحران های روحی و حتی ضرب و شتم های مکرر از همکلاسی هایش، همه دست به دست هم می داد که اورا افسرده کند اما ایلان درباره آن دوران می گوید که روزانه تا ۱۰ ساعت مطالعه داشته است. حاصل این کار موجب شده که ایلان در حال حاضر، ۵۰۰ صفحه کتاب را سریع و برای یک مطالعه یک روزه در نظر بگیرد.

دنبال کردن علاقه ها

یکی از چیزهایی که در موفقیت او نقش داشته این بوده که به دنبال علایق خود بوده است. در زندگی او کسب و کارهایی دیده می شود که اصلا شبیه به هم نیستند اما چون در حوزه و دامنه علایق اش قرار دارد موجب شده که در این مسیر موفق تر از همیشه عمل کند.

ایلان ماسک و رفتار های عجیب و غریب او
ایلان ماسک و رفتار های عجیب و غریب او

خوش بینی و مثبت اندیشی

همان طور که در این مقاله بیان شد، زندگی پر پیچ و خمی با ایلان ماسک همراه بوده است اما خوش بینی و مثبت اندیشی و توجه او به هدف هایش یعنی بهبود زندگی بشر از جمله چیزهایی بوده که نیروی انگیزشی او بوده است و او را به پیش رانده است.

توجه به شکست در کنار موفقیت ها

او با اینکه سر سختانه خوش بین است، اما نا گفته نماند که برای موفقیت همیشه شکست را به رسمیت می شناسد. او این بینش را احتمالا برای این مد نظر دارد که شکست پلی برای پیروزی هایش است نه صرفا یک دیوار مانع شونده و معمولا شکست چیزی است که برای هر کسب و کاری رخ می دهد.

به نظر می رسد که این یک نوع واقع نگری او به حساب می آید.

خوش گذرانی و اوقات فراغت

برای انجام همه این کارهای بزرگ قطعا ذهن قدرتمندی می بایست وجود داشته باشد اما همین ذهن گاهی نیاز به استراحت دارد. او هر چند اولین برکنار شدنش از کار را در یک سفر به استرالیا تجربه کرد اما خوب می داند که نباید از سفر و خوش گذرانی دوری کند بنابراین در کنار تمام کارهایش برنامه های درست و اصولی برای خوش گذرانی هم دارد.

فارغ التحصیلی ایلان ماسک
فارغ التحصیلی ایلان ماسک

چرا ایلان ماسک به خواندن این کتاب ها تاکید دارد؟

در دنیای موفقیت معمولا افراد به دنبال این هستند که توصیه های افراد موفق در هر حوزه ای را نصب العین خود قرار دهند. ایلان ماسک تاکید دارد که اگر حتی اهل خواندن کتاب هم نیستید، این چند کتاب را قبل از مردن بخوانید! البته من معتقدم که این کتاب ها برای او پر از حرف ها بوده اند و شاید برای من و امثال من نکته هایی کم رنگ تر داشته باشد، اما چون توصیه شده حتما آن ها را در لیست خواندنی هایم قرار می دهم:

کتاب اول مورد توصیه ایلان ماسک:  ارباب حلقه ها – جی.آر.آر. تالکین

ایلان ماسک معتقد است که کتاب  ارباب حلقه ها – جی.آر.آر. تالکین، توانست دیدگاه او را نسبت به زندگی و آینده تغییر دهد. او همیشه دوست داشته که دنیا جای خوب تری باشد، و برای بشریت کار خوبی کند و این ایده شاید الهام گرفته شده از قهرمان این کتاب باشد.

کتاب دوم مورد توصیه ایلان ماسک: راهنمای مسافران کهکشان – داگلاس آدامز

ایلان ماسک معتقد است که با خواندن این کتاب توانسته با نوع پرسش از جهان برای یافتن راه حل های موثر آشنا شود. به راستی که پرسش به خودی خود نقش اساسی در موفقیت ها دارد.

کتاب سوم مورد توصیه ایلان ماسک: بنجامین فرانکلین: یک زندگی آمریکایی – والتر آیزاکسون

ایلان ماسک همیشه به بنجامین احترام می گذارد و معتقد است که زندگی شان شبیه به هم بوده است. بنجامین کارآفرینی بوده که زندگی اش را از صفر ساخته و تمام این ها زمانی رخ داده که فراری بوده است.

کتاب چهارم مورد توصیه ایلان ماسک: انیشتین: زندگی و جهان او – والتر آیزاکسون

خواندن زندگی نامه فردی که همه او را در دوران مدرسه تحقیر می کرده اند، و ناگهان با ایده هایش دنیا را عوض می کند، برای هر کسی حتی ایلان ماسک الهام بخش است.

کتاب پنجم مورد توصیه ایلان ماسک:  ساختارها: یا چرا چیزها نمی افتند – جی.ای. گوردون

ایلان ماسک می گوید کسانی که می خواهند چیزی طراحی کنند و نیاز به دانش ابتدایی در مورد ساخت وطراحی دارند باید این کتاب را بخوانند.

از آن جا که او به طور خود جوش به دنبال طراحی ها می رفته و خود آموز کارش را راه می انداخته است، بعید نیست که با الهام از این قبیل کتب، راه خود را هموار می کرده است.

کتاب ششم مورد توصیه ایلان ماسک: احتراق: تاریخچه پیشرانهای راکتهای سوخت مایع – جان دی. کلارک

در مورد این کتاب، ماسک می گوید که یک کتاب خوب در مورد مسائل موشکی وجود دارد به نام احتراق که توسط جان کلارک نوشته شده است. با توجه به این که نویسنده این کتاب در زمینه یاد شده، بسیار دانشمند بوده بنظر می رسد دور از ذهن نیست که حتی نسخه انگلیسی این کتاب هم به راحتی بدست نیاید.

کتاب هفتم مورد توصیه ایلان ماسک: انیشتین: هوش برتر: مسیرها، خطرها، راهبردها – نیک بوستروم

از آن جا که ایلان علاقه ای به مباحث هوش مصنوعی ندارد و آن را خطر ساز می پندارد، بدیهی است که در تعریف این کتاب بگوید:

ما باید فوق العاده به هوش مصنوعی اهمیت بدهیم، چرا که پتانسیل خطر آن حتی بیشتر از بمب اتم است

او باید برای مدیریت برترین شرکت های دنیا تیز بین باشد و این کتاب در این باره دید شدیدا تیزبین و عمیقی به او داده است.

کتاب هشتم مورد توصیه ایلان ماسک: صفر تا یک: نکاتی برای استارت آپ ها یا چگونه آینده را شکل دهیم – پیتر تیل

این کتاب شامل تمام تجربیات استارتاپی همکار و شریک ایلان ماسک است که تجربیات موفق خود از تشکیل پی پال را با دیگران به رایگان به اشتراک گذاشته و حالا این کتاب به تشویق و توصیه ایلان، منتشر کرده است.

کتاب نهم مورد توصیه ایلان ماسک: انیشتین: هاوارد هیوز: زندگی و دیوانگی او – دونالد ال. بارلت و جیمز ب. استیل

و این کتاب آخین چیزی است که ایلان ماسک معتقد است که با خواندن آن چیزهای خوبی یاد گرفته است. این کتاب شرح زندگی هاوارد هیوز، فیلم ساز و هوانورد آمریکایی است که راه های پروازی از زمین به آسمان را توسعه داد و در آخر با جنون با این دنیا خداحافظی کرد.

تبلیغات

۲۰ دلیل اصلی شکست استارتاپ ها

«شکست می خوریم و ادامه می دهیم.» این از جمله پرکاربردترین و انگیزه بخش ترین شعارهای کسب و کارهای نوپا یا همان استارتاپ هاست. در دنیای استارتاپ ها، هر شکست در بدترین حالت به عنوان فرصتی برای یادگیری قلمداد می شود، و در بهترین حالت حتی می تواند مایه افتخار بنیانگذار استارتاپ هم باشد. ما شکست استارتاپ ها را طبیعی می بینیم و با دید منفی به آن نگاه نمی کنیم.

در عین حال، واقعیت این است که شکست چیز خوبی نیست. درست همانطور که هیچکس در حین امضای دفتر عقد برای طلاق برنامه ریزی نمی کند، هیچ کس هم با این تصور که «خُب این اولین کارمه، دفعه بعد موفق میشم» شرکت جدیدی را به راه نمی اندازد. در واقع، هیچ کس نمی خواهد شکست بخورد و با این وجود، اغلب استارتاپ ها به شکست می انجامند.

اگر به سراغ آمار و ارقام برویم، درصدی که بیشتر برای شکست استارتاپ ها مشاهده می کنیم ۹۰ درصد است، اما تحقیقی که توسط یکی از استادیاران ارشد مدرسه کسب و کار هاروارد انجام شد، به رقم ۷۵ درصد رسید. در نهایت، می توانیم اینطور تخمین بزنیم که رقم واقعی، چیزی بین این دو است.

تبلیغات

چه رقم ۷۵ درصد را بپذیریم و چه میزان ۹۰ درصد و یا درصدی بین این دو، در هر صورت درصد شکست استارتاپ ها بسیار بالا است. این همه شکست چه دلیلی دارد و چرا استارتاپ ها شکست می خورند؟

چرا استارتاپ ها شکست می خورند؟

با وجود اینکه می توانیم داستان سرایی کنیم و حکایت شکست استارتاپ های مختلف را برای شما بازگو کنیم، اما بهتر است که به سراغ تحقیقی برویم که دلایل شکست استارتاپ ها را به زیر ذره بین برده است. CB Insights به عنوان یکی از شرکتهای مطرح در زمینه تجزیه و تحلیل داده به بررسی همین موضوع پرداخته است.

بر طبق نتایج یافته های این بررسی، ۲۰ دلیل به عنوان مهم ترین دلایل شکست استارتاپ ها شناسایی شده که در ادامه به ترتیب تعدّد استارتاپ هایی که تحت تاثیر آنها به شکست انجامیده اند به ذکر و شرح تک تک شان خواهیم پرداخت.

دلایل شکست استارتاپ ها

  1. عدم نیاز بازار (۴۲%)

نیاز بازار

اصلی ترین دلیل شکست استارتاپ ها تولید محصولی است که بازار به آن رغبتی ندارد. تناسب محصول با بازار بسیار مهم است، اما چه بسا استارتاپ مربوطه، راهکاری را برای مشکلات خودش پیدا کرده و به این توجهی نداشته است که شاید دیگران چنین مشکلی نداشته باشند یا اصلاً برایشان اهمیت نداشته باشد. حتی شاید راهکارهای بهتری هم از قبل در بازار موجود باشد. شاید هم بازار هنوز برای چنان محصولی آمادگی یا ظرفیت نداشته یا نیازی به آن احساس نمی شده است.

در واقع، بسیاری از استارتاپ ها به دنبال حل مسائلی می روند که جالب و هیجان انگیز است و این را در نظر نمی گیرند که هر محصولی باید یک یا چند نیاز بازار را پوشش بدهد، در غیر اینصورت حتی اگر بهترین فناوری، بالاترین تخصص، بهترین مشاوران و بهترین تیم را هم در اختیار داشته باشید، چیزی به جز شکست نمی تواند عاید استارتاپ مربوطه شود.

  1. اتمام بودجه (۲۹%)

اتمام بودجه

یکی از بزرگترین مشکلات و از جمله مهم ترین عوامل شکست استارتاپ ها، اتمام بودجه در زمانی است که هنوز به هیچ جا نرسیده اند. حتی هیچ بعید نیست که خوش شانس ترین شرکتها که سرمایه مناسبی را نیز جذب کرده اند، باز هم به دلایل مختلفی با کمبود بودجه ای مواجه شوند که به عنوان رگ حیات استارتاپ، چاره ای به جز تعطیلی کسب و کار را برایشان باقی نمی گذارد.

از جمله دلایل اصلی اتمام بودجه می توان به هزینه های پیش بینی نشده یا بالای تولید و ناتوانی در جذب بودجه بیشتر، سود کم محصول تولیدی، فاصله زمانی زیاد بین شروع کار و تولید و فروش، هزینه های بازاریابی و عرضه، پرداخت حقوق و موارد مشابه اشاره کرد.

  1. پرسنل و تیم نامناسب (۲۳%)

پرسنل نامناسب

کلیشه ای که در دنیای استارتاپ ها زیاد به گوش می خورد این است که استارتاپ مثل فرزند، و هم بنیانگذار (یعنی کسی که شریک شما در تأسیس استارتاپ به حساب می آید) نیز به مانند همسر شما است. این ابداً به دور از واقعیت نیست، زیرا همانطور که ۲۳ درصد از استارتاپ های شکست خورده این را با تمام وجود لمس کرده اند، تیم و همکاران شما می توانند به مهم ترین عامل در موفقیت یا شکست استارتاپ تان تبدیل شوند.

عواملی مانند ناهماهنگی تخصص و مهارت کارکنان با الزامات استارتاپ، نداشتن تمرکز، بی مبالاتی، فقدان روحیه تیمی و ناتوانی در انجام کار گروهی از جمله مواردی است که در این مورد می تواند باعث شکست استارتاپ شما شود.

  1. از میدان به در شدن توسط رقبا

از میدان به در شدن توسط رقبا

علیرغم اینکه معمولاً توصیه می شود که نباید چشم به دست رقبا بدوزید، اما حقیقت این است که هر زمان که ایده ای مورد استقبال مردم قرار می گیرد، افراد و شرکتهای زیادی برای بهره برداری از فرصت ایجاد شده تلاش می کنند. البته وسواس به خرج دادن در مورد رقبا هم درست نیست، اما نادیده گرفتن آنها هم باعث شکست ۱۹ درصد از استارتاپ ها شده است. معمولاً یکی از مهم ترین دلایل این چنین شکستهایی، پایین بودن قیمت رقباست که عملاً کمر استارتاپ را می شکند.

  1. مشکل در قیمتگذاری یا تعیین هزینه های محصول (۱۸%)

مشکل در قیمتگذاری یا تعیین هزینه های محصول

قیمتگذاری محصول یکی از آن هنرهای ظریف و دشواری است که باید به نحوی انجام بشود که هم به اندازه ای زیاد باشد که هزینه ها را پوشش بدهد و اساساً باعث شود که وجود استارتاپ، به صرفه باشد و هم به اندازه ای کم باشد که مشتری به خرید آن رغبت پیدا کند.

بهترین روش برای قیمتگذاری محصول این است که پس از تحلیل، مشاوره و بررسی شرایط بازار وارد یک فاز آزمایشی شوید و روی محصول مورد نظر قیمت بگذارید و صبر کنید تا ببینید که چه می شود. یا تقاضاهای زیادی دریافت می کنید که احتمالاً نشان می دهد که می توانید قیمت را بالاتر ببرید، یا هیچ کس به سمت شما نمی آید و متوجه می شوید که باید قیمت را پایین تر بیاورید. در هر صورت باید به نحوی قیمت بدهید که محصول شما در نهایت نه خیلی گران و نه زیاد ارزان باشد. ایجاد این نقطه تعادل کار مشکلی است که دقیقاً به خاطر همین سختی و ناتوانی ۱۸ درصد از استارتاپ ها در انجام آن، همیشه یکی از عوامل شکست استارتاپ های مختلف بوده است.

  1. ضعف در محصول (۱۷%)

ضعف در محصول

گاهی بنیانگذاران استارتاپ ها در رابطه با خودِ محصول عملکرد خوبی از خود نشان نداده و در نهایت، محصول ضعیف یا نامتناسبی را عرضه می کنند. معمولاً دلیل عمده بُروز چنین وضعیتی، بی توجهی به خواسته ها، نیازها و شرایط کاربران است و همین عامل شکست ۱۷ درصد از مجموع استارتاپ های ناموفق بوده است.

  1. تولید بدون داشتن مدل کسب و کار (۱۷%)

تولید بدون داشتن مدل کسب و کار

شاید تهیه و تنظیم یک Business Model یا مدل کسب و کار، کار جالب یا هیجان انگیزی نباشد، اما برای موفقیت استارتاپ بسیار مهم و ضروری است. متاسفانه ۱۷ درصد از استارتاپ ها به این دلیل با شکست روبرو می شوند که به موقع از این حقیقت آگاهی پیدا نکرده اند.

تهیه مدل کسب و کار در ابتدای راه باید انجام شود تا بتوانید تمرکز خود را در طول مسیر حفظ کنید و بر طبق اهداف بلندمدت تان به پیش بروید. معمولاً طول مدلهای کسب و کار، ۳۰ تا ۴۰ صفحه است و لذا، تهیه آنها وقت گیر خواهد بود. لازم است که همه چیز، از کاری که استارتاپ تان انجام می دهد و چیزی که ارائه خواهد کرد گرفته، تا زمان پیش بینی شده برای تحقق اهداف و همچنین تحلیل مخاطبان و ارزیابی جریان نقدینگی را در مدل کسب و کار خود بگنجانید. فقط پس از تکمیل این برنامه است که می توانید کارتان را شروع کنید.

  1. بازاریابی ضعیف (۱۴%)

بازاریابی ضعیف

هر چقدر هم که محصول انقلابی و خارق العاده ای داشته باشید، اگر کسی از وجود و کارکرد آن اطلاع نداشته باشد، شکست خواهید خورد. در واقع، شناخت مخاطبان هدف و اطلاع از اینکه چگونه می توانید توجه آنها را به خود جلب و به مشتری بالفعل تبدیل شان کنید یکی از مهارتهای مهمی است که وجود آن در استارتاپ شما ضرورت دارد. این همان مارکتینگ یا بازاریابی است و با وجود اینکه حداقل در ابتدای کار لزوماً به یک تیم بازاریابی پرطرمطاق نیازی ندارید، اما باید از گروه ۱۴ درصدی استارتاپ های شکست خورده درس بگیرید و از همان ابتدا در انجام بازاریابی سهل انگاری نکنید.

  1. غفلت و بی توجهی به نظرات مشتری (۱۴%)

غفلت و بی توجهی به نظرات مشتری

هر چه از اهمیت نظرات یا به اصطلاح فیدبَک کاربران در طول مسیر حرکت استارتاپ، از اولین جرقه ای که در ذهن تان زده می شود تا مراحل توسعه و آزمایش محصول، سخن بگوییم، کم گفته ایم. در واقع، حتی می توانید با حداقل ها و با ایده یک محصول آتیه دار شروع کنید و در ادامه، بخش مهمی از کار را در قالب تستینگ و دریافت و به کار بستن نظرات کاربران به پیش ببرید. با توجه به اهمیت نظرات کاربران، همینکه درصد شکست استارتاپ ها در این مورد بیشتر از ۱۴ درصد نیست جای شگفتی دارد.

  1. ناهماهنگی زمانی محصول (۱۳%)

ناهماهنگی زمانی محصول

اگر محصولی را زودتر از زمان مناسب یا کلاً در زمان نامناسبی عرضه کنید، بعید نیست که از دید کاربران به اندازه ای که باید و شاید مطلوب و جالب توجه به نظر نرسد. در این حالت، تغییر ذهنیت منفی آنها و جذب مجددشان به عنوان مشتری اگر غیرممکن نباشد، کار آسانی نخواهد بود. از طرف دیگر، اگر محصول خارق العاده و نوآورانه خود را دیر ارائه کنید هم چه بسا تا زمان عرضه، فرصت موجود در بازار را از دست داده باشید. به خصوص در عصر حاضر که سرعت و دقت حرف اول را می زند شرایط حساس تر شده و این دست از تاخیر و تعجیل ها عامل اصلی شکست ۱۳ درصد از استارتاپ ها بوده است.

  1. از دست دادن تمرکز (۱۳%)

ناهماهنگی زمانی محصول

متاسفانه رسانه ها کارآفرینی و استارتاپ ها را در چنان قالبی به مردم عرضه می کنند که انگار از این طریق می شود ره صدساله را یک شبه رفت. اما واقعیت این است که راه اندازی شرکتی که بتواند حرفی برای گفتن داشته باشد زمانبر است و به تلاش، سرمایه و همچنین «تمرکز» نیاز دارد. اگر شما هم از آن دسته از انسانهایی هستید که به دلایل مختلف به راحتی تمرکزتان را از دست می دهید یا در به سرانجام رساندن کاری که شروع می کنید مشکل دارید، هیچ بعید نیست که استارتاپ شما هم در زُمره جماعت ۱۳ درصدی استارتاپ های شکست خورده ای قرار بگیرد که از این ناحیه لطمه دیده اند.

  1. ناهماهنگی بین بنیانگذاران یا سرمایه گذاران (۱۳%)

ناهماهنگی بین بنیانگذاران یا سرمایه گذاران

ناهماهنگی یا اختلاف بین بنیانگذاران استارتاپ ها یکی از عوامل مهلک مدیریتی است که معمولاً در نهایت به شکست استارتاپ منجر می شود. البته این مشکل فقط به موسسان استارتاپ محدود نمی شود و هیچ بعید نیست که با سرمایه گذاران هم به مشکل برخورد کنید. در هر صورت، بُروز اختلاف در کسب و کار و ناهماهنگی های متعاقب آن عامل شکست ۱۳ درصد از استارتاپ ها بوده و لذا باید از همان ابتدا گروه هماهنگی داشته باشید و وظایف، مسئولیت ها و تمامی شرایط و ضوابط همکاری را به روی کاغذ بیاورید.

  1. اشتباه در ایراد تغییر در استارتاپ (۱۰%)

اشتباه در ایراد تغییر در استارتاپ

ایجاد تغییر در کار و فرآیندها یکی از اجزای طبیعی چرخه حیات استارتاپ ها است. مثلاً تصور کنید که تولید یک محصول را شروع می کنید، از کاربران نظرخواهی می کنید و متوجه می شوید که با بازار تناسبی ندارد، لذا به سراغ برنامه یا محصول دیگری می روید. این تغییر در بسیاری از موارد باعث نجات و بقای شرکت می شود. اما برای ۱۰ درصد از کسب و کارها همین تغییر به دلیل اصلی شکست تبدیل می شود.

  1. فقدان شوق و انگیزه (۹%)

فقدان شوق و انگیزه

ایده های جالب و آتیه دار فراوانی در ذهن افراد مختلف وجود دارد، اما بدون شوق و انگیزه لازم برای تبدیل آنها به یک چیز ملموس، شکست دور از انتظار به نظر نمی رسد. در واقع، شکست ۹ درصد از استارتاپ ها در نهایت در این واقعیت ریشه دارد که به حوزه فعالیت خود و ضمائم و حاشیه های آن علاقه ای نداشته اند.

  1. مکان نامناسب (۹%)

مکان نامناسب

مکان فعالیت استارتاپ نیز از چند لحاظ می تواند مشکل آفرین باشد. اولین مشکل می تواند ناهماهنگی بین فعالیت استارتاپ شما با مکانی باشد که در آن قرار دارد. به عنوان مثال، تولید خوشمزه ترین بستنی با یک فرمولاسیون ابتکاری را در یک کشور سردسیر در نظر بگیرید. به علاوه، مکان فیزیکی کسب و کار می تواند در رابطه با تیم های دورکار هم مشکل زا باشد. چنانچه فرد یا افرادی را به صورت دورکار استخدام کرده اید، حتماً از روشهای ارتباطی کارآمد استفاده کنید تا در جریان تعامل شما وقفه ای ایجاد نشود.

  1. بی علاقگی سرمایه گذاران (۸%)

بی علاقگی سرمایه گذاران

فقدان تمایل سرمایه گذاران به سرمایه گذاری در مراحل بعدی پروژه یا اصلاً به طور کلی، عامل شکست ۸ درصد از استارتاپ ها بوده است. پر واضح است که هیچ کسب و کاری بدون نقدینگی نمی تواند قدمی به سمت جلو بردارد.

  1. چالش های قانونی (۸%)

چالش های قانونی

گاهی یک استارتاپ کار خود را از یک ایده ساده شروع می کند، اما به برخی پیچیدگی های قانونی برخورد می کند که به عامل اصلی به تعطیلی کشیده شدن آن تبدیل می شوند. در این زمینه می توان به استارتاپ هایی اشاره کرد که در عرصه نشر و توزیع موسیقی و آیتم های صوتی و تصویری شروع به کار کرده اند و در ادامه به خاطر دردسرها و پیچیدگی های قانونی بیش از حد و هزینه های کمرشکن استخدام وکلای کارکشته برای دفاع از خود، عطای کار را به لقایش بخشیده اند و به جرگه ۸ درصدی استارتاپ های شکست خورده پیوسته اند.

  1. عدم استفاده از مشاوره و کمک دیگران (۸%)

عدم استفاده از مشاوره و کمک دیگران

نداشتن یا عدم بهره برداری از یک شبکه قابل اتکای کاری و مشاوره و کمک نگرفتن از سرمایه گذاران و دیگران نیز از عواملی است که به شکست ۸ درصد از استارتاپ های شکست خورده انجامیده است. لذا برای جلوگیری از قرار گرفتن در این گروه باید روابط مستحکمی را با افراد، گروه ها و کسب و کارهای توانمند مرتبط با حوزه فعالیت خود ایجاد و حفظ کنید.

  1. خستگی و فرسودگی (۸%)

خستگی و فرسودگی

تعادل بین کار و زندگی از آن مواردی است که پیاده کردن آن در زندگی بنیانگذاران استارتاپ ها بسیار دشوار است، بنابراین همیشه ریسک از رمق افتادن و فرسودگی وجود دارد. برای جلوگیری از فرسودگی خود باید بتوانید هرجا که لازم است عوامل مزاحم یا افرادی که کیفیت و کمیت مناسبی ارائه نمی کنند را حذف کنید و تیم با انگیزه ای داشته باشید تا بار مسئولیت ها تقسیم شود.

  1. ناتوانی در ایجاد تغییر (۷%)

ناتوانی در ایجاد تغییر

همانطور که قبلاً اشاره شد، گاهی تغییر می تواند به استارتاپ لطمه بزند، اما از طرف دیگر، چنانچه به سرعت عرضه یک محصول ضعیف را متوقف نکنید، کسی که کارش را به خوبی انجام نمی دهد را اخراج نکنید یا کلاً تصمیم نادرست تان را تصحیح نکنید، بدون شک در زمره گروه ۷ درصدی استارتاپ های شکست خورده ای قرار می گیرید که از این ناحیه لطمه دیده اند.

حرف آخر

«شکست» در دنیای استارتاپ ها واژه ناآشنایی نیست، اما به هر حال شکست خوردن هیچگاه و در هیچ زمینه ای خوشایند و مطلوب نخواهد بود. کاری که شما به عنوان موسس و بنیانگذار یک استارتاپ می توانید انجام بدهید این است که در همه مراحل راه اندازی کسب و کار نوپای خود با دقت، حساب شده و با برنامه عمل کنید و از کمک گرفتن از دیگران، دریافت مشاوره و بهره مندی از توانمندی های همکاران خود اِبایی نداشته باشید. در کنار همه اینها باید با مهم ترین دلایل شکست استارتاپ ها آشنا باشید تا از همان ابتدا اقدامات مقتضی در جهت جلوگیری از بروز آنها در کسب و کار خود را به انجام برسانید.

با همه اینها اگر باز هم با شکست مواجه شدید، نباید دلسرد شوید و همه چیز را کنار بگذارید. بلکه در عوض، باز هم باید به مانند یک ققنوس از خاکستر شکست استارتاپ قبلی برخیزید و به کمک تجربه جدیدی که کسب کرده اید، دوباره بنیان استارتاپ دیگری را پی ریزی کنید.

تبلیغات

۶ سوال که برای انتخاب شغل مناسب باید از خود بپرسید

کارآفرینی آسان نیست. فیلم ها و رسانه ها ظاهر شکوهمند و مجللی را از کارآفرینی به تصویر می کشند؛ کارآفرینان و افرادی که برای خودشان کار می کنند می توانند رئیس خودشان باشند، وقت کاری شان را خودشان تنظیم می کنند، هر کاری را که دلشان بخواهد انجام می دهند و همه گوش به فرمان آنها هستند.

غالبا بسیاری از این موارد درست هستند، اما چیزی که به شما نشان نمی دهند این است که به عنوان یک رئیس باید تصمیمات دشواری بگیرید، برای اتمام همه کارها باید ساعت های طولانی کار کنید و اغلب، کارهایی برای شما باقی می ماند که هیچ کس طالب انجام آنها نیست.

تبلیغات

گاهی دشواری های کارآفرینی می تواند به مرحله ای برسد که همه اطرافیان شما در حیرت فرو می روند که چرا به دنبال شغل دیگری نمی روید.

چه چیزی به کارآفرینان انگیزه می دهد تا به تلاش خود ادامه بدهند؟

پول؟ قطعا در ابتدای کار که فقط برای اینکه کسب و کار خود را از زمین بلند کنید باید تلاش کنید تا بتوانید پول نیازهای اولیه زندگی تان را جور کنید چنین چیزی نمی تواند انگیزه شما باشد. چیزی که به کارآفرینان انگیزه می دهد، عشق، شور و اشتیاق آنها است.

این عشق و شور چیزی است که به کارآفرین انرژی می دهد و سرانجام، او را به موفقیت می رساند. به کارآفرینان نیز در نقطه ای از زندگی شان توصیه شده که به دنبال کاری بروند که به آن علاقه دارند، اما تفاوت بین آنها و بقیه در این است که آنها تصمیم گرفته اند که بدون توجه به اینکه چه راه دشواری را در پیش دارند، به این توصیه عمل کنند.

البته عشق و اشتیاق بدون برنامه، بدون عمل و بدون تلاش به جایی نخواهد رسید. اما بدون آن عشق و اشتیاق هم پیش از آنکه به نتیجه مورد نظر دست پیدا کنید، از رمق خواهید افتاد. به هر حال، اگرچه این عشق و اشتیاق به تنهایی کافی نیست و در کنار آن به تمرین، تعقل، تلاش و یک تیم مناسب احتیاج دارید، اما بدون شک برای موفقیت شما به عنوان یک کارآفرین ضروری است.

در حالیکه همه در طول هفته احتمالا کارهایی را انجام می دهند که واقعا لذتی از آنها نمی برند و نتایجی را کسب می کنند که حقیقتا برایشان اهمیتی ندارد، شما به عنوان کارآفرین بخاطر آرمانی کار می کنید که به آن باور دارید. این باید به نوبه خود به شما انرژی بدهد. شاید خسته شوید، اما گاهی حتی کار برای شما کار به معنی مرسوم آن به نظر نمی رسد.

در شرایطی که کارها ناخوشایند هستند، پولی در نمی آورید و انرژی جسمانی شما تحلیل رفته است، آن انرژی باعث می شود که باز هم تلاش را ادامه بدهید، و هنگامی که اقتصاد افت می کند و رقابت سنگین می شود، کسب و کار شما را سرپا نگه می دارد.

از کجا می توانید بفهمید که آن عشق و اشتیاق را نسبت به کار خود دارید؟

۱ اگر ثروتمند بودی و نیازی نبود که نگران مایحتاج خودت باشی چه کار می کردی؟
2 واقعا به چه چیزی باور داری؟
3 چند سال دیگر می خواهی به چه چیزی معروف باشی؟
4 می خواهی چه میراثی از خودت برجای بگذاری؟
5 واقعا در چه کاری عملکرد خوبی داری؟
6 چه کاری می توانی انجام بدهی که به تو اجازه می دهد تا به عنوان یک فرد عادی و فردی که در حوزه کسب و کار مشغول است رشد کنی؟

پاسخ شما به این سوالات، همان کاری است که اکنون باید به آن مشغول باشید.

تبلیغات

چگونه همکاری بین بخش های منابع انسانی و امور مالی می تواند باعث پیشرفت شرکت شما شود

مهم ترین مشکلات در راستای رشد و پیشرفت کسب و کار، کمبود بودجه و سرمایه انسانی است. اما راه حل این مشکلات چیست؟ یک ارتباط منطقی بین مدیر بخش امور مالی (CFO) و مدیر بخش منابع انسانی (CHRO). اما همیشه اهداف این دو در یک راستا قرار ندارد: گاهی ممکن است دیدگاه آنها کاملا با هم متفاوت باشد و ایده های یکی از آنها عامل محدودیت دیگری تلقی شود.

اگرچه مدیران بخش های امور مالی و منابع انسانی همیشه دیدگاه مشترکی ندارند، اما ارائه اطلاعات کامل و جامع به هر دوی آنها و همچنین مشارکت بین آنها به منظور حذف ناکارآمدی ها، حرکت به سمت اهداف و کسب موفقیت در کسب و کار ضروری است.

تبلیغات

با استفاده از سه گام زیر، می توانید همکاری مستحکمی را بین این دو بازیگر نقش های اصلی شرکت خود ایجاد کنید:

  1. از مشارکت هر دو در برنامه ریزی استراتژیک خود استفاده کنید.

اولین گام این است که از کمک هر دو مدیر بخش های امور مالی و منابع انسانی در فرآیند برنامه ریزی استفاده کنید. با این وجود، در برخی از شرکت ها امور مالی بر منابع استعداد تقدم دارد. در گزارشی که توسط موسسه خدمات تحلیلی هاروارد بیزنِس رویو منتشر شد، ۴۴ درصد از ۳۲۳ مدیرعامل شرکت کننده در نظرسنجی اینطور اظهار داشتند که برنامه ریزی های آنها در رابطه با نیروی کاری بر اساس بودجه صورت می گیرد و وجود نیروی مستعد مد نظر قرار داده نمی شود.

اما اگر برنامه ریزی برای نیروی کار منحصرا بر اساس بودجه انجام شود، در اینصورت شرکت ها با ریسک از دست دادن بهترین استعدادها روبرو می شوند. مشارکت دادن مدیران بخش منابع انسانی در فرآیند هدفگذاری می تواند باعث پدید آمدن استراتژی هایی شود که پاسخگوی دغدغه های هر دو بخش مالی و منابع انسانی است.

امروزه مدیران عامل بیشتر و بیشتری به این واقعیت پی می برند و اهمیت استفاده از دیدگاه های دپارتمان منابع انسانی را درک می کنند. در واقع، در یک نظرسنجی که توسط کَریِر بیلدِر با شرکت ۸۸ تن از رهبران شرکت هایی که درآمد آنها حداقل ۵۰ میلیون دلار بود انجام شد، نشان داد که تصور ۶۵ درصد آن مدیران عامل بر این بود که نظرات منابع انسانی به طور فزاینده ای برای مدیریت کلان اهمیت بیشتری پیدا کرده است. علاوه بر این، ۷۳ درصد نیز چنین گفتند که از اطلاعاتی که رهبران منابع انسانی خودشان فراهم کرده بودند در استراتژی جامع کسب و کار خود استفاده کرده اند.

نتیجه: به مدیران منابع انسانی اجازه بدهید که در تعیین اهداف و استراتژی ها فعالانه مشارکت داشته باشند، و برای نظرات آنها به همان اندازه که به ایده های مدیران امور مالی اهمیت می دهید، اهمیت قائل شوید. اگرچه تمرکز منابع انسانی روی سرمایه های انسانی است، اما اطلاعات و ایده های آنها روی درآمد شرکت نیز تاثیر می گذارد. نظرسنجی کَریِر بیلدِر نشان داد که به باور ۵۷ درصد از شرکت کنندگان، مدیران منابع انسانی می توانند روشهایی را برای افزایش بازده و کارآمدی شرکت ارائه کنند و با استفاده بهتر از سرمایه انسانی شرکت، هزینه ها را کاهش دهند.

  1. شاخص های منابع انسانی و امور مالی را در راستای اهداف شرکت تنظیم کنید

اطلاعات بیشتر منجر به تصمیم گیری های بهتری می شود، بنابراین برای هدایت هدفگذاری و دستاوردها، استفاده از ذره ذره اطلاعات موجود اهمیت دارد. اما این چیزی نیست که همیشه اتفاق می افتد: بسیاری از سازمان ها یک قطعه اصلی از جورچین را گم کرده اند.

در نظر سنجی هاروارد بیزنس رویو، ۵۷ درصد از رهبران شرکت ها روی این واقعیت که برای تحقق اهداف کسب و کار به اطلاعات منابع انسانی نیاز است توافق داشتند، و ۵۷ درصد دیگر نیز معتقد بودند که برای بهبود برنامه ریزی شان برای نیروی کار به اطلاعاتی راجع به هرآنچه در جذب و از دست دادن استعداد در شرکت هایشان می گذرد نیاز دارند. در واقع، بسیاری از شرکتها این اطلاعات را در اختیار دارند، اما از آنها در سطح مدیریت کلان استفاده نمی کنند.

این یافته ها فقدان تعامل بین بخش های استخدام و کسب و کار سازمان ها، و فقدان درک اطلاعاتی که برای تحقق اهداف مورد نیاز است را نشان می دهد. در واقع، به عقیده ۵۷ درصد از مدیران عاملی که در نظرسنجی کریربیلدر شرکت کردند، مدیران منابع انسانی برای کمک به آنها در جهت تهیه استراتژیهایی برای تحقق اهداف بزرگتر کسب و کار، می توانند اطلاعات عملیاتی در رابطه با منابع انسانی و همچنین سایر تحقیقات مرتبط را در اختیار ایشان قرار دهند.

نتیجه: مدیران منابع انسانی برای بهبود نتایج کسب و کار باید اطلاعاتی که در اختیار دارند را تحلیل کرده، و از آنها به موازات اطلاعاتی که مدیران امور مالی فراهم می کنند استفاده کنند. برای تعیین بهترین برنامه عملیاتی در جهت تحقق اهداف شرکت، اطلاعاتی که از هر دو طرف ارائه می شود باید با هم مورد بررسی قرار بگیرند.

  1. یک فرآیند بازنگری مستمر و پیوسته ایجاد کنید

پس از آنکه استراتژی ها مشخص شد، باید یک فرآیند بازنگری مستمر را برای ارزیابی کارآمدی آنها برقرار کنید. با توجه به اینکه بر اساس اظهارات ۴۸ درصد از مدیران عامل شرکت کننده در نظرسنجی کریربیلدر، شرکت های ایشان به دلیل استخدام های ناکارآمد از نظر مالی متضرر شده اند، تاکتیک های سرمایه انسانی برای تطبیق با اهداف استعدادی و مالی به ارزیابی مستمر نیاز دارند.

نتیجه: از ابزارها و نرم افزارهای تحلیل نیروی کار که نظارت، تحلیل و به اشتراک گذاری آن دسته از اطلاعات سرمایه انسانی که در رابطه با درآمد شرکت از اهمیت حیاتی برخوردارند را تسهیل می کنند استفاده کنید. از این طریق، مدیر امور مالی شما می تواند نتایج را بررسی کند و برای بهبود تاکتیک های کسب و کار شرکت شما با مدیر منابع انسانی به همکاری و مشارکت بپردازد.

تبلیغات