چرا هر ایمیلی که ارسال می کنید اسپم به حساب می آید؟

اگر تصور می کنید که هر کاری که از دست تان بر می آمده انجام داده اید تا ایمیل اسپم یا هرزنامه ارسال نکنید، باید در تصورات خود تجدید نظر کنید!

تبلیغات

شما به منظور اینکه اطمینان پیدا کنید که ایمیل هایی که ارسال می کنید اسپم نیستند، از هیچ تلاشی مضایقه نکرده اید:

هر مشترک برای تایید اشتراک باید با کلیک روی لینک تاییدی که برایش ارسال می کنید اشتراک خود را فعال کند. هر ایمیل، یک لینک لغو اشتراک دارد که عملیات مورد نظر را با یک کلیک انجام می دهد. به علاوه، محتواهای ارزشمندی را نیز ارسال می کنید.

با این وجود، چرا ما می گوییم که هر ایمیلی که ارسال می کنید اسپم است؟

اجازه بدهید که ابتدا ببینیم «ایمیل اسپم» چیست:

بر اساس تعریف لغت نامه وبستر، اسپم، «ایمیل ناخواسته» است.

آنها آنچنان با شما ارتباط برقرار نکرده اند

اجازه بدهید از نرخ بازشدن ایمیل های شما به عنوان شاخصی برای تعیین اینکه آیا مشترکانتان ایمیل های شما را می خواهند یا خیر استفاده کنیم.

به طور متوسط، نرخ بازشدن ایمیل ها بین ۱۵٫۲ درصد تا ۲۸٫۵ درصد در نوسان است، که البته این به حوزه فعالیت شما هم بستگی دارد. این یعنی چیزی حدود ۸۴٫۸ درصد مشترکان شما اصلاً پیام شما را باز نمی کنند. این در شرایطی اتفاق می افتد که خودشان در گذشته اطلاعات تماس شان را به شما ارائه کرده اند، برای تایید اشتراک خود از هفت خوان رد شده اند و به شما اجازه داده اند که با آنها ارتباط داشته باشید.

آنها ایمیل شما را نمی خواهند، بنابراین ایمیل های شما برای آنها «ناخواسته» و در نتیجه «اسپم» است.

حتی باید یک گام هم فراتر برویم و بگوییم که خوانده شدن ایمیل هم کافی نیست؛ ایمیل شما تنها هنگامی اسپم به حساب نمی آید که برخورد خوانندگان با آن مثل ایمیل هایی باشد که از دوستان و افرادی که می شناسند و می خواهند از آنها خبری بشنوند دریافت می کنند.

متاسفانه نمی توانیم درصد چنین ایمیل هایی را اندازه گیری کنیم. اما به جرأت می توانیم ادعا کنیم که این ارقام از نرخ بازشدن ایمیل های شما هم کمتر است.

چگونه ایمیل هایی ارسال کنیم که دریافت کننده، آنها را می خواهد؟

حال سوالی که مطرح می شود این است که چه کنید تا مشترک شما با ایمیل تان چنان رفتار کند که انگار آن را از طرف یکی از دوستان خود دریافت کرده است؟ چگونه می توانید در نزد مشترکان خود به جایگاه یک شریک، دوست یا آشنا دست پیدا کنید؟

پاسخ این است: بازاریابی ایمیلی خود را به یک گفتگو تبدیل کنید.

کاری کنید که مردم فقط ایمیل های شما را مطالعه نکنند، بلکه دست به کار شوند و به شما پاسخ بدهند. به جای آنکه بازاریابی ایمیلی خود را فقط به یک جریان یک طرفه از پیشنهادات و ایده ها محدود کنید، در قالب مبادله ایده ها، احساسات و نظرات به آن شکل بدهید.

موارد زیر چند روش عملی برای انجام این کار هستند:

  • در قسمت فرستنده از no-reply@yourcompany.com یا حتی info@yourcompany.com استفاده نکنید، بلکه از یک نام واقعی استفاده کنید. فرستنده ایمیل های شما باید یک انسان باشد.
  • سوال بپرسید. مردم دوست دارند که درباره نیازها و خواسته هایشان از آنها سوال شود، بنابراین از مشترکان خود نظر بخواهید، درباره نیازها و چالش هایشان سوال کنید و ببینید چه چیزی آنها را خوشحال می کند.
  • پاسخ بدهید و فوراً هم پاسخ بدهید. هرگاه کسی برای شما یا شرکت تان ایمیلی ارسال می کند، به موقع پاسخش را ارسال کنید. اینکه فرستنده، مشتری شما است یا فردی است که برای اولین بار از سایت شما بازدید کرده اهمیتی ندارد. حتی اگر برای پاسخگویی به ایمیل ها لازم است که کسی را استخدام کنید، این کار را انجام بدهید.
  • از همه مهم تر اینکه به نیت و نگرش خود دقت کنید. شما باید واقعاً به مشترکان تان و ایجاد و توسعه رابطه با آنها علاقمند باشید. به آنها به عنوان انسانهای واقعی، به همراه نام، چهره، عزیزان، زندگی شخصی، رویاها و آرزوها نگاه کنید، و نه فقط منبع درآمد!

آسانترین روش برای نیل به این هدف این است که از هر فرصتی برای تعامل با مشترکان تان و شناخت بیشتر آنها استفاده کنید. این حتی روش نوشتن ایمیل های شما را نیز تغییر خواهد داد، چرا که برای یک فرد خاص می نویسید، نه یک فهرست بی نام و مجهول الهویه.

و هنگامی که چنین کنید، دیگر ایمیل اسپمی را ارسال نخواهید کرد.

تبلیغات

مصرف کنندگان از ایمیل های برندها چه می خواهند؟

بر اساس تحقیقی که اخیرا انجام شد، اغلب مصرف کنندگان برای دریافت تخفیف نسبت به ثبت نام جهت دریافت ایمیل های بازاریابی اقدام می کنند.

این گزارش بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از یک نظرسنجی انجام شد که با شرکت ۱۲۵۲ مصرف کننده در سنین ۱۴ تا ۶۷ سال که در ایالات متحده سکونت داشتند اجرا شده بود.

تبلیغات

تقریبا ۸۵ درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی اذعان داشتند که دریافت تخفیف یکی از مهم ترین دلایل ثبت نام آنها برای دریافت ایمیل از جانب برندها است.

برای کمتر از نیمی از شرکت کنندگان در این نظرسنجی (۴۱ درصد) دریافت آخرین اطلاعات درباره محصولات یا خدمات دلیل ثبت نام بود، ۳۸ درصد بخاطر علاقه خود به برند مشترک ایمیل های آن شده بودند و ۲۷ درصد برای ارائه نظر خود درباره محصولات جدید (product research یا تحقیق محصول) نسبت به ثبت نام اقدام کرده بودند.

مطلوب ترین نوع تخفیفاتی که مصرف کنندگان مایل به دریافت آن بودند تخفیف های درصدی (۳۵ درصد این نوع از تخفیف را نسبت به بقیه ترجیح می دادند)، ارسال رایگان (۲۰ درصد)، دوره های آزمایشی رایگان (۱۴ درصد) و تخفیف با مبلغ ثابت (۱۴ درصد) است.

تقریبا ۶۰ درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی اعتقاد داشتند که تعداد ایمیل های ترویجی که از برندها دریافت می کنند بیش از حد زیاد است.

تبلیغات

۶ نکته برای استفاده موفقیت آمیز از ویدیوی لایو در بازاریابی

ویدیوی لایو (پخش زنده) به سرعت به یکی از محبوب ترین رویه های بازاریابی دیجیتال تبدیل شده است. به عنوان مثال، کاربران فیسبوک سه برابر وقت بیشتری را برای تماشای ویدیوی زنده (نسبت به ویدیوی از پیش ضبط شده) صرف می کنند.

برندهای خلاقی که زودتر از همه استفاده از ویدیوی لایو را آغاز کرده اند، به خوبی از منافع این کانال قدرتمند، اصیل، تعامل برانگیز، قابل سنجش و مقرون به صرفه بازاریابی دیجیتال بهره مند شده اند.

تبلیغات

چه در حال ارزیابی استفاده از ویدیوی لایو هستید، یا اینکه تصمیم به افزودن آن به ترکیب بازاریابی خود گرفته اید، آنچه در ادامه می اید شش نکته است که برای آغاز کار شما سودمند خواهد بود. با گویا آی تی همراه باشید:

  1. پلتفورم مناسب

انتخاب پلتفورم مناسب برای میزبانی از ویدیوی لایو شما اهمیت شایانی دارد. اگرچه دسترسی ما در ایران به سرویسهای متنوع موجود محدود است، اما در عین حال سرویس دهندگان متعددی در این زمینه وجود دارند.

پلتفورم هایی مانند یوتیوب و برخی از اپ های موبایل، همانند اینستاگرام، پریسکوپ و فیسبوک لایو، امکان استریم کردن ویدیو را در اختیار شما قرار می دهند. بسته به اینکه مخاطب هدف شما در کدام یک از پلتفورم های موجود فعالیت می کند، مورد مناسب خود را انتخاب کنید.

  1. دلیل مناسب

برای استفاده از پخش زنده به جای یک تاکتیک بازاریابی دیجیتال دیگر باید دلیل خوبی داشته باشید. اگر بدون دلیل و برنامه مرتبا به پخش ویدیوی زنده اقدام کنید، پس از مدتی اعتماد مخاطبان را از دست خواهید داد و دیگر کسی حجم اینترنت خود را برای ویدیوهای شما مصرف نخواهد کرد.

یکی از مواردی که برای پخش یک ویدیوی لایو مناسب به نظر می رسد، معرفی یا عرضه یک محصول جدید است. اپل و نایکی در همین راستا از ویدیوی لایو استفاده کرده اند. آنها کسی که اطلاعات جامعی راجع به محصول مورد نظرشان دارد را در برابر دوربین قرار داده و به پرسش هایی که از جانب مخاطبان دریافت می کنند پاسخ می دهند.

یک مورد مناسب دیگر می تواند پخش زنده بخشی از روند تولید محصول باشد. از این طریق مخاطبان شما مستقیما روند کار را مشاهده کرده و احساس می کنند که بر آن نظارت دارند، لذا اعتماد به برند شما تقویت خواهد شد.

نمونه دیگر می تواند گفتگوی زنده مدیران بالادستی با مخاطبان باشد. با استفاده از این گفتگوها می توان ارتباط نزدیک تری با مخاطبان برقرار کرد.

  1. محتوای مناسب

پس از تعیین پلتفورم و دلیل، گام بعدی تولید محتوای جذاب و تعامل برانگیزی است که برای پخش زنده مناسب باشد.

با تعیین اهداف واضح شروع کنید. آیا هدف شما فروش محصول است؟ آیا می خواهید افراد تاثیرگذار را درگیر کنید تا به نوشتن درباره محصول شما ترغیب شوند؟ یا اینکه می خواهید جایگاه محصول خود در زندگی مصرف کنندگان را نشان بدهید؟

پس از تعیین هدف، برای طول رویداد تصمیم گیری کنید. اگر هدف شما فروش یک محصول است، یک سخنرانی ۵ دقیقه ای و پس از آن تعیین یک زمان نیم ساعته برای پاسخگویی به سوالات مخاطبان مناسب به نظر می رسد. اگر برنامه شما عرضه یک محصول است، در اینصورت ۱۵ دقیقه را برای محتوا و ۳۰ دقیقه را به تعامل با مخاطبان اختصاص دهید.

یک نکته اصلی در ویدیوی لایو این است که نباید بیش از حد روی یک متن از پیش آماده شده تکیه کنید. مخاطب به دنبال تعامل انسانی واقعی با برند شما است و نه یک نمایش. چارچوب نکاتی که باید درباره آنها صحبت شود را مشخص کنید و برای معرفی محصول محتوای مناسبی را تهیه کنید.

  1. استفاده از فرد مناسب در برابر دوربین

انتخاب یک فرد مناسب برای قرار گرفتن در برابر دوربین یک مورد اساسی برای ایجاد یک رویداد تعامل برانگیز و درگیرکننده است. این شخص باید فردی باشد که کاملا در جریان همه رویدادهای برند قرار دارد، مثلا می تواند یکی از کارکنان شرکت باشد که اطلاعات کاملی از محصول مورد نظر دارد، به وضوح نسبت به آن اشتیاق داشته و شخصیت جذابی دارد.

هدف در اینجا اصالت است؛ چیزی که از طریق بازیگری که فقط به این خاطر درباره محصول صحبت می کند که پولش را گرفته به دست نمی آورید. چند اشتباه در طول رویداد ایرادی ندارد و چه بسا موجب برقراری ارتباط بیشتر نیز می شود. نتیجه ای که حاصل می شود، حسی از یک تعامل انسانی واقعی است که از طریق کانال های دیگر بازاریابی دیجیتال مقدور نیست.

یک گزینه دیگر می تواند استفاده از افراد تاثیرگذار برای ترویج محصول باشد. این شخصیت ها که به جذب مخاطبان بیشتری کمک می کنند، اغلب محتوا را جذاب تر و تعامل برانگیزتر می کنند. حتی می توانید در کنار آنها از یکی از متخصصان شرکت خود، مثلا مدیر تولید یا طراح محصول نیز استفاده کنید تا به سوالات فنی و تخصصی فرد تاثیرگذار یا مخاطبان پاسخ دهد.

  1. استفاده از ابزار مناسب

هنگامی که از یک اپ موبایل برای پخش ویدیوی زنده استفاده می کنید، معمولا به دوربین و میکروفون همان گوشی که از آن برای پخش ویدیو استفاده می کنید محدود هستید. در عین حال، باید توجه داشته باشید که گوشی مورد نظر دوربین و میکروفون مناسبی داشته باشد. در صورت امکان یک میکروفون خارجی با کیفیت تر را به دستگاه متصل کنید. برای ضبط ویدیو ترجیحا گوشی را با استفاده از یک پایه نگهدارنده در یک جا ثابت کنید، چرا که لرزش های گوشی معمولا آزاردهنده است.

  1. تبلیغ و ترویج مناسب

شعار «بسازید تا خودشان بیایند» برای رویدادهای پخش زنده هم کاربردی ندارد. برای به حداکثر رسانیدن مخاطبان ویدیوی خود، به یک برنامه ترویجی همه جانبه نیاز دارید. بهتر است برنامه ترویجی خود را حداقل چهار هفته پیش از پخش ویدیو آغاز کنید.

از هر کانالی که بودجه شما اجازه می دهد استفاده کنید. احتمالا فهرست ایمیل و همچنین حساب های شما در رسانه های اجتماعی مقرون به صرفه ترین روشها برای افزایش میزان حضور در رویداد پخش زنده تان هستند. یک صفحه برای ترویج این رویداد را در سایت خود ایجاد کنید و در ایمیل های ترویجی خود مخاطبان را به همان صفحه هدایت کنید. اگر چهار هفته زودتر فرآیند کار خود را آغاز کنید، می توانید هر هفته به ارسال ایمیل های ترویجی بپردازید و اعضایی که پیام های قبلی شما را باز نکرده یا نسبت به آنها واکنشی نشان نداده اند را هدف قرار دهید. ارسال پست در کانالهای شما در رسانه های اجتماعی نیز یک مکمل خوب برای ترویج ایمیلی به حساب می آید.

اگر بودجه بیشتری دارید از تبلیغات دیجیتال، مثلا تبلیغ در موتورهای جستجو استفاده کنید. به علاوه، اگر محصول جدیدی را معرفی می کنید یا فرد مشهوری در برابر دوربین قرار خواهد گرفت، استفاده از تبلیغات گسترده تر و رپورتاژآگهی را مد نظر قرار دهید.

این شش نکته به شما کمک خواهد کرد تا با استفاده از ویدیوی لایو، بازاریابی هوشمندانه ای را آغاز کنید. حداقل یکبار استفاده از این ابزار قوی و نوین را امتحان کنید و نتایج را بر اساس اهدافی که تعیین می کنید مورد ارزیابی قرار دهید. شرکت شما درخواهدیافت که منافع ناشی از ایجاد یک ارتباط انسانی واقعی با مخاطب، ارزش هرگونه سرمایه گذاری را دارد.

تبلیغات

چگونه هرزنامه نویس نباشیم

ایمیل برای بسیاری از کسب و کارها موثرترین ابزار بازاریابی است، و البته بلاک یا مسدود شدن به عنوان یک هرزنامه نویس (اسپمر) بزرگترین دردسر آنها به حساب می آید.

بر اساس یک گزارش، تقریبا یک چهارم ایمیل های بازرگانی به اینباکس کاربران راه پیدا نمی کنند، بلکه یا وارد پوشه اسپم کاربر شده و یا کلا توسط سیستم های نظارتی و ضد اسپم سرورهای تامین کنندگان خدمات مربوطه مسدود می شوند.

تبلیغات

شرکت های کوچک به شدت درگیر فیلترهای ضد هرزنامه هستند، حتی اگر فهرست های ایمیلی داشته باشند که متشکل از دریافت کنندگانی است که به میل خود ثبت نام کرده اند. بسیاری از افراد تازه کار در بازاریابی ایمیلی اولین گام خود را اشتباه بر می دارند. آنها با امید به اینکه بالاخره یک نفر ایمیل آنها را باز کرده، روی لینک مورد نظر کلیک و محصول شان را خریداری کند، به صورت رگباری به ارسال ایمیل می پردازند. اما به سرعت با اعتراضات فراوانی از سوی کاربران مواجه شده و ایمیل های آنها به عنوان هرزنامه نویس مسدود می شوند. البته در مقابل، بسیاری از شرکت ها نیز با این تصور که با ارسال ایمیل های کمتر، از دید تامین کنندگان خدمات اینترنتی به عنوان فرستندگان معتبر ایمیل های بازرگانی شناخته می شوند به ندرت از ایمیل استفاده می کنند.

اما با برداشتن گام های درست می توانید شانس خود برای دسترسی به مشتریان بالقوه و بالفعل را به شکل قابل توجهی افزایش دهید. آنچه در ادامه در گویا آی تی ارائه می شود، نکات اصلی است که باید همیشه در ذهن داشته باشید:

شهرت خود را تقویت کنید

فیلترهای ضد هرزنامه دقیقا محتوای ایمیل را بررسی می کنند و با توجه به سوابق موجود و بازخورد کاربران به مسدودسازی آنها اقدام می کنند. با این وجود، بنابر نظر متخصصان امر، در حال حاضر مهم ترین عاملی که مد نظر این فیلترها قرار می گیرد، شهرت فرستنده است.

همانظور که اعتبار منفی می تواند مانع حضور شما در بازار شود، اعتبار منفی نام دامنه یا نشانی آی پی شما به عنوان فرستنده ایمیل می تواند مانع ورود ایمیل هایی که ارسال می کنید به اینباکس مخاطب هدف شود. تامین کنندگان خدمات اینترنتی، من جمله جیمیل، یاهو و هاتمیل برای تعیین شهرت فرستنده از ابزارهای مختلفی استفاده می کنند. یکی از مواردی که در این رابطه نقش کلیدی دارد، تعداد اعتراضات کاربران است که از طریق کلیک کردن روی دکمه گزارش هرزنامه یا report spam مشخص می شود. چنانچه بیش از یک هزارم دریافت کنندگان ایمیل از این طریق اعتراض خود را نشان بدهند، پیام های شما کلا مسدود خواهند شد. علاوه بر این، پیام هایی که مخاطب را به تعامل وا نمی دارند و هیچ واکنشی دریافت نمی کنند نیز می توانند مخرب باشند.

پس از آنکه ایمیل شما روانه پوشه اسپم شد، خروج از آن دشوار است. در واقع، کاربران باید با استفاده از دکمه های مربوطه در نرم افزار ایمیل خود -به عنوان مثال، not spam در جیمیل- به خدمات دهنده اعلام کنند که ایمیل شما هرزنامه نیست.

از فهرست های «تمیز» استفاده کنید

تامین کنندگان خدمات، ایمیلهای فرستندگانی که از فهرست های بی کیفیت استفاده می کنند را مسدود می کنند. از خریداری فهرست خودداری کنید، چرا که این فهرست ها اغلب حاوی ایمیل های طعمه اسپم (ایمیل هایی که فقط برای شناسایی اسپم استفاده می شوند) و نشانی افرادی هستند که به شما اجازه ارسال پیام های بازاریابی را نداده اند. احتمال اینکه اینگونه افراد اعتراض کنند بیشتر و شانس خرید آنها از شما صفر یا ناچیز است.

هرچند این ممکن است کار بسیار وقت گیری باشد، اما ایجاد فهرستی از مشتریان بالقوه و بالفعل واقعی که موافقت خود با دریافت ایمیل از جانب شما را اعلام کرده اند به نفع شما خواهد بود. هنگامی که ایمیل مشتری را از او درخواست می کنید، از وی بخواهید که نوع ایمیل هایی که تمایل به دریافت آنها دارد را مشخص کند. اگر به عنوان نمونه، مشتری با دریافت خبرنامه موافقت کرد ولی تمایلی به دریافت پیام های بازاریابی نداشت، به خواسته او احترام بگذارید و به شهرت خود ضربه نزنید. علاوه بر این، برای تسهیل ارسال پیام های مرتبط، فهرست های خود را دسته بندی کنید.

به علاوه، نظافت و خانه تکانی فهرست خود را فراموش نکنید و با فاصله های منظم به حذف نشانی هایی بپردازید که دیگر وجود ندارند یا اشتباه وارد شده اند. همچنین در صورت لزوم می توانید یک ایمیل به همه مشترکین خود ارسال کنید و از آنها برای ادامه ارسال پیام های خود اجازه بخواهید. در نهایت، تنها نشانی هایی را حفظ می کنید که به شما پاسخ می دهند و از این طریق فهرست شما به معنای واقعی کلمه گلچین و بهینه خواهد شد.

به خاطر داشته باشید که آنچه مهم است داشتن فهرست های عظیم نیست. نگرش خود را از کمّیت محور به سوی کیفیت محور سوق دهید.

محتوای خود را تقویت کنید

محتوایی که به راستی هرزنامه است یا ظاهری مشابه با آن دارد تنها در ۱۷ درصد از موارد توسط فیلترهای ضد اسپم شناسایی می شود. اما اگر در بازاریابی ایمیلی تازه کار هستید یا آنقدر کسب و کارتان رشد نکرده که شهرتی برای خود دست و پا کرده باشید، این رقم بسیار بالاتر خواهد رفت.

علاوه بر این، پیام های آزاردهنده و غیرمرتبط باعث می شوند که برخی از دریافت کنندگان از دکمه گزارش هرزنامه یا report spam استفاده کنند. با ارسال پیام های هدفمند و معنادار، معرفی واضح خود در قسمت از یا from صفحه ارسال ایمیل، استفاده از عنوان های تعامل برانگیز و اطمینان از اینکه پیام شما در رایانه و ابزارهای همراه به درستی به نمایش در می آید، خود را از افتادن در دام مشکلات نجات دهید.

کمک بگیرید

در دنیای ایمیل های بازرگانی، عدد با خود قدرت می آورد. ارسال میزانی بالغ بر ۳۰۰۰۰ ایمیل در ماه به ارائه دهندگان خدمات اجازه می دهد تا ارسال کنندگان معتبر را شناسایی کنند. اگر معمولا میزان ارسال های شما در این حد نیست، با شریک شدن در سرور یا استفاده از ارائه دهندگان معتبر خدمات بازاریابی ایمیلی، همانند مِیل چیمپ، به همکاری با سایر ارسال کنندگان کوچک و مسئولیت پذیر بپردازید. استفاده از ابزارهای بازاریابی ایمیلی باعث بهبود امتیاز و شهرت شما به عنوان یک فرستنده می شود و وبسایت های ارائه دهنده خدمات بازاریابی ایمیلی می توانند به شما برای مدیریت فهرست هایتان کمک کرده و حرکت شما در مسیر درست و منطقی را تضمین کنند.

تبلیغات

۵ روش برای ایجاد تحول در وبلاگ و تبدیل شدن به یک فرد تاثیرگذار در حوزه دیجیتال

امروزه بسیاری از وبلاگ نویسهای مشهور درآمدهای دلاری شش رقمی و شرکت های خودشان را دارند. این بلاگرها تنها با استفاده از یک دوربین، یک لپ تاپ و چند استراتژی توانسته اند روی میلیون ها دنبال کننده خود تاثیر بگذارند و با برخی از بزرگترین برندهای جهان پای میز مذاکره بنشینند. با این وجود، گسترش تعداد مخاطبان در رسانه های اجتماعی و بهبود مدیریت وبلاگ دیگر به وبلاگ نویس ها محدود نمی شود. امروزه کسب و کارها هم اهمیت رسانه های اجتماعی و وبلاگ را درک کرده اند و بسیاری از آنها از خوانندگان وبلاگ و دنبال کنندگان خود در رسانه های اجتماعی برای افزایش میزان علاقمندی و فروش استفاده می کنند. ما در این مطلب به پنج نکته برای افزایش دنبال کنندگان در رسانه های اجتماعی و تبدیل شدن به یک فرد تاثیرگذار در فضای دیجیتال اشاره می کنیم. لطفا با گویا آی تی همراه باشید.

۱٫ استراتژی می تواند دنبال کنندگان شما را افزایش دهد
اینکه فکر کنید نوشتن مقاله های فوق العاده و گرفتن عکس های بیشمار برای تبدیل شدن شما به یک وبلاگ نویس شناخته شده کفایت می کند یک تصور کاملا غلط است. اگرچه محتوا نقش حیاتی دارد (در ادامه به آن می پردازیم)، اما مهم ترین مولفه برای جذب مخاطب استراتژی است. یکی از استراتژی هایی که می توانید از آن بهره ببرید، استفاده از ابزارهای آنالیز و آمار در وبلاگ و رسانه های اجتماعی است؛ ببینید که کدام نوع از محتوا بیشتر از همه به اشتراک گذاشته می شود و لایک دریافت می کند، سپس حجم بیشتری از آن را تولید کنید. استراتژی دیگر می تواند این باشد که به کلمات و عباراتی که در عناوین و تصاویری که به همراه مقالات خود ارائه می دهید توجه کنید تا ببینید که کدامیک بیش از همه مخاطب را به خود جذب می کند.

تبلیغات

۲٫ محتوا پادشاه است
اگر انتظار دارید که یک تصویر تار بگیرید، یا در عرض پنج دقیقه یک مقاله بنویسید تا توسط میلیون ها خواننده و دنبال کننده به اشتراک گذاشته شده و مورد تحسین و تقدیر قرار بگیرد، در اینصورت باید کمی بیشتر فکر کنید! پیش از آنکه عکسی بگیرید، می توانید به دنبال زیباترین و تاثیرگذارترین مکانها باشید، برای استفاده از گروه ها، وسایل و طرح های خاصی برنامه ریزی کنید و با استفاده از نرم افزارهای مختلف، تصویر ثبت شده را ویرایش کنید. دستورالعمل ها و آموزش های مختلفی که در زمینه عکاسی و ویرایش تصاویر در دسترس شما است را مطالعه کنید. هر مقاله یا هر تصویر باید یک عامل حیرت آور و جالب را در خود داشته باشد، در غیر اینصورت بهتر است که اصلا آن را منتشر نکنید. تلاش های معمولی منجر به تولید محتوای معمولی می شود و در نتیجه مخاطب شما به سرعت وبلاگ شما را ترک خواهد کرد. بهتر است به جای انتشار محتوایی که فقط خوب است، مدتی صبر کنید و دست نگه دارید؛ محتوایی که منتشر می کنید باید فوق العاده باشد.

۳٫ اصالت و نوآوری برگ برنده شما است
برای اینکه در فضای دیجیتال متفاوت و خلاق باشید، هر آنچه در مدرسه یاد گرفته اید را فراموش کنید و همه قوانین را زیر پا بگذارید. هر چه محتوا منحصر به فرد تر باشد، احتمال اینکه بتواند مخاطبی را جلب کند بیشتر می شود. محتواهایی که دوگانگی ایجاد می کنند نیز ایرادی ندارند. شما مطلب نمی نویسید تا همه را راضی نگه دارید؛ مردم می خواهند شاهد چیز تازه ای باشند. اگر نسبت به اطلاع مخاطب از هویت خود راحت نیستید، در اینصورت یک نام مستعار انتخاب کنید. به ارسال مجدد تصاویر دیگران (مگر اینکه شات اَوت (shout out) باشد — در ادامه به این موضوع می پردازیم [البته تلفظ صحیحش شَوت است، ولی اینطور مصطلح شده است]) یا مطالبی که در رسانه های اجتماعی و وبلاگ خودتان منتشر کرده اید هرگز فکر نکنید. مخاطبان شما را در رسانه های اجتماعی دنبال می کنند و برای مطالعه وبلاگ شما وقت می گذارند، زیرا به دیدگاه و نقطه نظرات شخص شما اهمیت می دهد. یکی از ویژگیهای مشترک همه تاثیرگذاران برجسته در دنیای دیجیتال این است که محتوایی که منتشر می کنند شخصی، منحصر به فرد و اصیل و نوآورانه است.

۴٫ همکاری یک ضرورت است
انتظار نداشته باشید که یک شبه به یک فرد تاثیرگذار شناخته شده تبدیل شوید. افراد تاثیرگذار در بسیاری از موارد در پروژه های متعددی به رایگان با یکدیگر همکاری می کنند تا نام برند خود را با گوش و البته چشم دیگران آشنا کنند. محتوای منحصر به فرد خود را بدون طلب هیچ هزینه ای برای انتشار در وبسایت ها، مجلات، رویدادها و هر مکان و موقعیتی که ممکن است به آن نیاز داشته باشد ارائه کنید. فقط از آنها بخواهید که اعتبار آن را با درج نام شما برایتان منظور کنند. وبلاگ نویس های دیگر را پیدا کنید و نظر آنها درباره امکان تبادل مخاطب را جویا شوید. در اینستاگرام به این کار «شات اوت» می گویند. بسیاری از وبلاگ نویس ها/حساب های کاربری که به اندازه شما یا بزرگتر هستند حاضرند که تصاویر شما را به اشتراک بگذارند و بدون هیچ هزینه ای نام شما را به عنوان پدیدآورنده محتوا ذکر کنند. این یک روال بسیار تاثیرگذار است و باعث شده است که بسیاری از حساب های کاربری مشهور میلیون ها خواننده و دنبال کننده جدید به دست بیاورند.

۵٫ با استفاده از یک دستیار، نقش خود را تغییر دهید
«مقیاس پذیری (scaling) به این معنی است که خودتان کار کمتری انجام دهید»؛ این یک جمله طلایی است. با افزایش تعداد مخاطبانتان یک دستیار استخدام کنید تا برای مدیریت محتوا و حفظ و افزایش تعامل با مخاطب به شما کمک کند. همینطور که تعداد مخاطبانتان افزایش پیدا می کند، هدف شما باید این باشد که بیش از آنکه وبلاگ نویس باشید، نقش یک ویراستار یا سردبیر را ایفا کنید. از این طریق می توانید بیشترِ توجه خود را به جنبه خلاقانه و کاری موضوع معطوف کنید.

اگر تبدیل شدن به یک فرد تاثیرگذار را در ذهن داشته اید، نکات بالا می تواند به شما کمک کند تا دنبال کنندگان خود را افزایش دهید. اگر احساس می کنید که کسب و کار شما می تواند از ترافیکی که از طریق رسانه های اجتماعی جذب می کنید منافعی را نصیب شما کند، در اینصورت از این نکات برای افزایش فروش خود استفاده کنید. بهره گیری حداکثری از رسانه های اجتماعی که در دسترس ما قرار دارند می تواند مزایای فوق العاده ای را در اختیار ما بگذارد و دنیایی از امکانات را در برابر ما قرار بدهد که پیش از این امکانپذیر بودن آنها از دامنه تصورات ما خارج بود.

تبلیغات

هشت عنصر کلیدی برای موفقیت یک برنامه بازاریابی سالانه

با آغاز سال جدید باید به فکر فروش و فروشندگانی باشید که باید به مدیریت آنها بپردازید، برای کمپین هایی برنامه ریزی کنید که باید خلاقیت در آنها حرفی برای گفتن داشته باشد و باید از هم اکنون به فکر بهبود وضعیت گزارش های ماهانه و سالانه خود باشید. اما همینطور که می گذرد و به این می اندیشید که باید به همه این موارد و موارد متعدد دیگری رسیدگی کنید، اضطراب وجود شما را فرا می گیرد.

برنامه سالانه ای که همین یکی دو ماه پیش تهیه کرده اید کاملا تاریخ گذشته به نظر می رسد. قابلیت لایو اینستاگرام برای مردم جذابیت بیشتری پیدا کرده، اما جایی در برنامه بازاریابی شما ندارد. اخیرا با تکیه بر برخی پیش بینی ها دریافته اید که اگر بارگذاری وبسایت تان بیش از دو ثانیه طول بکشد، در فراموشخانه اینترنت محو خواهید شد، اما اصلا به سرعت وبسایت فکر هم نکرده بودید!

واقعا در شرایطی که تکنولوژی و پلتفورم ها با سرعت نور در حال تغییر و تحول هستند، چطور می توانید برای بازاریابی یک سال خود برنامه ریزی کنید؟

پاسخ به این سوال ساده است: هیچ طور!

برنامه ریزی بازاریابی سالیانه سنتی به تاریخ پیوسته است.

اینترنت و تکنولوژی انتظارات مشتریان برای تعامل با سازمان شما را کاملا متحول کرده اند. با این حال، روند تغییرات کُند نخواهد شد… عرضه پلتفورم ها و تکنولوژی های خلاقانه و جدید ادامه خواهد داشت.

اما این به چه معنی است؟ این یعنی آن برنامه ریزی سنتی سالانه که از چند ماه مانده به انتهای سال آغاز می شد و تک تک جزئیات برنامه شما را برای یک سال مشخص می کرد، دیگر کارگشا و حتی امکانپذیر نیست. برنامه بازاریابی شما باید یک موجود زنده و پویا باشد که توانایی سازگاری و تغییر دارد.

شما برای موفقیت، باید با پرورش، تطبیق و جرح و تعدیل برنامه خود در طول سال مشکلی نداشته باشید.

تنظیم برنامه بازاریابی سالانه برای اقتصاد دیجیتال

خوشبختانه همه چیز هم تیره و تار نیست. به احتمال زیاد، برای تضمین موفقیت در سال جاری، برنامه بازاریابی شما فقط به کمی جرح و تعدیل و افزودن چند مورد نیاز دارد.

آنچه در ادامه می آید هشت عنصر اصلی برای برنامه بازاریابی سالانه موفقی است که می تواند از دنیای همیشه در حال تغییر کانال ها و تکنولوژی های بازاریابی در امان بماند.

  1. برنامه شما باید به این سوال پاسخ بدهد: «ما به عنوان یک سازمان که و چه هستیم؟»

مقاله مشهور هاروارد بیزنس رویو با عنوان ایجاد دیدگاهی برای شرکت می گوید: «فضای غالب بر شرکت های دوراندیش این است که اصل را حفظ و پیشرفت را تشدید کنند. چیزی که زمینه این کار را مهیا می کند دیدگاه است.» این جملات به خصوص در اقتصاد دیجیتال مصداق دارند.

شرکتی که یک رسالت واضح، دیدگاهی برای آینده و فرهنگ دوستانه ای نداشته باشد، مجعول و بی روح به نظر می رسد. دیدگاه شرکت زمینه ای برای خلق یک برنامه بازاریابی را ایجاد می کند که معتبر و اصیل به نظر می رسد و به مشتری انگیزه وفاداری می دهد.

چنانچه شرکت شما پاسخ مستندی به سوال «ما که هستیم» ندارد و نمی تواند دیدگاه و رسالت خود را بیان کند، در اینصورت باید دست به کار شوید و اهداف، دیدگاه و چشم اندازهای شرکت و رسالت و آرمان خود را مشخص کنید.

اما اگر دایره المعارف برند یا راهنمای سبک کاری خود را در اختیار دارید، در اینصورت این مرحله از کار آسان است. کافی است اسناد خود را مرور کنید، اطمینان پیدا کنید که به روز است و سپس آن را در اختیار همه افرادی که درگیر فرآیند برنامه ریزی برای بازاریابی شما هستند قرار دهید.

  1. برنامه شما باید حوزه خاص فعالیت شما و شخصیت خریدار هدف را ترسیم کند

هنگامی که با همه به گفتگو می پردازید، با هیچ کس پیوندی برقرار نمی کنید.

در دنیایی که حجم اطلاعات در آن به مرز انفجار رسیده است، اگر هدف پیام شما یک مخاطب بسیار خاص نباشد، تقریبا می توان گم شدن آن در این همه هیاهو را تضمین کرد. برنامه بازاریابی شما باید دقیقا نشان بدهد که شما که و چه هستید، با چه کسی می خواهید ارتباط برقرار کنید و به دنبال ترویج چه چیزی هستید.

با تهیه فهرستی از محصولات و خدماتی که می خواهید برای آنها بازاریابی کنید شروع کنید. سپس مشتری ایده آل را برای هر یک از آنها تعریف کنید. اگر محدود کردن دامنه گزینه های موجود برای شما دشوار است با تیم فروش خود صحبت کنید یا از خود بپرسید: مشتریان مطلوب چه کسانی هستند؟ در کدام حوزه خاص کار می کنید؟ ویژگیهای جمعیتی و ارزش ها و خواسته های فردی که محصولات یا خدمات شما را خریداری می کند چیست؟

از این طریق به احتمال زیاد برای هر محصول چندین بازار و هدف پیدا خواهید کرد.

پس از جمع آوری اطلاعات، آن را به تیم مدیریتی یا مشتری خود بدهید تا بتوان روی آن بحث کرد. سپس بپرسید: اگر بتوانید برای هر محصول دو یا سه بازار و شخصیت هدف انتخاب کنید، آن انتخاب ها کدام ها خواهند بود و چرا؟ هر چه تمرکز شما محدودتر شود، بازده هزینه بازاریابی بیشتر افزایش پیدا می کند.

پس از جمع آوری همه اطلاعات لازم، آنها را در برنامه بازاریابی خود ثبت کنید و به مرحله بعد بروید.

  1. برنامه شما باید به موفقیت ها و شکست های سال گذشته توجه کند

نظارت و تحلیل، بهترین ابزارهای یک بازاریابی موفق هستند. هر اطلاعاتی که درباره برنامه بازاریابی سال گذشته دارید را مرور و بررسی کرده و سپس ثبت کنید.

معمولا اطلاعات این مرحله آنقدرها زیاد نیست، اما اگر مستندات بیش از حد کم است، در اینصورت باید روی شماره ۸ این فهرست وقت بیشتری بگذارید.

  1. برنامه شما باید اهداف رشد کلی را ترسیم کرده و اهداف بازاریابی را تعریف کند

حال که دیدگاه و اهداف شرکت مشخص شده است و گزارش های عملکرد سال گذشته را نیز در اختیار دارید، زمان پرداختن به اهداف فرا رسیده است.

با اهداف کلی شرکت شروع کنید. این اهداف باید توسط تیم مدیریتی شرکت مشخص شده باشند. از میان اهداف کلی رایج می توان به اهدافی اشاره کرد که روی توسعه کسب و کار، رشد سود، رضایت مشتری و کمک به گروه هایی که کسب و کار به آنها خدمات رسانی می کند اشاره کرد.

هنگامی که این اهداف را در اختیار داشته باشید، می توانید برنامه های بازاریابی خود را مشخص کنید. به عنوان مثال، اگر هدف شرکت شما افزایش مشتریان راغب در یک بخش تازه از بازار است، در اینصورت رشد خاصی که باید محقق کنید و مکان و موقعیتی که باید هدف بگیرید را ترسیم کنید. چنین فرآیند ذهنی را برای هر یک از اهداف کلی تکرار کنید تا بتوانید اهداف بازاریابی خود را مشخص کنید.

به یاد داشته باشید که جنبه مهم در تعیین اهداف بازاریابی شما انتخاب کانال های خاص بازاریابی نیست، بلکه تعریف موفقیت شما است.

  1. برنامه بازاریابی سالانه باید بودجه شما را تعریف و آن را به سه بخش اصلی تقسیم کند

برای اینکه فرآیند برنامه ریزی برای کمپین های بازاریابی سالانه سودی حاصل کند، باید بودجه در آن تعریف و تقسیم شده باشد. بدون این کار، سرمایه در جاهای مناسب و درستی صرف نمی شود و اتلاف بودجه به طور سرسام آوری افزایش می یابد. بنابراین، پیش از اینکه جلوتر بروید، باید بودجه خود را تعریف کنید.

گام بعدی تقسیم بودجه به سه سبد اصلی است: سبد سنتی، سبد دیجیتال و سبد هزینه های متغیر. تصمیم گیری در مورد درصدی که باید برای بخش های مختلف صرف شود به عوامل متعددی بستگی دارد که از آن جمله می توان به موفقیت و شکست های بازاریابی های قبلی، رَویه های بازاریابی و رقبا اشاره کرد.

هنگامی که سبدهای بودجه را مشخص می کنید، اختصاص بودجه برای پروژه های کلانی که هم اکنون در جریان هستند را فراموش نکنید.

  1. برنامه شما باید انتظارات مشخصی را برای همکاری بین فروش و بازاریابی تعیین کرده باشد

داشتن یک برنامه بازاریابی فوق العاده بسیار خوب است، اما اگر بخش فروش کاملا در جریان قرار نگیرد یا اگر فرآیند مستندی برای تبدیل مشتریان بالقوه به بالفعل وجود نداشته باشد، در اینصورت فقط آب در هاون کوبیده اید. برنامه شما باید دقیقا و با ذکر جزئیات مشخص کند که بخش فروش و بخش بازاریابی چگونه با هم ارتباط داشته و هماهنگی ایجاد خواهند کرد. مواردی که باید در این بخش از برنامه خود بگنجانید عبارتند از:

  • یک فرآیند مستند فروش مخصوص هر محصول یا خط خدماتی
  • مجموعه ای از اهداف دوسویه و برنامه ای برای پیگیری موفقیت ها و شکست ها
  • مجراهای ارتباطی مشخص برای کسب اطمینان از اینکه ارتباط بین تیم ها مستمر و پیوسته است
  • یک فرآیند برای تعیین چگونگی انتقال یک مشتری راغب از بازاریابی به فروش

به منظور کسب بهترین نتیجه، برای تهیه این بخش با تیم فروش خود همکاری کنید.

  1. باید مجموعه ای از قواعد و قوانین برای چگونگی انتخاب کانال های بازاریابی را در برنامه خود بگنجانید

هنگامی که یک برنامه بازاریابی انعطاف پذیر دارید، تعیین مجموعه ای از دستورالعمل ها به منظور حفظ تمرکز شما روی اهداف ضروری است. برای روش انتخاب کانال ها و پلتفورم های بازاریابی، فهرستی از قوانین را تهیه کنید.

به عنوان مثال، موارد زیر نمونه ای از قوانین انتخاب کانال بازاریابی هستند:

  • همگی کانال ها و پلتفورم های بازاریابی باید مورد استفاده و کاربرد شخصیت های هدف ما قرار داشته باشند
  • تمامی کانال های بازاریابی دیجیتال باید از طریق Google Analytics قابل نظارت باشند.
  • تمامی کانال های بازاریابی باید از نظر حداقل بودجه لازم مورد بررسی قرار بگیرند، و چنانچه حداقل بودجه لازم برای آنها قابل تخصیص نباشد اجرایی نخواهند شد.

علاوه بر این، فاصله زمانی تکرار بررسی و اصلاح برنامه بازاریابی خود برای کانال ها و پلتفورم های بازاریابی را مشخص کنید. یک فرآیند مناسب برای تایید و افراد متناسب را برای هر تصمیم گیری تعیین کنید. هنگامی که این انتظارات مشخص شد، به آنها پایبند باشید. این موارد برای حفظ شفافیت ارتباط در طول سال ضروری هستند.

  1. برنامه شما باید شامل یک برنامه نظارت و تحلیل بازاریابی مفصل باشد

بخش پایانی برنامه بازاریابی شما یکی از مهم ترین قسمت ها است: چگونه روی نتایج فعالیت های بازاریابی خود نظارت می کنید؟ برای بهبود کمپین های خود به کدام شاخص های کلیدی عملکرد نیاز خواهید داشت؟ دامنه زمانی تکرار بررسی اطلاعات در چه فواصلی خواهد بود و گزارش آن به چه کسی ارائه خواهد شد؟

مستندسازی این مرحله به شما کمک خواهد کرد تا انتظارات لازم برای کسب موفقیت را مشخص کنید.


پس از آنکه تغییرات لازم را در برنامه بازاریابی سالانه خود اعمال کردید، زمانی را برای بررسی آن به همراه گروه ها و تیم های دخیل در نظر بگیرید. به هر حال، یک برنامه بازاریابی بدون درک و پذیرش عاملان به خود به جایی نخواهد رسید. مولانا چه خوش می گوید:

مشورت ادراک و هشیاری دهد                                  عقلها مر عقل را یاری دهد

چگونه از تصمیم گیری عاطفی در بازاریابی استفاده کنیم؟

آن دسته از استراتژی های بازاریابی که هیچ احساسی را به ما منتقل نمی کنند خسته کننده و فراموش شدنی هستند؛ دو صفتی که ما هیچگاه نمی خواهیم در توصیف برندمان مورد استفاده قرار بگیرند.

در مباحث بازاریابی، اغلب برندها از آنچه فکر می کنید زیرک تر هستند. یک شرکت مدرن برای موفقیت خود تنها نمی تواند به تولید محصولی که راه حلی برای مشکلات مشتری فراهم می کند اکتفا کند.

در عوض، کسب و کارهای مورد علاقه مشتریان در سطح عمیق تری با آنها ارتباط برقرار کرده اند. به همین دلیل، می توانیم تبلیغات و طرح های بازاریابی که به مردم انگیزه به اشتراک گذاری و خرید می دهند را با یک کلمه توصیف کنیم: عاطفی.

ممکن است بگویید: «اما ما بدون شک تصمیمات خودمان را با تکیه بر منطق اتخاذ می کنیم!» باید بگوییم که خیر، اینطور نیست.

در حالیکه بسیاری از مردم تصور می کنند که تفکر منطقی پیروز میدان است، اما تحقیقات نشان می دهند که مردم برای تصمیم گیری در مورد خرید، روی عواطف خود بیش از اطلاعاتی که در اختیار آنها قرار می گیرد تکیه می کنند. انسانها ذاتاً احساساتی هستند؛ این یعنی بسیاری از تصمیم گیری های ما – از چیزی که می خوریم تا چیزی که می خریم – تحت تاثیر حال و هوایی است که در آن لحظه خاص بر ما مستولی شده است.

اگر منطقی فکر کنید، به این نکته واقف می شوید که کفش های مورد علاقه شما از نظر ساختار با هزاران کفش دیگر هیچ تفاوتی ندارند، اما شما به نحوی بهتر بودن کفش مورد علاقه خود را منطقاً توجیه می کنید.

دلیل این امر این است که همه ما از نظر عاطفی آسیب پذیر هستیم. استراتژی های بازاریابی شرکت ها پیوند عمیق تری با ما ایجاد می کنند و ما را مجبور می کنند که به هر چه می فروشند عشق بورزیم. در واقع، تبلیغاتی که بیشتر از همه در سال ۲۰۱۵ میلادی به اشتراک گذاشته بودند، همانهایی بودند که از محتوای عاطفی استفاده کرده بودند.

اگر شما هم بازاریاب هستید، این تمرکز روی عواطف باید به شکل ویژه ای برای تان اهمیت داشته باشد. با وجود اینکه اطلاع رسانی نسبت به محصولات و خدماتی که ارائه می کنید اهمیت دارد، اما مهم تر این است که کاری کنید که مشتری چیزی را در وجود خود احساس کند.

بنابراین، اگر آمادگی دارید که چاشنی عواطف را وارد استراتژی بازاریابی خود کنید، زمان آن فرا رسیده است که نگاهی به دنیای تصمیم گیری انسانها و کاربرد آن در بازاریابی بیندازید.

بررسی مغز عاطفی (Emotional Brain)

بر اساس اظهارات یکی از اساتید عصب شناسی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به نام آنتونیو داماسیو، ما اساساً برای هرگونه انتخاب به عواطف نیازمند هستیم. ما از طریق عواطف، برندها و تجربه هایمان از محصولات آنها را به احساسات و خاطرات خودمان پیوند می دهیم.

به عنوان مثال، اگر اولین باری که در یک رستوران فست فود محلی یک همبرگر خورده اید، چند ساعت درگیر مسمومیت غذایی بوده اید، به احتمال زیاد نام آن رستوران تنفر و انزجار را با خود در ذهن شما تداعی می کند. در واقع، اینکه شما فقط یکبار چنین تجربه ای را داشته اید اهمیتی ندارد؛ این تجربه در بلندمدت هم شما را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد.

به همین ترتیب، اگر در ذهن خود رفتن به آن رستوران را با لحظات مفرّحی در کنار خانواده خود تداعی کنید، در اینصورت فارغ از اینکه غذای آنجا را دوست دارید یا نه، به احتمال زیاد بارها و بارها به آن رستوران مراجعه خواهید کرد. دلیل چنین اتفاقی این است که عواطف ما ترجیحاتی را به وجود می آورند که روی تصمیم ما تاثیر می گذارند.

داماسیو با مطالعه رفتار افرادی که از صدماتی به قسمت های عاطفی و منطقی مغزشان رنج می بردند به نتایجی که منتشر کرده است دست پیدا کرد. این افراد هیچ ارتباطی بین آن بخش ها از مغز خود نداشتند، و در حالیکه قادر به پردازش اطلاعات بودند، اما نمی توانستند تصمیم گیری کنند. چرا؟ زیرا نمی دانستند که چه احساسی نسبت به گزینه های پیش روی خود دارند.

مجله سایکولوجی تودی با بررسی عمیق تر بخش علمی بازاریابی، برخی از نواحی اصلی که عواطف در آنها تعامل دارند تا انتخاب برای انسان آسان شود را ترسیم می کند. به عنوان نمونه:

  • عواطف مثبت، مانند شادی، شعف یا رضایتمندی بیش از هر چیز دیگری می توانند در مشتری وفاداری به وجود بیاورند. به بیان ساده تر: اگر بتوانید مشتری خود را خوشحال کنید، همین از همه ضمانت نامه ها و تعهدات برگشت دادن پول مشتری اهمیت بیشتری دارد.
  • محبوبیت ضروری است. پیداکردن راه هایی برای دوست داشتنی تر کردن خودتان چیزی نیست که پس از ازدواج متوقف کنید! دوست داشتنی بودن در بازاریابی نقش عظیمی در درک برند (brand perception) و تاثیر مثبت تبلیغات ایفا می کند.
  • تبلیغ عاطفی می تواند اثر بسیار بیشتری از محتوای درون آن تبلیغ روی انتخاب یک محصول توسط مشتری داشته باشد. به عبارت دیگر، چیزی که باعث می شود یک کالا را به فروش برسانید، عواطفی است که انتقال می دهید، نه لزوما خصوصیات محصول.
  • تصویربرداری عصبی نشان می دهد که مشتریان برای ارزیابی برندها، به جای مغز منطقی خود از مغز عاطفی شان استفاده می کنند.

آخرین باری که واقعاً از یک تبلیغ لذت برده اید را به خاطر بیاورید. به احتمال زیاد دلیل علاقمندی شما به آن تبلیغ این نبوده که اطلاعات آن خیره کننده بوده است؛ شما آن را پسندیدید زیرا سرگرم کننده، متاثرکننده، زیرکانه یا جالب بود. دلایل ما برای دوست داشتن تبلیغات درست مثل دلایل مان برای دوست داشتن انسانها است.

کدام عواطف واقعاً تاثیر گذار هستند؟

ما عواطف متعددی داریم. اما آیا همه آنها در بازاریابی موثر هستند؟ می توانیم بگوییم خیر.

بر اساس تحقیقات موسسه عصب شناسی و روانشناسی، عواطفی که از آنها برای تصمیم گیری درباره خرید بهره می بریم از ساختارها و تعاملات اجتماعی استفاده می کنند. این عواطف عبارتند از:

  • شادی
  • غم
  • شگفتی/ترس
  • خشم/انزجار

در حالیکه احتمالاً خودتان هم می دانستید که «شادی» احساسی است که همه بازاریاب ها باید روی آن کار کنند، اما بعید نیست که بقیه موارد باعث شگفتی شما شده باشند. با این وجود، باید به یاد داشته باشید که به منظور برانگیختن واکنش، احساسات منفی هم می توانند به همان اندازه احساسات مثبت موثر واقع شوند.

خوشحال کردن مشتری

شادی ساده و آسان است و یکی از عواطف خارق العاده ای است که همه برندها آن را در آغوش کشیده اند. به هر حال، کدام شرکت است که دوست نداشته باشد که انبوهی از مشتریان خندان و شاد و طبیعتاً راضی داشته باشد؟ مطالعات نشان می دهند که مقالات و تبلیغات عاطفی که احساسات مثبتی را ایجاد می کنند، معمولا از مقالاتی که احساسات منفی را برمی انگیزند به دفعات بیشتری به اشتراک گذاشته می شوند.

در واقع، در سال ۲۰۱۵، بیشترین به اشتراک گذاری یک تبلیغ، متعلق به تبلیغ Friends Furever، کاری از اندروید بود که دوستی های بانمک و الهام بخشی را بین حیوانات به تصویر می کشید.

القای اندوه

با استفاده از غم و اندوه می توان نوع منحصر به فردی از تبلیغات را خلق کرد. هیچ منطقی برای وجود یک طرح بازاریابی که باعث می شود مشتری شما احساس سیه روزی کند و سپس بدون هیچ دلیل مرتبطی خرید محصول شما را پیشنهاد می کند وجود ندارد. در عوض، شما باید از اندوه استفاده کنید، سپس در ادامه محصولات یا خدماتی را معرفی کنید که به تسکین این احساس کمک می کنند.

مطالعات نشان داده اند که ما با هیچ یک از عواطف همانند اندوه همدلی نمی کنیم. این همدلی ما را سخاوتمندتر و خوش بین تر می کند. بهترین کاربرد اندوه در زمانی است که برند تمایل به برقراری ارتباط عاطفی با مشتریان خود دارد و می خواهد فوراً آن حس اعتماد و وابستگی را به وجود بیاورد.

استفاده از ترس و شگفتی

ترس در همه ابعاد زندگی یک مشوق نیرومند محسوب می شود. شما خودتان را مجبور می کنید که از رختخواب بلند شوید و به سر کارتان بروید، زیرا می ترسید که به اندازه کافی برای پرداخت قبض ها و صورتحساب هایتان پول نداشته باشید. شما دقت می کنید که با سرعتی کمتر از حد مجاز رانندگی کنید، زیرا می ترسید که به دیگران آسیب برسانید یا جریمه شوید. ترساندن یک نفر برای انجام یک عمل به شدت موثر است.

اغلب می توانید تبلیغات ترس و شگفتی محور را در اعلان های خدمات عمومی برای تبلیغ هر چیزی، از موارد مرتبط با کمربند ایمنی و سیگار کشیدن گرفته تا پدیده گرم شدن زمین مشاهده کنید. علت استفاده سازمان های مربوطه از ترس این است که این احساس ما را به تغییر ترغیب می کند و به ما می گوید که برای حفاظت از خود و عزیزان مان باید کاری انجام بدهیم.

استفاده از خشم و انزجار

خشم عموماً به عنوان یکی از عواطف منفی طبقه بندی می شود. در بازاریابی، بیشتر مردم تمایل دارند که تا حد امکان از خشم دوری کنند، چرا که یک مشتری خشمگین و طبیعتاً ناراضی برای هیچ برندی مطلوب نیست. با این وجود، خشم یک محرک قدرتمند نیز هست؛ خشم به ما انگیزه می دهد تا درباره احساسی که داریم کاری انجام دهیم.

انزجار و خشم می تواند ما را مجبور کند تا به دیدگاه یا موقعیت خود فکر کنیم و سوالات مهمی بپرسیم، یا در برابر بی عدالتی صدای خودمان را بالا ببریم.

به عنوان نمونه، کمپین تبلیغاتی #Like a Girl (مثل دخترها) که برنده جایزه اِمی نیز شده است، به این منظور ایجاد شد تا با تکرار یک توهین مشهور (عبارت مثل دخترها) توجه مردم را به آن جلب کند. هدف از این تبلیغ این است که نسبت به این داغ (استیگما) اجتماعی خشمگین شوید تا بدینوسیله خود را ملزم به کمک به این تغییر ببینید.

چگونه می توانید با عواطف مشتری ارتباط برقرار کنید

تقریبا در هر جنبه ای از بازاریابی فضایی وجود دارد که می توانید از عواطف و احساسات در آن استفاده کنید. از تصاویر انسانهای شادی که لبخند بر لب دارند در صفحه نظرات مصرف کنندگان وبسایت تان گرفته، تا ویدیوهای جذابی که به بینندگان انگیزه می دهد تا از شما سوال بپرسند، ابزارهای متعدد و متنوعی برای خلق ارتباطات عاطفی در اختیار شما قرار دارد.

برخی از موثرترین راه حل های بازاریابی عاطفی عبارتند از:

  • ویدیو: یک ویدیوی الهام بخش می تواند به بینندگان کمک کند تا با شخصیت های آن ارتباط برقرار کنند و در تجربه آنها با ایشان سهیم شوند.
  • متن های عاطفی: کلماتی که واقعاً برای عواطف انسانی جذاب هستند – چه در متنی از صفحات فرودتان که یک پیام عاطفی را انتقال می دهد قرار بگیرند، یا در مطالبی که در وبلاگ خود درباره مسائل مهم حوزه فعالیت تان می نویسید- قطعاً واکنش ایجاد می کنند.
  • روایت داستان: طراحی طبیعت انسانی به نحوی است که ذاتاً عاشق داستان است. از همان زمانی که مادر یا پدر شما در کودکی به هنگام خواب برای شما قصه می گفتند لذت بردن از سادگی و عواطف داستان ها را آموخته اید. به همین ترتیب، داستان ها می توانند به دید ما به جهان از طریق بازاریابی شکل بدهند و موجب شوند تا در برندها یا شرکت های خاصی به سرمایه گذاری عاطفی بپردازیم.
  • تایید اجتماعی: در نهایت، نظرات همتایان ما همیشه موثر هستند. از همان دوران مدرسه که فقط به خاطر اینکه همه یک نوع خاص از لباس را داشتند شما هم بدون شک باید آن را می خریدید گرفته، تا تصمیم گیری جهت انتخاب یک رستوران برای نهار بر مبنای نظرات پنج ستاره؛ ما همیشه در هنگامی که هیچ تجربه قبلی از یک محصول یا سرویس نداریم، از نظر دیگران برای شکل دهی به نظر خودمان بهره می گیریم.

نتیجه گیری: آن فوت کوزه گری عاطفی

اطلاع رسانی به مشتری اهمیت دارد، اما اگر می خواهید تاثیر ماندگاری روی او بگذارید، این به تنهایی کافی نخواهد بود. ترویج یک پاسخ عاطفی به ایجاد یک رابطه بلندمدت با هر برندی کمک می کند. به هر حال، استراتژی های بازاریابی که هیچ حسی را به ما منتقل نمی کنند خسته کننده هستند و به سرعت آنها را فراموش می کنیم؛ دو برچسبی که هیچگاه تمایل ندارید به برند شما زده شوند.

۱۰ اشتباه مهلک کسب و کارهای اینترنتی

برای کارآفرینانی که به دنبال آغاز کسب و کار خود هستند، داشتن یک ویترین شلوغ کافی نیست. شما باید بتوانید با حضور قوی در دنیای اینترنت، استراتژی فروش خود را تکمیل کنید. اینترنت فقط شبکه مشتریان بالقوه شما را گسترش نمی دهد؛ در کنار آن، امروزه داشتن یک هویت دیجیتال تبدیل به روشی برای تایید اعتبار و اطلاع رسانی نسبت به چیزهایی است که فروشگاه ارائه می کند.

دنیای تجارت الکترونیک، یک دنیای به شدت رقابتی است: فضای اینترنت شلوغ است و هیچ کمبودی در تعداد کسب و کارهایی که به دنبال جلب توجه گوگل هستند حس نمی شود. این بدان معنی است که نه تنها فعالیت های اینترنتی شما باید با نظم، هماهنگی و بدون هرگونه مشکلی پیش بروند، بلکه درک شما از بازاریابی دیجیتال نیز باید هوشمندانه باشد.

علیرغم اینکه بسیاری از کارآفرینان و صاحبان کسب و کارهای اینترنتی از آنچه گفته شد، در کنار بسیاری از اصول بازاریابی دیجیتال آگاهی نظری خوبی دارند، اما اغلب شاهد اشتباهاتی از جانب آنها هستیم که خسارت های سنگینی را متحمل ایشان می کند. آنچه در ادامه می آید، ۱۰ مورد از اشتباهاتی است که بیشتر در کسب و کارهای اینترنتی مشاهده می کنیم:

  1. صبر بیش از حد برای عرضه یک محصول یا سرویس

چند دلیل برای این مورد وجود دارد؛ برخی چشم انتظار رسیدن مشترکان، دنبال کنندگان یا بازدیدکنندگان به یک رقم جادویی، مثلا ۱۰۰۰ یا ۱۰۰۰۰ نفر هستند. برخی زمان کافی برای تولید همزمان محتوا و محصول پیدا نمی کنند. برخی از مردم هم فقط به این خاطر که نگرانند که مبادا محصول تولیدی آنها به فروش نرود، خود را قانع می کنند که بهتر است اصلا آن را تولید نکنند. آنها پس از آن همه زحمت برای تولید محتوا تحمل شکست را ندارند.

دلیل شما هر چه باشد، این یک دام مهلک است. اگر کسب و کاری را تاسیس می کنید، باید هر چه زودتر با تمام نیرو با بزرگترین ریسک خود روبرو شوید. بزرگترین ریسکی که شما به عنوان صاحب یک کسب و کار با آن مواجه می شوید، تولید چیزی است که هیچ کس بابت آن پولی نمی پردازد.

علاوه بر این، باید تولید و عرضه محصولات خود را تمرین کنید. شاید اولین محصول شما آنقدرها خوب نباشد، اما هرچه سریع تر دست به کار شوید، زودتر به یک درآمد پایدار دست پیدا خواهید کرد.

  1. حل مساله ای که اهمیت ندارد

کسب و کارهایی که به دنبال حل مسائلی هستند که برای هیچ کس اهمیت ندارد، با چیزی جز شکست مواجه نمی شوند. اگر محصول یا ایده خود را عرضه کردید و هیچ کس آن را خریداری نکرد، به احتمال زیاد باید به جای تلاش برای جذب مخاطبان بیشتر، به دنبال حل مساله بزرگتری باشید.

  1. نشنیدن صدای مشتری

از کجا می توانید بفهمید که مساله ای که حل می کنید، به اندازه کافی اهمیت دارد؟ پاسخ این است که باید به سخنان مشتری گوش کنید، و واقعاً هم گوش کنید!

تنها برای مشتریان خود چرب زبانی نکنید. همه پاسخ ها در اختیار شما نیست، بلکه در اختیار آنها است. اگر می گویند «همیشه حق با مشتری است» دلیل دارد و دلیلش این است که بدون مشتری، شما اساساً کسب و کاری نخواهید داشت.

  1. به اندازه کافی خاص نیستید

مشتریان در اغلب بازارها گزینه های مختلف و متعددی پیش روی خود دارند. اگر رقیبی برای کسب و کار شما وجود دارد -که حتما هم دارد- باید به مشتری بالقوه خود دلیلی بدهید که شما را به جای رقیب تان انتخاب کند.

ما چنین موردی را مکرراً در وبلاگ نویسی و سایت های فروش مشاهده می کنیم. هنگامی که یک موضوع داغ می شود، برخی از وبلاگ نویسها شروع به تقلید یا کپی از کار وبلاگ های مطرح می کنند. احتمالا تصور آنها این است که «اگه برای اون جواب داده، برای من هم جواب میده!»

اما اگر شما نسخه ضعیف تری از یک سایت شناخته شده تر باشید، نمی توانید انتظار رشد مخاطبان خود را داشته باشید. به جای اینکه تلاش کنید که بهتر باشید، سعی کنید متفاوت باشید. در اینصورت، هنگامی که کسی می پرسد چرا سایت یا محصول شما شایسته توجه او است، پاسخ شما بدون تکیه روی مفهوم «بهتر» که یک صفت نسبی است، مطلق، مُتقَن و قابل درک خواهد بود.

startup-mistakes-to-avoid

  1. انتخاب موضوعی که به آن اهمیت نمی دهید

اگر شما عاشق حوزه فعالیت و موضوع کار خود باشید، استقامت و اشتیاق تان کار را پیش خواهند برد؛ خلاقیت در کارتان جریان خواهد یافت و راحت تر می توانید روی مشتریان بالقوه خود تاثیر بگذارید. اما اگر شما به موضوع کارتان آنقدر که باید اهمیت ندهید، رقبای زیادی هستند که با اشتیاق، استقامت، خلاقیت و حضور خود، فضایی که شما با بی توجهی ایجاد می کنید را پر خواهند کرد.

  1. شروع با انتظارات نادرست

موفقیت به آسانی و به سرعت به دست نخواهد آمد. ایجاد یک کسب و کار موفق یک کار عظیم است و احتمالا نمی توانید آن را در حین سفرهای تفریحی و با خوشگذرانی و خیال راحت انجام دهید. در واقع، اگر در برنامه خود، مثلا یک هفته کاری چهار ساعته را در نظر گرفته اید، یا مقیاس زمان بندی شما هفته یا ماه است، احتمالا شکست خواهید خورد.

حقایق تلخی در این مسیر وجود دارد. موفقیت های یک شبه در عالم واقعیت وجود ندارند و احتمالاً برنامه اصلی شما نیز باید چندین و چند بار دوباره از نو نوشته شود.

از کارآفرینانی که چیزی نزدیک به آنچه شما می خواهید را محقق کرده اند درباره استرس، زمانبندی ها و شکست ها مشاوره بخواهید. سپس از خود بپرسید که آیا واقعاً برای مواجهه با دشواری های پیش رو آمادگی دارید.

  1. صرف زمان بیش از حد روی فکر کردن بدون عمل

چیزی بهتر از این سخن از توماس ادیسون نمی توان گفت:

«یک درصد نبوغ، الهام و انگیزه است و ۹۹ درصد آن عرق ریختن.»

اگر نسبت تفکر به عمل شما هر رقمی کمتر از ۸۰ درصد است، در اینصورت باید بیشتر کار کنید.

  1. تنهایی

واضح است که هیچ کس نمی تواند در انزوا یک کسب و کار را به موفقیت برساند، مردم باید در کنار شما باشند؛ مشتریان و تامین کنندگان کالا و خدمات شما جزو مردم هستند. اما مهم تر از آن، به کمک سایر کارآفرینانی که در شرایط مشابه شما قرار دارند و همچنین به کمک کارآفرین های مجرب تر نیاز دارید.

با چند کارآفرین دیگر به صورت هفتگی ملاقات کنید و از مشکلات و اهداف تان با یکدیگر صحبت کنید و هر هفته پیشرفت خود را در این جلسات مرور کنید. از این طریق، مشکلات طبیعی تر به نظر خواهند رسید، کمتر خسته می شوید یا احساس تنهایی می کنید و متوجه می شوید که دیگران هم با مشکلاتی شبیه به مشکلات شما روبرو هستند.

  1. اشتباه گرفتن «وبلاگ» با «کسب و کار»

وبلاگ یک پلتفورم خارق العاده برای به اشتراک گذاری ایده هایتان، ارتباط با دیگران و رشد مخاطبان است. همین امر در مورد تولید پادکست، ویدیو و یا هر محتوای دیگری که به رایگان عرضه می کنید هم مصداق دارد.

ارائه رایگان محتوا کسب و کار نیست، بلکه ابزاری برای تاثیرگذاشتن است. روی تبدیل این تاثیر به حامی مالی یا پول تبلیغاتی حساب نکنید. اگر می خواهید وبلاگ شما به نتیجه ای برسد، باید برنامه سرراست تری برای کسب درآمد داشته باشید.

  1. شروع نکردن کار

شاید این مورد بزرگترین اشتباه این فهرست باشد. در حقیقت، ممکن است چنان نگران اشتباهات ممکن باشید که اصلا کار را شروع نکنید، اما همین تنها راهی است که شکست را تضمین می کند.

قطعیتی برای رسیدن کسب و کار شما به موفقیت وجود ندارد. موفقیت، نیازمند هوش، جرات، پشتکار و تلاش است. با این حال، تنها در صورتی پیشرفت خواهید کرد و به اصطلاح قلق کار دست تان خواهد آمد که کار را شروع کنید.

تنها راه برای کسب موفقیت این است: از اشتباه کردن نترسید. اشتباهات بخشی از این فرآیند هستند. بنابراین، دست به کار شوید و با یک عزم راسخ به پیش بروید.

۵ افسانه درباره بازاریابی دیجیتال که اغلب صاحبان کسب و کارهای کوچک باور کرده اند

درباره بازاریابی دیجیتال به عنوان یک نوع نسبتا جدید از بازاریابی، افسانه های زیادی ساخته و پرداخته شده است.

اگر دستی بر آتش بازاریابی دیجیتال داشته باشید، خواهید دید که بسیاری از صاحبان کسب و کارهای کوچک درک کاملا درستی از بازاریابی دیجیتال ندارند. فارغ از اینکه استارتاپی را راه انداخته اید یا یک کسب و کار محلی دارید، قدرت تشخیص بین واقعیت و افسانه در مبحث بازاریابی دیجیتال برای شما و پیشرفت کسب و کارتان حائز اهمیت است. موارد زیر مشهورترین افسانه های بازاریابی دیجیتال هستند که ما پرده از راز آنها برداشته ایم…

  1. «بازاریابی دیجیتال فقط به درد کسب و کارهای بزرگ می خورد.»

شاید سالها پیش می شد چنین چیزی را پذیرفت، اما امروز نه چندان. تکنولوژی پیشرفت کرده است، نرم افزار و میزبانی وب (هاست) ارزانتر شده و تقریبا همه پیش از خرید هر محصول یا خدماتی از اینترنت استفاده می کنند. در حالیکه این درست است که هر چه بودجه بیشتری داشته باشید، می توانید کمپین بازاریابی دیجیتال گسترده تری داشته باشید، اما این تصور که برای شروع به ده ها میلیون تومان سرمایه نیاز دارید اشتباه است. در واقع، بسیاری از کمپین های بازاریابی کم هزینه می توانند موفقیت بسیار خوبی را عاید کسب و کارها کنند.

  1. «فوراً نتیجه می گیرید.»

اگر نتایج فوری می بود، زندگی صاحبان کسب و کارها و بازاریاب های دیجیتال واقعا شیرین می شد، اما به مانند هر کمپین بازاریابی دیگر، بین آغاز کمپین و شروع کسب نتیجه فاصله ای وجود دارد. تفاوت بین بازاریابی سنتی و دیجیتال در این است که این فاصله زمانی در بازاریابی دیجیتال می تواند کوتاهتر باشد و نتایج را نیز با سهولت بیشتری می توان پیگیری و دنبال کرد.

  1. «ترافیک بیشتر مساوی است با پول بیشتر.»

اغلب چنین تصوری را شاهد هستیم که هرچه یک وبسایت ترافیک بیشتری را دریافت کند، مشتریان راغب و فروش بیشتری خواهد داشت. البته این از نظر تئوری درست است، اما هدف بازاریابی دیجیتال نیست. هدف بازاریابی دیجیتال استفاده از تکنولوژی در دسترس شما برای درک بهتر جمعیت هدف تان و جذب ترافیک هدفمند به سایت شما است. ترافیک کمتر اما هدفمند، بازگشت سرمایه بیشتری از ترافیک زیاد اما عمومی حاصل می کند.

  1. «بازاریابی ایمیلی اسپم کردن است.»

احتمالا برای بسیاری از صاحبان کسب و کارها غیرقابل باور است، اما حقیقیت این است که آمار نشان می دهد که بازاریابی ایمیلی بیشترین بازگشت سرمایه را در بین کانال های بازاریابی دیجیتال دارد. از بازاریابی ایمیلی هم به مانند همه استراتژی های بازاریابی می توان استفاده یا سوء استفاده کرد. متاسفانه بسیاری با ارسال هرزنامه یا اسپم از بازاریابی ایمیلی سوء استفاده می کنند. این نامِ بازاریابی ایمیلی را لکه دار می کند. اما در مقابل، هنگامی که یک کمپین بازاریابی ایمیلی با ارسال ایمیل به نشانی هایی که توسط محتوای ارزشمند به دست آمده اند خلق می شود، می تواند به یک استراتژی مافوق قدرتمند بازاریابی دیجیتال تبدیل شود.

  1. «ما باید در همه پلتفورم های اجتماعی حضور داشته باشیم.»

چیزی که در بازاریابی دیجیتال اهمیت دارد، دسترسی به جامعه هدف از میان جماعت کاربران اینترنت است. به احتمال زیاد، افرادی که همه روزه از لینکدین استفاده می کنند، به همان اندازه به اینستاگرام سر نمی زنند. برای درک اینکه جامعه هدف و مشتریان فعلی شما از کدام پلتفورم ها بیشتر استفاده می کنند باید تحقیق کنید تا شما هم بتوانید همانجایی حضور پیدا کنید که آنها در آن فعالیت می کنند. علاوه بر این، لازم است این نکته را نیز در نظر بگیرید که مدیریت و بازاریابی رسانه های اجتماعی یک فرآیند وقت گیر است. بهتر است به جای اینکه ۵۰ درصد از توان خود را روی همه آنها بگذارید، ۱۰۰ درصد آن را روی دو یا سه پلتفورم متمرکز کنید.

ترکیب بازاریابی صاحبان کسب و کارهای کوچک (اینفوگرافی)

بر اساس تحقیقی که اخیرا توسط ویستاپرینت دیجیتال انجام گرفته، رسانه های اجتماعی به عنوان تاکتیک اصلی قریب به ۵۳ درصد از صاحبان کسب و کارهای کوچک مورد استفاده قرار می گیرند.

این گزارش بر اساس اطلاعات یک نظرسنجی در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۶ میلادی ارائه شده که شرکت کنندگان آن ۱۰۰۰ تن از صاحبان کسب و کارهای ایالات متحده با تعداد کارکنان کمتر از ۱۰ نفر بودند. محققان اطلاعات نظرسنجی دیگری که در ماه مه ۲۰۱۶ با تعداد شرکت کنندگان ۲۰۰۰ تن در ایالات متحده انجام شد را نیز به این گزارش افزوده اند.

یک سوم صاحبان کسب و کارهای کوچک می گویند که وبسایت شرکت آنها کانال اصلی بازاریابی شان است و برای ۵۳ درصد، حضور آنلاین اهمیت زیادی دارد.

تقریبا ۷۰ درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی اینطور اظهار کردند که برای بازاریابی کسب و کارهای کوچک خود از ترکیبی از ابزارهای چاپی و اینترنتی استفاده می کنند.

برای کسب اطلاعات بیشتر از این گزارش، توجه شما را به اینفوگرافی زیر جلب می کنیم:

اینفوگرافی