دانشمندان موفق به تخمین عمر ستاره تراپیست ۱ شدند!

تراپیست ۱ (TRAPPIST-1) یک ستاره کوتوله فراسرد در فاصله ۳۹ سال نوری زمین است. به تازگی دانشمندان موفق شده‌اند عمر ستاره تراپیست ۱ را تعیین کنند.

این ستاره کوتوله فراسرد که برای اولین بار در بهمن ماه سال گذشته از سوی دانشمندان کشف شد، توجه زیادی را به خود جلب کرده و گمانه‌زنی‌ها پیرامون وضعیت زیست‌پذیری سیارات آن همچنان ادامه دارد. در مدار ستاره تراپیست ۱، تعداد ۷ سیاره مشابه زمین در گردش بوده و بر اساس برآوردهایی که صورت گرفت، حداقل تعداد ۳ سیاره از آنان در کمربند حیات مستقر هستند. این بدان معناست که دمای سطحی این سیارات به گونه‌ای است که آب به صورت مایع در آن جریان داشته و احتمالا از حیات نیز پشتیبانی می‌کند. در حالی که این سیستم ستاره‌ای در میان رسانه‌های خبری سر و صدای زیادی را به راه انداخته، اخیر دانشمندان موفق شده‌اند عمر ستاره تراپیست ۱ را تخمین بزنند.

گروهی از ستاره‌شناسان، داده‌های دریافتی از تلسکوپ‌های مختلف را برای تعیین عمر ستاره تراپیست ۱ مورد استفاده قرار دادند. طبق برآوردهای انجام گرفته، سن ستاره تراپیست ۱ در حدود دو برابر خورشید و بین ۵٫۴ تا ۹٫۸ میلیارد سال است.

حقیقت این است که با مشاهده یک ستاره، امکان تعیین سن دقیق آن وجود ندارد. اما دانشمندان با جستجوی سرنخ‌های موثر بر رفتار ستاره‌ها، می‌توانند برآوردی تقریبی را از عمر ستارگان به دست آورند.

عمر ستاره تراپیست 1

آدام بورگسر (Adam Burgasser) به عنوان متخصص فیزیک نجومی در دانشگاه سن دیگو به همراه معاون برنامه‌های اکتشافی سیارات فراخورشیدی در ناسا یعنی اریک مامایک (Eric Mamajek) داده‌های دریافتی از تلسکوپ‌ها را مورد بررسی قرار دادند و در نهیات موفق شدند پیش‌بینی نسبتا دقیقی را برای عمر ستاره تراپیست ۱ ارائه کنند. به منظور کشف سرنخ‌های مرتبط، دانشمندان سرعت تراپیست ۱ در کهکشان راه شیری و ترکیبات جوی آن را زیر ذره‌بین قرار دادند.

کسب اطلاعات بیشتر در مورد سامانه تراپیست ۱ بسیار جذاب است. با این حال، منظومه TRAPPIST-1 یکی از عجیب و غریب‌ترین سامانه‌ها در کهکشان راه شیری شناخته شده و تخمین عمر ستاره تراپیست ۱ می‌تواند ما را به درک صحیح‌تری از شرایط موجود در سیارات آن برساند.

همانطور که امروز می‌دانیم، توسعه حیات و شکل‌گیری نوع هوشمند آن بر روی زمین نزدیک به ۴ میلیارد سال زمان برده است. با این تفاسیر، تخمین عمر ستاره تراپیست ۱ در نوع خود بسیار شگفت‌انگیز به شمار می‌آید؛ چرا که به کمک آن می‌توانیم به جزئیات تازه‌ای از زیست‌پذیری این سیاره در طول زمان پی ببریم.

بدیهی است که با توجه به اکتشافات اخیر دانشمندان، بحث و گمانه‌زنی پیرامون حیات پذیر بودن یا نبودن سیارات منظومه تراپیست ۱ بیش از پیش قوت بگیرد. برخی از ستاره‌شناسان معتقدند که این سیاره‌ها به علت نزدیک بودن به ستاره تراپیست ۱، امکان حفظ حیات را ندارند. ستاره‌های کوتوله از نوع M که تراپیست ۱ نیز از همین نوع است، شعله‌های بزرگی را از خود منتشر می‌کنند که نابودی اتمسفر سیارات آن را در پی دارد. از طرفی با توجه به نزدیکی بسیار زیاد این سیارات در طول چندین میلیارد سال، احتمالا تمامی منابع آبی آن‌ها به علت حرارت زیاد بخار گردیده و شرایط زیست‌پذیری آن را از بین برده است. از سوی دیگر برخی از ستاره‌شناسان معتقدند که بعضی از نقاط این سیاره‌ها، احتمالا هنوز شانس زیست‌پذیری را دارا هستند. بنابراین در حال حاضر پرسش‌های بسیاری در مورد این منظومه محبوب در میان ستاره‌شناسان باقی خواهد ماند.

دانشمندان امیدوار هستند که راه‌اندازی نسل جدید تلسکوپ‌ها از جمله تلسکوپ فضایی جیمز وب (James Webb)، بتواند ما را به درک صحیح‌تری از جهان اطراف رسانده و از اسرار موجود در آنان پرده‌برداری کند.

معرفی ۵ زبان باستانی مرموز که تاکنون رمزگشایی نشده‌اند

زبان باستانی تمدن مصر تنها به دلیل وجود سنگ روزتا قابل رمزگشایی بود، اما زبان های باستانی مرموز دیگری وجود دارند که هنوز جزو معماهای حل‌نشده هستند.

سنگ روزتا که در روز ۲۸ تیر ماه سال ۱۱۷۸ توسط ارتش فرانسه در مصر کشف شد، به دلیل اینکه متن مشخصی را به دو زبان یونانی و مصری بر روی خود داشت زبان شناسان را در پرده‌برداری از معانی هیروگلیف‌های مصری یاری نمود؛ با این وجود، پنج زبان باستانی که در ادامه به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت هنوز رمزگشایی نشده‌اند و سال‌هاست که ذهن دانشمندان را به خود مشغول کرده‌اند.

۵ زبان باستانی که معانی آن‌ها تا به امروز مجهول مانده‌اند

۵٫ متون مروئیتی

معرفی 5 زبان باستانی مرموز که تاکنون رمزگشایی نشده‌اند

همانطور که در مقاله‌ای از رئیس تیم باستان شناسان فرانسوی در سودان، کلود ریلی (Claude Rilly)، در دانشنامه مصر شناسی دانشگاه کالیفرنیا (UCLA) ذکر شده است، پادشاهی کوش از سال ۳۰۰ قبل از میلاد تا سال ۳۵۰ بعد از میلاد به مرکزیت شهر مرواه (Meroe)، در آفریقا فرمانروایی می‌کرد؛ مردم ساکن این شهر در زمان فرمانروایی کوش هم از زبان مروئیتی (Meroitic) برای نگارش متون استفاده می‌کردند.

هم‌اکنون دو متن به زبان باستانی مروئیتی وجود دارد که یکی از آن‌ها به صورت هیروگلیف و دیگری به صورت پیوسته نوشته شده‌ است و در عین حال که این نوشته‌ها بین سال‌های ۱۲۸۶ تا ۱۲۹۰ شمسی تا حدی توسط مصر شناس انگلیسی فرانسیس لووِلِن گریفیت (Francis Llewellyn Griffith) رمزگشایی شده‌اند، دانش کلی و اطلاعات کلیدی در مورد زبان باستانی استفاده‌شده در نگارش متون وجود ندارد؛ به همین دلیل ترجمه کامل و دقیق زبان مروئیتی امکان‌پذیر نیست.

ریلی در ادامه مقاله خود اشاره کرده است که وابستگی‌های زبان ‌شناسی نوشته‌های مروئیتی به تازگی کشف شده‌اند؛ این نوشته‌های باستانی به یکی از شاخه‌های سودانی زبان‌های نیلی‌صحرایی (Nilo-Saharan) که گروهی از زبان‌های وابسته به هم هستند، تعلق دارد. در همین رابطه، می‌توان اطمینان داشت که رمزگشایی زبان باستانی مروئیتی به صورت کامل و دقیق، نیازمند تحقیقات گسترده و مقایسه‌ای خواهد بود که بر اساس کشفیات جدید دانشمند انجام شوند.

۴٫ زبان دره ایندوس

معرفی 5 زبان باستانی مرموز که تاکنون رمزگشایی نشده‌اند

تمدن دره ایندوس (Indus Valley) که با نام تمدن هاراپان (Harappan) هم شناخته می‌شود، در حدود ۴ هزار سال پیش در مکان کنونی پاکستان، هند، افغانستان و ایران شکوفا شد و به دلیل وقوع تغییراتی عظیم در آب و هوا، از بین رفت. مردمانی که در بین‌النهرین زندگی می‌کردند هم با این تمدن تبادل تجاری داشتند و در برخی از نوشته‌های خود از مردمان آن‌ با نام ملوهایی (Meluhhans) یاد کرده‌اند.

زبان باستانی مورداستفاده مردم دره ایندوس متشکل از علامت‌های مخصوصی است که هنوز رمزگشایی نشده‌اند؛ دانشمندان هم امیدوارند که با یافتن متنی نگارش شده به زبان تمدن‌های ایندوس و بین‌النهرین بتوانند از رمز و رازهای زبان این مردم پرده‌برداری کنند. اگر چنین متنی وجود داشته باشد، احتمال یافتن آن در عراق کنونی و یا سواحل عربستان که محل تبادل‌های تجاری بین این دو تمدن بوده، بسیار است.

۳٫ نوشته‌های خطی A

معرفی 5 زبان باستانی مرموز که تاکنون رمزگشایی نشده‌اند

خطی A یا همان “Linear A” یک سیستم نگارشی مرموز است که توسط مینوسی‌های باستان بین سال‌های ۲۵۰۰ تا ۱۴۵۰ قبل از میلاد در بزرگ‌ترین جزیره یونان، کرت (Crete)، مورداستفاده بوده است. باستان شناسی مشهور به نام آرتور ایوانز (Arthur Evans) اولین کسی بود که صد سال پیش در حین حفاری در شهر مینوسیِ کنوسوس (Knossos) این زبان باستانی را کشف کرد.

پس از نابودی تمدن مینوسی به دلیل فوران آتشفشانی ثِرا در حدود ۳۵۰۰ سال پیش، گروهی که دانشمندان آن‌ها را به نام میسنی‌ها (Mycenaeans) می‌شناسند، در کرت به قدرت رسیدند و از زبان باستانی رمزگشایی‌ شده‌ای با نام خطی B برای نگارش استفاده کردند.

۲٫ زبان پیش ایلامی

معرفی 5 زبان باستانی مرموز که تاکنون رمزگشایی نشده‌اند

سیستم نوشتاری که باستان شناسان آن را به نام پیش ایلامی (Proto Elamite) می‌شناسند در حدود ۵ هزار سال پیش در ایران کنونی رایج بوده است. این زبان باستانی که جزو اولین اصول نگارشی مورداستفاده توسط بشر بوده، هنوز رمزگشایی نشده است.

تمامی متون نگارش شده به زبان پیش ایلامی هم‌اکنون در موزه لوور (Louvre Museum) فرانسه نگهداری می‌شوند و بر اساس توافق‌های صورت گرفته در سال ۱۳۹۱ بین این موزه و کتابخانه دیجیتالی بین‌المللی CDLI، برنامه ریزی‌هایی برای تهیه نسخه‌ای دیجیتالی از تمامی نوشته‌های پیش ایلامی موجود در موزه انجام شده است. محققان امیدوارند که با تهیه چنین فایل‌هایی، دسترسی به متون تمدن آن زمان برای دانشمندان سراسر جهان راحت‌تر شود.

۱٫ زبان قبرس-مینوسی

معرفی 5 زبان باستانی مرموز که تاکنون رمزگشایی نشده‌اند

در بین اواخر قرن ۱۶ تا اوایل قرن ۱۱ قبل از میلاد، در جزیره قبرس (Cyprus) سیستم نگارشی با نام قبرس-مینوسی (Cypro Minoan) به طور گسترده مورداستفاده بوده است. نیکول هیرشفیلد (Nicolle Hirschfeld)، از اساتید دانشگاه ترینیتی (Trinity University) در تگزاس آمریکا در مقاله‌ای اظهار کرده است که تنها ۲۰۰ متن به زبان باستانی قبرس-مینوسی وجود دارد و اکثر این متن‌ها هم بسیار کوتاه و مختصر هستند؛ به همین دلیل رمزگشایی زبان مردم جزیره قبرس بسیار سخت است. هیرشفیلد معتقد است که در صورت نبود منابع بیشتر برای بررسی و یا متنی دوزبانه مانند نوشته‌های سنگ روزتا، رمزگشایی زبان باستانی قبرس-مینوسی غیرممکن خواهد بود.

۲۸ تصویر ناسا از اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ ؛ چه رازی پشت پرده سیاره سرخ پنهان شده است؟

اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ این روزها سر و صدای زیادی را در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی به راه انداخته است. چه توضیحی برای این تصاویر عجیب وجود دارد؟

سیاره مریخ، یکی از رویاهای دیرینه انسان برای سفرها و اکتشافات فضایی است. تصاویری که مریخ‌نوردها و ربات‌های اکتشافی ناسا از سیاره مریخ به ثبت می‌رسانند، گاها خیل عظیمی از سوالات و حواشی عجیب را به راه می‌اندازند. در این مطلب، به تماشای ۲۸ تصویر از اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ خواهیم نشست که در نوع خود بسیار جالب هستند.

تصاویری از اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ

۱- چهره عجیب بر روی مریخ

انسان‌ها عاشق داستان‌های جذاب فضایی هستند. به همین جهت است که انتشار تصاویر جدید از مریخ، مردم را به تشبیه آنان به اشکالی عجیب و غریب تشویق می‌کند. تصورات ما به گونه‌ای هستند که سنگ‌های مریخی را همانند صورتک‌هایی عجیب تصور کنیم و یا با مشاهده اشعه‌های کیهانی، آنان را به ارتباط با بیگانگان نسبت دهیم. تصاویری که اخیرا توسط مریخ‌نورد کنجکاوی به ثبت رسیده، گمانه‌زنی‌های بسیاری را در شبکه‌های اجتماعی به راه انداخته است. در یکی از این تصاویر چهره‌ای از صورت یک موجود به چشم می‌خورد. آیا این سازه توسط بیگانگان در مریخ ساخته شده است؟ کارشناسان ناسا بر این عقیده هستند که این تصویر، احتمالا تنها یک ساختار عجیب در سنگ‌های مریخی بوده و ارتباطی با بیگانگان ندارد.

مدارگرد وایکینگ ۱ ناسا (NASA’s Viking 1 Orbiter) در سال ۱۹۷۶ در نزدیکی مریخ در حرکت بود و تصویر بالا را به ثبت رساند. انتشار این تصویر در میان عموم، سر و صدای بسیاری را به راه انداخت؛ چرا که در اولین نگاه چهره‌ای از صورت یک موجود عجیب به چشم می‌خورد. اگر ذهن خلاقی داشته باشید، با اولین نگاه دو چشم، بینی و دهان این صورتک عجیب توجه‌تان را جلب خواهد کرد. تصورها بر این است که این صورتک عجیب و غریب، در واقع یک بنای یادبود از موجودات بیگانه در سطح مریخ است.

۲- نگرشی جدید به صورتک مریخی

ناسا دوست ندارد که چهره مشاهده شده بر سطح مریخ، بدون داشتن توضیحی واقعی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شود. نقشه‌بردار سراسر مریخ (Mars Global Surveyor)، توانست با ثبت یک تصویر واضح از این قطعه سنگ عجیب و غریب در سال ۲۰۰۱، توضیحی منطقی را برای این صورتک مریخی ارائه کند. این تصویر کاملا واضح و با جزئیات بالا به ثبت رسیده و نشان می‌دهد که صورتک عجیب مریخی، تنها یک تپه است و ارتباطی به بیگانگان ندارد.

۳- استخوان ران در مریخ

یکی دیگر از اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ به کشف استخوان ران انسان در این سیاره تعلق دارد! مریخ‌نورد کنجکاوی در سال ۲۰۱۴ عکسی را به زمین مخابره کرد که یک سنگ بسیار عجیب و غریب را نشان می‌داد. این قطعه سنگ، شباهت غیرقابل باوری به استخوان ران انسان دارد! دانشمندان به وضوح توضیح دادند که این کشف عجیب و غریب، در واقع قطعه سنگی است که به علت فرسایش‌های بادی و آبی به این شکل درآمده و ارتباطی با استخوان بدن انسان ندارد!

۴- سَر دونالدو ترامپ در سنگ مریخی

پای رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا یعنی دونالد ترامپ نیز به مریخ باز شد! تصویر مذکور برای اولین بار در سال ۲۰۰۹ توسط مریخ‌نورد فرصت (Opportunity) به زمین مخابره شد و بعدها در سال ۲۰۱۶، موضوع شباهت آن به سر دونالد ترامپ مطرح شد. نسبت دادن این قطعه سنگ به سر دوتالدو ترامپ مصداق واضحی از پدیده روان‌شناختی پاریدولیا (Pareidolia) است. به علت همین پدیده است که بسیاری از انسان‌ها، ابرهای موجود در آسمان را به اشکالی همچون اژدها و یا خرگوش‌ها نسبت می‌دهند. تصویر مربوط به این سنگ مریخی، ظاهری همچون یک فرد تاجر دارد که با موهای بسیار پوشانده شده است.

۵- کد مورس

یکی دیگر از تصاویر مربوط به اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ ، به مشاهده کد مورس در مریخ تعلق دارد! مدارگرد شناسایی مریخ (Mars Reconnaissance Orbiter) با ثبت تصاویری در سال ۲۰۱۶، ساختارهای عجیب و غریبی را از سطح سیاره سرخ به زمین مخابره کرد. مناطقی تیره رنگ و برجسته، در واقع تپه‌هایی هستند که به کد مورس شباهت‌ دارند.

دانشمند سیاره‌ای با نام ورونیکا بری (Veronica Bray)، این کد را با عبارات زیر ترجمه کرد:

NEE NED ZB 6TNN DEIBEDH SIEFI EBEEE SSIEI ESEE SEEE !!

۶- ماهی در مریخ

در کمال ناباوری باید بگوییم که یکی دیگر از اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ ، قطعه سنگی هم‌شکل ماهی است؛ اما هیچ ماهی زنده‌ای در این سیاره وجود ندارد! مریخ‌نورد کنجکاوی (Curiosity)، با ثبت این تصویر، توجه علاقمندان به یوفوها و موجودات بیگانه را به خود جلب کرد. شکل منحصر به فرد این سنگ و تابش نور به گونه‌ای است که ظاهری همچون ماهی را از آن به نمایش می‌گذارد. البته بسیاری بر این عقیده هستند که این ماهی، در واقع یک فسیل بر جای مانده است موجودات باستانی مریخ است. اما ناسا با رد این فرضیات، می‌گوید که مریخ هیچگاه به اندازه کافی دارای اکسیژن در جو نبوده و از اشکال پیچیده موجودات میزبانی نمی‌کند.

۷- گردباد

در چشم‌اندازی که توسط مریخ‌نورد فرصت در سال ۲۰۱۶ به ثبت رسید، یک جت فضایی در فاصله‌ای دور به چشم می‌خورد که در واقعیت مشابه این پدیده را در زمین با گردباد می‌شناسیم. اینگونه گردبادهای خشن، یکی از اصلی‌ترین چالش‌های انسان برای حضور در سیاره سرخ هستند.

۸- دونات ژله‌ای در مریخ

یکی دیگر از اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ که به دونات ژله‌ای معروف است، در یک تصویر وجود داشته و در تصویر بعدی وجود ندارد! مریخ نورد فرصت، با ثبت مجموعه‌ای از تصاویر و سپس مخابره آنان به زمین، مسئله پیچیده‌ای را مطرح ساخت. دونات ژله‌ای چه بود و چرا در برخی از تصاویر وجود داشته و در برخی وجود ندارد؟ بسیاری بر این باورند که این تصویر، در واقع متعلق به یک قارچ فرازمینی است، اما ناسا تمامی این شایعات را رد می‌کند.

ناسا در نهایت اعلام کرد که حرکت چرخ‌های این مریخ‌نورد، منجر به پرتاب شدن ناگهانی این سنگ به محل ثبت این تصویر بوده و ارتباطی به کشف خوراک‌های خوشمزه در مریخ ندارد!

۹- جزایر بیسکوئیت وافل در مریخ

با رد شدن فرضیه کشف دونال ژله‌ای در مریخ از سوی ناسا (!)، کار این آژانس فضایی با خوراکی‌ها به پایان نرسید! مدارگرد شناسایی مریخ در اواخر سال ۲۰۱۴ تصویری را به ثبت رساند که جزیره‌ای را در شکل و شمایل یک بیسکوئیت وافل به نمایش می‌گذارد! این جزیره که وسعتی ۲ کیلومتری دارد، در حوالی منطقه گدازه‌های آتش‌فشانی شکل گرفته است.

۱۰- شی درخشان در سطح مریخ

همه افراد اشیای درخشان را دوست دارند! ما نیز از دوست‌داران آن هستیم، مخصوصا اینکه یک شی درخشان را در لایه‌لای خاک‌های سرخ رنگ سیاره‌ای بیگانه ببینیم! این اتفاق در سال ۲۰۱۲ رخ داد و مریخ‌نورد کنجکاوی توانست یک شی طلایی رنگ و بسیار عجیب را در سطح مریخ مشاهده کند. دانشمندان ناسا تایید کرده‌اند که این شی بسیار کوچک، یک قطعه کاملا طبیعی از زمین‌شناسی مریخ است.

۱۱- قاشق معلق در مریخ

به مرکز این تصویر که توسط مریخ‌نورد کنجکاوی به ثبت رسیده دقت کنید. آیا شما هم موفق به دیدن این قاشق معلق شدید؟ آیا این نشانه‌ای از پخت و پز و لذت آشپزی در مریخ است؟! متاسفانه خیر؛ علت معلق بودن این شی عجیب و غریب، تفاوت در کشش گرانشی سیاره زمین و مریخ عنوان شده و این قاشق مریخی به جای فرو رفتن در سطح، به صورت معلق باقی مانده است.

۱۲- مجسمه فلزی بیگانه در مریخ

برخی از طرفداران عکس‌های مریخی در شبکه Flickr، یکی از تصاویر مریخ‌نورد کنجکاوی در سال ۲۰۱۳ را واضح کرده و جسمی فلزی و بیگانه را در آن به شکلی دقیق‌تر به نمایش گذاشتند. توضیح احتمالی مربوط به اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ نیز در نوع خود جالب هستند! در این باره ناسا اعلام کرد که در واقع ما با یک سنگ آسمانی با روشنایی عجیب و غریب طرف هستیم و این بار هم خبری از حضور بیگانگان در مریخ نیست.

۱۳- تپه‌های ماسه‌ای در مریخ

در سال ۲۰۱۷، مدارگرد شناسایی مریخ تصویری را از سطح مریخ به ثبت رساند که یک نمای شگفت‌انگیز از ناحیه‌ای موسوم به «دخمه‌های شبانه» را به نمایش می‌گذاشت. امواج جذاب و چشم‌نواز موجود در اطراف این تپه از ماسه‌های مریخی تشکیل شده‌اند.

ناسا در این باره می‌گوید: «این نمایی فرسوده از مریخ با تخته‌سنگ‌ها و تپه‌هایی شنی است که ماسه‌ها بر روی آنان جریان دارند. نمای لایه لایه احتمالا حاکی از فعالیت‌های رسوبی در این ناحیه است.»

۱۴- مشاهده یک نور روشن در افق مریخ

مریخ‌نورد کنجکاوی ناسا با ثبت این تصویر در سال ۲۰۱۴، سوالات بسیاری را در اذهان عموم ایجاد کرد. طرفداران موجودات بیگانه و یوفولوژیست‌ها، ضمن اشاره به این منبع نوری در مریخ استدلال می‌کنند که این تصویر در واقع شواهدی از فعالیت‌های بیگانگان در سیاره مریخ را نشان می‌دهد.

داگ الیسون (Doug Ellison) به عنوان یکی از دانشمندان ناسا، این روشنایی را به برخورد پرتوهای کیهانی حاصل از ذراتی با انرژی بسیار بالا نسبت داد.

۱۵- قطعه‌ای از یک مریخ نورد

مریخ‌نورد کنجکاوی ناسا، همواره در مکان‌هایی حضور داشته که موجب ثبت تصاویری غیر معمول در مریخ شده است. یکی از این رویدادها در سال ۲۰۱۲ رخ داد. در این لحظه، مریخ‌نورد کنجکاوی متوجه وجود یک شی براق شد که آغازی بر ثبت یک تصویر دیگر از اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ شد. ناسا در این زمینه اعلام کرد که جسم مذکور، در واقع یک قطعه کوچک از مریخ‌نورد کنجکاوی است که بر سطح سیاره سرخ قرار دارد.

۱۶- شهاب‌سنگ کوچک

در اکتبر سال ۲۰۱۶، مریخ‌نورد کنجکاوی ناسا توانست تصویری از یک شهاب‌سنگ فلزی و بسیار کوچک را در دهانه گیل به ثبت برساند. به نظر می‌رسد که این شهاب‌سنگ فلزی در اندازه‌ای است که می‌تواند در کف دست جای بگیرد. نمایش دقیق‌تر سطح این شهاب‌سنچ، پیچیدگی‌های بیشتری از آن را به نمایش می‌گذارد. محققان، نام این شهاب‌سنگ عجیب را «تخم‌ مرغ» نهاده‌اند.

۱۷- نگاهی نزدیک به شی درخشان

این شی براق و عجیب و غریب در طی ماجراجویی‌های مریخ‌نورد کنجکاوی به ثبت رسید و توضیحی غیرمنتظره را در پی داشت. این شی، فقط یک نوار پلاستیکی متعلق به همین مریخ‌نورد بود که توسط دوربین دقیق ChemCam مریخ‌نورد کنجکاوی به ثبت رسید و دانشمندان ناسا را قادر ساخت منشا دقیق آن را کشف کنند. با این وجود، بسیاری بر این باورند که توضیح ارائه شده قانع‌کننده نیست و تصورات بر وجود نژادی بیگانه در سیاره سرخ ادامه خواهد داشت.

۱۸- گودال عمیق و عجیب

این تصویر که در سال ۲۰۱۷ توسط مدارگرد شناسایی مریخ به زمین مخابره شد، توضیح دقیقی را از ناسا در پی نداشت. فرضیات حاکی از آن هستند که این گودال به صورت خودکار ایجاد شده و یا فعالیت‌های آتش‌فشانی منجر به ایجاد آنان شده است.

این گودال، در منطقه قطب جنوب این سیاره واقع شده و در زمان‌هایی که نور خورشید با شدت کمتری می‌تابد، به شکل واضح‌تری خودنمایی می‌کند.

۱۹- مجسمه زنی در مریخ

یکی دیگر از تصاویر مربوط به اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ ، به مجسمه یک موجود زن تعلق دارد! مریخ‌نورد روح (Spirit)، در سال ۲۰۰۷ تصویری را از سطح مریخ به زمین مخابره کرد که نمایانگر ساختارهای سنگی کمیابی در سطح این سیاره بود. یکی از اشکال نسبت داده شده به این ساختار سنگ، مجسمه‌ای از یک انسان یا پاگنده (Bigfoot) است.

از طرفی، رسانه‌ها و علاقمندان به موضوعات مرتبط با یوفولوژی، بر این باورند که این ساختار، در واقع متعلق به مجسمه زنی است که توسط بیگانگان در سطح این سیاره ایجاد گردیده است. این مجسمه نیز یکی از مصادیق بارز پدیده پاریدولیا است که در طی آن، ذهن انسان تمایل دارد که تصاویر مشاهده شده را به الگوهایی آشنا برای ذهن خود مشابه سازد.

۲۰- زنی دیگر در مریخ

مجسمه زنان در مریخ، بیش از یک عدد هستند! این تصویر که توسط مریخ‌نورد کنجکاوی در سال ۲۰۱۵ به ثبت رسید، سر و صدای بسیاری را از سوی نظریه‌پردازان موجودات بیگانه به راه انداخت. شی کوچکی که در دایره قرمز رنگ این تصویر مشاهده می‌شود، به مجسمه یک خانم با لباس شباهت دارد.

البته شما نیز همواره می‌توانید با دنبال کردن تصاویر جدید مخابره شده از سوی مریخ‌نوردهای ناسا، آنان را به اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ نسبت دهید.

۲۱- وجود خرچنگ در مریخ

مریخ‌نورد کنجکاوی در سال ۲۰۱۵ تصویری را از سطح مریخ به زمین مخابره کرد که توانست سر و صدای بسیاری را در شبکه‌های اجتماعی به راه اندازد. این تصویر بارها و بارها در میان علاقمندان دست به دست شد و چیزی شبیه به یک خرچنگ به آن نسبت داده می‌شد. اما در نهایت باید گفت که خرچنگ مریخی وجود ندارد و چیزی که در تصویر پیداست، ترکیبی از نور و سایه در میان صخره‌های مریخی است.

۲۲- اسکلت پاگنده

تصور حضور بیگانگان در سیاره مریخ در نوع خود بسیار جذاب و جالب توجه است. شما ممکن است تصاویری از سرهای بزرگ و چشم‌های بیگانگان را در میان آنان ببینید و آن‌ها را به تصورات خود نسبت دهید. علاقمندان به بشقاب‌پرنده‌ها، با انتشار این تصاویر در شبکه‌های اجتماعی چیزی فراتر از این را انجام دادند! آیا در این تصویر با بقایای جمجمه پاگنده طرف هستیم؟

این تصویر در سال ۲۰۱۶ و توسط مریخ‌نورد کنجکاوی به ثبت رسید و ممکن است اولین نگاه به این تکه سنگ، شباهت کمی به جمجمه‌ای بیگانه داشته باشد. آیا این واقعا جمجه پاگنده است؟ خیر! این تصویر متعلق به یک سنگ معمولی بوده و خیال‌پردازی‌های انسان به نظر می‌رسد تا سطح مریخ نیز پیش‌روی کرده باشد.

۲۳- صورت خدای باستانی

در سمت چپ، یک نمای برش خورده از تصویری را ملاحظه می‌کنید که توسط مریخ‌نورد فرصت به ثبت رسیده است. در سمت راست، مجسمه یکی از خدایان باستانی آشوری از موزه بریتانیا قرار گرفته که با مقایسه آن‌ها با همدیگر، شباهت‌های عجیبی به چشم می‌آید. برخی از طرفداران یوفو، این سنگ را به مجسمه خدای باستانی آشوریان شباهت داده‌اند.

در واقعیت، بسیاری از سنگ‌های مریخی با نمونه‌های موجود بر زمین شباهت دارند. از این جهت می‌توان گفت نسبت دادن این سنگ‌ها به اشیای شناخته شده در ذهن، ترکیبی از تخیل انسان و جهت تابش نور خورشید است. از این رو، نمی‌توان وجود چنین سنگ‌هایی را به حضور بیگانگان در مریخ نسبت داد.

۲۴- اثری از یک فرود بر سطح مریخ

در اکتبر ۲۰۱۶، کاوشگر شیاپارلی (Schiaparelli) مربوط به ماموریت اگزومارس (ExoMars) آژانس فضایی اروپا در مریخ سقوط کرد. بعد از این اتفاق، مدارگرد شناسایی مریخ توانست با ثبت مجموعه‌ای از تصاویر، نمایی از واقعیت رخ داده را به زمین مخابره کند. نقطه تاریک بزرگ بیانگر محل سقوط و دیگر مناطق برجسته، مربوط به شیلد جلویی و چترهای نجات هستند.

۲۵- تجهیزات فرود مریخ‌نورد

این نماهای دایره‌ای شکل و شگفت‌انگیز، از دیگر تصاویر مربوط به اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ هستند که در دهانه ایگل (Eagle Crater) سیاره مریخ کشف شده‌اند. اگر به دایره سمت راست دقت کنید، یک نقطع طلایی رنگ کوچک در آن قابل مشاهده است. این درست همان مکانی است که در سال ۲۰۰۴، مریخ‌نورد فرصت بر سطح مریخ فرود آمد. نقطه دیگری که در سمت چپ و پایین این تصاویر پیداست، محل شیلد عقب و چترهای نجات این مریخ‌نورد است.

ناسا تصاویر تازه از این نمای دهانه ایگل را در آوریل ۲۰۱۷ به اشتراک گذاشت.

۲۶- قطب جنوب مریخ

این چشم‌انداز عجیب و غریب، ممکن است شما را به یاد مسیر حرکت کرم‌ها و یا مزرعه مورچه‌ها بیندازد. آنچه شما در اینجا مشاهده می‌کنید، نمایی بسیار جذاب از قطب جنوب مریخ است که توسط مدارگرد شناسایی مریخ در سال ۲۰۱۶ به ثبت رسید.

ناسا در این باره توضیح داده است که پوشش قطب جنوب مریخ، از دی اکسید کربن یخ زده است که به طور طبیعی در زمین وجود ندارد. حفره‌های دایره‌ای در این لایه از یخ‌ها، هر ساله چندین متر گسترش پیدا می‌کنند.

۲۷- مجسمه‌ای در حال بوسه در مریخ

لب‌هایی غنچه شده در سطح مریخ! این سنگ مریخی، همچون صورتکی در حال بوسه زدن است. شکل غیرمعمول این سنگ، ظاهری شبیه به چهره انسان با لب، چشم، بینی، پیشانی، چانه و … دارد.

این تصاویر که در سال ۲۰۱۶ توسط مریخ‌نورد کنجکاوی به زمین مخابره شد، بسیاری از طرفداران بیگانگان را مجذوب خود ساخت. اما انتشار این تصویر نشانه‌ای از وجود حیات بیگانه در مریخ نیست.

۲۸- چهر‌های بیگانگان در مریخ

با صرف اندکی زمان و دقت در تصاویر مریخی، هرکسی می‌تواند ساختارهای موجود در سطح مریخ را به اشکال ذهنی خود نسبت دهد. برای مثال در این تصاویر، دو چهره مختلف از صورتک‌های مریخی وجود دارند که ویژگی‌های آنان نیز با جزئیات دقیق مشخص شده است. این تصویر، در سال ۲۰۱۶ توسط مریخ‌نورد کنجکاوی به ثبت رسیده است.

تمام این‌ها، تصوراتی هستند که به علت پدیده روان‌شناختی پاریدولیا در ذهن انسان شکل می‌گیرند. اگر شما هم از علاقمندان به کشف اجسام عجیب بر روی سیاره مریخ هستید، به سادگی می‌توانید با صرف اندکی دقت و زمان بر روی تصاویر مریخی، به این الگوهای جذاب برسید.

تمدن های فرازمینی می‌توانند از طریق اینترنت کهکشانی با همدیگر ارتباط برقرار کنند

یک دانشمند با انتشار مقاله‌ای جدید، به بررسی نحوه برقراری ارتباط بین تمدن‌های هوشمند فرازمینی پرداخته است. آیا بیگانگان به کمک اینترنت کهکشانی با هم در تعامل هستند؟

به عقیده این دانشمند، تمدن‌های هوشمندی که در نقاط مختلفی از کهکشان ساکن هستند، می‌توانند با ساخت یک شبکه‌ در میان کهکشانی بزرگ، با یکدیگر در ارتباط باشند. مشابه چنین پدیده‌ای در کره زمین، شبکه جهانی اینترنت نامیده می‌شود که در چند سال اخیر، کاربردهای گسترده‌ای را از آن شاهد بوده‌ایم. این مقاله جدید که توسط دکتر دانکن فورگن (Duncan H. Forgan) از دانشگاه سنت‌اندروز (University of St. Andrews) منتشر شده، پیش‌بینی می‌کند که تمدن‌های پیشرفته از موجودات فضایی ، می‌توانند با ایجاد گذرهای مصنوعی در ستاره‌های مربوط به خود، با سایر تمدن‌های بیگانه ارتباط برقرار کنند.

این مقاله با نام «گذر سیارات فراخورشیدی به عنوان پایه‌گذار شبکه ارتباطاتی بین ستاره‌ای» (Exoplanet Transits as the Foundation of an Interstellar Communications Network) منتشر شده، به دو مسئله اساسی برای برقراری اینگونه از ارتباطات بین کهکشانی اشاره می‌کند: زمان و صرف انرژی!

اگر صحبت از امواج رادیویی باشد، تامین انرژی مورد نیاز برای ارسال یک پیام رادیویی منسجم در فواصل بسیار زیاد مقرون به صرفه نیست. از سوی دیگر، سیگنال‌های نوری (یعنی لیزرها) نیاز به انرژی کمتری دارند، اما تشخیص صحیح آنان از سوی گیرنده، نیازمند یک زمان‌بندی دقیق و تا حد بسیاری غیرممکن است.

بنابراین، در حال حاضر هیچ روشی به منظور تشخیص پیام‌های ارتباطی دو تمدن هوشمند در نقاط مختلف جهان توسط انسان وجود ندارد. به راستی بیگانگان چگونه با همدیگر ارتباط برقرار می‌کنند؟ آیا آن‌ها با راه‌اندازی سرویس گسترده‌ای همچون اینترنت کهکشانی ، چنین رویایی را به حقیقت تبدیل ساخته‌اند؟

نویسنده این مقاله استدلال می‌کند که متدی که بر اساس گذر در مقابل ستارگان منظومه‌های بین کهکشانی کار کند، قادر است هردو مشکل مذکور را برطرف سازد. در واقع، این موضوع یک چیز کاملا منطقی است؛ چرا که امروزه ستاره‌شناسان با استفاده از همین متد، می‌توانند تعداد سیاره‌های مربوط به یک سیستم ستاره‌ای را تشخیص دهند.

اینترنت کهکشانی

ستاره‌شناسان، با نظارت دقیق بر روی وضعیت نوری یک ستاره در نقطه‌ای از کهکشان، روشنایی آن را زیر نظر می‌گیرند. کاسته شدن این روشنایی، می‌تواند به معنای عبور یک سیاره یا جسم فرازمینی از جلوی آن باشد. این روش، همچنین می‌تواند برای تشخیص وجود یا عدم وجود اتمسفر در یک سیاره فراخورشیدی مورد استفاده قرار گیرد.

با این حال، دکتر دانکن فورگن استدلال می‌کند که این روش می‌تواند به عنوان راهکاری جهت ارسال سیگنال به سایر سیستم‌های ستاره‌ای نیز مورد استفاده قرار گیرد و شبکه‌ای را موسوم به اینترنت کهکشانی راه‌اندازی کند.

پروفسور فورگن فرآیند برقراری ارتباط بین سیستم ستاره‌ای A و B با هم را اینگونه تشریح می‌کند:

در این حالت، ساکنین منظومه B می‌بایست در حال نظاره سیستم‌ ستاره‌ای A باشند. بدین منظور، گونه‌های هوشمند منظومه A می‌بایست با ساخت سازه‌های مصنوعی، گذرهایی قابل مشاهده توسط موجودات ساکن منظومه B را ایجاد کنند. این عمل، همچنین با ارسال سیگنال در حین گذر ایجاد شده نیز امکان‌پذیر است. این نوع ارتباط، هزینه بسیار کمتری نسبت به طرح‌های الکترومغناطیسی موجود دارد و شبکه‌ای که تشکیل می‌شود قادر است چندین تمدن فوق پیشرفته را به همدیگر متصل کند.

پروفسور فورگن در همین رابطه معتقد است که در مناطقی از کهکشان راه شیری، تمدن‌هایی هوشمند ساکن بوده و توانسته‌اند با ایجاد گذرهای مصنوعی، با سایر تمدن‌ها در تعامل باشند.

دیگر تمدن‌های هوشمند جهان که در حال جستجوی ستاره‌ها و سیاره‌های موجود در کهکشان هستند نیز می‌توانند گاها چنین گذرهایی را مشاهده کنند. در واقع این گذرها، می‌تواند به عنوان یک شیوه ارتباطی بین موجودات فضایی مورد توجه قرار گیرد.

به کمک این روش، یک سیگنال می‌تواند مسافت ۶۲۰ تریلیون کیلومتری را با سرعت نور و در کمتر از ۰٫۰۶ میلیون سال پیمایش کند. حال اگر ما یک دوره زمانی نسبتا کوتاه با فرض اینکه هر دو سیستم ستاره‌ای تا ۱۰۰ هزار سال در منطقه گذر قرار داشته‌ باشند را در نظر بگیریم، در مجموع ۳۰ گذر در بین آنان رخ می‌دهد.

ستاره تابی (Tabby) یا KIC 8462852، ستاره‌ای در پیکر آسمانی ماکیان با فاصله ۱۴۸۰ سال نوری زمین است که دگرگونی‌هایی این‌چنینی در آن به چشم می‌خورند.

در سال ۲۰۱۵ میلادی، دانشمندان موفق به کشف ستاره‌ای شدند که که در طول چند سال گذشته، دگرگونی‌های ناهمسان بسیاری در روشنایی آن مشاهده شده است. از آنجا که چنین رویدادی را به هیچ روشی نمی‌توان به عنوان یک پدیده طبیعی تشریح کرد، برخی از اخترشناسان استدلال می‌کنند که نزول‌های غیرمعمول در روشنایی ستاره تابی را می‌توان به گذرهای یک ابر سازه غول‌پیکر توسط تمدنی از موجودات پیشرفته فضایی نسبت داد. این ساختار عظیم، در قالب عضوی از شبکه اینترنت کهکشانی نقش‌آفرینی می‌کند.

اینترنت کهکشانی

پروفسور فورگن معتقد است که استفاده از این روش برای برقراری ارتباط با سایر تمدن‌ها، راهکاری عملی و مقرون به صرفه خواهد بود. با استناد بر نظریه گراف (Graph Theory)، فورگن استدلال می‌کند که نژادهای بیگانه از موجودات فرازمینی ، با ساخت شبکه‌ای عظیم همچون اینترنت کهکشانی ، توانسته‌اند امکان تعامل با یکدیگر را فراهم سازند. چه بسا که در کهکشان راه شیری، چندین تمدن مختلف با ساخت چنین شبکه‌ای، امکان برقراری ارتباط از مسافت‌های بسیاری دور را نیز فراهم ساخته باشند. اگر بیگانگان نیز توانسته‌اند چنین شبکه‌ای را موسوم به اینترنت کهکشانی ایجاد کنند، سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا این شبکه همانند آن چیزی‌ست که ما تصور آن را می‌کنیم؟

اینترنت کهکشانی

متد مذکور، دارای چندین نکته قابل توجه و مثبت است. پروفسور فورگن می‌گوید که این روش علاوه بر صرف اقتصادی، دامنه سیگنال‌های ارسالی و دریافتی موجودات بیگانه را به وسعت تمدن‌های خودشان محدود می‌سازد.

این روش همچنین دارای مزایای دیگری است؛ برای مثال اصلی‌ترین پیش‌نیاز این روش ارتباطی، دست‌یابی به تکنولوژی ارتباطی کافی به منظور تشخیص گذرهای مصنوعی از طبیعی است. درست همان کاری که امروزه توسط انسان در دست پیشرفت و توسعه قرار دارد.

به عبارت دیگر، یک تمدن هوشمند تنها زمانی می‌تواند به شبکه اینترنت کهکشانی بپیوندد که به سطح مشخصی از دستاوردهای تکنولوژیکی دست یافته باشد. همین امر از حضور تمدن‌هایی با سطح دانش و فرهنگ پایین در شبکه مذکور جلوگیری به عمل می‌آورد. اگر چنین باشد، می‌توانیم به علت عدم کشف موجودات فضایی توسط انسان پی ببریم؛ چرا که احتمالا هنوز به سطح دانش مورد نیاز برای این کار دست نیافته‌ایم.

علاوه بر این، یک مزیت دیگر روش مذکور این است که در صورت دست‌یابی به چنین تکنولوژی پیشرفته‌ای، انسان قادر خواهد بود سیگنال‌های گذر را به شکل ساده‌تری تشخیص دهد؛ چرا که هر گذر مربوط به یک دوره مداری منحصر به فرد است.

چرا مشاهده خورشید گرفتگی با عینک آفتابی به چشم‌ها آسیب می‌زند؟

همواره کارشناسان توصیه می‌کنند که برای مشاهده خورشید گرفتگی باید از عینک‌های مخصوص استفاده کرد. اما چرا عینک‌های آفتابی برای دیدن خورشید گرفتگی مناسب نیستند؟

۲۱ آگوست (۳۰ مرداد) خورشید با قرار گرفتن پشت ماه، از آسمان برخی مناطق در ایالات متحده آمریکا ناپدید خواهد شد؛ رویدادی که بسیاری از آن با نام خورشید گرفتگی بزرگ آمریکایی (the Great American Solar Eclips) یاد می‌کنند.

در این تاریخ، عاشقان ستاره شناسی با کنار گذاشتن تلسکوپ‌های خود و استفاده از عینک‌های مخصوص، بدون نگرانی از آسیب دیدن چشم‌هایشان به تماشای این پدیده نادر و بسیار زیبا خواهند نشست. اما چه چیزی این وسایل مخصوص را از عینک‌های آفتابی معمولی متمایز می‌کند؟

به گفته یکی از استادان بازنشسته اپتومتری دانشگاه واترلو کانادا، رالف چو (B. Ralph Chou)، عینک های مخصوص خورشید گرفتگی نور بیشتری را نسبت به عینک‌های آفتابی فیلتر کرده و از آسیب دیدن چشم‌ها جلوگیری می‌کنند.

کوررنگی

یکی از تفاوت‌های اصلی میان عینک‌های مخصوص و عینک‌های آفتابی، میزان نوری است که توسط آنها فیلتر می‌شود. به گفته آقای چو، عینک‌های آفتابی معمولا به گونه‌ای طراحی شده‌اند که ۳۰ تا ۸۰ درصد از نوری که به چشم‌ها می‌رسد را کاهش می‌دهند. هرچند، چنین عینک‌هایی نمی‌توانند نور را تا اندازه‌ای که ادراک رنگ تغییر کند، فیلتر کنند و یا ممکن است آنها مانع انجام برخی کارها همچون رانندگی شوند.

مشاهده خورشید گرفتگی

مشاهده خورشید گرفتگی با عینک آفتابی احتمال کوررنگی را افزایش می‌دهد

انواع خاصی از عینک‌های آفتابی رنگی می‌توانند با کاهش نور از بخش‌های مشخصی از طیف مرئی، عملا باعث کوررنگ شدن کاربران شوند. در این صورت رنگ‌های قرمز و سبز در چراغ راهنمایی یکسان خواهد بود. برای اطمینان از این‌که عینک‌های آفتابی باعث کوررنگی نخواهند شد، نور زیادی توسط آنها فیلتر نمی‌شود.

حتی عینک‌های مخصوص کوهنوردی که برای مسدود کردن سطوح بالای اشعه ماورای بنفش و شدت اضافی نور خورشید که از برف‌ها در ارتفاع بازتاب می‌شود، طراحی شده‌اند، تنها ۹۵ تا ۹۹ درصد از نور را مسدود می‌کنند.

در تضاد با آنها، عینک‌های مخصوص مشاهده خورشید گرفتگی نور مرئی را با عاملی در حدود ۲۵۰ هزار کاهش می‌دهند:

شما در شرایطی به خورشید نگاه می‌کنید که تنها ۰٫۰۰۰۳ درصد از نور از طریق فیلتر عبور می‌کند.

فیلترینگ مخصوص

برای رسیدن به چنین قابلیتی، عینک های مشاهده خورشید گرفتگی از تکنولوژی های متفاوتی استفاده کرده و از رزین یا مواد پلاستیکی در بخش اصلی همه آنها استفاده می‌شود. برخی از آنها نور را با استفاده از ترکیب اجزای کوچک کربن و رزین فیلتر می‌کنند. کربن سیاه، بیشتر نور را مسدود می‌کند. عینک‌های دیگر نیز از لنزهایی با جنس پلاستیک یا رزین استفاده می‌کنند، اما این لنزها با لایه‌ای بسیار نازک از فلز پوشیده می‌شوند که علاوه بر بازتاب بخش زیادی از نور، یک فیلتر متراکم و یکنواخت را هم ایجاد می‌کنند. تکنولوژی های مختلفی که مورد استفاده قرار می‌گیرد نیز از اسرار اختصاصی شرکت‌های سازنده بوده و با یکدیگر تفاوت دارد.

مشاهده خورشید گرفتگی

فیلترهای ساده اغلب با سوار شدن روی فریم‌های مقوایی یا قرار گرفتن روی فریم‌های پلاستیکی، به عنوان فیلترهای دوربین یا تلسکوپ در خدمت کاربران خواهند بود. در تئوری، مردم می‌توانند به کمک لنزهای فیلتر شده یا جعبه کفش، آلومینیوم، سوزن و مقداری چسب، عینک‌های اختصاصی خود را در خانه درست کنند. با این حال بهتر است علاقه‌مندان برای مشاهده خورشید گرفتگی ، عینک‌های مخصوصی که فروخته می‌شود را خریداری کنند چرا که ایمن، قابل اطمینان و البته ارزان هستند.

با توجه به این‌که قیمت هر کدام از این عینک‌ها تنها چند دلار است، صرف زمان یا انرژی برای درست کردن آنها ارزش چندانی نخواهد داشت. یکی دیگر از مواردی که باید در نظر بگیرید، اطمینان از نصب ایمن مواد فیلترکننده است تا با یک نسیم قوی، اجزای اصلی جدا نشوند.

پاسخ به یکی از معماهای تکامل؛ چرا میمون ها نمی‌توانند حرف بزنند؟

میمون ها از نخستی‌سانان اجتماعی هستند که با وجود هوش بالا و شباهت‌های دیگری که به ما دارند، قادر به حرف زدن نیستند؛ تحقیقات جدید دلیل این تفاوت را روشن‌تر کرده‌اند.

سال‌ها پیش فیلیپ لیبرمن (Philip Lieberman) در حال گوش دادن به برنامه‌ای رادیویی در مورد انسان‌شناسی (Anthropology) بود که به یکی از معمای تکامل، یعنی دلیل حرف نزدن میمون‌ ها، علاقه‌مند شد.

میمون رزوس (Rhesus macaque) یکی از شناخته‌شده‌ترین انواع میمون‌هاست که توانایی ایجاد سروصداهای گوناگون، از جیغ و فریاد گرفته تا خُرخُر و صداهای ملایم‌تر را دارد. شامپانزه‌ها و بونوبوها که نزدیک‌ترین اقوام ما در سیر تکامل هستند هم صداهای مختلفی تولید می‌کند؛ اما هیچ یک از این نخستی‌سانان قادر به تولید صداهای صامت و غیر صامتی که مکالمات را تشکیل می‌دهند، نیستند.

میمون رزوس (Rhesus macaque)

میمون رزوس (Rhesus macaque)

دانشمندان دو دلیل احتمالی برای این اتفاق مطرح کرده‌اند؛ ممکن است که سیستم عصبی مغز تمام نخستی‌ها به جز انسان، به اندازه کافی برای صحبت کردن پیشرفت نکرده باشد و یا این که نامناسب بودن حنجره‌ی این موجودات، قابلیت حرف زدن را از آن‌ها گرفته است.

لیبرمن که اکنون از اساتید بازنشسته‌ی رشته‌های زبان، علوم شناختی و علوم انسانی دانشگاه براون (Brown University) در ایالت رود آیلند آمریکاست، پس از مواجهه با این معما دست به کار شد؛ او و همکارانش در آزمایشی پیشگامانه که در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد انجام شد، دلیل حرف نزدن میمون‌ها را قالب و شکل حنجره‌ی این پستانداران، اعلام کردند. بر طبق نتیجه‌گیری‌های انجام‌شده، مجرای صوتی سوپرالارینجیال (Supralaryngeal) که فضای بین برآمدگی زبان در انتهای گلو تا قسمت خاصی از دهان است، در میمون‌های رزوس به اندازه‌ی کافی بزرگ نیست. لیبرمن و همکارانش اعلام کردند که حتی اگر مغز میمون‌ها برای حرف زدن آماده‌ باشد، سیستم حنجره‌ی آن‌ها به اندازه‌ی کافی تکامل نیافته است. نتایج به دست آمده در کتاب‌های درسی هم به چاپ رسیدند.

فیلیپ لیبرمن-Philip H. Lieberman

پروفسور فیلیپ لیبرمن

تِکامسه فیچ (Tecumseh Fitch)، از استادان بیولوژی شناختی دانشگاه وین، در همین رابطه می‌گوید که باور ارتباط عدم وجود توانایی تکلم در میمون‌ها با شکل مجرای صوتیشان، در میان تمامی متخصصین تکاملِ گفتاری پذیرفته نیست؛ در حالی که زیست شناسان، انسان‌شناس‌ها و روانشناسان بسیاری این توجیه علمی را پذیرفته‌اند و هنوز به آن استناد می‌کنند.

اما موضوع صحبت کردن میمون‌ها که زمانی به عنوان معمایی حل‌شده قلمداد می‌شد، به تازگی، مجددا به بحثی داغ در میان دانشمندان تبدیل شده است؛ در ماه دسامبر، فیچ و همکارانش مقاله‌ای را در ژورنال Science Advances منتشر کردند که عنوان آن چنین بود: «مجرای صوتی میمون‌ها برای صحبت کردن آماده است». در هفته گذشته هم گزارش‌هایی از پاسخ لیبرمن به مقاله‌ی چاپ‌شده و جواب فیچ و همکاران به صحبت‌های لیبرمن در همان ژورنال به چاپ رسید.

تِکامسه فیچ-W. Tecumseh Fitch

پروفسور تِکامسه فیچ

در مقاله‌ی چاپ‌شده از تحقیق لیبرمن بر روی میمون رزوس که در سال ۱۹۶۹ در ژورنال Science به چاپ رسید، اینگونه آمده است:

با بررسی میمون رزوس متوجه محدودیت‌های آناتومی این حیوان شدیم.

محققان برای رسیدن به این نتیجه قالبی گچی از گلوی میمونی که به دلایل طبیعی مرده بود، ساختند. زبان یک میمون زنده هم که تحت تاثیر داروی آرام‌بخش بود، موردبررسی قرار گرفت و با ثبت حالت‌هایی که زبان این حیوان قادر به قرار گرفتن در آن‌ها بود، دامنه‌ی صوتی میمون رزوس اندازه‌گیری شد؛ تمامی اطلاعات نشان دادند که این گونه‌ی جانوری قادر به تلفظ حروف صداداری مانند ای کشیده (E) نیست. این حرف در بسیاری از زبان‌ها پر استفاده است.

در ادامه تحقیق لیبرمن، تصاویر اشعه ایکس از حنجره‌ی نوزاد انسان که در ابتدای تولد زبانی مانند میمون‌ها دارد، تهیه شد. زبان انسان پس از شروع فرآیند رشد، به سمت داخل گلو جابجا شده و باعث ایجاد مهارت صحبت کردن می‌شود.

به علاوه، لیبرمن در تحقیق خود ادعا کرد که مجرای صوتی نئاندرتال‌ها هم شبیه به نوزاد انسان بوده است. طبق اظهارات او، نئاندرتال‌ها با وجود داشتن توانایی محدودی برای صحبت کردن، نمی‌توانستند که به وضوح حرف بزنند.

لیبرمن که از دهه‌ی هشتاد تحقیقاتش را بر روی مغز نخستی‌سان‌ها متمرکز کرد، از سال ۱۹۶۸ اظهار کرده بود که هیچ یک از این پستان داران به جز انسان، توانایی مغزی برای شکل دادن به مکالمات پیچیده را ندارند.

این در حالی است که در دسامبر ۲۰۱۶، تیمی متشکل از زیست‌شناسان شناختی و انسان‌شناس‌ها با استفاده از تجهیزات پیشرفته، آزمایش‌های لیبرمن را تکرار کردند. تِکامسه فیچ که زمانی از دانشجویان لیبرمن بود هم در این تیم تحقیقاتی حضور داشت؛ اما نکته‌ی اصلی در تکرار آزمایش، افزودن تصاویر اشعه ایکس از میمون‌های رزوس زنده، در هنگام غذا خوردن یا سروصدا کردن، بود. بارت دِ بوئر (Bart de Boer)، از نویسندگان تحقیق سال ۲۰۱۶ و یکی از متخصصان تکامل گفتاری دانشگاه وریج بروکسل، در همین رابطه می‌گوید:

در این آزمایش داده‌های بیشتری در مقایسه با حالتی که از قالب‌های گچی یا سیلیکونی استفاده شده بود، به دست آمد. این اطلاعات نشان دادند که مجاز صوتی میمون رزوس قابلیت تولید رنج بیشتری از صداها را دارد.

این محققان با استفاده از ۹۹ عکس اشعه ایکس از گلوی میمون رزوس، فضای سه بعدی گلو و دهان حیوان را شبیه‌سازی کردند و با بررسی جریان هوا در این فضا، گستره‌ای فرضی از اصوات گفتاری که میمون‌ها تولید می‌کنند را به دست آوردند. بر طبق این اطلاعات، نتیجه شد که پتانسیل آوایی میمون رزوس هشت برابر بیشتر از آن چیزی است که در سال ۱۹۶۹، اعلام شده بود.

پاسخ به یکی از معماهای تکامل؛ چرا میمون ها نمی‌توانند حرف بزنند؟

دانشمندان به کمک مدل شبیه‌سازی شده جمله «آیا با من ازدواج می‌کنی؟» را از دهان میمون رزوس ابراز کردند. کلمات تولیدشده غیرمعمول و شبیه به صدای شخصیت «گالوم» از سری فیلمهای ارباب حلقه‌ها بودند؛ اما در عین حال با شنیدن صوت، شنونده به خوبی از منظور مطلع می‌شد.

از همه مهم‌تر اثبات شد که میمون رزوس قادر به تلفظ حروف صدادار «اَ»، «اِ»، «آ» و «ای» است. بوئر در همین رابطه اظهار کرد که رنج صداهایی که پیش از این توانایی تولید آن‌ها به میمون‌ها نسبت داده می‌شد، بسیار محدود بوده است و برای یافتن سر منشا به وجود آمدن توانایی صحبت کردن در سیر تکامل باید تحقیقات آینده را بر روی تکامل شناختی متمرکز کرد. بر طبق صحبت‌های بوئر بازخوردها و نظرات‌ دریافت شده از طرف متخصصان تکامل (به جز لیبرمن)، در مورد نتایج تحقیق، مثبت و دلگرم‌کننده بوده‌اند. او در ادامه می‌گوید:

در سال‌های گذشته ایده‌ی مهم‌تر بودن نقش توانایی‌های ادراکی نسبت به شکل آناتومی صوتی، در میان متخصصان تکامل بیشتر موردتوجه قرار گرفته بود.

این در حالی است که لیبرمن از مقاله‌ی سال ۲۰۱۶ به عنوان سلسله اشتباهاتی که به منظور گمراهی مسیر علم انجام شده‌اند، یاد کرد و نتایج به دست آمده را به‌عنوان تاییدی بر تحقیقات خود قلمداد نمود. طبق اظهارات او گفتار شبیه‌سازی شده نشان می‌دهد که میمون‌ها قادر به تلفظ حرف «ای» کشیده، مانند کلمات دیدن یا پریدن، نیستند و حروف صدادار «او» و «آ» را هم به سختی تلفظ می‌کنند؛ ای کشیده در میان حروف صدادار جایگاه ویژه‌ای دارد و بر اساس مطالعات انجام‌شده، سایز مجرای صوتی افراد را می‌توان برای اساس ای کشیده‌ای که تلفظ می‌کنند، تخمین زد.

لیبرمن می‌گوید که صدای ای کشیده به سادگی قابل تشخیص است و تنها یک راه برای تلفظ آن در مجرای صوتی انسان وجود دارد. این در حالی است که حروف صدادار دیگر را به روش‌های مختلفی می‌توان تلفظ کرد. برای تلفظ این حرف صدادار انسان‌ها زبان خود را به سمت بالا و جلوی دهان جابجا می‌کنند و در عین منقبض کردن فضای جلوی دهان، حفره‌ای به نسبت ده به یک را بر روی حنجره ایجاد می‌کنند. اما نخستی‌سانان دیگر مانند میمون‌ها به دلیل صاف بودن زبان، قادر به این کار نیستند. همچنین، با شنیدن تلفظ ای کشیده افراد می‌توانند طول مجرای صوتی گوینده را تخمین بزنند و از منظور طرف مقابل با خبر شوند.

پاسخ به یکی از معماهای تکامل؛ چرا میمون ها نمی‌توانند حرف بزنند؟

بوئر با قبول اینکه ای کشیده مختص صحبت کردن انسان‌هاست، اظهار کرد که ممکن است میمون‌ها روش دیگری برای با خبر شدن از سایز مجرای صوتی داشته باشند. فیچ هم می‌گوید که اهمیت ای کشیده هنوز جای بحث دارد و تمامی کارشناسان بر روی جایگاه این حرف صدادار هم‌نظر نیستند. هردوی این دانشمندان در آخرین گزارش خود اهمیت ای کشیده را زیر سوال برده‌اند که این امر از نظر لیبرمن قابل قبول نبوده است. کارشناسان دیگری مانند آنا بارنی (Anna Barney)، مهندس آکوستیک پزشکی از دانشگاه ساوت‌همپتون انگلستان هم با نظر بوئر و فیچ موافق هستند.

لیبرمن در جدیدترین اظهارنظر خود در مورد مقاله‌ی فیچ، به نقل قولی از چارلز داروین در مورد وضعیت مخصوص و نسبتا خطرناک نای انسان در هنگام غذا خوردن اشاره کرده است؛ طبق صحبت‌های لیبرمن نخستی‌سانان دیگر چینش آناتومی متفاوتی دارند و به همین دلیل، رنج اصوات تولیدی توسط انسان بیشتر است. البته این مزیت گفتاری احتمال خفگی در هنگام غذا خوردن را هم افزایش می‌دهد.

بوئر در جواب می‌گوید که هدف اصلی اثبات این موضوع بود که شکل مجرای صوتی میمون‌ها مانع گفتار ابتدایی و بدوی این موجودات نمی‌شود؛ بنابراین ممکن است که توانایی‌های گفتاری قبل از تغییر سیستم حنجره و در زمانی که اجداد ما مجرای صوتی شبیه به میمون‌ها داشتند، شکل گرفته باشد.

بحث بر سر این موضوع هم چنان ادامه دارد، اما مهم‌ترین نکته تلاش دانشمندان برای روشن‌تر کردن مسیر تکامل انسان است که از طریق رقابت و تحقیقات آکادمیک و به صورت اصولی و علمی صورت می‌گیرد.

انسان پیش از کشف حیات بیگانه منقرض خواهد شد؛ علت عدم کشف حیات بیگانه خود ما هستیم!

مطالعات جدید دانشمندان نشان می‌دهد که تاثیرات مخرب انسان در محیط زیست، به زودی موجب انقراض ما خواهد شد. در واقع ما انسان‌ها، علت عدم کشف حیات بیگانه هستیم!

دانشمندان بر این باورند که تاثیرات ناشی از تغییرات آب‌و‌هوایی، در نهایت منجر به یک ویرانی گسترده در کره زمین خواهد شد.

افزایش سطح آب‌‌ دریا‌ها و غرق شدن تمدن‌های انسانی، افزایش دما در نقاط مختلف کره زمین و … منجر به افزایش نرخ مرگ و میر در جهان می‌شوند. همچنین آلودگی آب‌ها بر اثر بارش‌های اسیدی، حیوانات آبزی را آلوده ساخته و بخش بزرگی از حیات آبی را از بین می‌برد.

این‌ها از جمله عواقبی هستند که بر اثر فعالیت‌های فعلی انسان در زمین، آینده‌ی او را رقم می‌زنند. در واقع ما انسان‌ها برای دست‌یابی به پیشرفت‌هایی ناچیز، شانس دستاورد‌ها و پیشرفت‌های بزرگ‌تر را از بین می‌بریم. بسیاری از دانشمندان بر عقیده هستند که اگر روند فعلی تا چند دهه آینده نیز ادامه یابد، احتمال انقراض نسل انسان نیز وجود دارد!

البته در نگاه اول، این امر بسیار بعید به نظر می‌رسد. اما بسیاری از دانشمندان بر علت عدم کشف حیات بیگانه اتفاق نظر دارند؛ آیا ما انسان‌ها علت اصلی عدم کشف موجودات فضایی هستیم؟

پارادوکس فرمی و ارتباط آن با علت عدم کشف حیات بیگانه

ما در کهکشانی زندگی می‌کنیم که بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ستاره را در خود جای داده است و هرکدام از این ستاره‌ها توسط تعدادی از سیارات فرازمینی احاطه شده‌اند. تا همین اواخر پیش‌بینی میشد که احتمالا ۲۰۰ کهکشان مختلف در معرض دید انسان قرار دارد. هریک از این کهکشان‌ها، صد‌ها میلیارد ستاره و هزاران سیاره دارند. اما تحقیقات جدید ناسا نشان می‌دهد که تصورات پیشین ما اشتباه بوده و احتمالا می‌بایست تصورات خود از این اعداد و ارقام را ۱۰ برابر کنیم!

حتی اگر تعداد سیاره‌های حیات‌پذیر بسیار اندک باشد، ارقام مذکور حاکی از آن هستند که حیات بیگانه به طور قطع بر یقین در جایی خارج از زمین وجود دارد. اگر فقط ۰٫۱ درصد از این سیاره‌ها قابل سکونت باشند، احتمالا همین حالا ۱ میلیون سیاره از حیات پشتیبانی کرده و موجودات فضایی در آنان در حال زندگی هستند.

انریکو فرمی (Enrico Fermi) به عنوان فیزیکدان برنده جایزه نوبل، این تضاد را با عنوان پارادوکس فرمی (Fermi Paradox) مطرح ساخته و می‌گوید: بیگانگان کجا هستند؟

چرا هنوز هیچ اثری از بیگانگان نیست و ما انسان‌ها تاکنون به شواهدی از زندگی آنان دست نیافته‌ایم؟ برای پاسخ به پارادوکس فرمی، نظریه‌های متعددی ارائه شده‌اند و هریک به نوبه خود سعی دارند علت عدم کشف حیات بیگانه را تشریح کنند.

علت عدم کشف حیات بیگانه

یک فرضیه بالاقوه این است که حیات‌های هوشمند در سیاره‌های موجود در جهان، به علت وجود «فیلترهایی بزرگ» نمی‌توانند خود را در سایر نقاط جهان تکثیر کنند. در واقع فیلترهای بزرگ، عاملی مهم در عدم گسترش حیات از سیاره‌ای به سیاره‌های همسایه به شمار می‌رود.

فیلسوفی با نام نیک بوستروم (Nick Bostrom) می‌گوید که چندین مرحله تکاملی لازم است تا یک تمدن فرازمینی در سیاره‌ای شبیه به زمین، بتواند با سایر سیارات ارتباط برقرار کند. اما برخی موانع و فیلترها، موجب می‌شوند که یک گونه هوشمند همانند انسان، هیچ‌گاه نتواند از تمامی مراحل با موفقیت عبور کند. این نظریه، تا حد بسیاری می‌تواند علت عدم کشف حیات بیگانه توسط ما انسان‌ها را تشریح کند. نیک بوستروم در این باره می‌گوید:

در ابتدا تصور می‌کنید میلیارد‌ها میلیارد سیاره فرازمینی از حیات پشتیبانی می‌کنند. اما واقعیت چیز دیگری‌ست؛ چرا که ما انسان‌ها هنوز نتوانسته‌ایم هیچ نژاد دیگری همانند خود را در جهان قابل مشاهده‌مان کشف کنیم. از این رو به نظر می‌‌رسد که فیلترهای بزرگ به اندازه‌ای قدرتمند هستند که تمامی پیش‌بینی‌های ما را با واقعیتی تلخ مواجه می‌سازند: ما در جهان تنها هستیم؛ چرا که هنوز هیچ اثری از بیگانگان، وسایل نقلیه آنان و یا حتی اثراتی از حضور آنان در سایر نقاط جهان کشف نشده است.

علل اصلی عدم کشف موجودات فضایی

تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت‌های انسان بر زمین، می‌تواند یکی محتمل‌ترین دلایل این مسئله باشد. در واقع دانشمندان معتقد هستند که فعالیت‌های مخرب انسان در زمین، هماند فیلترهای بزرگ و پر رنگ در عدم موفقیت ما در کشف موجودات بیگانه عمل می‌کند. دیوید والاس ولز (David Wallace-Wells) به عنوان یکی از روزنامه‌نگاران آمریکایی، این موضوع را در مقاله‌ای تحت عنوان «زمین غیرقابل سکونت» (The Uninhabitable Earth) مورد بررسی قرار داده است. او در این باره می‌گوید:

میلیارد‌ها سیستم‌ ستاره‌ای در سراسر جهان وجود دارد که ساکنین سیارات آنان به علت فواصل زمانی و مکانی بسیار زیاد، از وجود یکدیگر بی‌اطلاع هستند. در هریک از این سیاره‌ها، تمدن‌های پیشرفته شروع به شکلی‌گیری و تکامل می‌کنند و در زمانی کوتاه موجب انقراض‌هایی بسیار بزرگ می‌شوند. این تمدن‌های پیشرفته، به علت فعالیت‌های مخرب در جهان خود، هیچ‌گاه از وجود سایر تمدن‌ها مطلع نمی‌شوند. در واقع، فعالیت‌های انسان در کره زمین منجر به افزایش تولید گاز گلخانه‌ای شده و یکی از مهم‌ترین فیلترهای بزرگ در برقراری ارتباط با حیات بیگانه را ایجاد نموده است. تمدن‌ها متولد شده و به پیشرفت‌های چشم‌گیری هم دست پیدا می‌کنند، اما یک فیلتر زیست محیطی موجب می‌شود که آنان در سکوتی غمناک، انقراض خود را رقم بزنند. در تاریخ سیاره زمین نیز این فیلترهای بزرگ، چندین انقراض عظیم را به بار آورده‌اند. اما این پایان ماجرا نیست؛ چرا که انقراض‌های بعدی نیز در راه هستند.

دانشمندان بسیاری بر این باورند که ششمین انقراض بزرگ زمین نیز در راه است و فعالیت‌های مخرب انسان، بدترین سناریوی ممکن در وضعیت آب‌وهوایی را رقم می‌زند.

اگر این خطرات به یک تهدید واقعی تبدیل شوند، احتمالا ما انسان‌ها فیلتری بزرگ را پدید می‌آوریم و باید بگوییم که علت عدم کشف حیات بیگانه خود ما هستیم!

کشور فضایی آزگاردیا تابستان امسال متولد می‌شود: تحقق رویای دیرینه‌ی بشر برای زندگی خارج از زمین!

مهرماه سال گذشته بود که در یک کنفرانس خبری در پاریس، خبر بسیار عجیب و ادعای بسیار جسورانه‌ای برسر زبان‌ها افتاد: دیگر زمین،‌ تنها خانه‌ی انسان‌ها نخواهد بود! خبر ساخت کشور فضایی آزگاردیا (Asgardia) را مرکز تحقیقات بین المللی هوا و فضا (AIRC) اعلام نمود و از زمینی‌های علاقمند به زندگی در فضا دعوت کرد تا برای گرفتن مجوز شهروندی در آزگاردیا ثبت نام کنند.

این ایده در ابتدا بسیار عجیب و شاید دیوانه‌وار به نظر می‌رسید، اما موسسان آزگاردیا آنقدر به ایده‌های خود باور داشتند که حتی زمان پرتاب اولین ماهواره آزگاردیا را هم تابستان سال بعد اعلام کردند. حالا همان تابستان موعود است و موسسان آزگاردیا به قول خود عمل می‌کنند: آنها در کنفرانس خبری پنج روز پیش در هنگ‌کنگ اعلام کردند که اولین ماهواره آزگاردیا به زودی پرتاب می‌شود!

این همه ماجرا نیست! شکل‌گیری یک ملت و کشور فضایی به پرتاب یک ماهواره ختم نمی‌شود. همانطور که از قبل اعلام شده بود، کشور فضایی آزگاردیا ، کشوری مستقل، آزاد و صلح‌طلب خواهد بود که فارغ از هر گونه اغتشاش و اختلالی که زمین را به یک سیاره ناآرام تبدیل کرده،‌ به حیات آرام و پیشرفته‌ی خود ادامه خواهد داد. بنابراین لازم است تا کسانی که به عنوان شهروند کشور فضایی آزگاردیا ثبت نام کرده‌اند، دست به‌کار شده و قانون اساسی کشور فضاییشان را تصویب کنند. به‌ زودی، رای‌گیری قانون اساسی کشور فضایی آزگاردیا برگزار خواهد شد و صدها هزار نفری که حالا آزگاردی (شهروند آزگاردیا) هستند در این رای‌گیری، شرکت خواهند کرد.

کشور فضایی آزگاردیا

مطمئنا ذهن شما هم مثل ما، سرشار از سوالات عجیب و غریب در مورد آزگاردیاست. متاسفانه یا خوشبختانه، مسولان آزگاردیا هنوز توضیح زیادی در مورد چگونه عملی‌کردن ایده‌ جسورانه‌ی خود نداده‌اند و احتمالا تا زمان جذب همکاری‌های بین المللی، اوضاع به همین منوال خواهد بود. یکی از سوالات بسیار مهم در مورد کشور فضایی آزگاردیا ، محل تامین بودجه‌ی چنین پروژه‌ی عظیمی است. در واقع کارشناسان در مورد اینکه شهروندان آزگاردیا واقعا تبدیل به یک ملت یا کشور فضایی شوند، خیلی اطمینان ندارند، چرا که تبدیل‌شدن یک توده‌ی انسانی به یک ملت، کار راحت و ساده‌ای نیست!

آزگاردیا یک سازمان غیردولتی در وین اتریش است. موسسان آزگاردیا امیدوارند کشور صلح‌جویی بسازند که معادن فضایی را استخراج کرده و از سیاره زمین در برابر شهاب سنگ‌های خطرناک و سایر تهدیدات فضایی، محافظت کند. به زودی نخستین ماهواره‌ی کشور فضایی آزگاردیا با نام آزگاردیا-۱ پرتاب خواهد شد و بدین ترتیب کشور فضایی آزگاردیا رسما متولد خواهد شد. این را جفری مَنبِر (Jeffrey Manber)، رییس کمپانی نانورکز (NanoRacks) که ماموریت هدایت آزگاردیا-۱ را بر عهده دارد، می‌گوید.

کشور فضایی آزگاردیا

این فضاپیما، نانوماهواره‌ای به اندازه‌ی‌ یک قرص نان است و وزنی حدود یک نوزاد تازه متولدشده دارد. به طور دقیق‌تر این فضاپیمای تقریبا مکعبی، دارای طول و عرض ۱۰ و ارتفاع ۲۰ سانتی‌متر بوده و وزنی معادل ۲٫۸ کیلوگرم دارد. آزگاردیا-۱، حامل داده‌های بارگذاری شده توسط شهروندان آزگاردیا خواهد بود. این نانوماهواره در ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۷ روی مدار خاصی در ایستگاه فضایی بین المللی (ISS) قرار گرفته و سپس به درون یک سفینه کارگوی ناسا (سفینه پشتیبانی و بدون سرنشین) هدایت خواهد شد. وقتی فضاپیما به ایستگاه فضایی متصل شد، کارکنان ایستگاه فضایی بین‌المللی، آن را در مدار خواهند انداخت.

هزینه این پروژه توسط ایگور اشوربیلی (Igor Ashurbeyli) که یک مهندس هوا-فضا و البته یک میلیاردر روسی است، تامین می‌شود و مدیریت آن به عهده رام جاکو (Ram Jakhu)، مدیر موسسه‌ی هوا-فضای دانشگاه مک گیل است. جاکو می‌گوید:

آزگاردیا، یک کشور فضایی چند قومی، چند ملیتی و چنددینی خواهد بود که کاملا اخلاق‌مدار و صلح‌جوست و تلاش می‌کند انسانیت را در فضا حاکم کند. کشور فضایی آزگاردیا یک سلطنت مشروطه با سه قوه مقننه، مجریه و قضاییه خواهد داشت.

آیا آزگاردیایی‌ها، تبدیل به دزدان فضایی خواهند شد؟!

نانوفضاپیمای آزگاردیا-۱ که توسط یک کمپانی در ایندیانا به نام نیراسپیس لانچ (NearSpace Launch) ساخته می‌شود، نمی‌تواند از مدار زمین، فراتر برود. آزگاردیا یک حافظه ۵۱۲ گیگابایتی را حمل خواهد کرد که با داده‌های ۱٫۵ میلیون شهروند اول آزگاردیا پر می‌شود. این داده‌ها می تواند عکس مادر، همسایه یا حتی گربه کوچک یا هرچیزی که به ذهن آزگاردی‌ها می‌رسد باشد. این اطلاعات تا زمانی که آزگاردیا وجود دارد، موجود خواهند بود. اگرچه حرکت آزگاردیا-۱ در اتمسفر بالایی زمین، به تدریج کُند شده و در مدت ۵ سال، به طور کامل خواهد سوخت، اما اطلاعات شهروندان به ماهواره‌ها یا فضاپیماهای آینده منتقل خواهد شد. صدهزار شهروند نخست، از طریق یک فرآیند چهار مرحله‌ای تایید شده و هریک، ۳۰۰ کیلوبایت از فضای آزگاردیا-۱ را دریافت خواهند کرد. چهارصد هزار شهروند بعدی هر یک، ۲۰۰ کیلوبایت و یک میلیون شهروند بعدی، هریک ۱۰۰ کیلوبایت در اختیار خواهند داشت. در بخشی از فرآیند تایید، شهروندان می‌توانند به قانون اساسی مقدماتی رای دهند و در صورت انجام این‌کار، مجاز به بارگذاری داده‌هایشان روی آزگاردیا-۱ قبل از پرتاب خواهند بود. اشوربیلی که تا برگزاری انتخابات، رهبری آزگاردیا را بر عهده خواهد داشت، می‌گوید:

بدون قانون اساسی، ما یک ملت جعلی خواهیم بود، یک بازی کامپیوتری بسیار پیچیده؛ و این چیزی نیست که ما می‌خواهیم. ما می‌خواهیم نخستین کشور فضایی مستقل و مشروع را بسازیم.

قطعا تولد کشور فضایی آزگاردیا تبعات حقوقی زیادی خواهد داشت. سال گذشته یکی از کارشناسان حقوق فضا گفت:

با وجود درخواست‌ها و ثبت‌نام‌های زیاد، تا وقتی کسی به فضا نرود، دولتی تشکیل نمی‌شود!

از طرفی، ذخیره‌ی اطلاعات در فضا، بحث‌های قانونی و اخلاقی زیادی را پیش می‌آورد. قانون اساسی آزگاردیا می‌تواند هر چیزی باشد. حقوقدانان معتقدند ملت آزگاردیا می‌توانند قوانین داخلی تصویب کنند که آنها را از هر گونه احضاریه، مصون نگه بدارد و در این‌صورت، شاید شهروندان آزگاردیا به دزدان فضایی تبدیل شوند!

شکل‌گیری کشور فضایی آزگاردیا

آزگاردیا-۱، نقطه‌ی شروع کوچک اما هیجان‌انگیزی برای ساخت یک کشور فضایی است. اما هدف نهایی، انتقال مردم به فضا و اسکان آنهاست. مردمی که یک ملت مستقل بوده و قوانین و مقررات خاص خودشان را خواهند داشت. هنوز جزییات این پروژه مانند جمیت اولیه‌ یا مقدار هزینه موردنیاز،‌ منتشر نشده است. به هرحال، ساخت ایستگاه‌های فضایی در هر اندازه‌ یا نوعی و اسکان مردم در آنها، بسیار بسیار گران است. یک پایگاه فضایی در ابعاد زمین فوتبال، برای ۱۸ نفر مناسب است و ساخت آن، حدود ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه دارد. از طرفی، ارزان‌ترین هدایت‌کننده در مدار، راکت فالکن ۹ اسپیس ایکس (SpaceX’s Falcon 9 rocket) است که به ازای هر پرتاب، حدود ۴۳ تا ۶۵ میلیون دلار هزینه دارد.

کشور فضایی آزگاردیا

سوالات متدوال در مورد کشور فضایی آزگاردیا

در وب‌سایت رسمی آزگاردیا، به تعدادی از سوالات مطرح‌شده، پاسخ داده شده که در ادامه چند مورد از آنها را آورده‌ایم:

  • من یک آزگاردی هستم (شهروندی آزگاردیا را گرفته‌ام). آیا فرزندان من هم آزگاردی خواهند بود؟

براساس قانون اساسی آزگاردیا، هر کودکی که دارای یک والد آزگاردی باشد، شهروند آزگاردیا محسوب می‌شود. کودکی که قبل از تاسیس آزگاردیا متولد شده، بنا به درخواست والدینش که شهروند (یا شهروندان) آزگاردیا هستند، می‌تواند شهروند آزگاردیا شود.

  • آیا آزگاردیا عضو کمیته‌های المپیک و پارالمپیک می‌شود و در مسابقات آنها شرکت خواهد کرد؟

آزگاردیا برنامه‌ریزی می‌کند تا در کمیته بین المللی المپیک عضو شود.

  • آیا سفارت آزگاردیا در کشور من وجود خواهد داشت؟

سفارت آزگاردیا در هر قاره وجود خواهد داشت.

  • آیا آزگاردیا، شبکه تلویزیونی خاص خودش را خواهد داشت؟

بله، آزگاردیا برنامه‌‌ریزی می‌کند تا شبکه تلویزونی خودش را داشته باشد.

ایده کشور فضایی آزگاردیا مانند کودکی است که برای برخواستن و قدم برداشتن، تلاش می‌کند، اما باید منتظر باشیم و ببینیم آیا این کودک، روزی می‌تواند روی پاهایش ایستاده و راه برود؟ واقعیت این است که هرگاه در طول تاریخ، فرد یا افرادی، در جستجوی چیزهای غیرعادی بوده‌اند، ابتدا مورد تمسخر قرار گرفته‌اند، اما هر ایده‌ی دیوانه‌واری، روزی عادی خواهد شد، درست همانطور که هزاران داستان علمی-تخیلی، حالا تبدیل به یک حقیقت علمی شده‌اند!

درباره این نویسنده

ناهید سادات ریاحی ، زاده ی اردیبهشت ۶۹ و دانشجوی دکترای شیمی کوانتوم محاسباتی در دانشگاه شهید بهشتی است. او علاقمند به دنیای کوانتوم و تکنولوژی بوده و علاوه بر سردبیری دیپ لوک، به طراحی وب و نویسندگی در گجت نیوز و ماهنامه جیبی GSM مشغول است. (وب‌سایت شخصی)

کشف راکتور هسته ای باستانی در آفریقا : اورانیوم غنی شده ۲ میلیارد ساله!

۱۸ خرداد ۹۶ ساعت ۲۲:۰۴

اکتشاف یک راکتور هسته ای باستانی در معدن اورانیوم اوکلو در جمهوری گابن، بسیاری از دانشمندان و متخصصان انرژی اتمی را بهت‌زده کرده است!

کشف راکتور هسته ای باستانی ۲ میلیارد ساله در آفریقا، دانشمندان را بهت‌زده کرد!

در سال ۱۹۷۲ میلادی، کارگری در یک کارخانه فرآوری سوخت هسته‌ای، متوجه یک چیز مشکوک در یک قطعه اورانیوم استخراج شده از معادن آفریقا شد. مانند تمامی اورانیوم‌های طبیعی، این قطعه نیز شامل ۳ ایزوتوپ جرم‌های اتمی مختلف بود که شامل: فراوان‌ترین نوع آن یعنی اورانیوم ۲۳۸، کمیاب‌ترین نوع آن یعنی اورانیوم ۲۳۴ و اورانیوم غنی شده ۲۳۵ است. این کشف جدید، متخصصان کمیسیون انرژی اتمی فرانسه (CEA) را برای هفته‌ها بهت‌زده کرد!

در جاهای دیگر پوسته زمین و یا بر روی سطح کره ماه یا شهاب‌سنگ‌ها، مقدار فراوانی طبیعی ایزوتوپ‌های اورانیوم ۲۳۵، سهمی ۰٫۷۲۰ درصدی از کل اورانیوم‌های طبیعی را به خود اختصاص داده است. اما آنالیزهای صورت گرفته بر روی قطعه اورانیوم کشف شده در معدن اورانیوم اوکلو (Oklo) در جمهوری گابن، ۰٫۷۱۷ درصد از کل را شامل می‌شود. همین اختلاف بسیار جزئی در اعداد، موجب تعجب محققان فرانسوی شد. این تفاوت غیرعادی، نشان می‌دهد که قسمتی از این معدن از مقدار استاندارد اورانیوم ۲۳۵ پایین‌تر بوده؛ به بیان دقیق‌تر، حدود ۲۰۰ کیلوگرم از این اورانیوم در گذشته‌ای دور استخراج شده است.

راکتور هسته ای باستانی

آن چیزی که در معدن اوکلو کشف شد، همه را شگفت‌زده کرد! به عقیده دانشمندان، این معدن در واقع راکتور هسته ای باستانی بسیار پیشرفته‌ای بوده که حتی احتمالا دانش امروزی ما نیز از آن عقب‌تر است! بر اساس برآوردهای صورت گرفته، قدمت این راکتور هسته ای باستانی به ۱٫۸ میلیارد سال قبل بازمی‌گردد. همچنین این راکتور هسته ای باستانی ۲ میلیارد ساله ، به مدت ۵۰۰ هزار سال فعالیت داشته است. محققان با انجام چند آزمایش دقیق دیگر، نتایج مربوطه را در یک نشست آژانس بین المللی انرژی اتمی به صورت عمومی اعلام کردند. بر اساس گزارشات آژانس‌های خبری آفریقا، محققان با بررسی مناطق اطراف این معدن، موفق به کشف ضایعات هسته‌ای و همچنین نشانه‌هایی از شکافت اتمی شدند!

باورنکردنی است اگر بدانید که مقایسه این راکتور هسته ای باستانی ، با راکتورهای امروزی ما چه نتیجه‌ای خواهد داشت! گفته می‌شود که این راکتور اتمی باستانی با قدمتی ۲ میلیارد ساله، هم در طراحی ظاهری و هم از نظر طراحی عملکرد، تفاوت بسیاری با راکتورهای امروزی ما داشته است. در واقع راکتورهای امروزی ما، با این راکتور هسته ای باستانی غول پیکر قابل مقایسه نیستند؛ چرا که طول این راکتور قدیمی، چندین کیلومتر بوده است! نکته جالب توجه این است که تاثیرات گرمایی این راکتور هسته ای باستانی ، به شعاع ۴۰ متری اطراف محدود بوده است. جالب‌تر اینکه دانشمندان با بررسی مکان‌های اطراف این معدن، پسماندهای رادیواکتیوی مربوطه را نیز کشف کرده‌اند!

نکته دیگر اینکه این واکنش هسته‌ای زنجیره‌ای، نه تنها در گذشته‌ای دور رخ داده، بلکه کاملا کنترل و تعدیل شده بوده است! با استناد به علم امروزی بشر، نتیجه آزادسازی انرژی یک واکنش هسته‌ای، انفجاری بزرگ و لحظه‌ای است. نکته جالب در مورد این راکتور هسته ای باستانی، این است که راکتور مذکور، ضمن جلوگیری از وقوع انفجار، مانع تخلیه ناگهانی لحظه‌ای انرژی شده و تمامی این فرآیند، به صورت کنترل شده در اختیار گذشتگان قرار داشته است.

محققان راکتور هسته ای اوکلو را یک راکتور هسته ای طبیعی نام‌گذاری کرده‌اند، اما به نظر می‌رسد که حقیقت چیزی فراتر از این‌هاست. برخی از محققان حاضر در این آزمایش، به این نتیجه رسیدند که مواد معدنی در این معدن، در گذشته‌ای دور غنی‌سازی شده و به صورت خود به خود، منجر به شکل‌گیری یک واکنش زنجیره‌ای شده است. در واقع این راکتور هسته ای باستانی ، از یک سیستم کنترل کننده آبی پیشرفته‌ای استفاده می‌کرده‌ است. این در حالی‌ست که راکتورهای عصر مدرن، از میله‌های کادمیوم و گرافیت برای کنترل شرایط استفاده می‌کنند.

با این حال دکتر گلن سیبورگ (Glenn T. Seaborg)، به عنوان رئیس سابق کمیسیون انرژی اتمی آمریکا و برنده جایزه نوبل در زمینه پیوند عناصر سنگین، می‌گوید برای سوختن اورانیوم در یک واکنش، لازم است تمامی شرایط درست و دقیق باشند. برای مثال، آبی که در واکنش‌های هسته‌ای استفاده می‌شود، می‌بایست کاملا خالص باشد. حتی وجود مقدار بسیار کمی از ناخالصی در آب، موجب توقف در عملیات می‌شود. مشکل اصلی این‌جاست که آب خالص، به طور طبیعی در هیچ کجای دنیا وجود ندارد!

راکتور هسته ای باستانی

تا به اینجا، چندین متخصص در مورد این کشف عجیب و غریب در معدن ۲ میلیارد ساله آفریقا صحبت کردند. تعدادی از این دانشمندان، اظهار داشته‌اند که در هیچ یک از دوره‌های زمین‌شناسی در منطقه اوکلو، اورانیوم ۲۳۵ به صورت طبیعی وجود نداشته است؛ از این رو تا حد بسیاری می‌توان احتمال وقوع این واکنش هسته‌ای به صورت «طبیعی» را رد کرد. اگر این مواد معدنی به صورت خودکار شروع به انباشته شدن کرده باشند، با توجه به کندی تجزیه رادیواکتیو در اورانیوم ۲۳۵، مواد قابل شکافت تنها ۳ درصد از مقدار کل آنان را تشکیل می‌داده است. این مقدار برای وقوع یک واکنش هسته‌ای به صورت طبیعی بسیار بسیار اندک است.

راکتور هسته ای ۲ میلیارد ساله باستانی در جمهوری گابن، بر اساس گفته‌های کارشناسان، صد‌ها هزار سال فعالیت داشته و در فواصل زمانی منظم، غیر فعال و مجددا فعال شده است. فرآیند شکافت هسته‌ای تا زمان موجود بودن آب در این راکتور ادامه داشت و زمانی این عملیات متوقف شد که تمامی منبع آب موجود، به علت حرارت‌های این راکتور هسته‌ای به بخار تبدیل شد. واکنش هسته‌ای، با در دسترس بودن مجدد آب، امکان شروع دوباره داشت. بدین ترتیب، به علت فعال و غیرفعال شدن‌های متناوب در عملکرد این راکتور هسته ای باستانی، راکتور اتمی اوکلو از نوع پایدارترین این راکتورها بود. گفته می‌شود که با پایان یافتن اورانیوم ۲۳۵ قابل شکافت، سرانجام فعالیت راکتور طبیعی گابن متوقف شده است.

عمر طولانی مدت عملکرد راکتور اتمی گابون، نسبت به پیدایش آن از اهمیت بیشتری برخوردار است! این راکتور هسته ای باستانی ، توانسته تا ۲ میلیارد سال دوام داشته باشد. ثبات بسیار بالای این راکتور، به ۲ فاکتور مهم بستگی دارد: ثبات بسیار زیاد در پوسته‌ قاره آفریقا و عدم ترکیب ذخایر اورانیوم با اکسید آب‌های زیرزمینی. راکتورهای هسته ای باستانی در گابن، تا حد بسیاری توسط مواد کربن و خاک رس احاطه شده بود و همین امر، موجب جنبش مناسب اورانیوم و سایر عناصر رادیواکتیو گردیده است.

این احتمال نیز وجود دارد که در حدود ۲ میلیارد سال قبل، راکتورهای اتمی دیگری نیز در سایر نقاط مختلف جهان نیز وجود داشته باشند. احتمالا هنوز هم در نقط مختلفی از زمین، راکتورهای طبیعی دیگری نیز وجود داشته باشند، اما با این حال هم‌چنان راکتور هسته ای باستانی گابن، از با ارزش‌ترین و پایدارترین آنان به شمار می‌رود. مطالعه علمی این راکتورها، چشم‌اندازهای منحصر به فردی را از انرژی هسته‌ای ساخت انسان و ذخیره‌سازی زباله‌های هسته‌ای به ما نشان می‌دهد.

چرا سرعت دویدن مردان از زنان بیشتر است؟

سرعت دویدن مردان به صورت متوسط همواره از زنان بیشتر بوده است. در این مطلب دلایل این امر را بررسی کرده و عوامل بیومکانیکی و فیزیولوژیکی موثر در بدن مردها را عنوان می‌کنیم.

دو و میدانی مادر ورزش‌هاست و تمامی افراد اعم از مرد و زن از آن لذت می‌برند. این ورزش خود می‌تواند زمینه برگزاری مسابقات شود و افراد در دو دسته‌بندی سرعت و استقامت با یکدیگر رقابت کنند. همچنین دویدن بخش ثابت تمامی ورزش‌ها است و باز هم فرد دارای سرعت بیشتر همواره شانس بیشتری برای برنده شدن خواهد داشت. به عنوان نمونه می‌توان به یک مهاجم خط حمله یک تیم فوتبال اشاره کرد. فارغ از نحوه و دلیل استفاده، و بر اساس یک قانون نانوشته، می‌توان گفت سرعت دویدن مردان نسبت به زنان همیشه بیشتر بوده است.

سرعت دویدن زنان

شرایطی را در نظر بگیرید که یک مرد و زن هر دو از نظر آمادگی جسمانی در سطحی یکسان قرار داشته و همزمان تمرین‌های مشابهی را آغاز کنند. با برگزاری مسابقه دو میان آن‌ها به احتمال خیلی بیشتر دونده مرد پیروز میدان خواهد بود. با وجود میزان تمرین و آمادگی جسمانی برابر هر دو نفر، دلیل بیشتر بودن سرعت دویدن مردان نسبت به زنان چیست؟

علاوه بر متداول بودن این باور، می‌توان بر اساس اعداد و ارقام رسمی ثبت شده نیز قضاوت کرد. برترین ملاک برای اندازه‌گیری سرعت دویدن افراد، برگزاری دو سرعت ۱۰۰ متر است. حتی در این مسابقه نیز برترین رکورد مردان نسبت به برترین رکورد دوندگان زن حدود یک ثانیه در وضعیت بهتری قرار دارد. اوسین بولت (Usain Bolt) که به عنوان سریع‌ترین انسان روی کره زمین شناخته می‌شود، صد متر را طی ۹٫۵۸ ثانیه پیموده است، در حالی که سریع‌ترین زن روی زمین یعنی فلورنس گریفیت جوینر (Florence Griffith Joyner) طی زمان ۱۰٫۴۹ ثانیه موفق به طی کردن این مسافت شده است.

سرعت دویدن مردان

اوسین بولت (دونده با لباس زرد) در یک مسابقه دو سرعت

بر اساس گفته‌های پزشکان، دلیل بیشتر بودن سرعت دویدن مردان به فاکتورهای زیادی برمی‌گردد، اما به عنوان مهمترین آن‌ها باید به اندازه بافت‌های بدن و هورمون‌های تولید شده در آن‌ها اشاره کرد. پیش از رسیدن به سن بلوغ، بدن پسرها و دخترها تقریبا در وضعیت یکسانی قرار دارند. پسرها حین بلوغ، با افزایش تولید هورمون تستوسترون در بدن خود مواجه می‌شوند. وقتی دوران بلوغ پشت سر گذاشته شد و پسر و دختر و به ترتیب به عنوان مرد و زن بالغ شناخته شدند، با بررسی بدن آن‌ها به این نتیجه می‌‎رسیم که تستوسترون موجود در بدن مردان حدود ۲۰ برابر بیشتر از زنان است.

تستوسترون چندین نقش در بدن ما ایفا می‌کند. به عنوان نمونه باید به دستور به بدن برای تولید سلول‌های خونی جدید، حفظ قدرت و توانایی عضلات و استخوان‌ها و جهش در رشد بدن اشاره کرد. بر اساس گفته‌های دکتر امیلی کراوس به عنوان یک پزشک ورزشی مسئول مراقبت‌های اولیه در مرکز پزشکی استنفورد کالیفرنیا، از آنجایی که تولید تستوسترون در بدن زنان به مراتب کمتر از مردان است، آن‌ها از نظر حجم عضله و قدرت بدنی در وضعیت پایین‌تری قرار دارند.

تستوسترون

بر اساس گفته‌های امیلی کراوس، پای یک مرد بالغ از حدود ۸۰ درصد عضله تشکیل شده است، در حالی که این میزان در پای زنان به ۶۰ درصد کاهش پیدا می‌کند. وجود این حجم اضافه عضله را باید یکی از مهمترین دلایل بیشتر بودن سرعت دویدن مردان در مقایسه با زنان دانست. همچنین فیبرهای عضلات تند انقباض در عضله‌های مردان بیشتر یافت می‌شود که این موضوع نیز شدیدا به افزایش قدرت پاهای آن‌ها برای دویدن با سرعتی بالاتر کمک می‌کند.

از طرفی دیگر استروژن تولید شده در بدن زنان بسیار بیشتر است. این هورمون علاوه بر کمک به بروز صفات جنسی ثانویه زنان، سبب می‌شود بدن آن‌ها چربی بیشتری در مقایسه با مردان داشته باشد. این موضوع تاثیر منفی در سرعت دویدن زنان می‌گذارد.

استروژن

اندازده بدن و بافت‌ها و ارگان‌های آن فاکتور مهم دیگر است. زنان در مقایسه با مردان ریه‌های کوچکتری دارند، به این معنی که بیشینه اکسیژن مصرفى (VO2) و حداکثر توازن هوازی آن‌ها از مردان کمتر است. بر اساس یک مطالعه منتشر شده در مجله پزشکی و علوم در ورزش در سال ۱۹۹۸، بیشینه اکسیژن مصرفى برای یک خانم دارای تحرک کم حدود ۳۳ میلی‌لیتر اکسیژن به ازای هر کیلوگرم از توده بدن به ازای هر دقیقه است، در حالی که این میزان برای یک مرد کم‌تحرک حدود ۴۲ میلی‌لیتر اکسیژن است.

در دوندگان حرفه‌ای بیشینه اکسیژن مصرفى به مراتب بیشتر است، اما همان نسبت بالا مجددا حفظ شده و دوندگان مرد از این نظر در وضعیت بهتری نسبت به دوندگان زن قرار دارند. طبق گفته‌های دکتر کراوس، مقدار اکسیژن تولید شده حین حداکثر میزان فعالیت، در بدن مردان بیشتر از زنان است. به عبارتی دیگر، زنان برای افزایش جریان اکسیژن به عضلات، باید بیشتر از مردان تلاش کرده و به خود فشار بیشتری بیاورند.

مهمتر از ریه اختلاف اندازه قلب زنان و مردان است که آن را باید یکی دیگر از دلایل بیشتر بودن سرعت دویدن مردان نسبت به زنان عنوان کرد. کوچکتر بودن اندازه بافت قلب زنان سبب می‌شود میزان خونی که بطن چپ به ازای هر ضربان پمپاژ می‌کند کمتر باشد و خون کمتری به عضلات برسد. به عقیده دکتر کراوس، اگرچه ضربان قلب زنان از مردان بیشتر است، اما اهمیت این فاکتور به اندازه‌ای نیست که کمتر بودن حجم خون پمپاژ شده به ازای هر ضربان را خنثی کند. در هر دفعه پمپاژ خون توسط قلب، میزان خون منتقل شده در بدن مردان از زنان بیشتر است. به همین دلیل خون و اکسیژن بیشتری به عضله‌های آن‌ها رسیده و سرعت دو همراه با در نظر گرفتن دیگر فاکتورها افزایش پیدا می‌کند.

هموگلوبین

همچنین میزان هموگلوبین در بدن زنان به مراتب کمتر است. هموگلوبین پروتئینی است که در گلبول‌های قرمز وجود داشته و وظیفه آن رساندن اکسیژن به بافت‌های بدن از جمله عضلات است.

بیومکانیک و افزایش سرعت دویدن مردان

مردان در مقایسه با زنان پاهای درازتری دارند، به همین دلیل فضای بیشتری برای عضلات آن‌ها وجود داشته و همچنین طول گام‌‌های آن‌ها به مراتب بیشتر است. از طرفی دیگر ساختار زنانه بدن و داشتن باسن بزرگتر در خانم‌ها سبب می‌شود تا حالت دویدن آن‌ها به اندازه مردان برای افزایش سرعت مناسب نباشد. عضلات وقتی همه چیز در یک خط قرار دارند بهتر کار می‌کنند.

افزایش سرعت دویدن مردان

وقتی باسن باریکتری داشته باشید، عضلات چهارسر ران از باسن به صورت مستقیم حرکت می‌کنند و سپس در یک خط صاف به زانو می‌رسند. پس تمامی قسمت‌های درگیر دقیقا در همان جهتی که در حال دویدن هستید حرکت می‌کنند. البته این به معنی عدم توانایی زنان دارای باسن عریض برای سریع دویدن نیست، بلکه یکی دیگر از دلایلی است که علت بیشتر بودن سرعت دویدن مردان در مقایسه با زنان را تشریح می‌کند.

با وجود تمامی این اختلافات ساختاری و هورمونی، بیشینه رکورد دو سرعت مردان و زنان کمتر از یک ثانیه با یکدیگر تفاوت دارند، به این معنی که زنان توانسته‌اند محدودیت‌های یاد شده و داشتن قدرت بدنی کمتر را کنار زده و پا به‌ پای مردان در دو سرعت پیش بروند.