شیوه افزودن ساعت به پاورپوینت برای مدیریت زمان هنگام ارائه

برای افرادی که می خواهند یک ارائه ی تمام و کمال داشته باشند مدیریت زمان همراه با سخنرانی و آموزش اهمیت پیدا می کند. حالا تصور کنید در جمعی هستید که به زمان حساس هستند و شما باید ارائه تان را به موقع جمع کنید. در این شرایط باید یک چشمتان به پاورپوینت باشد و یک چشمتان به ساعت مچی تان! تصویر زیبایی نیست قبول دارید؟

خوشبختانه پاورپوینت دارای دو امکان است که به شما اجازه می دهد، ساعت را روی پاورپوینت و پرزنتیشن خود قرار دهید و از آن بهره مند شوید. در این حالت دیگر نیازی نیست که مدام به ساعت مچی تان نگاه کنید چرا که با هر بار نگاه کردن به اسلاید ها می توانید زمان زنده را مشاهده کنید.

۲ روش برای افزودن ساعت به پاورپوینت

تبلیغات

همانطور که گفته شد برای افزودن ساعت به پاورپوینت دو روش وجود دارد:

  1. روش اول استفاده از توابع داخلی پاورپوینت
  2. روش دوم استفاده از ساعت های لایو

افزودن ساعت به پاورپوینت با کمک توابع داخلی

اولین روش برای افزودن ساعت به پاورپوینت استفاده از توابع داخلی است که به شما کمک می کند تاریخ و ساعت را روی فایل خود نمایش دهید.

این روش یک شیوه زنده برای نمایش ساعت و تاریخ نیست بلکه با هر بار سوئیچ بین اسلاید ها تاریخ و ساعت جدید نمایش داده می شود.

افزودن ساعت به پاورپوینت با کمک ساعت های لایو

روش دیگر، استفاده از وب سایت هایی است که ساعت های لایو ارائه می کنند و شما می توانید به کمک آن ها، ساعت هایی که تایم را به صورت زمان واقعی نمایش می دهند، در اختیار داشته باشید. اگر می خواهید چشم کاربران به ارائه تان باشد و چیزی حواس شان را پرت نکند حتما از این شیوه استفاده کنید.

برای این که بتوانید از این دو شیوه افزودن ساعت به پاورپوینت استفاده کنید در ادامه هر دو روش را به شما یاد خواهم داد.

آموزش افزودن ساعت به پاورپوینت با کمک توابع داخلی پاورپوینت

برای استفاده از این قابلیت کافی است که به فایل پاورپوینت خود بروید و در نوار ابزار، به منوی Insert بروید.

افزودن ساعت به پاورپوینت

در بخش Insert  سکشن های مختلفی نمایش داده می شود. باید بخش text را پیدا کنید و از این بخش Date & Time را انتخاب کنید:

افزودن ساعت به پاورپوینت

زمانی که مراحل را تا به اینجا به پیش بردید، پنجره Header and Footer باز می شود. در این صفحه به گزینه Date and time نگاه کنید. تیک آن را بزنید و بعد گزینه Update automatically را انتخاب کنید. این کار کمک می کند که هر بار که اسلاید را عوض می کنید زمان و تاریخ آن تغییر کند و آپدیت شود.

در ادامه کلید مثلثی ( فلش در عکس زیر ) در کنار سطر مربوط به تاریخ را کلیک کنید:

افزودن ساعت به پاورپوینت

با این انتخاب یک منو باز می شود که طی آن شما می توانید لیستی از date/time یعنی تاریح و زمان های متنوع را مشاهده کنید و به تناسب نیاز خود یکی را انتخاب کنید:

افزودن ساعت به پاورپوینت
به منظور افزودن ساعت به پاورپوینت شما می توانید انواع ساعت ها و تاریخ ها را به شیوه های مختلف در این صفحه مشاهده و یکی را انتخاب کنید. نکته مهم این که اگر می خواهید ساعت ۱۲ ساعته یا ۲۴ ساعته باشد به علائم کنار آن ها توجه کنید

اگر نمی خواهید ساعت مورد نظر روی تایتل نمایش داده شود، در انتهای همین صفحه عبارت Don’t show on title slide را مد نظر قرار داده و تیک آن را بزنید.

افزودن ساعت به پاورپوینت

حالا می توانید تغییرات ساعت و تاریخی که ایجاد کرده اید را در گوشه سمت چپ از صفحه نمایش و فایل ارائه خود مشاهده کنید. توجه کنید که تایم را با دقت تمام تنظیم کرده باشید.

افزودن ساعت به پاورپوینت

روش افزودن ساعت به پاورپوینت توسط ساعت های فلش آماده

همان طور که قبلا هم گفتیم برخی از وب سایت ها وجود دارند که به شما این امکان را می دهند تا از ساعت های فلش و آماده ای که دارند استفاده کنید و آن ها را دانلود کرده و به فایل ارائه خود در پاورپوینت اضافه کنید.

به عنوان مثال من از وب سایت Flash-Clocks  یک ساعت انتخاب کرده ام که در این آموزش آن را بکار ببرم.

خب به سراغ وب سایتی بروید که فایل های فلش ارائه می کند. البته مطمئن باشید که فلش پیلیر در مرورگر شما فعال است. در این گونه وب سایت ها لیست بزرگی از ساعت های مختلف وجود دارد که در قالب فلش کار می کنند. دقت کنید که در این لیست می توانید ساعت های دیجیتالی را در کنار آنالوگی مشاهده کنید

خب من تصمیم دارم که یک ساعت دیجیتالی برای ارائه خود انتخاب کنم.

پس روی لینک مربوطه کلیک می کنم:

افزودن ساعت به پاورپوینت

وقتی که روی این لینک کلیک می کنیم لیست بزرگی از انواع ساعت های دیجیتالی را مشاهده می کنیم. وقتی که یکی از آن ها را انتخاب کردیم، بر روی HTML Tag Code کلیک می کنیم. این گزینه به صورت لینک بر بالای تمام ساعت ها دیده می شوند.

افزودن ساعت به پاورپوینت

در این حالت می توانید کد ادغامی این ساعت ها را مشاهده کنید. در کد مورد نظر باید قسمت http تا .swf را کپی کنید.

افزودن ساعت به پاورپوینت

بعد از کپی کردن این آدرس، به آدرس بار مرورگر خود بروید و اینتر را بزنید.

در این حالت معمولا پیامی مبادله می شود مبنی بر این که این فایل ممکن است به سیستم شما ضرر برساند. شما گزینه Keep را انتخاب کنید و به پیغام هشدار توجه نکنید. طی چند ثانیه، کروم، یا هر مرورگری که دارید، این ساعت را برای تان دانلود می کند.

افزودن ساعت به پاورپوینت

بعد از این، برای قرار دادن ساعت در پاورپوینت به کمک دراگ و دراپ کردن ( کشیدن و انداختن! ) فایل را به صفحه بکشید. درست مثل وقتی که می خواستید، فیلم های یوتیوب را در داخل پاورپوینت قرار دهید، برای اولین بار صفحه سیاه می شود.

بعد از این شما ساعت را که یک باکس سیاه رنگ است را به هر جا که دوست دارید از اسلاید خود منتقل کنید و آن را تغییر سایز دهید.

افزودن ساعت به پاورپوینت

به تناسب نیاز و علاقه خود و البته مهندسی صفحه های اسلاید ساعت را هر جا که دوست دارید قرار دهید. در نهایت اسلاید را اجرا کنید. متوجه می شوید که ساعت به طور شگفت انگیزی، نمایش داده می شود و به طور زنده و لایو کار خواهد کرد. این گونه ساعت های فلش برای نمایش زمان واقعی و لحظه ای هیچ نیازی به تغییر اسلاید ندارند ( شیوه اول ) بلکه به طور اتوماتیک و مستقل کار خود را می کنند.

به نظر می رسد که این شیوه یعنی روش دوم، زیبا تر کارآمد تر باشد و زمان واقعی و لحظه ای را برای شما گزارش کند. این وضعیت کمک می کند تا مدیریت بهتری بر زمان داشته باشید.

در این باره دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

منبع

تبلیغات

۱۲ مرحله برای ساخت وبینار حرفه ای با بیشترین رنج اثرگذاری بر مشتری

ما در عصر جدیدی زندگی می کنیم که دیجیتالی بودن را با خود یدک می کشد. هر کسب و کاری برای این که بتواند موثر واقع شود باید از ابزارهای مخلتف برای بازاریابی خود استفاده کند. یکی از این ابزارها که تقریبا در ۵ سال اخیر رواج بیشتری پیدا کرده وبینارها هستند. وبینار در حقیقت نمونه دیجیتالی از هر سمیناری است که شما ممکن است برای درک آن ساعت ها از وقت خود را صرف کنید. اما چیزی که مهم تر است این است که یک کارآفرین بتواند از طریق وبینار ها، به هدف خود برسد و محصولات خود را بفروشد.

در یک وبینار که تو می توانی آن را از پشت میز خانه ات هم آن را اجرا کنی، چیدمان اطلاعاتی به گونه ای است که توجه مخاطبین را جلب می کند، اطلاعاتی رد و بدل می شود و در همین راستا، محصول نیز معرفی می شود. هنر یک وبینار باید رد و بدل کردن اطلاعات تا جایی باشد که مخاطبین را راضی به استفاده از محصول و خرید کند.

در این مطلب قصد داریم، به شما کمک کنیم تا یک وبینار بسازید و مرحله به مرحله با استراتژی های خود پیش بروید و بتوانید وبیناری موثر برگزار کنید.

تبلیغات

روش ساخت وبینار در ۱۲ گام ساده

برای این که موفق به ساخت وبینار موفقی شوید باید بدانید که این کار، استراتژیک است. یعنی باید طبق مراحل خاصی به اهداف خاصی برسید و از منابعی که دارید در رسیدن به هدف عالی خود یعنی فروش و افزایش درآمد نائل شوید. با هم این ۱۲ مرحله را یکی یکی تست می کنیم.

ساخت وبینار

گام اول در ساخت وبینار: آفر خود را مشخص کنید

اولین گام از ساخت وبینار این است که باید مشخص کنید که آفری که می خواهید ارائه دهید چیست!؟ این پیشنهاد باید به گونه ای باشد که هیچ کدام از مخاطبین در مقابل آن قدرت مقاومت نداشته باشند! اما چگونه؟

در ساخت وبینار مهم ترین عنصر آفر و محصول است. آفر خود را با جملاتی ایجاد کنید که مخاطب سریع در پی استفاده از آن باشد به فرض مثال:

  1. تخفیف ویژه محدود  در زمان محدود
  2. افزایش قیمت محصول در آینده
  3. کمبود موجودی از محصول ( برای محصولات فیزیکی )

و مواردی نظیر این می تواند مخاطب را در حالتی قرار دهد که، اگر از این فرصت هم اکنون استفاده نکند، آن را از دست خواهد داد. در چنین شرایطی است که گاهی متوجه می شویم برخی مشتری ها حاضر هستند از کسی یا جایی پول قرض بگیرند تا محصول با شرایط ویژه را خریداری کنند.

بنابراین قبل از این که وارد گام دوم از طراحی و ساخت وبینار شوید، آفر خوبی ایجاد کنید که مقاومت در مقابل آن امکان پذیر نباشد.

گام دوم در طراحی و ساخت وبینار: استراتژی دفاعی خود را تنظیم کنید

وقتی که شما در حال برگزاری یک وبینار هستید باید توجه داشته باشید که در مقابل هر پیشنهادی که شما داشته باشید شماری از افراد هستند که باب اعتراض و عیب گویی خود را باز می کنند. اگر شما در این باره تجربیاتی داشته باشید یا این که قبلا اعتراضاتی را در این باره شنیده باشید، خوب می دانید که چگونه این اعتراضات می تواند نظر دیگران را برای خرید عوض کند.

نکته ای که وجود دارد این است که، شما هم اکنون در یک دیدار ۱ به ۱ نیستید! بلکه شما هستید و چندین نفر که در فضایی غیر آنلاین حضور دارند و ممکن است شما را به باد اعتراض گیرند.

برای این که بتوانید این اعتراض ها را شکست دهید نیاز به استراتژی دارید. در این استراتژی شما شیوه های برخورد پیروزمندانه با مشتری ها را باید تنظیم کنید. شاید لازم باشد در متن وبینار خود به برخی راه حل ها و نکته ها بپردازید که این راه حل ها سوالات معترضان را در نطفه خفه کند.

بنابراین شاید لازم باشد یکی دو روز در این باره فکر کنید و مساله را حل کنید و راه حل خوبی ارائه کنید.

گام سوم در ساختن وبینار: به قیف و یا فانل فروش خود اهمیت دهید

در دل یک وبینار یک قیف یا فانل فروش مفهومی گنجانده شده است! البته این به شما ارتباط دارد که هدفتان از ایجاد یک وبینار چه باشد. اگر قصد دارید که در آخر فروشی از آن خود کنید، باید این فانل را جدی تر بگیرید. به طور مثال، این مهم است که شما چگونه ورودی های فانل خود را افزایش دهید! مثلا چقدر برای تبلیغ وبینار وقت و هزینه صرف کنید و تبلیغ را در جای درست قرار دهید تا ورودی های فانل افزایش یابند. همانطور که می دانید هر چه ورودی فانل بیشتر باشند احتمال خروجی های خریدار بیشتر خواهد بود.

ساخت وبینار

گام چهارم در طراحی وبینار: محتوای وبینار خود را طراحی کنید

یکی از مهم ترین بخش های وبینار محتوای آن است. چیزی که مخاطبین را تا انتها باید بکشاند، همین محتوا است. اگر محتوا مناسب تهیه نشود، می تواند ورودی های فانل را از بین ببرد و در میانه راه آن ها وبینار را ترک کنند. نکته ای که وجود دارد این است که محتوای وبینار صرفا محتوای اجرایی آن نیست بلکه عنوان وبینار، هدف شما از اجرای وبینار، حاصل مشاهده این وبینار، و متن های تبلیغی همه و همه محتوایی هستند که باید درست انتخاب شوند تا تاثیر گذار باشند.

برای گام اول شما باید در این مرحله در یک جمله ساده، هدف خود از ایجاد وبینار را بنویسید و آن را به اشتراک بگذارید.

زمانی که شما یک وبینار رایگان ایجاد می کنید قطعا هدفتان این است که مخاطبین را مجاب کنید که محصول را خریداری کنند بنابراین باید محتوای رایگان انقدر جذاب باشد تا مخاطب را به سمت محصول سوق دهد. به طوری که در ذهن خودش بگوید  ” وقتی این وبینار رایگان انقدر عالی است، قطعا محصول هم باید بی نظیر باشد ” اگر یک شرکت کننده در وبینار به این احساس برسد قطعا احتمال خرید نیز افزایش می یابد. اما همانطو که می دانید رسیدن به چنین حسی نیاز به طراحی یک وبینار فوق العاده دارد.

گام پنجم از ساخت وبینار: استراتژی انتقال محتوا را طراحی کنید

یک وبینار خوب، تنها یک وبینار خوش آب و رنگ نیست، بلکه وبیناری است که نیاز مخاطب را می داند و تلاش دارد در حین ارائه محتوا، راه حل را پیش روی مخاطب قرار دهد.

همچنین باید بتوانید نشان دهید که در محصول شما مخاطب با چه چیزی مواجه می شود و به چه هدفی می رسد و زندگی اش با محصول چقدر بهبود می یابد. با این فرضیات، شما باید بارها مراحل پنج و چهار را طی کنید تا استراتژی محتوا و انتقال محتوا به خوبی صورت گیرد.

گام ششم از ساختن وبینار: قلاب خود را بسازید

هر وبینار نیاز به بخشی دارد که به صورت ضمنی و یا مستقیم، مخاطب را به شکار می کند! این می تواند یک پیشنهاد، یک بینش و یا مواردی نظیر این باشد. اگر قلاب محتوای شما قدرتمند نباشد سریع مخاطبین را از دست خواهید داد.

یکی از بهترین طراحان وبینار که معمولا وبینارهایش فروش زیادی دارند، در بیشتر وبینارهایش به مردم آموزش می دهد که چگونه از طریق آمازون بیشترین فروش را از آن خود کنند. این قلابی است که معنی ضمنی آن این است که فروش سنتی کم کم از میان برداشته می شود و لازم است که جایگزین آن را به خوبی یاد بگیرند.

شما نیز باید به تناسب نوع وبینار خود، و محصولی که دارید یک قلاب بسازید که از طریق آن کسانی که توجه شان جلب شده را به سمت خرید بکشانید.

ساخت وبینار

گام هفتم از ساخت وبینار آنلاین: برای محصول خود تصدیق نامه داشته باشید

یکی از مهم ترین چیزهایی که موجب می شود مشتری به قلاب شما گیر کند و در نهایت خرید را انجام دهید، تعداد تصدیق نامه های شما از محصول مورد نظرتان است. یک مشتری حتی وقتی که رضایت برای خرید دارد، به دنبال این است که آیا این محصول روی افراد اثر گذاشته یا نه! آیا استفاده از محصول نتایجی دارد یا نه؟

در این حالت است که اگر شما در لابلای وبینار خود  ۱۰ تا ۲۰ مصداق اثر گذاری محصول خود را داشته باشید، آن ها را راحت تر قانع می کنید تا محصول تان را خریداری کنند. بنابراین برای محصول خود شواهد واقعی داشته باشید و در باره آن ها و نتایجی که گرفته اند صحبت کنید.

گام هشتم از طراحی و ساخت وبینار: اعتبار خود را نشان دهید

یکی از مهم ترین بخش ها در وبینارها ایجاد اعتبار است. این اعتبار باید واقعی باشد و در راستای حل مشکلات کاربران باشد. یکی از مهم ترین اصول ها در طراحی محتوای وبینار این است که شما گروهی خاص را به دیدار وبینار دعوت کنید، و راه حل مسائل آن ها را در این وبینار ذکر کنید. برای این که وبینار اعتبار داشته باشد باید در آن چند نمونه مشابه با شرکت کنندگان داشته باشید که با کمک محصول شما به نتایج دلخواه شرکت کنندگان رسیده باشند. در این شرایط است که مخاطبین بی نهایت راضی و قانع می شوند.

گام نهم: یک سری تعهدات ایجاد کنید

در میان افرادی که در حال دیدن وبینار هستند، برخی سریع اقدام به خرید می کنند و برخی نیز در تردید هستند. این افراد به گونه ای ذهنیت پیدا کرده اند که لازم است خودشان به نتایجی برسند. بنابراین این هنر شما است که کاری کنید که شرکت کننده بعد از وبینار و گذشت مدت زمان مشخص نتایجی را دریافت کرده باشد.

برای این که این پروسه با موفقیت صورت بگیرد، شما باید در وبینار خود، تعهداتی برای مخاطب ایجاد کنید که بعد از وبینار، یک سری تمرین ها را انجام دهد. اگر او ملزم به انجام بعضی تمرینات نتیجه بخش شود قطعا بعد از مدتی متوجه خواهد شد که آفر شما واقعی است و برایش منفعت خواهد داشت. در چنین شرایطی او سریعا اقدام به خرید محصول شما خواهد کرد چرا که هم اکنون با تمریناتی که شما داده اید متبحرانه قانع شده است.

اما این هنر شما است که تمرینات مرتبط و اثر گذار در کوتاه مدت به آن ها دهید تا به نتیجه دلخواه تان برسد. این یک بازی ذهنی است که به نفع شما تمام خواهد شد! و البته به نفع مشتری.

گام دهم: جریان پیشبرد وبینار را طراحی و نقشه کشی کنید ( مثل چارت یا موارد مشابه )

گام یازدهم: بر اساس چارتی که ایجاد کرده اید وبینار خود را بازنویسی کنید

گام دوازدهم: یک بار وبینار را اجرا کنید

شاید لازم باشد برای وبینار خود، فایل هایی را تهیه کنید و تدارک ببینید. یا پاورپوینتی بسازید یا این که با مشتری های قبلی مصاحبه هایی داشته باشید. در مدت زمانی که هنوز وقت دارید، این کارهای ضمنی را انجام دهید تا اثرگذار ترین وبینار عمر خود را طراحی کنید.

آیا در این باره سوالی دارید؟

منبع

تبلیغات

۹ شگرد ارتباطی مشهور که فقط مدیران خاص به آن توجه دارند

برای شروع این آموزش یک جمله طلایی می گویم و آن هم این است که، هیچ مدیری به موفقیت نمی رسد مگر اینکه ابتدا قابلیت های ارتباطی خود را قوی کند! یک مدیر از نوع ارتباطاتش شناخته می شود! خواه این ارتباطات با همکارانش باشد، یا زیر دستانش و یا مشتریانش!

یک مدیر موفق هنگامی که با کسی صحبت می کند، از دریچه احساس به این موضوع توجه می کند. اگر تا کنون با یک مدیر موفق حرف زده باشید متوجه می شوید که او، با حرف هایش الهام بخش دیگران است و چراغی در دل و ذهن مخاطب خود روشن می کنند.

آیا می خواهی تو نیز از این ویژگی برخوردار باشی؟

تبلیغات

راز موفقیت مدیران

یک مدیر موفق مخاطب خود را می شناسد

شناختن مخاطبین برای ارتباط موفق، چیزی نیست که یک مدیر از عهده آن برنیاید. وقتی یک مدیر موفق در ارتباط با فردی قرار می گیرد، توسط ذهن مدیر سریع آنالیز می شود. این مدیر هوشمند متوجه می شود که مخاطب به چه چیزی نیاز دارد و دوست دارد دقیقا چه چیزی را بشنود. او با شناخت این زمینه، پیام خود را آنالیز می کند، آن را بهینه می کند و با بهترین شیوه این پیام را به مخاطب خود منتقل می کند.

این جاست که گفته می شود، صحبت های یک مدیر موفق الهام بخش دیگران است چرا که این مدیر، مخاطب و نیازهایش را شناخته و با روشی هوشمندانه نیازش را به او منتقل می کند.

یک مدیر موفق در بکارگیری زبان بدن عالی عمل می کند

یک مدیر موفق که ارتباطی قوی دارد، به طور لحظه ای عکس العمل های مخاطب خود را نسبت به پیام هایش می سنجد. شاید مخاطب متوجه این امر نباشد اما مدیر به خوبی می داند که این پیام ها که از طریق بدن مخاطب ارائه می شود، کاملا غیر ارادی هستند.

این افراد از زبان بدن استفاده می کنند تا مخاطب را بهتر بشناسند، و پیام خود را مطابق با شناختی که پیدا کرده اند از طریق زبان، و بدن خود منتقل کنند.

صداقت در رفتار مدیران صادق موج می زند

یک مدیر موفق به خوبی می داند که با دروغ و فریب نمی تواند به هدف هایش برسد! از این رو، در رفتار و گفتار در مقابل مخاطب و هر کسی صداقت را دخیل می کند. اگر در جایی از صحبت ها، این مدیر نتواند اطلاعاتی را ارائه کند، محترمانه دلیل این کار را بیان می کند و سعی می کند با کمک های جانبی، نهایت تلاش خود را برای کمک به مخاطب ارائه کند. صداقت اصلی است که شما را فوق العاده جلوه می دهد حتی اگر به مذاق مخاطب خوش نیاید.

اقتدار در صحبت و رفتار ویژگی مدیران موفق است

یک مدیر موفق می داند که باید اقتدار خود را در هر بخش از ارتباطات حفظ کند. او از مبهم بودن جلو گیری می کند و تلاش دارد با نهایت صداقت و آرامش، گفتگو را پیش ببرد. این افراد می دانند که مبهم حرف زدن کاری را پیش نمی برد بنابراین با اقتدار کامل به طور مستقیم در مورد موضوعات صحبت می کنند و شفاف سازی می کنند و نظریه ارائه می دهند و در نهایت تصمیم گیری می کنند.

یک مدیر موفق در یک گروه تک تک افراد را مخاطب قرار می دهد!

رهبران موفق معمولا انقدرها وقت ندارند که بخواهند به صورت انفرادی صحبت کنند. بلکه این افراد در جمع های بزرگ و در گردهمایی ها و میزگردهایی شرکت می کنند که مخاطبین بالایی دارد. اما هوشمندانه رفتار کردن این مدیران موجب می شود که او از عبارت ها و محتوایی استفاده کند که گویی هر فرد حاضر در همایش و میزگرد، خود را مخاطب صحبت مدیر می داند.

این روش از ارتباطات موفق به اثرگذاری بیشتر می انجامد.

یک مدیر موفق گوش دارد و از آن استفاده می کند

یک موضوع مهم در مورد ارتباطات موفق مدیران و هر کس دیگری این است که فرد باید بداند که صحبت کردن و ارتباطات یک جاده دو طرفه است. یک مدیر و رهبر خاص و فوق العاده می داند که گاهی چیزهایی که می شنود مهم تر از چیزهایی است که می گوید! بنابراین با دقت تمام حرف ها را گوش می کند و می شنود و در نهایت بر اساس دریافت های خود پاسخ مفید به مخاطب ارائه می کند.

رهبران موفق از بیان اشتباه خود واهمه ندارند

اگر به رفتار و منش یک مدیر تاثیر گذار دقت کرده باشید، متوجه می شوید که از گفتن جملاتی مثل ” من متاسفم ” ، ” من اشتباه کردم ” و نظیر این هیچ ابایی ندارند.

در حقیقت راز موفقیت مدیران این است که آن ها حتی در جایی که می توانند از زیر بار مسئولیت فرار کنند و اشتباهات خود را لاپوشانی کنند، مردانه می ایستند و از اشتباه خود می گویند. حتی این افراد فرصت را هدر نمی دهند تا کسی اشتباه را کشف کند! بلکه خودشان با بیان اشتباه و راهکار حل آن پیش قدم می شوند. معمولا مدیران ساده که مدعی اند این کار را روشی در جهت تخریب خود می دانند اما یک مدیر موفق خوب می داند که این روش پله ترقی اوست.

اهمیت مخاطب و درک پیام مدیر، از ویژگی های یک مدیر موفق است

وقتی که یک مدیر، صحبت های مخاطب خود را گوش کرد و شنید، و راهکار خود را ارائه کرد، در انتظار فید بک مخاطب می ماند. این مدیر تا اطمینان حاصل نکند که مخاطب به طور کامل پیامش را دریافت کرده و آن را درک کرده و راه حلش را متوجه شده، دست از صحبت بر نمی دارد. بر خلاف رفتار برخی مدیران که پاسخ های یک یا دو کلمه ای را کلاس برای خود می انگارند، یک مدیر موفق به عمق ماجرا می رود و تا صحبت خود را به طور کامل به مخاطب نچشاند دست از مذاکره بر نمی دارد.

حتی اگر مخاطب متوجه صحبت های او نشود، بارها و بارها آن را تکرار می کند، تا مخاطبش با دست پر، و با پاسخی کاربردی از نزد او برود.

فعال بودن راز موفقیت مدیران خاص است

یک مدیر موفق از رفتارهای انسان های عادی به دور است! او وقت خود را صرف کارهای بیهوده و بازی کردن نمی کند! زمانی که باید به مسائل مهم رسیدگی کند در شبکه های اجتماعی چرخ نمی زند تا اخبار بد را به مردم منتقل کند! او برای وقت خود برنامه ریزی دارد و سعی می کند با فعالیت های مفید و مثمر ثمر، اثرگذاری اش را روز به روز بر خود، مخاطبین و همکاران افزایش دهد.

اگر شما نیز دوست دارید که یک مدیر موفق باشید باید شگردهای ارتباطی یک مدیر موفق را بشناسید که ما در این مطلب به ۹ عنوان مهم آن پرداختیم. نظر خود را در این رابطه با ما در میان بگذارید.

منبع

تبلیغات

چرا گلکسی S10 سامسونگ فلش LED نوتیفی ها را حذف کرده است؟

هر چند خبر های ریز و درشتی از پرچم دار سامسونگ به نام گلکسی S10 کم و بیش به گوش ما می رسید اما امروز رسما به معرفی کامل ویژگی های این گوشی هوشمند پرداختیم. برای اطلاع از ویژگی ها و معرفی گلکسی S10 می توانید این لینک را مطالعه کنید.

اما در حاشیه های معرفی این گوشی به نکته ظریفی برخورد کردیم که شاید شما را هم غافلگیر کند. فلش های ال ای دی نوتیفی به مرور روی تمام دستگاه ها قرار گرفتند و با کمک تکنولوژی قابلیت مدیریت آن ها روز به روز افزایش یافت تا جایی که شما می توانستید مشخص کنید که چه پیامی با چه رنگی ارائه شود! حتی می توانستید برای اپلیکیشن های مختلف نوتیفی های رنگی خاص را برنامه ریزی کنید.

یکی از مهم ترین مزیت های این قابلیت صرفه جویی در شارژ باتری گوشی، و عدم نیاز به چک کردن مداوم گوشی بود. اما در این لحظه در حالی که سامسونگ نسل ۱۰ ام از گلکسی های سری S خود را منتشر کرده متوجه شدیم که فلش نوتیفی در آن حذف شده است! به راستی چرا و چه چیزی را می توان جایگزین آن کرد؟

تبلیغات

علت حذف فلش نوتیفی در گلکسی S10

نکته ای که وجود دارد هم اکنون گلکسی اس ۱۰ از قابلیت فلش نوتیفی برخوردار نیست. علت اصلی این موضوع که کاملا غیر عمد صورت گرفته، کاهش فضای روی نمایشگر، و برخورداری از نمایشگر Infinity-O می باشد.

البته با وجود این مساله و محدودیت ها بقیه سنسورها به خوبی روی گوشی قرار داده شده اند!

اما بعضی ها می گویند با حذف فلش نوتیفی در گلکسی s10 هیچ جایگزینی برای چراغ اعلان وجود ندارد ، بنابراین کاربران باید با استفاده از ضربه زدن روی نمایشگر متوجه شوند که آیا نوتیفی ای دریافت کرده اند یا نه! درست مثل روزهایی که خبری از گوشی هوشمند نبود. خوشبختانه One UI / Android Pie دارای یک گزینه است که به شما امکان می دهد روی صفحه نمایش ضربه بزنید تا  صفحه نمایش به مدت ۳۰ ثانیه روشن شود و بتوانید نوتیفی های رسیده را چک کنید! از طرفی اگر نگران این هستید که عمر باتری تان زود تمام شود می توانید این تنظیمات را دستکاری نکنید.

موضوع حذف فلش نوتیفی ها کاربران را غافلگیر کرده و انتظار می رود که سامسونگ در مورد آن اقدامی جدید داشته باشد و بتواند  راه حلی برای این موضوع پیدا کند و آن را با Galaxy Note 10 یا Galaxy S11 معرفی کند.

با این وجود آیا شما هنوز هم حاضر هستید که هزینه بالا داشته باشید و یک دستگاه گلکسی s10 خریداری کنید؟

منبع:  sammobile  و  gadgethacks

تبلیغات

فرهنگ استفاده از موبایل در محل کار چگونه باید باشد؟

گوشی های هوشمند به شما این امکان را می دهند که هر کاری را که بخواهید انجام دهید البته بدون این که بخواهید توجهی به مکان مورد نظر داشته باشید. این خیلی خوب است و موجب شده بیزینس ها را هم راحت تر و موثر تر کند اما دقت کنید که استفاده نا بهنگام از اسمارت فون ها می تواند تمرکز شما را از بین ببرد و بر کارایی تان تاثیر منفی بگذارد.

یکی از تحقیقاتی که توسط دانشگاه تگزاس صورت گرفته این است که وجود اسمارت فون در محل کار، به خودی خود موجب می شود که ظرفیت شناختی و کنترل محیطی به خودی خود پایین بیاید. حتی اگر شما مدعی باشید که حواستان حسابی جمع است باز هم مساله وجود گوشی قابل چشم پوشی نیست و می تواند روی کنترل و تمرکز شما اثر منفی بگذارد.

این تحقیق ضرورت مدیریت گوشی در محل کار را نشان می دهد. به همین دلیل می توانید برای خود و کارکنان تان قوانینی برچینید که به کاهش تمرکز، دست رد بزند و کارایی کارمندان تان را بیشتر کند.

تبلیغات

فرهنگ استفاده موبایل در اداره

قوانین  منع استفاده از گوشی و موبایل در اداره و محل کار

این سه قانون را حتما در نظر داشته باشید:

  • جلساتی بدون گوشی برگزار کنید

  1. مدت هاست جلسات کاری تبدیل به گروه های واتس اپ و تلگرام شده اند. این موضوع موجب می شود که کارایی و تمرکز پایین بیاید و طرفین به درک درستی از حرف های همدیگر نرسند. بنابراین توصیه داریم که این روال را بشکنید و به سراغ جلسات چهره به چهره بروید و دوباره مثل قدیم تر ها دور هم جمع شوید و جلسات حضوری تشکیل دهید.
  2. موبایل خود را هرگز به محل صرف ناهار نبرید و سعی کنید تعاملات خود را با حضار و افرادی که دقیقا در کنار شما هستند ادامه دهید.
  3. هنگانی که با ارباب رجوع صحبت می کنید گوشی تان را خاموش نگه دارید. این کار کمک می کند که احساس خوبی در ارباب رجوع ایجاد شود. همچنین کمک می کند که تمرکز شما بر مشکل ارباب رجوع بیشتر باشد و بتوانید سریع تر ارباب رجوع ها را به هدفشان برسانید.
  • مردمی و مهربان باشید

  1. از گوشی خود برای کارهای شخصی در طول کار استفاده نکنید. مثلا پیامک ارسال نکنید و یا این که شبکه های اجتماعی را زیر و رو نکنید
  2. هر وقت هنگام صحبت با ارباب رجوع گوشی شما زنگ خورد، اول وصحبت با ارباب رجوع را تمام کنید و او را به نتیجه برسانید و بعد در صورت لزوم به تماس گیرنده، زنگ بزنید.
  3. تلفن هوشمند خود را در محل کار روی میز خود قرار ندهید. این کار وظیفه شناسی شما را نشان می دهد.
  • به محیط اطراف خود توجه داشته باشید

  1. هر چند توصیه اکید داریم تا گوشی خود را خاموش نگه دارید اما قبل از این که وارد محیط کار شوید گوشی تان را با یک زنگ و آلارم حرفه ای تنظیم کنید! مثلا اصلا زیبنده شما نیست که در محیطی رسمی گوشی تان زنگ بخورد و صدای گربه و خروس از جیب شما بیرون بیاید.
  2. تماس های شخصی تان را خارج از محیط اداری انجام دهید و سعی کنید آن ها را کوتاه کنید.
  3. هرگز برای شنیدن پیام های صوتی و یا صحبت با کسی، از حالت بلندگو استفاده نکنید. تاکید داریم که این کار بهتر است که با هدست صورت بگیرد. لزومی ندارد دیگران بخواهند مکالمه شما را تحمل کنند و یا بشنوند.
  4. هرگز از هدست بلوتوثی استفاده نکنید. در صورتی که هدست بلوتوثی بخشی از کار شما به حساب نمی آید، در عین حال استفاده از آن را منع می کنیم چرا که این گونه هدست ها تمایل افراد را به بلند صحبت کردن بیشتر می کنند و این می تواند آلودگی صوتی در محیط ایجاد کند.

هر دفتر کار باید دارای محدودیت ها و قوانین خاص خود باشد. البته می توانید این گونه قوانین را برای کسانی که همسر و بچه دارند و یا از شرایط خاص بهره مند هستند، تسهیل کنید.

چطور بر موبایل خود در اداره کنترل داشته باشیم؟

گوشی های هوشمند توانسته اند این روزها کسب و کار ها را متحول کنند اما واقعا این گوشی ها چگونه می توانند مخل نظم هم باشند؟ برای حل این مساله توصیه هایی داریم که اجرای آن به کارایی و بازدهی شما کمک می کند

  1. حتی الامکان دو گوشی داشته باشید. یکی برای استفاده شخصی و دیگری برای استفاده کاری.
  2. شما می توانید اعلانیه ها، پیام ها و یا شبکه های اجتماعی را ببندید تا در محل کار دچار حواس پرتی نشوید.
  3. از تکنولوژی برای مقابله با تکنولوژی استفاده کنید برای مثال اپلی ها می توانند از قابلیت Downtime  استفاده کنند. این قابلیت کمک می کند که تنها تماس ها برای شما نوتیفی ارسال کنند و سایر امکانات گوشی در زمان تعریف شده مخل آسایش شما نخواهند بود چرا که از آن ها هیچ نوتیفی دریافت نمی کنید. این قابلیت به طور مشابه در اندروید نیز وجود دارد و با نام Digital Wellbeing شناخته می شود. هنگام استفاده از این قابلیت ها شما باید مشخص کنید که در چنین حالتی چه برنامه هایی برای تان ضروری هستند. در این حالت در تایم مشخص شده صرفا این برنامه ها تنها به شما نوتیفی ارسال می کنند.
  4. هم اپل و هم اندروید دارای قابلیتی به نام Do Not Disturb می باشند. این قابلیت که بیشتر برای رانندگی مورد پیشنهاد قرار گرفته است در دفتر کار نیز می تواند مفید باشد. با کمک این قابلیت هیچ گونه مزاحمتی برای شما ایجاد نمی شود بلکه تمام نوتیفی ها و تماس ها به مرکز کنترل و نوتیفی ها انتقال پیدا می کنند بدون این که حتی شما متوجه آن شوید. شیوه تنظیم این قابلیت را از اینجا بخوانید

بدین ترتیب می توانید با مدیریت درست گوشی هوشمند خود، کاری کنید که اطرافیان از رفتارهای شما دچار آزردگی و عدم تمرکز نشوند و کارایی خودتان را هم حسابی بالا ببرید.

نظر خود را در این باره برای ما بنویسید.

منبع

تبلیغات

۹ راز برای پیدا کردن شغل دوست داشتنی و رسالت زندگی

شغل دوست داشتنی! چیزی که شاید این روزها، فقط خاطره ای از آن باقی مانده باشد! چرا که خیلی ها معتقدند که شغل اصلا نیست چه برسد به دوست داشتنی یا منزجر کننده! مثلا در کلام معصومین علیهم السلام هم خوانده ایم که کار تفریح است و می دانیم که منظور از کاری که تفریح است همان کاری است که ما به آن می گوییم شغل دوست داشتنی!

خب حالا از کجا پیدایش کنیم؟ من اعتقاد دارم وقتی که شیوه زندگی مان را تغییر می دهیم می توانیم به بهترین شکل، آن چه را که دوست نداریم پس دهیم  و آن چه را که دوست داریم به دست آوریم.

اگر تو در شرایطی هستی که شغلت را دوست نداری، به این دلیل است که، آن را انتخاب کرده ای! دست از انتخابت بردار تا بتوانی آن شغل دوست داشتنی را از آن خود کنی.

تبلیغات

البته به این راحتی ها هم نیست. من چند نکته در این باره باید بنویسم و فقط تو باید آن ها را اجرا کنی. این نکته ها راه کارهایی است که انسان های موفق همان کسانی که شغل دوست داشتنی دارند توصیه کرده اند

برای پیدا کردن شغل دوست داشتنی چکار کنیم؟

راهکاری های زیر را دنبال کن! فقط همین

متوقف کردن کارهایی که دوست ندارید!

پیدا کردن شغل دوست داشتنی

صاحب این عکس، گری وینچوک است که فردی موفق در زمینه کاری اش است. او در رابطه با پیدا کردن شغل دوست داشتنی می گوید:

من برای این که به خود واقعی ام دست پیدا کنم، دیگران را نادیده گرفتم. پس به خودتان گوش دهید و کاری را که انجام می دهید و از آن تنفر دارید متوقف کنید. شغلی که دوست ندارید را انتخاب نکنید چرا که هزینه آن بیشتر از سود هایش است.

حرف او این است که برای خوشایند کسی کاری نکنید! مثلا خیلی ها به دانشگاه می روند تا فقط دیگران را خشنود کنند در حالی که او در حال تلف کردن عمر خودش است نباید دیگران واقعا اهمیت داشته باشند.

اگر نمی دانید دقیقا باید چکار کنید تا بتوانید شغل دوست داشتنی تان را پیدا کنید، کار قبلی را متوقف کنید و کمی در این باره تحقیق و بررسی داشته باشید مثلا می توانید در مورد خود فکر کنید و نقاط قوت و ضعف خود را پیدا کنید و روی نقاط قوت خود انرژی بیشتری بگذارید.

در این باره عجله نکنید و در مورد نقاط ضعف هایتان نیز هرگز خود را قضاوت نکنید.

وقتی که رویای خود را پیدا کردید، محکم به ان بچسبید و از کار کردن در این زمینه لذت ببرید.

گری وینچوک، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت VaynerMedia که با بیش از ۷۰۰ کارمند با درآمد سالیانه بیش از ۱۰۰ میلیون دلار یک فرد موفق در زمینه شغلی و رسالت زندگی اش است.

از خودتان حساب بکشید

شغل دوست داشتنی

شاید با خودتان بگویید این توصیه چه ربطی دارد! اما توصیه مربوط به صاحب عکس بالا به نام آلیسون بیرد است. شاید شما در زندگی خود در شرایطی قرار گرفته اید که خودتان هرگز مسبب آن نبوده اید! شرایط زندگی، فردی، اجتماعی و غیره!

مثلا این خانم دارای پدری بود که زندانی بود و مادرش مهربان بود اما مجبور بود سه شیفت کار کند! بنابراین طبیعی است که این دختر در دوران کودکی و نوجوانی محبتی نچشیده و تقریبا رها شده بوده است.

اگر شما هم به دنبال این هستید که چکار کنید تا بتوانید شغل دوست داشتنی تان را پیدا کنید کافی است که از خود بپرسید که آیا من انعکاس دهنده موهبت هایم هستم؟ آیا چیزی برای ارائه به هستی دارم ؟ این سوالات به شما کمک می کند که بتوانید به بهترین شکل، اعتماد به نفس پیدا کنید و متوجه شوید که رسالت خاصی بر دوش شماست و به دنبال آن رسالت باشید.

وقتی صحبت از کار و شغل دوست داشتنی می شود صرفا حرف ما این نیست که شما، به دنبال کاری بروید که حسابی پول درآورید بلکه بیشتر مربوط به موضوعی است که شخصیت شما را اعتلا می بخشد و رسالت شما را جلوی راه تان قرار می دهد.

آللیسون برد، معروف ترین مربی فروش و بنیانگذار Church of Profit Acceleration ، که در سال ۲۰۱۸ بابت فروش  به مشتریان ۱۳٫ ۳ میلیون دلار درآمد کسب کرد.

 ارزش ساز شوید

شغل دوست داشتنی و رسالت زندگی

این توصیه خوب مربوط به صاحب این عکس به نام Glennda Baker LeBlanc است.

پیدا کردن کار معنی دار صرفا به این معنی نیست که شما، باید به دنبال کاری باشید که مردم و اجتماع آن را پذیرفته اند و مخصوصا به صورت فیزیکی صورت می گیرد! مثلا کار کردن با ماشین مکانیکی و یا بیل مکانیکی یک نوع شغل معنی دار در اجتماع است. اما وقتی صحبت از معنای واقعی می شود خانم Glennda Baker LeBlanc به آن جا می رسد که چیزی او را اغنا می کند که بتواند به کمک آن ارزشی را حفظ کند.

او حدود ۲۶ سال است که در املاک و مستغلات در حال کمک به مردم است. خوشحالی او از این است که توانسته در طول این سال ها به مردم کمک کند و آن ها را تا یافتن یک سر پناه حمایت کند.

Glennda Baker LeBlanc بیش از ربع قرن است که در زمینه املاک فعالیت دارد و به مشاوره می پردازد، و توانسته سالانه نیم میلیارد دلار فروش حرفه ای در سال را فراهم کند.

سرهم بندی کردن ایده ها هم خوب جواب می دهد

رسالت زندگی و شغل دوست داشتنی

ایده ی سر هم بندی کردن ایده ها، از کنی راتر است که عکسش را در بالا می بینید.

داستان  کنی راتر را خیلی دوست دارم. او می گوید که چند سال پیش در حال ساختن یک اسباب بازی بودم. این کار را ضمن کار روزانه ام انجام می دادم. فرزندانم و همسایه ها از این موضوع خیلی استقبال کردند و من تصمیم گرفتم شیوه ساختن این اسباب بازی را به مردم به طور آنلاین یاد بدهم.

هنگامی که می خواستم این کار را انجام دهم متوجه شدم که یک امکان برای پرداخت با یک کلیک وجود ندارد بنابراین این نیاز روز را شناختم و شروع کردم به ساختن آن و شرکتم را دایر کردم!

برای این که بتوانید یک کار دوست داشتنی پیدا کنید، لازم نیست که حتما، باید سریع آن کار را شروع کنید! کافی است در کنار کاری که شما به آن مشغول هستید تلاش های دیگری هم داشته باشید. زمینه سازی هایی ایجاد کنید و آرام آرام کار مورد نظر را شکل دهید.

کنی راتر، مدیر عامل و موسس شرکت Kajabi است که در جایگاه خود یک فرد موفق و کارآفرین است.

چیزهای مختلف را تست کنید

پیدا کردن شغل دوست داشتنی

تست کردن چیزهای مختلف توصیه رائول ویلیسیس است. رائول ویلیسیس کسی است که از ۱۳ سالگی شوق و ذوق کار کردن داشته و از همان سن و سال کارهایی را به عنوان شغل درآمد زاد به دست گرفته است. او می گوید انگیزه اصلی من در ۱۳ سالگی پول درآوردن بود اما همینطور که بزرگ تر شدم متوجه شدم که همه چیز پول نیست! باید انگیزه دیگری هم داشته باشم تا بتوانم کارم را ادامه دهم. من درآمد خوبی داشتم اما لازم بود چیزهای دیگری نیز تست کنم.

چیزی که رائول  به ان دست یافته بود این بود که پول دراوردن صرفا به تنهایی او را خوشحال نمی کند. برای همه همین طور است. برای پیدا کردن معنا در زندگی و کار معنا دار به این فکر کنید که چکاری است که اگر برای آن پول پرداخت نشود باز هم حاضر هستید این کار را انجام دهید؟ البته خیالتان راحت باشد که اگر در این امر صادقانه کار کنید، تا جایی پیش می رود که بتوانید از همان کاری که دلی انجام می دهید پول هم درآورید.

Rawul Villacis، مدیر عامل شرکت “Next Level Experience“، یک سازمان است که به بازماندگان سطح بالا اجازه می دهد رهبران بهتری شوند؛

از خودت بپرس که چگونه می توانی به دیگران خدمت کنی

پیدا کردن شغل دوست داشتنی

Amy Sangster صاحب این عکس می گوید، زمانی که در حال کار کردن در بانک بودم یکی از دوستانم که شغلی حسابی لاکچری داشت از زندگی شخصی اش می نالید و شکایت می کرد که وقت کافی برای بودن با عزیزانش ندارد. این شغل قطعا دوست داشتنی نیست. اما چیزی که مهم است باید این باشد که شما به این فکر کنید که واقعا چه چیزی و دستاوردی برای خدمت کردن به مردم دارید. چه چیزی موجب می شود که شما احساس کنید که دارید کار بزرگی انجام می دهید و دیگران را خشنود می کنید؟

Amy Sangster، یکی از بنیانگذاران Infinite Prosperity که در حال آموزش سرمایه گذاری، تجارت، و ایجاد ثروت به صورت رایگان است.

چه چیزی شما را تحریک می کند؟

شغل دوست داشتنی

الکساندر کوزووان هم توصیه های جالبی دارد. او می گوید با سازه های فلزی کودکانه زیاد بازی کرده است! تقریبا هر چه را تصور کرده می توانسته آن را بسازد. او می گوید که بارها و بارها چیزی را تصور کرده ام و بعد با تلاش و تکرار و ممارست آن را ساخته ام و کلی انگیزه گرفته ام. دیدن دستاورد هایش مهم ترین احساس انگیزشی را برای او به ارمغان آورده است.

تخیل موجب افزایش انگیزه در او شده است. او می گوید در سنین بزرگ سالی نیز وقتی که مسائل را با الگوریتم های پیچیده به چالش می کشیدم و بعد از چند روز، آن ها را حل می کردم خیلی احساس خوبی داشتم و متوجه شدم که این الگو در من زنده است و من را به پیش می راند.

حالا شما بگویید چه چیزی به شما هیجان می دهد؟ شما را به پیش می راند؟ چه چیزی موجب می شود که برای هر چیزی تلاش کنید؟ این عنصر را در زندگی خود پیدا کنید و بر اساس ان تلاش هایی داشته باشید.

با توجه به این عنصر و تلاش بر مبنای آن شغل دوست داشتنی خود را می توانید پیدا کنید!

الکساندر کوزووان، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت Setapp و MacPaw که برنامه گلچین آن CleanMyMac بیش از ۵ میلیون کاربر دارد

تغییراتی ایجاد کنید که شما و دیگران را خوشحال می کند!

شغل دوست داشتنی

Jason Hall کسی است که به شادی و خوشحالی برای موفقیت اعتقاد دارد. او می گوید برای این که تولید گر و مفهومی باشید، لازم است که از کار و شغلی که دارید خشنود باشید. اگر احساس می کنید خوشحال نیستید صبر کنید و لذت کارتان را پیدا کنید.

مثلا شاید شما متوجه شوید که مشتریان تان از خدمات شما خوشحال می شوند! این خود به طور اتوماتیک به خوشحالی تو نیز کمک خواهد کرد. بنابراین به دنبال رسیدن به شادی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در کسب و کار و شغل خود باشید.

جیسون هال، نویسنده، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت Five Channels؛ تولید درآمد ۳۰ میلیون دلاری در سال ۲۰۱۸ برای مشتریان

به افکارت توجه کن

شغل دوست داشتنی

Guy Sheetrit، در رابطه با کارش می گوید که من صاحب کسب و کاری کوچک بودم اما روش های سنتی و بازاریابی قدیمی دیگر جوابگوی من نبودند. به همین خاطر توسعه و طراحی سایت و سئو را یاد گرفتم و کسب و کارم را ارتقا دادم و بعد از آن به طور تمام وقت روی سئو و توسعه کسب و کار شغلم را بنا نهادم!

او معتقد است که ضمیر ناخود آگاه انسان آدمی را به جایی پیش می برد که شاید اعتماد کردن به آن در ابتدا کمی سخت باشد و یا شهود از آن دشوار تر باشد اما اگر به این احساس اعتماد داشته باشیم می توانیم به راحتی زمینه های جدیدی را بیابیم.

گای شتریت، مدیر عامل شرکت Over The Top SEO که راهکارهای بازاریابی سفارشی برای تجارت الکترونیک، شرکت های محلی برای بیش از ۵۰۰ شرکت را فراهم می کند

بدین صورت می توان حدس زد که پیدا کردن کار معنی دار، شغل دوست داشتنی و تمام این موارد اینقدرها هم سخت نیست! کافی است کمی جسور بود و اعتماد به نفس داشت و اعتقاد داشت که هر کس می تواند چندین شغل دوست داشتنی داشته باشد و رسالت خود را پیدا کند.

پیدا کردن رسالت یکی از مهم ترین عنصرها در زندگی است که اگر آن را بیابیم هم زندگی معنا داری خواهیم داشت و هم از شغل دوست داشتنی و کار رضایت بخش خشنود خواهیم شد.

راستی شما رسالت خود را چگونه پیدا کرده اید؟

منبع | منبع عکسها: Oracles

تبلیغات

۱۹ موضوع عجیب از زندگی مارک زوکربرگ

مارک زوکربرگ یکی از مشهورترین مدیران در دنیا است که دستاورد هایش تا ۳۲ سالگی واقعا عجیب و تحسین بر انگیز است. بسیاری از افراد، او را با فیس بوک شناختند. اما در مورد او هنوز هم چیزهایی هست که می توانید با کمک این مطلب به آن دست پیدا کنید.

با وجود این که روزانه میلیاردها نفر وارد فیس بوک می شوند و از دستاورد آزمایشی او در دوران مدرسه و دانشجویی استفاده می کنند اما او هزینه زیادی را خرج تحقیقات پزشکی می کند. این موضوع خیلی مهم است که با وجود این که این فرد، در دسته ای می گنجد که با انگشت می توان رقبایش را بر شمرد، اما هنوز انسان است و باید برای انسان ها هزینه کند.

زندگی مارک زوکربرگ و رمز و رازهای آن!

تبلیغات

او نزدیک بود که کارمند مایکروسافت شود.

زمانی که مارک زوکربرگ یک نوجوان دبیرستانی بود، یک پخش کننده موزیک به نام Synapse Media Player طراحی کرد که این اپلیکیشن بر اساس شخصی سازی لیست پخش کار می کرد. این پلیر فقط mp3 ها را پشتیبانی می کرد.

مایکروسافت در پی این بود که شرکت و کارمندان آن را جذب کند. اما با وجود این که مجوز ساخت و ارائه این اپلیکیشن ارائه شده بود، مارک زوکربرگ، تصمیم گرفت که ادامه تحصیل دهد و به این پروژه خط پایان زد

در دوره راهنمایی یک پیام رسان اختراع کرد

پدر مارک زوکربرگ یک دندان پزشک بود و نیاز داشت تا بداند بیمارانش در چه زمانی می رسند و باید ویزیت شوند. مارک زوکربرگ یک اپلیکیشن پیام رسان طراحی کرد و نام آن را ZuckNet گذاشت. با کمک این اپلیکیشن که صرفا برای پدرش طراحی کرده بود، پدرش می توانست از زمان رسیدن آن ها مطلع شود.

او به عنوان فردی اقتصادی شناخته می شود

با وجود این که مارک زوکربرگ بسیار ثروتمند است و از خانه ای عالی بهره مند است، در سال ۲۰۱۰ طی مصاحبه ای با The New Yorker گفته است که خانه خود را در Craigslist پیدا کرده است. Craigslist تقریبا چیزی شبیه اپلیکیشن و وب سایت هایی مثل شیپور و دیوار و غیره است! با این حساب این جمله او بیانگر این است که او فردی اقتصادی و صرفه جو است و به بهانه داشتن پول زیاد به دنبال گران ترین ها نمی رود.

ضعف بینایی برایش موهبت بود

او رنگ آبی را برای فیس بوک انتخاب کرد، و علت آن هم این بود که دارای کور رنگی سبز و قرمز است. انتخاب این رنگ هر چند بخاطر محدودیت های چشمی او صورت گرفت اما از نقطه نظر بازاریابی رنگ، این انتخاب تنها انتخابی می توانست باشد که این کسب و کار را موفق کند.

او برنامه نویس سطح بالا نبود!

یکی از چیزهایی که شاید خیلی ها فکر کنند این است که او یک برنامه نویس سطح بالا بوده است اما چیزی که مهم است این است که او با کمک کتاب دامیز توانست سی پلاس پلاس را یاد بگیرد!

او چند زبانه است

مارک علاقه زیادی به زبان های مختلف دارد. مثلا لاتین را دوست دارد و به زبان ماندارین نیز صحبت می کند. علاقه به زبان های باستانی در مارک زوکربرگ علاقه ای دیرینه است.

زندگی مارک زوکربرگ

او تمام پیشنهاد های خرید فیس بوک را رد کرده است

اغلب شرکت های بزرگ دنیا، نظیر

  • NewsCorp
  • مای اسپیس
  • Viacom
  • یاهو
  • NBC
  • گوگل

و حتی مایکروسافت دوباره پیشنهاد خرید فیس بوک را مطرح کردند اما او آن را رد کرده و قصد دارد همیشه با این شبکه بماند.

او ستایشگر استیو جابز است

مارک زاکربرگ گویای این است که از نقطه قوت ها و سبک رهبری جسورانه استیو جابز برای حفظ اپل استفاده کرده و توانسته موهبت هایی را برای کسب و کار خود به ارمغان آورد.  او بخاطر این الگو ستایشگر استیو جابز است.

مارک زوکربرگ عضو توییتر است

نکته ای که وجود دارد، موسس شبکه های مختلف خیلی کم امکان دارد که بخواهند عضو شبکه های اجتماعی دیگر شوند! اما مارک زوکربرگ عضو توییتر است. اما با این وجود بسیار کم کار است. مثلا از سال ۲۰۰۹ تا کنون تنها ۱۹ توییت ارسال کرده است! چیزی حدود سالی دو توییت!؟

او یک کاربر تناسب اندام است

شاید او را فقط در حوزه کسب و کار سفت و سخت شناخته باشید اما مارک در سال ۲۰۱۶ تصمیم به اجرای یک برنامه ۳۶۵ روزه در حوزه تناسب اندام گرفت و توانست دقیقا در موعد مشخص به هدف خود برسد.

توجه مارک به پیکاسو و البرت انیشتین

او دو نقل قول دارد که از پیکاسو و انیشتین وام گرفته است. این دو نقل قول به صورت زیرند:

  • چیزها را آنقدر ساده کنید که دیگر نتوانید آن ها را ساده تر کنید ( انیشتین )
  • همه بچه ها هنرمند زاده می شوند و مساله این است که هنرمند بمانند و رشد کنند ( پیکاسو )

شاید این دو جمله مخصوصا جمله پیکاسو نوعی بیانگر خصوصیات مارک زوکر برگ در مورد فیس بوک را نشان دهد. قطعا دلیلی دارد که او این دو جمله را برگزیده است.

سگ مارک زوکربرگ یک سلبریتی است

حیوان دوست داشتنی و خانگی مارک زوکربرگ یک سگ گله ی مجارستانی است. این سگ برای خود یک پیج شخصی در فیس بوک دارد که نزدیک به دو میلیون لایک دارد! حتی دخترش هم یکی از فن های این سگ است. او گفته که این سگ مشهور ترین سگ جهان است!

او برای مدیریت صفحه اش ادمین دارد!

جالب است که کسی خود موسس چیزی باشد و برای حضور در آن نیاز به ادمین داشته باشد. البته این موضوع برای مارک که حسابی سرش شلوغ است این موضوعی کاملا طبیعی است. او دارای ۱۰ ادمین برای پیج شخصی اش است! و آن ها این صفحه را اداره می کنند.

این افراد مسئول، عکس گرفتن، ارسال پست، نوشتن، نظر دادن و لایک کردن هستند.

او از حریم خصوصی اش خیلی مراقبت می کند

مارک زوکربرگ نسبت به حریم خصوصی اش بسیار حساس است و تلاش دارد که آن را حفظ کند و سلامتش را تثبیت کند. او علاوه بر کارهایی اجتماعی در این باره سعی دارد تا هر گونه که شده جلوی اشتباهات ناگهانی را بگیرد. مثلا بر روی دوربین لپ تاپ اش یک چسب زده تا مبادا به طور ناگهانی تصویری از او ثبت شود.

ترفند های عکاسی مخصوص به خود دارد

یکی از چیزهایی که معمولا در مورد مارک زوکربرگ مخصوصا از سمت نزدیکانش، مورد بحث قرار گرفته مساله اندازه قد او، در عکس ها و در واقعیت است. چیزی که وجود دارد این است که او در عکس ها، طوری گارد می گیرد که شما فکر می کنید خیلی طبیعی است اما قدش را چند سانتی متر بلند تر نشان می دهد!

زندگی مارک زوکربرگ

زندگی مارک زوکربرگ

لباسش ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار می ارزد!

اگر او را دیده باشید متوجه می شوید که همیشه لباس خاکستری به تن دارد، و با یک شلوار جین و کفش هایی از جنس و برند نایک!

در سال ۲۰۱۴ از او در مورد لباس هایش سوال هایی پرسیدند! او در این باره گفت:

من تمایل دارم تا بتوانم زندگی ام را انقدر ساده کنم که نیاز به تصمیم گیری برای انتخاب نداشته باشم و در عوض به مردم خدمت کنم!.

به نظر می رسد، تی شرت خاکستری رنگ زاک، ساخته شده توسط طراح ایتالیایی Brunello Cucinelli، هزینه ای به ارزش ۳۰۰ تا ۴۰۰ دلار داشته است. با این حال، Vres Clothing رنگ، مواد و طول پیراهن را بررسی کرد تا بتواند یک مدل مقرون به صرفه برای کسانی که میخواهند سبک مدیر عامل شرکت را کپی کنند، ایجاد کند.

شما نمی توانید مارک را بلاک کنید

اگر به صفحه مارک زوکربرگ نگاه کرده باشید متوجه می شوید که هرگز نمی توانید او را بلاک کنید. برای او چنین امکانی وجود ندارد. اگر بخواهید این کار را انجام دهید به صفحه خطا می روید. این چیزی است که حق صاحب فیس بوک است!

هزینه چند میلیارد دلاری برای امنیت توسط مارک

همانطور که گفته شد او به حریم خصوصی و امنیت خود خیلی اهمیت می دهد. رقمی که اخیرا برای این موضوع گزارش داده است، حدود ۸ میلیارد دلار بوده که سفر با هواپیمای شخصی یکی از این گزینه ها بوده است.

بی سلیقگی مارک زوکربرگ در انتخاب خودرو

همانطور که گفتیم او بسیار اقتصادی است و سعی دارد کم هزینه ترین ها را برای زندگی انتخاب کند. هر چند هنگام پرواز هواپیمای شخصی اش گویای این موضوع نیست، اما نکته ای که وجود دارد این است که، در انتخاب خودرو سلیقه ای نازل دارد. مثلا خودروهای او از جمله خودروهای ۳۰ هزار دلاری است که می توان به Acura TSX  و Volkswagen Golf GTI اشاره داشت.

نظر شما در مورد مارک چیست؟ دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.

منبع

تبلیغات

هوش هیجانی چیست و چرا ما به آن احتیاج داریم ؟

اگر بخواهیم مختصر و مفید هوش هیجانی ( یا همان EI و یا EQ) را تعریف کنیم باید بگوییم هوش هیجانی عبارت است از توانایی درک، ارزیایی و مدیریت عواطف خود و دیگران. البته یکسری اختلافات میان روانشناسان وجود دارد که مربوط به عمق و حوزه‌هایی می‌شود که هوش هیجانی در آن فعال است.

به عنوان مثال، روانشناس دکتر جان مایر، که مقالات گسترده‌ای در مورد هوش هیجانی نوشته و به همراه دکتر پیتر سالووی مدل چهار شاخه مربوط به هوش هیجانی را توسعه داده، معتقد است که مفهوم هوش هیجانی به بسیاری از چیزها اطلاق می‌شوند که مربوط به هوش هیجانی نیستند. اغلب به اشتباه EI را برابر با دیگر صفات شخصیتی قرار می‌دهند.

بنابر کتاب (هوش هیجانی: چرا این هوش از IQ مهم‌تر است) نوشته‌ی دکتر جان مایر و دنیل گلمن، در حالی که این موضوع به عنوان یک گزارش سرگرم کننده بسیاری از مطالعات جالب رو پوشش می‌دهد، به صورت اشتباه با دیگر ابعاد روانشناختی که کامل مستقل هستند مخلوط می‌شود.

تبلیغات

تعدادی از این ویژگی‌ها شامل مهارت‌های اجتماعی، تمام انواع قانونمندی و انضباط، انگیزه‌ها، و ملایمت و دیگر صفات می‌شود.

این مدل‌ها به جای هوش هیجانی مدل‌های ترکیبی نامیده می‌شوند زیرا بصورت مستقیم یا بطور ویژه ترکیب صفات با عواطف و هوش را شامل می‌شوند.

پس هوش هیجانی چیست ؟

دکتر مایر بر این عقیده است که بنابر چیزی که در ادامه توضیح خواهیم داد، اینها هوش هیجانی نیستند :

  • موافق بودن
  • خوشبینی
  • خوشحالی
  • انگیزه
  • آرامش

این مفاهیم بیان شده که بسیار مهم نیز هستند در حقیقت ارتباط بسیار کمی با هوش و یا عواطف دارند و هیچ ارتباطی نیز با هوش هیجانی ندارند. در مقاله‌ای که برای آمریکن ساکولوژیست نوشته شده، دکتر مایر و همکارانش اشاره می‌کنند که :

“… گروهی از ویژگی‌های شخصیتی که بطور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته‌اند مانند نیاز به موفقیت از گروه انگیزه‌ها، خودکنترلی از مفاهیم درونی، ویژگی‌های عاطفی مانند خوشحالی، و شیوه‌های اجتماعی مانند قدرت بیان به این نیاز دارند که به تنهایی در نظر گرفته شوند نه اینکه همگی با هم مخلوط شده و تحت هوش هیجانی شناخته شوند.”

بنا به نوشته‌های دکتر مایر، هوش هیجانی، ظرفیت استدلال برای عواطف و اطلاعات مربوط به آنها و بهبود تفکر به کمک عواطف است. اگر این تعریف را با تعریف گلمن مقایسه کنیم به عبارت دقیق‌تری برای تعریف هوش هیجانی خواهیم رسید :

“هوش هیجانی عبارت است از توانایی درک عواطف، دسترسی و تولید آن‌ها بطوری که در خدمت عقل قرار گیرند، درک کردن عواطف و دانش مربوط به آن‌ها و تنظیم کردن آن‌ها به نحوی است که بعد عاطفی را بهبود بخشیده و به رشد عقل نیز کمک کند.”

افرادی که EI بالایی دارند به راحتی و به سرعت می‌توانند مشکلات و مسائل مختلف عاطفی را حل کنند. آن‌ها به درستی عواطف موجود در چهره دیگران و چیزی که آن حالت انتقال می‌دهد را درک می‌کنند. به عنوان مثال، آن‌ها می‌دانند که افراد عصبی می‌توانند خطرناک باشند، افراد خوشحال مایل به ارتباط برقرار کردن با دیگران هستند و افراد غمگین گاهی تمایل دارند که تنها باشند.

افراد با EI بالا علاوه بر عواطف دیگر افراد در مورد عواطف خودشان نیز به نوعی متخصص هستند و می‌توانند آن‌ها را مدیریت کنند. آن‌ها به این موضوع آگاهی دارند که چگونه برای بهبود یک تفکر خاص چگونه از عواطف‌شان کمک بگیرند. برای این افراد حل کردن مسائل به تلاش شناختی کمتری نیاز دارد. این افراد همچنین تمایل دارند که موقعیت بهتری از نظر کلامی، اجتماعی و دیگر هوش‌ها داشته باشند. آن‌ها معمولا افراد بازتر و پذیراتری هستند و به سمت شغل‌هایی کشیده می‌شوند که روابط اجتماعی زیادی در آن‌ها وجود دارند، مانند معلمی، مشاوره و تعامل با دیگران.

مدل چهار شاخه‌ی سالووی و مایر در مورد هوش هیجانی

در اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰، بعد از اینکه تعدادی از روانشناسان، روانپزشکان و زیست شناسان تکاملی اعدادی را به عنوان ظرفیت انسان برای شناسایی و درک عواطف تعیین کردند، در سال ۱۹۹۰ دکتر مایر و سالووی پیشنهاد دادند که این توانایی‌ها ترکیبی مفهومی از هوش هیجانی را تشکیل می‌دهد. در نهایت آن‌ها پیشنهاد کردند هوش هیجانی به یک مدل چهار شاخه تقسیم می‌شوند که متعاقبا در سال ۱۹۹۷ معرفی شد.

مدل چهار شاخه‌ی هوش هیجانی چهار ناحیه از قابلیت‌ها، و یا مهارت‌ها را توضیح می‌داد که هوش هیجانی را تعریف می‌کردند.

این توانایی‌ها عبارتند از :

  1. درک درست عواطف در خود و دیگران
  2. استفاده از عواطف برای تسهیل تفکر
  3. درک معنای عواطف
  4. مدیریت عواطف

چهار شاخه‌ی هوش هیجانی

درک عواطف  به معنای داشتن ظرفیت برای درک درست عواطف در چهره و صدای دیگران. این شاخه نقشه‌ی شروعی را فراهم می‌آورد تا به درک پیشرفته‌تری از عواطف دست پیدا کنید.

استفاده از عواطف برای تسهیل تفکر – ظرفیتی برای استفاده از عواطف در جهت روندهای شناختی. یک سیستم خوب با ورودی‌های عاطفی به تفکر در مورد مسائل مهم کمک خواهد کرد. عواطف برای داشتن خلاقیت نیز یک امر ضروری محسوب می‌شود.

درک معنای عواطف – عواطف اطلاعات را انتقال می‌دهند، بنابراین درکت معنای عواطف و پیام‌هایی که دارند و همینطور اقداماتی که با آن‌ها همراه می‌باشد مفهوم اصلی این مهارت است.

مدیریت عواطف – عواطف را می‌توان مدیریت کرد. به محض اینکه اطلاعات پشت عواطف جمع آوری و تفهیم شوند، می‌توان آنها را تنظیم و مدیریت کرد.

چرا هوش هیجانی مهم است ؟

با اینکه تعارف هوش هیجانی از لحاظ عمق و حوزه متفاوت هستند، همگی اعتقاد دارند که این هوش به همان اندازه هوش سنتی (همان IQ) مهم است و به همین شرکت‌های بسیاری اکنون برای استخدام کارمندان جدید از تست EI استفاده می‌کنند. در زیر دلایلی را خواهیم آورد که نشان می‌دهد از چه جهت‌هایی داشتن EI بالا می‌توانند سودمند باشد :

  • به شما کمک می‌کند تا در فضای کاری با دیگران ارتباط بهتری برقرار کرده و راحت‌تر همکاری کنید. ( فهم بهتر عواطف و احساسات دیگران)
  • به شما کمک می‌کند تا به اهداف‌تان برسید (همکاری با دیگران، مدیریت عواطف، بلوغ)
  • حفظ رابطه‌ی شخصی مناسب و رضایت بخش (بوسیله‌ی مدیریت و تنظیم عواطف)
  • زندگی متوازن‌تر (مدیریت عواطف)
  • پاسخ به دیگران با دلسوزی و یکدلی
  • به شما کمک می‌کند تا سرزنده‌تر و خلاق‌تر باشید (در ارتباط بودن با عواطف)
  • حل راحت‌تر تنش‌ها

چگونه هوش هیجانی را بهبود ببخشیم

متاسفانه هوش هیجانی توانایی آموزش داده شدن و توسعه یافتن را داراست. راه‌ها و تست‌های زیادی وجود دارد که از طریق آن‌ها میزان هوش هیجانی خود‌تان را بسنجید و بفهمید که در کدام قسمت‌ها نیاز به تقویت دارید. در ادامه نکاتی برای تقویت این هوش به شما ارائه خواهیم داد :

  • خودتان را بشناسید. بیاموزید که عواطف‌تان و اثرات آن‌ها را بشناسید و ببینید که چه تاثیراتی بر روی محیط پیرامون و همینطور رفتارهای شما دارند. از آن‌ها استفاده کنید تا تصمیمات بهتری بگیرید و در محدوده‌هایی که دچار ضعف هستید مشکلات‌تان را حل کنید.
  • واکنش‌تان در موارد استرس‌زا را بررسی کنید. آیا سریع ناراحت و رنجیده خاطر می‌شوید ؟ آیا دیگران را سرزنش کرده و عصبی می‌شوید ؟ وقتی کاری به خوبی پیش نمی‌رود واکنش شما چیست ؟ خونسرد بودن و کنترل عواطف در شرایط سخت هم در خانه و هم در محیط کاری بسیار مهم است.
  • عواطف‌تان را کنترل کنید. کنترل عواطف تحریک کننده و رفتار‌های‌تان را تمرین کنید. در یک مسیر درست با عواطف‌تان تعامل کنید. ابتکار عمل را بدست بگیرید، قابل اعتماد و مسئولیت پذیر باشید و در نهایت یاد بگیرید که خودتان را با شرایط وفق دهید.
  • نسبت به محیط اطراف و اجتماع هوشیار باشید. زمانی صرف کنید تا نحوه‌ی ارتباط‌تان با مردم را بررسی و مشاهده کنید. ببینید که رفتارهای شما چه تاثیری بر روی دیگران می‌گذارد. آیا چیزهایی که دیگران می‌گویند را می‌شنوید و به آن‌ها فکر می‌کنید ؟ آیا ذهن باز و پذیرایی دارید ؟ یاد بگیرید که از میان آن‌ها نشانه‌های مربوط به عواطف را پیدا کنید. قدردان چیزهایی که دیگران می‌گویند و دلایلی که این موارد را بیان می‌کنند باشید. برخورد متقابل‌تان با دیگران را بهبود ببخشید.

هوش هیجانی هوشی است که مربوط به تشخیص و درک اطلاعات مربوط به عواطف است. درک عقلانی از هوش هیجانی بسیار مهم است، اما در نهایت، توسعه‌ی این هوش بسته به مرکز احساس، یادگیری‌های غیر کلامی و تمرین بسیار است.

منبع کمکی:  essentiallifeskills

منبع عکس: medium.com

تبلیغات

چطور جراتِ نشان دادن خودِ واقعی مان را پیدا کنیم؟

وقتی جرات می‌کنید که اصیل رفتار کنید یعنی در حقیقت این جرات را به خرج داده‌اید تا خودتان باشید و کارهایی بکنید که نشان دهنده شخصیت واقعی شماست. برای بسیاری از ما این اتفاق می‌تواند ترسناک و دلهره آور باشد.

شاید این سوال را بپرسید که چرا این موضوع می‌تواند ترسناک قلمداد شود.

وقتی می‌گوییم این مورد می‌تواند ترسناک باشد بدین معنی است که شما خودتان را در معرض چیزهای زیادی قرار می‌دهید. بدین معنی که شاید مورد تمسخر، پیش داوری و در برخی مواقع بررسی موشکافانه قرار گیرید. در نهایت این بدین معنی است که شما تحت فشار قرار گرفته و آسیب پذیرتر خواهید شد.

تبلیغات

مطمئنا اگر همرنگ جماعت شوید، کمی دروغ بگویید و خود را با اطرافیان انطباق دهید کار راحت‌تری در پیش خواهید داشت.

البته موارد دیگری نیز وجود دارند مانند اینکه همیشه از خودتان راضی خواهید بود و در عوض زندگی یکنواختی خواهید داشت که در آن هیچ چشم اندازی از رسیدن به خود واقعی‌تان در آن وجود نخواهد داشت.

برای اینکه خود واقعی‌تان باشید به کمی تشویق و البته اعتماد به نفس نیاز است تا با آنها بتوانید توانایی‌های منحصر بفردتان را نشان داده و بی‌همتا بودن‌تان را به رخ بکشید. با این حال، همانند تمامی تلاش‌های ترسناک، مزایای غلبه بر موانع و مشکلات در آن بسیار بیشتر از مشکلات ناشی از عدم تحقق آن است.

استیو جابز فقید در یکی از سخنرانی‌هایش برای فارغ التحصیلان داشنگاه استنفورد گفت :

“زمان شما بسیار محدود است. پس آن‌را با زندگی به جای فرد دیگری هدر ندهید. در تله‌ی عقاید تعصب آمیز گرفتار نشوید چون در نهایت باز هم در غالب فرد دیگری زندگی خواهید کرد. اجازه ندهید صدای افکار دیگران بلندتر از ندای درونی شما شود. و از همه مهمتر، شجاعت این را داشته باشید تا قلب و بینش‌تان را دنبال کنید. گاهی اوقات این دو چیزهایی را می‌دانند که شما می‌خواهید به آن تبدیل شوید. بقیه‌ی چیزها جزو فرعیات حساب می‌شوند.”

این یک حقیقت است. زندگی کوتاهتر از آن است که شما تلاش کنید کسی باشید که دیگران می‌خواهند.  خودتان باشید و این کار را به بهترین وجه انجام دهید. منحصر بفرد بودن‌تان را جشن بگیرید. جسارت این را داشته باشید که خودتان باشید.

نکاتی که به شما کمک می‌کند خود واقعی‌تان باشید

خودتان را بشناسید. قبل از اینکه بتوانید خودتان باشید باید ابتدا خودتان رابشناسید. سال‌ها ژیش سوکراتس این اعتقاد را داشت که خودشناسی پایه‌ی تقواست. بدون خودشناسی هیچ چیزیآنطور که باید واقعی نیست.

خود واقعی تان را بر اساس غرایز برملا کنید

به بینش و غرایزتان اعتماد کنید. اعتماد به بینش و غریزه جزئی از شناخت خود است. همه ما انسان‌ها یک پیمانه‌ی درونی داریم که در راه انجام دادن کارها و وظایف راهنمای ما هستند. برای پیدا کردن سوال‌هایی که در زندگی برای‌تان پیش می‌آید باید به عمق وجودتان نگاه کنید.

مطمئن باشید که هیچکس بهتر از خودتان نمی‌تواند به شما بگوید که چه چیزی احتیاج دارید و چه چیزی می‌خواهید. البته گوش فرا دادن به توصیه‌های اطرافیان، اساتید و خانواده نیز کاری عاقلانه و منطقی‌ست ولی قدرت اصلی در اختیار خود شماست. شما یکتا و منحصر بفرد هستید و هیچکس به غیر از خودتان نمی‌تواند تصمیم نهایی را برای شما بگیرد. اگر با بینش درونی‌تان مخالفت کنید در اصل با اساس طبیعت و منبع رضایتمندی‌تان مخالفت کرده‌اید.

با اصلاح رفتار و علایق، خود واقعی تان را آزادانه تر رها کنید

خودتان را با بهبود سبک، سلیقه و شخصیت‌تان معرفی کنید. مردمان بسیاری هستند که سعی می‌کنند تا شبیه افراد مشهور باشند. به جای اینکه برای پیشرفت خودشان تلاش کنند شروع به تقلید از دیگران می‌کنند و در این روند خودشان را به کل فراموش می‌کنند.

این راه وقت تلف کردنی بیش نیست و در نهایت چیزی که در انتظار شماست احساس سرخوردگی و شکست است. وقتی شما شروع به پرورش دادن سبک، سلیقه و شخصیت خودتان می‌کنید نه تنها رفتاری اصیل و معتبر از خود نشان می‌دهید دیگران نیز جذب و شیفته‌ی شما خواهند شد.

ترس را کنار بگذارید و یکتا بودن‌تان را بُروز دهید. زندگی‌تان را صرف این کنید که خود واقعی‌تان را نشان دهید.

همانگونه استیو جابز گفته، شجاعت دنبال کردن ندای قلب‌تان را داشته باشید. اگر دوست دارید موسیقیدان شوید بخاطر علاقه‌ی والدین‌تان به حسابداری و یا درآمد بیشتر به سراغ حسابداری نروید. در غیر اینصورت در آخر کار یک شکسته خورده خواهید بود زیرا در صورتی که ناراحت، بی انگیزه و افسرده باشید پول کاری برای شما نخواهد کرد.

برای نمایش خود واقعی نیاز به باور کردن خودتان دارید

خودتان را باور داشته باشید و نگران افکار بقیه نباشید. وقتی راه اصلی خود را پیدا کردید اجازه ندهید تا افکار بقیه حواس شما را پرت کند.

همه‌ی مردن علاقه دارند تا در مورد اکثر مسائل پیشنهاداتی به شما بدهند ولی در اصل این خود شما هستید که می‌دانید بهترین چیز برای چیست.

اجازه ندهید افراد بدون اعتماد بنفس و افرادی که حتی به خودشان نیز شک دارند شما را از چیزی که انتخاب کرده‌اید دور کنند. از شک‌ها و تردیدها دوری کنید.

اگر دوست داشته باشید فردی باشید که نیستید هیچ‌گاه خوشحال نخواهید بود. خودتان باشید و به خودتان افتخار کنید. کسانی که دید مثبت‌تری نسبت به خودشان دارند بهتر و سالم‌تر زندگی خواهند کرد.

اگر جرات این را داشته باشید تا خود واقعی‌تان باشید، جرات شجاع، قوی و پر جنب و جوش بودن را نیز خواهید داشت و به سمتی خواهید رفت که پتانسیل حقیقی‌تان را که شامل تمام استعدادها و مهارت‌های شماست به نمایش بگذارید.

مزیت های زندگی اجتماعی با خود واقعی و بدون نقاب

اگر خود واقعی‌ تان باشید مزایای زیر در انتظار شماست :

  • با خودتان صادق هستید و در نتیجه رضایت بسیار بیشتری از خودتان خواهید داشت.
  • از نظر دیگران جذاب‌تر، آگاه‌تر و جالب‌تر خواهید بود
  • تمایل به ریسک کردن خواهید داشت و خلاق‌تر خواهید بود در نتیجه فرصت‌های شغلی بهتر و پیشرفت بیشتری در انتظار شما خواهد بود.
  • بخاطر تمایل‌تان به رهایی از موارد از پیش تعیین شده، به سبک و با قوانین خودتان زندگی خواهید کرد.
  • چه در شغل، چه در هنر و یا در اجتماع دیدگاه‌های جدیدتری ارائه خواهید داد.
  • مانند افراد پیشرو خواهید بود، اهدافی جدید برای خودتان تعیین کرده و راهی برای رسیدن به آن‌ها پیدا خواهید کرد.

آیا شما خود واقعی تان را به نمایش می گذارید؟ نظر تان را در این باره بنویسید و بگویید چگونه شهامت این کار را پیدا کرده اید؟

منبع کمکی:  essentiallifeskills

منبع عکس: یوتیوب

تبلیغات

لذت نهایی قدرت پشتکار و ثابت قدم بودن در زندگی

بیشتر علاقه‌ی من (نویسنده) نوشتن مقاله‌هایی است که در طول آن فهم بهتری نسبت به موضوع مقاله پیدا کنم. وقتی کیفیت و قدرت پشتکار و ثابت قدم بودن به مغز من خطور کرد آن را یک فرصت برای بهبود دیدم نسبت به این موضوع دیدم.

بگذارید این مقاله را با یک نقل قول از کالوین کولیج شروع کنیم که به درستی کیفیت پشتکار را بطور خلاصه بیان می‌کند :

“هیچ چیز در دنیا نمی‌تواند جای پشتکار و مداومت را بگیرد. حتی استعداد. چیزی که هم اکنون به وفور در جامعه یافت می‌شود مردمانی ناموفق با استعداد زیاد است. و نه حتی هوش. داستان نوابغی که به حق خود نرسیده‌اند تقریبا ضرب المثل شده است. و نه تحصیلات. دنیا پر شده از افراد تحصیل کرده‌ی بیکار. اما پشتکار و عزم راسخ به تنهایی کافیست. شعار ‘ادامه بده’ تا کنون بسیاری از مشکلات بشر را حل کرده و حل خواهد کرد.”

تبلیغات

تعریف مرسوم پشتکار عبارت است از : “عدم تسلیم شدن و رها کردن، ثابت قدم بودن بطور مشتاقانه و پافشاری در یک مسیر بر خلاف مشکلات و مسائل پیش رو.”

با این تعاریف شاید باز هم این سوال پیش آید که آیا تفاوت یک نتیجه‌ی مطلوب و یک نتیجه‌ی نامطلوب و شکست خورده داشتن پشتکار است ؟ در این مورد، توجه به نوع و کیفیت پشتکار نیز امری ضروری است.

در اینجا نکاتی در مورد بهبود پشتکار و مداومت خواهیم گفت :

چگونه نوع پشتکار را بهبود ببخشیم

تصمیم بگیرید که چه کارهایی می‌خواهید انجام بدهید و برای خودتان یک یا چند هدف تعیین کنید. همگی اهمیت داشتن هدف را برای دستیابی به موفقیت می‌دانیم، بنابراین زمانی را صرف این کنید که اهداف و چیزهایی که می‌خواهید به آن دست یابید را معلوم کنید. آیا می‌خواهید وزن کم کنید، از دانشگاه فارغ التحصیل شوید، در یک ماراتون شرکت کنید یا در کارتان موفق باشید ؟

در تحقیقی جالب که چندین سال پیش در نیویورک انجام شد محققان دریافتند که افرادی که هدفی واضح و مختصر تعیین کرده‌اند در ۹۵ درصد مواقع به آن دست پیدا کردند، البته یک شرط وجود داشت، اینکه فقط به هدف تعیین شده دست پیدا کرده و در طول مسیر رسیدن به هدف تلاش را رها نکرده و در مقابل مشکلات ایستادگی کنند.

در واقع تا کنون هیچ دستاورد قابل توجهی نبوده که در آن آزمایش و سختی وجود نداشته باشد. ادگار آلبرت گست (Edgar Albert Guest) در شعر زیبایی به خوبی انسان‌ها را تشویق کرده تا به مسیر ادامه دهند، مخصوصا زمان‌هایی که پیشروی سخت می‌شود.

پشتکار داشتن

برای موانع و مشکلات آماده شوید. این نکته را در نظر قرار دهید که حتما بین شما و هدف‌تان مشکلات و موانعی وجود خواهد داشت. پس برای آن‌ها آماده شوید.

هیچ دستاوردی بین مشلات، موانع و سختی‌هایی که در سرتاسر مسیر وجود داشته به دست نیامده است. هنری فورد (Henry Ford) قبل از اینکه اولین اتومبیلش را طراحی کند سه بار ورشکسته شد.

اما همانطور که همه می‌دانیم او در ادامه موفق شده و تبدیل به یکی از ثروتمندترین افراد دنیا شد. او می‌گوید : “شکست صرفاً یک فرصت است تا هوشمندانه‌تر شروع کنید.

” معروف است که توماس ادیسون (Thomas Edison) 10 هزار بار تلاش کرد تا در نهایت موفق شد لامپ را اختراع کند. عقیده‌ی او این بود که : “من شکست نخورده‌ام، من ۱۰ هزار راه پیدا کرده‌ام که با آن‌ها نمی‌شود لامپ اختراع کرد.”

مطمئناً پشتکار و پافشاری تفاوت بین افرادی است که موفق می‌شوند و افرادی که تسلیم شده و دست از تلاش بر می‌دارند.

یکی از راه‌هایی که می‌توانید برای موانع آماده شوید این است که مشکلات احتمالی را حدس زده و یک نقشه برای آن‌ها داشته باشید. به عنوان مثال، اگر می‌خواهید وزن کم کنید، باید این نکته را مد نظر قرار دهید که مواقعی وجود دارد که امکان ندارد بتوانید به رژیمی که دارید پایبند بمانید.

در این موارد احتیاج دارید که یک وعده غذایی جایگزین داشته باشید و یا اینکه خودتان را از لحاظ ذهنی آماده کنید تا از رژیمی که دارید منحرف نشوید. متاسفانه، به جای آماده شدن برای همچین مواقعی، بسیاری از افراد بطور کامل تسلیم می‌شوند و می‌گویند که امکان ندارد یک رژیم را همیشه رعایت کرد.

در عمل نیز، آن‌ها گاهی رژیم را خراب می‌کنند و در نهایت در ناامیدی تسلیم می‌شوند.

مثال دیگر تلاش برای شرکت در دوی ماراتن و شکست در اولین تلاش است.

آیا در این صوزت باید تسلیم شده و دست از تلاش مجدد بردارید ؟ نه، به هیچ وجه! باید به این نکته فکر کنید که کجا در مورد تخمین باقیمانده انرژی‌تان اشتباه کرده‌اید و چه اشتباهی در رژیم غذایی‌تان و تمرینات‌تان کرده‌اید. بعد از کمی تحقیق خواهید فهمید چگونه پیشرفت کنید و بعد از آن دوباره می‌توانید تلاش کنید.

اگر در مشکلات غرق شوید دیگر زمانی نخواهید داشت تا پشتکار مد نظر برای برخورد با مشکلات و موانع را در خودتان تقویت کنید. در نهایت، اگر برنامه ای برای روبرو شدن با پستی‌ها و بلندی‌های داشته باشیم از لحاظ ذهنی آماده‌ی روبرو شدن با آن ها هستیم.

چند نکته که در مورد پشتکار لازم است بدانید

پشتکار از اولین قدم شروع می شود

اولین قدم را بردارید. اگر برای به اتمام رساندن چیزی تلاش نکنید، فارق از کسب موفقیت و یا عدم موفقیت، هیچ پشتکاری در شما شکل نخواهد گرفت. خیلی از ما کارها را به علت ترس از شکست و یا برنداشتن قدم اول به تعویق می‌اندازیم. درست است که اگر برای چیزی تلاش نکنید هیچ وقت شکست نمی‌خورید، ولی موفقیتی نیز به دست نخواهید آورد. یک نقل قول معروف وجود دارد که می‌گوید “تنها شکست واقعی در زندگی شکست در تلاش کردن است.”

برای پشتکار مرور و ارزیابی اهمیت دارد

مرور کنید، مجدد ارزیابی کرده و تجدید نظر نمایید. از کسانی که فقط ناظر عمل کرده شما هستند دوری کنید. در عوض از توصیه و نصیحت افرادی که تجربه‌ای در زمینه‌ی کاری شما دارند و افرادی که می‌خواهد شما موفق شوید استفاده نمایید. این افراد می‌توانند بر اساس تجاربی که کسب کرده‌اند نکات بسیار مهم و تجربیات خوبی را به شما منتقل کنند. البته هنوز باید به سختی تلاش کنید اما داشتن یک مشوق با انرژی مثبت بسیار می‌تواند به افراد کمک کند.

تمرکزتان را حفظ کنید تا پشتکار تان نتیجه دهد

یکی از موانع موفقیت، از دست دادن تمرکز و انگیزه است. یکی از راه‌هایی که می‌تواند تمرکز شما را حفظ کند این است که خودتان را صرف نظراز هدفی که دارید در حالی تصور کنید که به آن هدف رسیده‌اید. با وضوح خودتان را در حالی تصور کنید که آن کار را به پایان رسانده‌اید و مزد زحمات خود را گرفته‌اید. از طرفی دیگر ههرگز خودتان را درگیر افکار منفی نکنید، چیزهایی مثل “من نمی‌توانم اینکار را انجام دهم”، “با اینکار غیر ممکن است به موفقیت برسم”. در عوض از شعارهای الهام بخش و تصاویر افرادی که با پشتکار به موفقیت رسیده‌اند و دیگر چیزهایی که به شما انگیزه می‌دهند استفاده کنید.

لذت ببرید و پشتکار خود را تقویت کنید

 یکی از لذت بخش‌ترین حس‌ها بعد از موفقیت دانستن این موضوع است که شما توانسته‌اید بر مشکلات زیاد و سختی‌های فراوان مقابله کنید و به هدف‌تان برسید. رسیدن به موفقیت وقتی به خودتان یادآوری می‌کنید که از چه مسیری عبور کرده و به آن دست پیدا کرده‌اید لذت بخش‌تر نیز خواهد بود.

افرادی که با وجود موانع و مشکلات با پشتکار به موفقیت رسیدند :

  • لودویک فن بتهون ( آهنگشاز، پیانیست) درسن ۳۰ سالگی ناشنوا شد ولی بسیاری از معروف‌ترین آهنگ‌هایش را بعد از اینکه شنواییش را از دست داد به وجود آورد.
  • هلن کلر (نویسنده) ازسن ۱۹ ماهگی ناشنوا و نابینا بود. او ۱۲ کتاب و مقالات مختلف بسیاری نوشته و اولین فرد نابینایی بود که مدرک لیسانس هنر گرفته است.
  • ری چارلز و استیو واندر (موسیقیدان) هر دو نابینا بودند ولی به مدارج زیادی در موسیقی دست پیدا کردند.
  • جیمز ارل جونز (بازیگر) که با صدای خاص و پر رونقی که داشت شناخته می‌شد لکنت زبان داشت.
  • مارلین ماتلین (بازیگر زن برنده جایزه آکادمی) ناشنوا است.
  • اینژاک پرلمن (نوازنده ویولن کنسرت) بخاطر ویروس فلج اطفال فلج است.
  • تری فاکس (دونده) مبتلا به سرطان بود.

همانطور که از لیست شگفت انگیز بالا مشخص است، موانع و سختی‌ها نباید شما را از اهدافی که دارید دور کنند. در این میان چیزی که بیشتر از همه اهمیت دارد داشتن پشتکار مداوم تا زمان رسیدن به هدف است.

منبع کمکی: essentiallifeskills
منبع عکس: consciouslifenews.com

تبلیغات