جنجالی‌ترین معمای استیون هاوکینگ در مورد کیهان همچنان بی‌پاسخ مانده است!

۲۳ فروردین ۹۷ ساعت ۲۳:۰۰

مهم‌ترین معمای استیون هاوکینگ مسئله‌ای است که این دانشمند بخش بزرگی از زندگی‌اش را تا یک سال پیش از مرگ صرف روشن‌تر کردن و رفع ابهام آن کرد؛ با این حال هنوز جوابی برای این سوال ارائه نشده است.

یکی از بزرگ‌ترین محققان عصر حاضر و نابغه‌ی دنیای فیزیک تئوری، استیون هاوکینگ (Stephen Hawking)، در ۱۴ مارس گذشته از دنیا رفت و بیش از ۵۰ سال تجربه و دستاورد علمی پژوهشی را از خود به جا گذاشت. هاوکینگ که علاوه بر فعالیت گسترده در حوزه اخترفیزیک و کیهان شناسی، به عنوان یک شخصیت معروف و مردمی هم شناخته می‌شد، تا سال آخر زندگی‌اش در تلاش بود تا پاسخی برای یکی از سوالات بنیادی و اساسی در مورد حوزه فیزیک کوانتوم و به طور کلی،‌ کیهان ارائه کند.

سوال جنجالی استیون هاوکینگ که در ادامه بیشتر در مورد آن توضیح خواهیم داد و سعی می‌کنیم تا ابهامات آن را برطرف کنیم، این بود که آیا اطلاعات در کیهان از بین می‌رود؟ جالب است بدانیم که حتی پس از مرگ این دانشمند فقید هنوز جواب قانع‌کننده‌ای برای پرسش ارائه نشده است.

جالب‌ترین معمای استیون هاوکینگ

در ابتدا می‌توان گفت که اولین تلاش هاوکینگ برای روشن کردن ابهام مطرح‌شده با انتشار معروف‌ترین مقاله او در سال ۱۹۷۴ صورت گرفت؛ این مقاله که به نام «انفجارهای سیاه چاله؟» (?Black Hole Explosions)‌ شناخته می‌شود،‌ ۴۴ سال پیش باورهای قبلی فیزیکدانان در مورد پدیده مرموز و شگفت‌انگیز سیاه چاله‌ها را به چالش کشید.

رابرت مکنیس (Robert McNees)، فیزیکدانی از دانشگاهی در شیکاگوی آمریکا در این رابطه می‌گوید که در دهه ۷۰ دانشمندان معتقد بودند که سیاه چاله‌ها به واسطه گرانش فوق‌العاده قوی خود هیچ نوع انرژی ساطع نمی‌کنند و به همین دلیل، جرم آن‌ها کم نمی‌شود؛ با همین استدلال اعلام شده بود که این اجرام آسمانی تا ابد وجود خواهند داشت و عمری جاودانه دارند.

جنجالی‌ترین معمای استیون هاوکینگ در مورد کیهان بی‌پاسخ مانده است!

با این وجود هاوکینگ در مقاله خود، با استناد به قواعد مکانیک کوانتوم اثبات کرد که سیاه چاله‌ها رفتاری مانند اشیا حرارتی دارند و از آن‌ها گرما نشت می‌شود؛ دانشمندان تا به امروز از ‌این پدیده به نام تابش هاوکینگ (Hawking radiation) یاد می‌کنند.

به این ترتیب نتیجه‌گیری این بود که با ساطع شدن انرژی از سیاه چاله‌ها، جرم آن‌ها رفته‌رفته کم شده و به علاوه،‌ با کوچک شدن این اجرام آسمانی میزان انتشار حرارت آن‌ها هم بیشتر می‌شود.

به نظر می‌رسد که در مراحل بعدی سیاه چاله‌ها یا به طور کامل محو می‌شوند و یا به اجرامی فوق‌العاده کوچک مبدل خواهند شد؛ با این وجود مشکل اصلی که مکنیس هم به آن اشاره کرده این است که بر اساس محاسبات هاوکینگ، انتشار انرژ‌ی سیاه چاله کاملا حرارتی و دمایی است به همین دلیل،‌ اطلاعاتی در مورد مواد تشکیل‌دهنده سیاه چاله، از طریق ذرات ساطع‌شده به بیرون درز نمیکند.

جنجالی‌ترین معمای استیون هاوکینگ در مورد کیهان بی‌پاسخ مانده است!

تصوری از یک سیاه چاله

معمای استیون هاوکینگ در جایی خودنمایی می‌کند که بر اساس قواعد بنیادی فیزیک کوانتوم، مشخص کردن وضعیت گذشته و آینده هر ذره، از طریق زنجیره‌ای از وقایع مختلف باید امکان‌پذیر باشد و به این ترتیب اگر انرژی دهی سیاه چاله‌ها تنها گرمایی است،‌ آیا می‌توان گفت که این اطلاعات ذرات در کیهان نابود می‌شوند؟ یعنی ممکن است که قاعده اساسی فیزیک کوانتوم نقض شود؟

این موضوع که با نام پارادوکس اطلاعات سیاه چاله (Black hole information paradox) شناخته می‌شود،‌ از زمان مطرح شدن توسط استیون هاوکینگ تاکنون تقریبا تمامی تلاش‌های حوزه گرانش کوانتومی را متوجه خود کرده است و همانطور که اشاره شد، هنوز جوابی منطقی برای آن در دست نیست.

تلاش‌های هاوکینگ برای حل پارادوکس سیاه چاله‌ها

استیون هاوکینگ از سال ۱۹۴۷ به عنوان یک فیزیکدان موفق شناخته می‌شد و گفته شده که مهم‌ترین دستاوردهای علمی این نابغه بزرگ تابش هاوکینگ و انتشار کتاب جذاب و معروف نام «تاریخچه مختصر زمان» (A Brief History of Time) در سال ۱۹۸۸، بوده است.

با این وجود، معمای استیون هاوکینگ تا یک سال پیش از درگذشت او، از زاویه‌های مختلفی توسط این دانشمند موردبررسی قرار گرفت و هاوکینگ سعی کرد که در قالب مقاله‌های جنجالی گوناگون، به گونه‌ای پارادوکس مطرح‌شده را حل کند.

جنجالی‌ترین معمای استیون هاوکینگ در مورد کیهان بی‌پاسخ مانده است!

در سال ۲۰۱۴ پژوهشی به اسم پروفسور هاوکینگ چاپ شد که در آن وجود سیاه چاله‌ها در حالت کلاسیک و بررسی‌شده توسط دانشمندان زیر سوال رفت.

در این مقاله علاوه بر طرح سوالاتی در مورد مفهوم دیوار آتشین موجود در این اجرام فوق بزرگ که هر بیننده‌ای را از نقطه‌ای به بعد نابود می‌کند،‌ هاوکینگ اظهار کرد که افق رویداد سیاه چاله‌ها به عنوان جزوی حیاتی از این پدیده کیهانی وجود ندارد؛ افق رویداد به بخشی از سیاه چاله گفته می‌شود که از آن منطقه به بعد جاذبه شدید موجود اجازه عبور ذراتی به ناچیزی ذرات نور را هم نمی‌دهد.

همچنین، مقاله دیگری در سال ۲۰۱۶، در رابطه با توجیه معمای استیون هاوکینگ به چاپ رسیده که این دانشمند به همراه دو فیزیکدان برجسته از دانشگاه‌های کمبریج و هاروارد، در آن اظهار کرد که سیاه چاله‌ها با ذراتی لطیف و بدون انرژی محاصره شده‌اند که اطلاعات نشت شده با ساطع شدن حرارت از این اجرام را در خود ذخیره می‌کنند.

به اعتقاد هاوکینگ و همکارانش این ماهیت عجیب که نام «مو» برای آن انتخاب شد، اطلاعات موردنظر را در صفحات هولوگرافیک ذخیره می‌کند و نمی‌گذارد که قاعده بنیادی فیزیک کوانتوم نقض شود. البته در مقاله ذکر شده که جزئیات صفحات موردنظر و همچنین پاسخ پارادوکس استیون هاوکینگ همچنان یکی از مسائل باز علمی به شمار می‌رود، اما ابزار پژوهش بیشتر در این رابطه، با معرفی ماهیت مو، در اختیار دانشمندان قرار گرفته است.

جنجالی‌ترین معمای استیون هاوکینگ در مورد کیهان بی‌پاسخ مانده است!

همانطور که می‌بینیم،‌استیون هاوکینگ تا آخرین سال‌های زندگی‌اش از تلاش برای گسترش مرزهای علم و دانش دست برنداشت و دائما نظریه‌ها و مقاله‌های مختلفی را ارائه کرد که جوامع علمی نتایج آن‌ها را رد یا تایید کردند.

خود مکنیس معتقد است که مقاله سال ۲۰۱۴ موردقبول جریان غالب علمی جهان قرار نگرفت، اما اطلاعات ارائه‌شده در پژوهش سال ۲۰۱۶ تا به امروز توسط بسیاری از دانشمندان حوزه گرانش کوانتوم موردبررسی قرار گرفته‌اند و محققان زیادی در حال توسعه بیشتر مفاهیم معرفی‌شده در این مقاله هستند.

در انتها مکنیس می‌گوید که پارادوکس اطلاعات سیاه چاله از چهار دهه پیش تاکنون، همچنان به عنوان یکی از داغ‌ترین مباحث توجیه نشده و باز عملی شناخته می‌شود و به جرات می‌توان گفت که این معما جالب‌توجه‌ترین سوالی بود که استیون هاوکینگ در طول زندگی پربار خود بشر را متوجه آن کرد.

آیا شباهت عجیب آثار تمدن های باستانی به یکدیگر نشان از دخالت موجودات فضایی در تاریخ بشر است؟!

۱۸ فروردین ۹۷ ساعت ۲۲:۲۵

برخلاف جریان کلی علم باستان شناسی در جهان، شواهد و مدارک زیادی وجود دارد که در کنار اثبات ارتباط تمدن های باستانی چند هزار ساله با هم،‌ احتمال دخالت موجودات فضایی در گذشته بشر را مطرح می‌کنند.

یکی از مباحث جالب و شگفت‌انگیز در مورد علم باستان شناسی و یافته‌های تاریخی، شباهت‌های زیادی است که بین اجزا مختلف تمدن های باستانی گوناگون وجود دارد؛ تمدن‌هایی با قدمت چندین هزار سال که در قاره‌های مختلف به وجود آمده‌اند و از نظر اکثر دانشمندان، در گذشته‌های دور ارتباط خاصی با یکدیگر نداشته‌اند. با این حال، هر چند وقت یک‌بار شواهدی کشف می‌شوند که فرض ارتباط نداشتن این فرهنگ‌ها را زیر سوال می‌برند.

به عنوان مثال، مکان‌های تاریخی زیادی در آمریکای جنوبی وجود دارند که شباهت‌های طراحی و ساختار آن‌ها با بناهای کشف‌شده در یک قاره دیگر مانند آفریقا، باعث شگفتی بسیاری از محققان شده است؛ همچنین، نقاشی‌ها و تصویرسازی‌های مختلفی که از خدایان مصریان باستان، آزتک‌ها، تمدن اولمک (Olmec) و مردمان چند هزار ساله نیوزیلند کنونی به جا مانده‌اند، به میزان شگفت‌انگیزی به یکدیگر شبیه‌ هستند.

آیا این نوع تشابه فرهنگی بین تمدن های باستانی مختلف که به میزان فوق‌العاده‌ای از یکدیگر فاصله داشته‌اند و باخبر شدن از وجود یکدیگر برایشان عملا غیرممکن بوده، یک اتفاق تصادفی است و یا تئوری‌هایی مانند نظریه فضانوردان باستانی (Ancient Astronaut Theory) که احتمال دخالت موجودات فضایی در گذشته بشر را مطرح می‌کنند، تنها راه توجیه شواهد پیداشده هستند؟

در ادامه برخی آثار باستانی مختلف که باعث مطرح شدن ایده دخالت موجودات فضایی در شکل‌گیری تمدن های باستانی شده‌اند را بررسی می‌کنیم؛ با ما همراه باشید.

شباهت خدایان و آثار تاریخی تمدن های باستانی

لاونتا (La Venta) یکی از آثار تاریخی معروف جهان است که به تمدن اولمک، از ابتدایی‌ترین تمدن های باستانی شکل‌گرفته در قاره آمریکا،‌ مربوط می‌شود؛ در این مکان باستانی یک شی عجیب به نام لوح سنگی ۱۹ لاونتا (La Venta Stela 19) وجود دارد که مار غول‌آسای پرداری را نشان می‌دهد. این موجود عظیم‌الجثه در منطقه آمریکای میانه با نام‌ها کوکولکان (Kukulkan) و یا کوئتزالکوتل (Quetzalcoatl) شناخته می‌شود و به اعتقاد باستانیان، خدایی از سوی آسمان‌ها بوده که دانش گسترده‌ای را برای تمدن های باستانی به زمین آورده است.

شباهت عجیب خدایان تمدن های باستانی به یکدیگر و دخالت موجودات فضایی در تاریخ بشر

تصویری از لوح سنگی ۱۹ لاونتا

با بررسی دقیق‌تر این لوح سنگی توجه ما به موجود انسان مانندی که در وسط شی به نمایش گذاشته شده، جلب می‌شود که به نظر داخل ماشینی قرار گرفته و مار بزرگ و یا دستگاه دیگری را هدایت می‌کند.

شباهت عجیب خدایان تمدن های باستانی به یکدیگر و دخالت موجودات فضایی در تاریخ بشر

تصویر شی دیگری متعلق به منطقه لاونتا

در نگاه اول شاید مجسمه کشف‌شده آنقدرها هم عجیب به نظر نیاید، اما با در نظر گرفتن افسانه‌های مائوری (Maori) از نیوزیلند و خدای پورانگاهوا (Pourangahua) که برای سواری گرفتن از یک پرنده جادویی نقره‌ای معروف است، شباهت‌های بین لوح سنگی ۱۹ و آنچه که از پورانگاهوا به جا مانده سوالات بی‌جواب زیادی را به وجود می‌آورند.

شباهت عجیب خدایان تمدن های باستانی به یکدیگر و دخالت موجودات فضایی در تاریخ بشر

پورانگاهوا

بر اساس افسانه‌ها، این خدای نیوزیلندی از آسمان‌ها به زمین آمده و پرنده نقره‌ای خود را که شباهت زیادی به مار پردار لوح لاونتا دارد، هدایت می‌کند؛ با این حال آنچه که تمدن اولمک از خدای خود به نمایش گذاشته‌اند به میزان زیادی به تصاویر مربوط به پورانگاهوا شبیه است. آیا این امر می‌تواند اتفاقی باشد؟

حال سری بزنیم به قاره آفریقا و مصر باستان؛ یکی از خدایان معروف تمدن مصر به نام ‌هاپی (Hapi) وجود دارد که به عنوان پدر خدایان شناخته می‌شود و بر اساس افسانه‌ها، مسئول پرآب شدن رود نیل بوده است. این خدا نماد باروری بود و یکی از کنده‌کاری‌های موجود از او، هاپی را در حال سواری بر روی مار پرنده‌اش نشان می‌دهد.

شباهت عجیب خدایان تمدن های باستانی به یکدیگر و دخالت موجودات فضایی در تاریخ بشر

در قسمت پایین تصویر هاپی و مار پرنده‌اش قابل مشاهده است.

بار دیگر خدایی از یکی از تمدن های باستانی دیده می‌شود که به طرز عجیبی به مار پردار لاونتا شبیه است.

شباهت عجیب خدایان تمدن های باستانی به یکدیگر و دخالت موجودات فضایی در تاریخ بشر

مجددا به قاره آمریکا برمی‌گردیم و لوحی مربوط پادشاه پاکال (King Pakal) را که به کشور مکزیک مربوط است، موردتوجه قرار می‌دهیم: این لوح که بر روی تابوت پادشاهی معروف قرار گرفته، یکی از جنجالی‌ترین اشیا باستانی موردبحث در نظریه فضانوردان باستان است.

شباهت عجیب خدایان تمدن های باستانی به یکدیگر و دخالت موجودات فضایی در تاریخ بشر

لوح تابوت پادشاه پاکال

طرفداران تئوری‌های دخالت فرازمینی ها در سرگذشت بشر معتقدند که پادشاه پاکال در این سنگ‌تراشی سوار بر نوعی سفینه فضایی است و با دستانش نوعی تجهیزات خاص را تنظیم می‌کند؛ به نظر می‌رسد که پای این شخص یک پدال را کنترل کرده و بر روی صورت او هم وسیله‌ای برای نفس کشیدن قرار گرفته است.

مجددا موجودی را می‌بینیم که در داخل یک وسیله بوده و مشغول به هدایت دستگاهی مشابه آن چیزی است که تمدن اولمک و یا مائوری‌ها به نمایش گذاشته‌اند.

برخی می‌گویند که لوح پادشاه پاکال نسخه دقیق‌تر سنگ‌نگاره‌های لاونتا است و مار پرنده خدای هاپی را با جزئیات بیشتر نشان می‌دهد؛ عده‌ای هم هستند که این شباهت‌ها بین آثار تاریخ به جا مانده از تمدن های باستانی و سنگ‌نگاره‌های خدایان را اتفاقی می‌دانند و معتقدند که در بهترین حالت، اشتراک برخی ویژگی‌های ضمیر ناخودآگاه نوع بشر در سراسر جهان باعث ایجاد چنین آثار مشابهی شده است.

با این تفاسیر،‌ شما در مورد ارتباط فرهنگ های باستانی چه نظری دارید؟