بازاریابی ویروسی : تعریف، مزایا، اصول و تکنیک ها

بازاریابی ویروسی چیست؟ آیا به نظر شما مردم با این عبارت آشنایی دارند؟ اصلاً خود عبارت بازاریابی «ویروسی» برای بسیاری از مردم گنگ است و چه بسا آنها را به یاد دنیای پزشکی بیندازد. حتی هیچ بعید نیست که اگر به کسی بگویید که «من یه بازاریاب ویروسی هستم» دو قدم از شما فاصله بگیرد و بگوید: «واکسنش هم اومده؟!» به هر حال ویروس چیز خوشایندی نیست و لفظ آن بیشتر بیماری و درد و رنج را به ذهن انسان متبادر می سازد.

در عین حال، چاره ای ندارید به جز اینکه ویروس را تحسین کنید: این موجود در خفا کار خود را می کند تا اینکه فرصتی پیدا کند و با تغذیه از میزبان خود و در محیط مناسب، با رشد تصاعدی به آمار و ارقامی دست پیدا می کند که دیگر کسی را یارای مقاومت در برابر آن نیست. ویروس به جفت هم نیازی ندارد؛ بلکه فقط بارها و بارها تکثیر می شود و در هر بار تکثیر، تعداد آن به دو برابر افزایش پیدا می کند.

۱
۱۱
۱۱۱۱
۱۱۱۱۱۱۱۱
۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱
۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱
۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱

تبلیغات

در واقع، در طی چند نسل (به زمان برق آسای ویروسی و نه انسانی)، جمعیت ویروس ها می تواند به مرز انفجار برسد.

تعریف بازاریابی ویروسی : بازاریابی ویروسی چیست؟

اما ویروس چه ربطی به بازاریابی دارد؟ بازاریابی ویروسی یا وایرال مارکتینگ آن نوعی از بازاریابی است که می تواند از طریق پیام هایی که مانند ویروس گسترش پیدا می کنند، در مردم علاقه ایجاد کرده و آنها را به سمت خرید از یک برند یا خریداری یک محصول یا سرویس ترغیب کند. نکته مهم این است که در این مدل بازاریابی، این خود کاربران هستند که پیام مورد نظر را با یکدیگر به اشتراک می گذارند. به عبارت دیگر، بازاریابی ویروسی به همه استراتژی هایی اشاره دارد که مردم را به انتقال پیام های بازاریابی به دیگران ترغیب می کند و پتانسیل رشد و اثرگذاری تصاعدی پیام را فراهم می کند.

بازاریابی ویروسی در خارج از فضای اینترنت، با مواردی همچون «بازاریابی دهان به دهان»، «سر زبان ها افتادن»، «بهره برداری از رسانه های اجتماعی» و «نتورک مارکتینگ» هم خانواده است، اما با وجود اینکه عده ای تلاش کرده اند تا اسامی دیگری را جا بیندازند، اما عنوان بازاریابی ویروسی جایگاه خود را در میان مردم (یا حداقل متخصصین امر) باز کرده است.

فرآیند بازاریابی ویروسی
فرآیند بازاریابی ویروسی

به این دلیل که به اشتراک گذاری پیام در رسانه های اجتماعی آسان و سریع است، این بستر به زادبوم طبیعی این نوع از بازاریابی تبدیل شده است. با جستجوی عبارت «بازاریابی ویروسی» یا اگر زبان تان بد نیست «Viral Marketing» به نمونه های موفق متعددی از کاربرد این نوع از بازاریابی دست پیدا خواهید کرد که عموماً در قالب محتوای ویدیویی تولید شده اند.

بازاریابی ویروسی، یک شمشیر دولبه

علیرغم همه مزیت های بالقوه بازاریابی ویروسی، این نوع از بازاریابی به مانند یک شمشیر دولبه است؛ به هر حال باید به خاطر داشته باشید که در کمپین های بازاریابی ویروسی، قسمت اعظم کنترل در دستان کاربران قرار می گیرد و همیشه این خطر برای ما وجود دارد که برداشت درستی از پیام مورد نظر صورت نپذیرد یا حتی به مسخره گرفته شود. از طرف دیگر، یک کمپین ویروسی موفقیت آمیز می تواند برای برند شما معجزه کند.

چگونه ویروسی، بازاریابی کنیم؟

اجرای کمپین های بازاریابی ویروسی بسیار ساده است، اما آسان نیست: یک ویدیو یا یک نوع دیگر از محتوا که برای مخاطب هدف ما جذاب است را تولید می کنیم، آن را در اینترنت قرار می دهیم و برای اولین جرقه ها در جهت دیده شدن آن برنامه ریزی می کنیم. از اینجا به بعد تنها کاری که می توانیم انجام بدهیم این است که منتظر بمانیم تا محتوای ما اصطلاحاً مانند بمب صدا کند و کاربران به شکل جنون آمیزی آن را با یکدیگر به اشتراک بگذارند.

البته در برخی از موارد، ویروسی شدن به طور کاملاً تصادفی اتفاق می افتد. در چنین حالاتی یک ویدیو توسط یک کاربر غالباً معمولی در اینترنت آپلود می شود که ناگهان محبوب شده و بر سر زبانها می افتد.

استراتژی پراکنش یا توزیع محتوا در بازاریابی ویروسی

برای استراتژی یا برنامه توزیع محتوایی که توسط برندها تولید می شود می توان از یکی از این دو روش استفاده کرد: «آشکار» یا «پنهان». در روش آشکار، کاربر می داند که در حال مشاهده یک آیتم محتوایی تبلیغاتی است، اما در روش پنهان، مشارکت برند علنی نمی شود، بلکه بعداً مشخص خواهد شد.

توجه داشته باشید که چنانچه از تکنیک پنهان استفاده می کنید باید مراقب باشید که کاربر احساس نکند که گول خورده یا احمق پنداشته شده است، چرا که در این حالت کمپین ویروسی تان می تواند کاملاً بر ضد شما عمل کند.

در هر صورت، فارغ از روشی که انتخاب می کنید، هرگز نباید در دید مخاطب به اسپمر تبدیل شوید یا زیاده روی کنید. لذا به جای تکرار مکرر و چندباره پیام، بهترین استراتژی این است که بهترین موقعیت و زمان را پیدا کنید و پس از آن اجازه بدهید تا بمب ویروسی خودش کارش را انجام بدهد. در اینجا بد نیست که نگاهی به چند مورد از نمونه های بارز محتوای ویروسی بیندازیم:

نمونه های موفق محتوای ویروسی

چالش سطل آب یخ

انجمن ALS مخترع چالش سطل آب یخ نبود، اما از آن به نحوی بهره برداری کرد که یک کمپین جهانی بازاریابی ویروسی ایجاد شد که سیل آن دنیا را با خود برد. چندماه قبل از «ری برند» کردن این داستان، مردم پشت دست شان یخ می گذاشتند تا مجبور نباشند که ۱۰۰ دلار به خیریه «مورد علاقه» خود کمک کنند (البته اگر برای فرار از کمک به خیریه بوده، احتمالاً آنقدرها مورد علاقه شان نبوده است).

چالش سطل آب یخ

این بیش از حد ساده یا حتی مضحک بود، اما چالش انجمن ALS همه چیز را عوض کرد: این دیگر فقط یک چالش نبود، بلکه به یک حرکت خیرخواهانه تبدیل شده بود. در واقع، به جای «… یا صد دلار کمک کنید» به «… و کمک کنید» تبدیل شد.

افراد مشهوری مانند مارک زاکر برگ و بیل گیتس هم به این چالش پیوستند و آوازه آن به تمام دنیا (حتی کشور ما) رسید.

دشوارترین شغل دنیا

یکی دیگر از نمونه های محتوای ویروسی، ویدیوی دشوارترین شغل دنیا است. این ویدیو اساساً یک دوربین مخفی است که چند نفر از متقاضیان شغل را هدف قرار می دهد و شرایط کاری دشوار و غیرقابل باوری را برای آنها ترسیم می کند. سرانجام مشخص می شود که میلیاردها نفر در سراسر جهان این شرایط را پذیرفته و حتی به شغل خود عشق می ورزند. در ادامه می توانید این ویدیو را مشاهده کنید.

چند نمونه فارسی از این ویدیو نیز شاخته شده که همه اینها به دلیل تمرکز بر عواطف و همینطور ایجاد غافلگیری (که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت) ویدیو را به یک محتوای ویروسی تبدیل کرده اند.

مزایای بازاریابی ویروسی

از جمله مهم ترین مزایای بازاریابی ویروسی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • هزینه کم: چیزی که کمپین های ویروسی را نسبت به سایر روش های بازاریابی متمایز می کند این است که در بازاریابی ویروسی، این کاربران هستند که بخش اعظم کار را برای ما انجام می دهند و همین باعث کاهش یا حتی تقریباً حذف هزینه های توزیع محتوا و تبلیغ می شود. در این حالت دیگر به خرید تبلیغات یا فضا در رسانه های اجتماعی نیازی نیست.
  • پتانسیل گستردگی دامنه دسترسی: ویدیویی که در اینترنت ویروسی می شود این پتانسیل را دارد که بدون هیچ تلاش یا صرف هزینه ای به دست جماعت انبوهی از مخاطبان هدف ما برسد. به همین خاطر، کسب و کارهای کوچک یا حتی یک فرد به تنهایی می تواند به کمک بازاریابی ویروسی، یک شبه ره صد ساله را طی کند.
  • اجباری و تهاجمی نیست: اجبار و فشار در بازاریابی ویروسی جایگاهی ندارد. در واقع، در این نوع از بازاریابی تصمیم برای مشارکت و به اشتراک گذاری پیام همیشه کاملاً بر عهده کاربر است و لذا هیچ وقت رنگ و بوی فشار و اجبار به خود نمی گیرد. به همین دلیل، درک و حس نسبت به برند و تعامل ایجاد شده در مقایسه با روشهای سنتی تبلیغات بسیار بهتر، مثبت تر و خوشایندتر است.
  • بازاریابی ویروسی به رشد برند شما کمک می کند: اگر از نظر خلاقیت و ابتکار واقعاً به هدف بزنیم، محتوایی تولید خواهد شد که آنقدر جالب توجه است که کاربران مشتاقانه آن را به اشتراک می گذارند. همین اقدام باعث می شود که مخاطب، رابطه نزدیکی با برند مربوطه پیدا کند و نقش سفیر برند را بر عهده بگیرد. لذا بازاریابی ویروسی می تواند ابزار بسیار قدرتمندی در جهت برندسازی و افزایش آگاهی نسبت به برند باشد.

بازاریابی ویروسی در ایران

آیا بازاریابی ویروسی در ایران هم جای خود را باز کرده است؟ بدون شک با توجه به نفوذی که شبکه های اجتماعی و برنامه های موبایلی گفتگو محور در زندگی ما ایرانیان دارند، بازاریابی ویروسی به یکی از بهترین ( و نه لزوماً آسانترین) کانال های تبلیغات تبدیل شده است. از جمله ساده ترین تبلیغات ویروسی می توان به پخش شدن قسمت هایی از فیلم های در حال اکران در اینترنت اشاره کرد که دست به دست توسط خود کاربران در اینستاگرام و اپ های موبایل می چرخند و بهترین و ارزانترین تبلیغ برای ترغیب به تماشای فیلم مزبور به شمار می روند.

حال که با بازاریابی ویروسی آشنا شدید، به سراغ اصول، تکنیک ها و نکاتی می رویم که به کمک آنها می توانید کمپین های بازاریابی ویروسی تاثیرگذاری را تجربه کنید.

بهترین تکنیک های بازاریابی ویروسی

تکنیک بازاریابی ویروسی شماره ۱: مخاطب و کانال های درست و مناسبی را هدف قرار بدهید

اولین قدم برای ایجاد یک کمپین بازاریابی ویروسی، تعیین مخاطب هدف و همچنین محل حضور وی در اینترنت است.

به خاطر داشته باشید که معمولاً چیزی به خودی خود ویروسی نمی شود، بلکه باید پیام مناسبی را برای افراد مناسب ارسال کنید. در واقع، اگر می خواهید که پیام تان به اشتراک گذاشته شود، محتوای آن باید مورد علاقه دریافت کننده باشد.

کانال بازاریابی ویروسی نیز به همین اندازه اهمیت دارد، چرا که اگر محتوا را در سایتی قرار بدهید که کاربران آن علاقه ای به موضوع مورد نظر ندارند، نمی توانید به مخاطب هدف و مخاطبان مخاطب هدف دست پیدا کنید. هنگامی که به مخاطب دست پیدا نمی کنید نمی توانید در جهت رشد و گسترش علاقه مردم کاری انجام بدهید.

به عنوان مثال، اگر مخاطب هدف شما زنان مجرد طبقه متوسط در سنین بین ۱۸ تا ۲۴ ساله آمریکایی باشند، می توانید برای بازاریابی ویروسی خود از پینترست استفاده کنید، چرا که پینترست شبکه ای است که حجم گسترده ای از کاربران آن را زنان جوان تشکیل می دهند.

دیوایدر

تکنیک شماره ۲ بازاریابی ویروسی: ویدیو بسازید

یکی دیگر از بهترین روشها برای ویروسی شدن، تولید ویدیو است. یک ویدیوی خوب می تواند بیننده را به تجربه محصول شما علاقمند کند.

پس از تهیه ویدیو می توانید آن را با دوستان و اعضای خانواده و همچنین مشتریان تان به اشتراک بگذارید. چنانچه محتوا از دید آنها جالب به نظر برسد، آنها هم در گسترش این «ویروس» به شما کمک خواهند کرد. از این طریق، ویدیوی شما محبوب می شود و چه بسا در تمام اینترنت پخش شود.

به علاوه، اگر ویدیوی مربوطه واقعاً جالب باشد و عملاً تاریخ انقضا نداشته باشد (مثلاً آموزنده باشد)، کاربران اینترنت از آن در وبلاگ یا وبسایت های خود استفاده خواهند کرد. در نتیجه، نه تنها مردم از طریق شبکه های اجتماعی و بسترهای به اشتراک گذاری ویدیو امکان تماشای آنها را خواهند داشت، بلکه در وبسایتها و وبلاگ ها و حتی صفحات شخصی کاربران نیز قابل مشاهده خواهد بود.

بر اساس قانون تجربی ویروسی شدن ویدیوها، هر چه ویدیو غافلگیرکننده تر، به یادماندنی تر یا جالب تر باشد، احتمال ویروسی شدن آن بیشتر خواهد بود.

دیوایدر

تکنیک شماره ۳ بازاریابی ویروسی: محصول یا خدمات ارزنده ای را به رایگان ارائه کنید

آیا کسی هست که از دریافت رایگان یک محصول یا سرویس ارزشمند بیزار باشد؟

بعید است کسی چنین پیشنهادی را رد کند. به همین دلیل است که «رایگان» قدرتمندترین کلمه در فرهنگ واژگان بازاریاب ها است.

بسیاری از برنامه های بازاریابی ویروسی برای جلب توجه مردم، محصولات یا خدماتی را به رایگان ارائه می کنند.

قانون دوم وب مارکتینگ ویلسون، «قانون دادن و فروختن» است (ویلسون، ۲۰۱۲). منظور این است که هنگامی که چیزی را به رایگان به مشتری می دهید، می توانید چیزی هم بفروشید.

با اهدای رایگان یک کالا یا سرویس ارزشمند شاید همین امروز یا فردا سود نکنید، اما اگر بتوانید رغبت ایجاد کنید خیلی زود به مرحله درآمدزایی خواهید رسید.

اما چطور؟

فرآیند کار به این ترتیب است:

معمولاً «رایگان» جلب توجه می کند. این جلب توجه به مشاهده آیتم های جالب دیگری هم منتهی می شود و احتمال خرید آنها را هم افزایش می دهد. لذا این توجه جلب شده، فرصت فروش، آدرس های ارزشمند ایمیل و سود تبلیغاتی به همراه دارد.

همه اینها به این معنی است که اگر می خواهید چیزی به دست بیاورید، ابتدا باید برای آن هزینه کنید.

از بارزترین نمونه این مورد می توان به اینترنت، تماس و بسته های پیامکی رایگان اپراتورهای مختلف به دلایل و مناسبت های خاص اشاره کرد. هنگامی که تبلیغ فعالسازی یک گیگابایت اینترنت رایگان را با دوست خود به اشتراک می گذارید، نقشی را در بازاریابی ویروسی برای اپراتور مربوطه برعهده گرفته اید.

دیوایدر

تکنیک شماره ۴ بازاریابی ویروسی: پای احساسات و عواطف را به میان بیاورید

بازاریابی ویروسی نمی تواند تاثیر قابل توجهی داشته باشد، مگر اینکه محتوای مورد نظر از منظر عواطف و احساسات به مذاق مخاطب خوش بیاید. در واقع، معروف ترین نمونه های بازاریابی ویروسی مواردی بوده اند که مخاطب را از نظر عاطفی تحت تاثیر قرار داده اند. لذا به همین دلیل، این مورد موثرترین روش در میان تکنیک های بازاریابی ویروسی است.

اما سوال این است که چطور می توانیم یک حس قوی را در مخاطب مان برانگیزیم؟

در اینجا به چند مورد اشاره می کنیم که در تحریک احساسات مردم تاثیرگذار هستند. شما باید چیزی تولید کنید که:

  • مملو از عشق یا نفرت باشد؛
  • باعث شادی یا خشم مفرط مخاطب شود؛
  • سراسر نبوغ یا حماقت باشد.

در تنظیم تمامی کمپین های بازاریابی ویروسی خود به این نکته مهم توجه داشته باشید که محرک عاطفی باید به اندازه کافی قوی باشد تا بتواند توجه مخاطب را به خود جلب کند.

دیوایدر

تکنیک شماره ۵ بازاریابی ویروسی: یک عمل غیرمنتظره انجام بدهید

عنوان این مورد کاملاً گویا است. اگر به دنبال جلب توجه هستید، باید یک عمل غیرمنتظره و متفاوت انجام بدهید.

ما انسانها همیشه به دنبال دیدن یا یادگرفتن چیزهای تازه و جدید هستیم. لذا مردم اگر مشابه چیزی را قبلاً دیده باشند به خودشان زحمت نمی دهند که برای مشاهده و به اشتراک گذاری محتوای شما وقت بگذارند.

جالب کردن محتوا را فراموش کنید؛ همه اینکار را انجام می دهند. تبلیغ با تکیه بر اینکه محصول یا خدمات تان عالی است را کنار بگذارید؛ هیچ بقالی نمی گوید ماست من ترش است! در عوض، از دیگران تقلید نکنید و متفاوت باشید.

بازاریابی ویروسی

تکنیک شماره ۶ بازاریابی ویروسی: امکان به اشتراک گذاری، بازنشر و دانلود را فراهم کنید

در فصول سرد این توصیه را از پزشکان می شنویم که باید از افرادی که سرفه می کنند دوری کنیم و دستانمان را مرتب بشوییم، چرا که ویروس ها به آسانی از فردی به فرد دیگر منتقل می شوند. به همین ترتیب، اگر به اشتراک گذاری، دانلود یا استفاده از محتوای شما در وب آسان باشد، آن هم به مانند یک ویروس به سرعت گسترش پیدا خواهد کرد. بنابراین باید این امکان را به مخاطبان خود بدهید که به آسانی:

  • محتوا یا پیام شما را به اشتراک بگذارند؛
  • آن را در سایت یا وبلاگ خودشان بازنشر کنند؛
  • محتوا را دانلود کنند.

علاوه بر این و از دیدگاه بازاریابی، باید پیام خود را به ساده ترین شکل ممکن بیان کنید تا درک آن آسان باشد و مردم انگیزه بیشتری برای به اشتراک گذاری آن پیدا کنند. به هر حال، پیام های تخصصی و مواردی که درک آنها نیاز به اطلاعات یا پیش زمینه خاصی دارد نمی تواند پیام یا محتوای شما را ویروسی کند.

ضمناً بد نیست که به این نکته اظهر من الشمس نیز اشاره کنیم که نباید محدودیتی در دسترسی به پیام یا ویدیوی مورد نظر ایجاد کنید. به عنوان مثال، الزام به ثبت نام، عضویت، دانلود یک نرم افزار خاص، درج کد یا عبور از هفت خوان رستم چیزی نیست که به ویروسی شدن محتوای شما کمک کند. انحصار و محدودیت در بازاریابی ویروسی جایگاهی ندارد، بلکه هدف این است که محتوای مورد نظر آزادانه و هر چه بیشتر منتشر شود و در دسترس مخاطبان بیشتری قرار بگیرد.

دیوایدر

تکنیک شماره ۷ بازاریابی ویروسی: روی بازاریابی سنتی تمرکز نکنید

بازاریابی سنتی تماماً روی تبلیغ محصولات یا خدمات، توضیح اینکه آنها چقدر خوب و کاربردی هستند و چگونه به مخاطب کمک خواهند کرد تمرکز می کند و حتی گاهی پای ستاره های دنیای سینما یا مد را هم به میان می آورد.

اما آیا واقعاً تصور می کنید که مردم برای شخص شما یا محصولات تان اهمیتی قائل هستند؟

ابداً! مردم همیشه انتظار دارند که محصول یا سرویس ارزش آفرین (سودمند) و خوبی را همراه با یک داستان جالب دریافت کنند.

به عنوان مثال به این تبلیغ تلویزیون براویای سونی توجه کنید. سونی حتی تلویزیون خود را در این تبلیغ نشان هم نمی دهد، اما این به یک آیتم به یادماندنی تبدیل شده است (لینک ویدیوی اصلی، منتشر شده در سال ۲۰۰۶ میلادی با بیش از ۴ میلیون بازدید در یوتیوب).

 

لذا به جای تمرکز روی خودتان، محصول یا شرکت، روی تهیه و ارائه یک داستان خوب و جالب تمرکز کنید. به عبارت دیگر، «تبلیغ» نکنید.

دیوایدر

تکنیک شماره ۸ بازاریابی ویروسی: استفاده از کمک افراد تاثیرگذار و برجسته یا اینفلوئنسرها

یکی دیگر از تکنیک های موثر در بازاریابی ویروسی، کمک گرفتن از قدرت افراد برجسته، تاثیرگذار یا در اصطلاح تخصصی بازاریابی، «اینفلوئنسرها» است. طبیعتاً هنگامی که افراد تاثیرگذار در حوزه فعالیت تان محتوای مورد نظر را در برابر دیدگان مخاطبان هدف شما قرار می دهند، دامنه دسترسی مردم به آن به میزان قابل توجهی افزایش پیدا می کند.

بنابراین با افراد تاثیرگذار در حوزه فعالیت خود تماس بگیرید و از آنها بپرسید که آیا مایلند که محتوای شما را ببینند یا خیر. در اینجا نباید مستقیماً از طرف مقابل بخواهید که محتوا را به اشتراک بگذارد، چرا که کار هنگامی می تواند تاثیرگذار باشد که به صورت طبیعی و مطابق با نظر اینفلوئنسر (مبنی بر اینکه محتوای شما برای دنبال کنندگانش در شبکه های اجتماعی سودمند است یا خیر) انجام شود.

نکته مهم این است که باید محتوای منحصر به فردی ارائه کنید که واقعاً برای دنبال کنندگان و مخاطبان اینفلوئنسر مورد نظر جالب و مفید باشد. فقط از این طریق است که می توانید به اینفلوئنسر و دنبال کنندگان وی انگیزه لازم برای به اشتراک گذاری محتوای خود را بدهید.

دیوایدر

تکنیک شماره ۹ بازاریابی ویروسی: تقویت و یادآوری

پیام ویروسی شما می تواند خیلی زود از یاد و خاطره مردم پاک شود. لذا باید هر از چندگاهی آن را به مخاطبان هدف خود یادآوری کنید.

مردم کمپین بازاریابی ویروسی شما را دیده اند، احساسات شان را تحت تاثیر قرار داده و اعتقاد دارند که جالب و غیرمنتظره است: شما توجه آنها را کاملاً جلب کرده اید. در اینجا احتمالاً تصور می کنید که کمپین بازاریابی ویروسی شما با موفقیت به سرمنزل مقصود رسیده است.

اگر چنین باوری دارید، باید در تصور خود تجدید نظر کنید، چرا که همانطور که در ابتدا گفتیم، پیام ویروسی فرّار است و می تواند خیلی زود از یاد مردم برود.

پس باید چکار کنید؟

حال که توجه مردم را جلب کرده اید، نباید آن را از دست بدهید و بهترین کاری که می توانید انجام بدهید این است که به سمت جلو قدم بردارید.

اگر بخواهیم مثال روشن و قانع کننده ای را ذکر کنیم، می توانیم به صنعت بیمه اشاره کنیم. اگر در این حوزه فعالیت داشته باشید با یک بار تبلیغ ویروسی نمی توانید ثمرات کامل این نوع از بازاریابی را بجشید، چرا که چه بسا در هنگام پخش تبلیغ شما بسیاری از مردم بیمه های خود را به صورت سالانه خرید یا تمدید کرده باشند. لذا با ادامه کمپین کاری می کنید که مردم با شنیدن کلمه بیمه، نام شرکت شما را به خاطر بیاورند.

به عنوان مثال، می توانید در ادامه محتوای اصلی، انتشار مواردی از این قبیل را مد نظر قرار بدهید:

  • محتوای مشابه با مفهوم اولین آیتم؛
  • پشت صحنه؛
  • گزارش روند تولید محتوا؛
  • نقد و نظرات و … .

بنابراین، تهیه و تنظیم مجموعه ای از پیام های ویروسی متوالی باعث تقویت اثربخشی کمپین بازاریابی ویروسی شما خواهد شد.

حرف آخر

به خاطر داشته باشید که تکنیک های بازاریابی ویروسی همیشه درحال تغییر هستند، چرا که این نوع از بازاریابی همیشه باید همگام با روندها و شرایط روز جامعه حرکت کند. علاوه بر این، بازاریابی ویروسی را یا باید به نحو احسن انجام داد، وگرنه انجام ندادن آن بهتر از انجام دادنش است.

با پیاده سازی ۹ تکنیکی که در این مطلب آموزشی از مجله گویا آی تی ذکر شد می توانید به ویروسی شدن کمپین بازاریابی یا محتوای خود کمک کنید و از بازاریابی خود حداکثر بهره را ببرید.

اگر شما هم تکنیک بازاریابی ویروسی خاصی را می شناسید، لطفاً آن را در بخش دیدگاه ها با ما در میان بگذارید.

تبلیغات

۶ روش آسان برای تقویت ایمیل مارکتینگ

امروزه با وجود انبوهی از استارتاپ ها و کسب و کارهای کهنه کار و تثبیت شده متعدد، رقابت برای کسب و کارهای تازه وارد به شدت دشوار شده است. بسیاری از کسب و کارها فقط به این خاطر که با تکنیک های بازاریابی آشنایی کاملی ندارند با شکست مواجه می شوند. شما به عنوان یک کارآفرین یا صاحب کسب و کار گزینه های متعددی را برای کسب موفقیت در پیش رو دارید و هر یک از گزینه های بازاریابی برای کسب و کار شما مزایای منحصر به فرد خودش را دارد. ما در این مطلب از بخش آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی به یکی از این گزینه ها می پردازیم که بسیاری از شرکت ها درک درستی از آن ندارند؛ درست حدس (!) زدید، ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی.

متاسفانه به عقیده بسیاری از افرادی که اطلاعات جامعی از دنیای بازاریابی ندارند، ایمیل مارکتینگ مضمحل شده و از بین رفته است، با این وجود، اگر بازاریابی ایمیلی خود را به درستی انجام بدهید، می توانید بازگشت سرمایه ای نزدیک به ۴۳۰۰ درصد را شاهد باشید. علاوه بر این، از این طریق می توانید رابطه سازی کنید و مشتریان جدیدی را نیز جذب کنید.

تبلیغات

به نظرات یک متخصص inbound marketing (یا بازاریابی درونگرا، ربایشی یا جاذبه‌ای) توجه کنید: «ایمیل مارکتینگ یکی از بهترین انواع بازاریابی است، زیرا ارتباط شما را مستقیماً با مشتری بالقوه برقرار می کند و برای شما فرصتی را فراهم می کند تا یک ارتباط عاطفی ایجاد کنید و طرف مقابل خود را متقاعد کنید تا عمل مورد نظرتان را انجام بدهد … آنگاه که رضایتش را کسب کنید، محصولات و خدمات شما را به دوستان و خانواده خود توصیه خواهد کرد

حال بیایید به اصل مطلب بپردازیم؛ موارد زیر موثرترین نکات برای تقویت ایمیل مارکتینگ کسب و کار شما هستند:

  1. مخاطب هدف خود را مشخص کنید

در همه انواع بازاریابی، اگر گروه نامناسبی را انتخاب کنید شکست خواهید خورد. به عنوان مثال، اگر می خواهید پیشنهاد ویژه خود برای فروش اسکوتر را ترویج کنید، استفاده از فهرستی که مشترکان آن در خانه سالمندان به سر می برند غیرمنطقی است. در این وضعیت فرضی باید به دنبال افرادی باشید که فرزندانشان در سنین مناسب با نوع اسکوتر شما قرار دارند. بیش از ۹۰ درصد از افرادی که اشتراک خود در خبرنامه های ایمیلی را ثبت می کنند از خواندن ایمیل لذت می برند، بنابراین اطمینان پیدا کنید که ایمیل خود را برای افرادی ارسال می کنید که واقعاً نسبت به مطالعه نوع محتوایی که به اشتراک می گذارید اشتیاق دارند.

  1. آداب ایمیل را رعایت کنید

در کمپین های ایمیلی خود باید آداب و رسوم رایجی که امتحان خود را پس داده است را رعایت کنید. امروزه، مردم پیام هایی را می خوانند که بیش از حد وارد حریم خصوصی آنها نمی شوند و اصل پیام را در چند جمله خلاصه می کنند. برای جذب مشتریان بالقوه تا می توانید مختصر و مفید بنویسید، طعمه را در ایمیل خود بگنجانید، یک لینک را به قلاب وصل کنید و مشتریان جدید را به سمت خود بکشید. متن خود را کوتاه کنید و محتوا را به نحوی درج کنید که مرور سریع کل ایمیل آسان باشد. توجه کنید که مردم غالباً همه ایمیل شما را مطالعه نمی کنند. به علاوه، همانطور که در مطالب قبلی اشاره کردیم، عنوان ایمیل شما از اهمیت حیاتی برخوردار است. بنابراین از عناوین جذاب استفاده کنید تا اساساً ایمیل شما به مرحله خوانده شدن برسد.

  1. لینک را فراموش نکنید

کمپین های ایمیلی با این هدف به راه انداخته می شوند که مردم را ترغیب کنند تا با استفاده از لینکی که در ایمیل خود قرار می دهید، به دنبال کسب اطلاعات بیشتری بروند. هدف شما هدایت ترافیک به صفحه فرود، صفحه محصول یا وبسایت تان است. از فراخوان به عمل های (call-to-action) جذاب استفاده کنید؛ اگر کسی روی لینک شما کلیک نکند، هیچ مشتری جدیدی را به دست نخواهید آورد.

  1. در استفاده از تصاویر زیاده روی نکنید

استفاده از تصاویر مختلف در وبسایت یا رسانه های اجتماعی می تواند موثر باشد، اما در کمپین های ایمیل مارکتینگ اینطور نیست. برخلاف رسانه های اجتماعی و بازاریابی از طریق پست مستقیم، استفاده از تصویر در کمپین های ایمیلی چالش آفرین است. شاید مشتریان بالقوه شما تصاویر را مشاهده نکنند، چرا که سرویس دهنده ایمیل آنها حداقل در وهله اول تصاویر را نمایش نمی دهد (مانند جیمیل)، یا شاید در وضعیتی قرار داشته باشند که نتوانند تصاویر را دریافت کنند (مثلاً بخاطر حجم تصاویر یا کُندی سرعت اینترنت). بنابراین، استفاده از تصاویر فقط وقت و پول شما را هدر خواهد داد. به جای استفاده از تصاویر، از طرح های html یا لینک به صفحه ای استفاده کنید که حاوی تصاویر مورد نظر شما است.

  1. گزینه لغو اشتراک باید واضح و مشخص و فرآیند آن ساده باشد

بسیاری از افرادی که خودشان در فهرست شما ثبت نام کرده اند، ممکن است پس از مدتی به دلایلی دیگر به دریافت ایمیل های شما تمایلی نداشته باشند. این افراد، مشتریان بالقوه جدیدی که شما می خواهید نیستند. شما مشتریان رضایتمندی می خواهید که استفاده از محصولات یا خدمات تان را به دیگران پیشنهاد کنند. بنابراین، امکان لغو اشتراک را تسهیل کنید تا سر از پوشه اسپم در نیاورید.

  1. به ابعاد ایمیل خود توجه کنید

درست مثل کمپین های چاپی، در ایمیل هم برای بیان آنچه که می خواهید بگویید فضای محدودی را در اختیار دارید. بهتر است از قالب هایی استفاده کنید که عرض آنها بیشتر از ۶۰۰ پیکسل نباشد. منافع و مزایایی که ارائه می کنید و یک لینک را در محدوده ۱۰۰ پیکسل ابتدایی بگنجانید. یک ترفند دیگر می تواند استفاده از یک ستون جانبی اضافی در سمت راست یا چپ باشد؛ در عین حال،مراقب باشید که ایمیل خود را شلوغ نکنید.

توجه به این نکات به بازاریابی کسب و کار شما از طریق ایمیل مارکتینگ کمک خواهد کرد. ما در بخش آموزش ایمیل مارکتینگ گویا آی تی نکات متعدد دیگری را نیز پوشش داده ایم. لطفاً مطالب این بخش را مطالعه کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

تبلیغات

۱۰ واقعیت عمومی درباره فروش که هر کارآفرینی باید آنها را بداند (و عملیاتی کند)

شما از دل و جان برای کسب و کار خود مایه گذاشته اید؛ اما این کافی نیست. باید بتوانید تولیدات خود را بفروشید. اگر تصور فروش لرزه بر اندام شما می اندازد، باید به سرعت خودتان را جمع و جور کنید! برای اینکه به موفقیت دست پیدا کنید، باید یک «فروشنده» باشید. حقیقت این است که هنگامی که پای محصولات یا خدماتی که ارائه می دهید به میان می آید، هیچ کس به اندازه خودتان نمی تواند نسبت به آنها شور، حرارت، اشتیاق و علاقه داشته باشد. اگر می خواهید بهترین فرد را برای فروش محصولات یا خدمات تان انتخاب کنید، کافی است که در آینه نگاهی بیندازید.

در عین حال، بسیاری از کارآفرینان به فروش به عنوان بخش دشوار ماجرا، کار دیگران یا چیزی نگاه می کنند که نیازی نیست درباره آن دغدغه ای داشته باشند، چرا که در هر صورت، بازار محصول جدید و بدیع آنها را قورت خواهد داد!

تبلیغات

هیچ چیز راحت تر از این باور که اگر ایده خوبی داشته باشید خودش دنیا را پر خواهد کرد ایده های خوب را به مسلخ نمی برد. اگر چنین نگرشی دارید، به جای کارآفرینی باید در یک قرعه کشی شرکت کنید و این همه وقت خود را برای کار هدر ندهید.

حقیقت این است که بهترین فروشندگان با دیگران ارتباط قلبی برقرار می کنند. به علاوه، آنها با خودشان و اهداف و رویاهایی که دارند نیز ارتباط عمیقی برقرار می کنند. به عبارت دیگر، آنها خودشان را می شناسند و می دانند که از زندگی چه می خواهند. همین ویژگی ها درباره کارآفرینان برتر نیز صدق می کند.

اما چرا کارآفرینان از فروش فرار می کنند؟ دلیلش این است که اغلب کارآفرینان بسیار اصیل، صادق و باورپذیر هستند، در عین حال این ایده کهنه و منسوخ را پذیرفته اند که فروشندگان هر خصیصه ای که بخواهید دارند به جز این ویژگی ها.

این تصور کلیشه ای از هر کجا که می آید درست نیست. تاثیرگذارترین و کارآمدترین فروشندگان گوش های شنوای خارق العاده ای دارند، همدل، آگاه و موثق و از همه مهم تر، قابل اعتماد هستند.

اما چگونه می توانید با فروشنده درونی خود ارتباط برقرار کنید؟ با بخش آموزش فروش ما همراه باشید تا از ۱۰ حقیقت عمومی راجع به فروش، که همگی روی ایجاد ارتباطات عمیق، اصیل و اعتمادآفرین با دیگران تکیه می کنند پرده برداری کنیم.

۱۰ واقعیت عمومی

  1. موفقیت با کشف معادله رشد آغاز می شود. همه فروشندگان برتر، مسئولیت نقطه ضعف های خود را می پذیرند، عمیقاً نسبت به مشتریان خود و جهان پیرامون شان کنجکاو هستند و می خواهند سرآمد باشند. آنها خود را متعهد می دانند که از آنچه آموخته اند در راستای رشد مستمر استفاده کنند. هنگامی که معادله رشد خود را درک می کنید، نه تنها مهارت فروش تان را تقویت می کنید، بلکه زندگی خود را نیز متحول می کنید.
  2. احساسات، عامل تصمیم گیری است. تمایل به اینکه دوست مان داشته باشند، خوب به نظر برسیم، احساس خوبی داشته باشیم، در یادها ماندگار شویم و حتی احساس تعلق خاطر، بخشی از عواملی هستند که بر همه تصمیم گیری های ما تاثیر می گذارند. به همین دلیل، مهارت شما برای شناسایی انگیزه های اصلی عاطفی مشتری مهم ترین عامل موفقیت تان خواهد بود. فروش هر چیزی به درک انگیزه مشتری از خرید وابسته است و تا زمانی که فردی را نشناسید، از انگیزه های وی سر در نخواهید آورد.
  3. ساختار، زیستگاه آزادی است. خلبان ها فهرست های مقدمات پرواز را چک می کنند. قهرمانان تیراندازی از روش هایی استفاده می کنند تا همیشه به هدف بزنند. آشپزها از دستور پخت هایی استفاده می کنند که امتحان خود را پس داده اند. لذا چرا فروش باید متفاوت باشد؟ موفق ترین فروشندگان برای خود روندی را مشخص می کنند و هر بار همان فرآیند را در کار خود دنبال می کنند. شاید منطقی به نظر نرسد، اما ساختار، آزادی عمل لازم برای عملکرد درست و ایجاد رابطه های هدفمند را فراهم می کند.
  4. در دنیای فروش، هیچ گاه پاسخ منفی، منفی نیست. آیا از ترس فلج شده اید؟ ایرادی ندارد. بهترین فروشندگان می دانند که هرچه احساس ترس بیشتری داشته باشند، اهمیت غلبه بر ترس بیشتر می شود. هنگامی که از انجام کاری می ترسید، باید آن را انجام بدهید. همان سوالی که از پرسیدن آن واهمه دارید را باید حتماً بپرسید. شکست غیرقابل اجتناب است. از زمین برخاستن را یاد بگیرید. توانایی بازگشت به میدان یکی از مهارتهای مهم زندگی است که روح و ایضاً جیب شما را پر خواهد کرد.
  5. اعتماد با همدلی آغاز می شود. اعتماد از همدلی، درستی، قابل اتکا بودن و شایستگی زاده می شود. شما به هر چهار ویژگی نیاز دارید، اما بدون همدلی، فرصتی برای به نمایش گذاشتن سه مورد دیگر پیدا نمی کنید. همدلی زیربنای اعتماد است. ما نمی توانیم به همدلی تظاهر کنیم. با جهت دادن گفتگو به سمت چیزی که خودتان می خواهید بگویید یا قضاوت مشتری همدلی پدید نمی آید. برای خلق همدلی، باید فعالانه برای درک عواطف دیگران آمادگی داشته باشید. پس از آنکه اعتماد را به وجود آوردید، همه چیز در سر جای خودش قرار خواهد گرفت. اما همانند آینه، اعتماد هم اگر بشکند، هرگز نمی توانید آن را مجدداً به حالت اولیه اش برگردانید.
  6. درستی و اخلاق اهمیت دارد. پس از ایجاد حس همدلی، به هیچ عنوان نمی توانیم به مشتریان خود دروغ بگوییم یا سر آنها را کلاه بگذاریم. ما فقط در صورتی می توانیم اعتماد ایجاد شده را حفظ کنیم و از موفقیت مستمر لذت ببریم که ویژگیهای قابل احترامی همچون قابل اتکا بودن، شایستگی و درستی خود را به اثبات رسانده باشیم. همه این ویژگیها بالاخره جزئی از شخصیت شما خواهند شد و هنگامی که مشتری از شما خرید می کند، بیش از هر چیزی به خاطر شخصیت شما است که محصول یا خدمات شما را انتخاب می کند.
  7. هر چیزی که قابل گفتن است، قابل پرسیدن هم هست. هنگامی که سوالات درستی را می پرسید، چیزهایی که از همه مهم تر هستند را مشخص می کنید. سوالات اکتشافی شما پرده از نیازهای مشتریان بر می دارند، افکار آنها را در مسیر منتخب شما هدایت می کنند، کنجکاوی به وجود می آورند و سرانجام باعث می شوند که مشتریان بالقوه شما آن عملی که باید را انجام بدهند. این سوالات، حس تفاهم ایجاد می کنند، مسئولیت پذیری و تعهد شما را نشان می دهند و به مشتری بالقوه کمک می کنند تا خودش را ابراز کند. با استفاده از سوالات درست می توانید بدون اینکه نیاز باشد زیاد به خودتان زحمت بدهید، مشتری را متقاعد کنید. سوالات خوب تغییر به وجود می آورند و سوالات خارق العاده دنیا را تغییر می دهند.
  8. عوامل عاطفی بر عوامل اقتصادی تقدم دارند. بیشتر فروشندگان بر این باور هستند که با تکیه بر کمبود یک کالا یا تحریک حرص مشتری می توانند یک حس اضطرار و نیاز بوجود بیاورند. با این وجود، اگر مردم به چیزی که می فروشید اهمیت ندهند، برایشان مهم نخواهد بود که فقط دو آیتم دیگر در انبار شما باقی مانده یا اینکه همراه کالا هدیه هم ارسال می کنید. روی موارد ۵ و شش تمرکز کنید تا مولفه های اقتصادی مورد نظرتان هم محقق شوند.
  9. غلبه بر مقاومت به پشتکار احتیاج دارد. بیشتر فروشندگان به محض اینکه یک مشتری بالقوه از خود مقاومت نشان می دهد، قیمت را پایین می آورند، شرایط را تغییر می دهند یا کلاً پیشنهاد دیگری را مطرح می کنند. اما حقیقت این است که فقط در آن هنگام می توانید فروش را نهایی کنید که فرد مقابل در حالت عاطفی پذیرش قرار داشته باشد. هر کار دیگری که انجام می دهید فقط توهم پیشروی را ایجاد می کند، در حالیکه تنها چرخه فروش را طولانی تر می کند و وقت و نیروی بیشتری را صرف فروشی می کند که بعید است به سرانجام برسد. بنابراین با پشتکار، تلاش و برنامه ریزی، شرایط لازم برای ایجاد حالت عاطفی و روانی مناسب را فراهم کنید.
  10. جستجو برای نکات منفی، شخصیت مثبتی را از شما به نمایش نمی گذارد. شما هر روز و در هر لحظه قدرت انتخاب دارید. شما می توانید به دنبال این باشید که یک تجربه یا شخص چه ابعاد مثبتی دارد، یا اینکه به دنبال ایرادات و نکات منفی باشید. هنگامی که با مشتریان بالقوه و بالفعل خود ارتباط برقرار می کنید، به دنبال دلایل خودداری آنها از خرید نباشید. در عوض، برای آنها دلایلی را فراهم و ایجاد کنید تا محصول یا خدمات شما را خریداری کنند. گفتگو و تعامل خود را در یک مسیر مثبت حفظ کنید. بر مزایا و فرصت ها تاکید کنید. تکیه بر نکات منفی و ایجاد ترس وسوسه انگیز و بعضاً موثر است، اما هرگز نمی تواند مبنای رابطه های باثبات باشد و غالباً باعث سلب اعتماد می شود.

شاید این ۱۰ حقیقت عمومی به طرز غریبی ساده به نظر برسند، اما برای پیاده سازی آنها به نظم و ساختار نیاز دارید، به خصوص اگر شما نیز همانند اغلب کارآفرینان زمان خود را بین فروش و ده ها کار دیگری که باید انجام بدهید تقسیم کرده اید.

خبر خوب این است که شما اثبات کرده اید که مهارت فروش را در وجود خود دارید، زیرا با وجود اینکه شاید بخواهید از عناوین دیگری برای کار خود استفاده کنید، اما خود را از طریق فروش به اینجا رسانده اید. اگر نمی توانستید ایده خود را به شرکا، همکاران، سرمایه گذاران و مشتریان بفروشید (بقبولانید)، هرگز نمی توانستید کسب و کار خود را راه بیندازید.

فروش، یک بازی دشوار و مملو از طردشدن، استرس و تردید در توانایی های خود است. اما هنگامی که رویاهای شما از ترس تان نیرومندتر می شود، متوجه می شوید که پاداشی که به دست می آورید از سختی ها به مراتب بیشتر است. و اساساً به همین دلیل است که در این کار از دل و جان خود مایه گذاشته اید.


نظر شما چیست؟ آیا شما هم می توانید موارد دیگری را ذکر کنید. لطفا تجربه ها، ایده ها و همچنین نظرات خود درباره بخش آموزش فروش گویا آی تی را با ما در میان بگذارید.

تبلیغات

نتایج تحقیقات جدید درباره روشهای جذب مشترک برای کمپین های ایمیل مارکتینگ

بدون شک، ایمیل مارکتینگ یا بازاریابی ایمیلی برای تمامی کسب و کارها -بدون توجه به اندازه آنها- ابزار موثری به حساب می آید. بر طبق گزارش انجمن بازاریابی مستقیم آمریکا، هنگامی که سخن از خریدهایی به میان می آید که در نتیجه دریافت پیام های بازاریابی انجام می شوند، ایمیل با غلبه بر سایر انواع بازاریابی مانند بازاریابی رسانه های اجتماعی و پست مستقیم، دارای بیشترین نرخ تبدیل (۶۶ درصد) است.
در عین حال، بسیاری از صاحبان کسب و کار، به هنگام تهیه فهرست ایمیل مارکتینگ خود به چالش هایی بر می خورند. ضمنا باید به این نکته مهم نیز توجه داشت که استفاده از فهرست هایی که به فروش می رسند، هم مضر است و هم می تواند به شهرت فرستنده لطمه بزند.
نکته کلیدی برای جلب مخاطب در جهت ثبت نام در فهرست های ایمیل، ارائه چیز سودمندی است که باعث شود که مخاطب احساس کند که صرف وقت برای ثبت نام و خواندن ایمیل های شما ارزشش را دارد. در شرایطی که بسیاری از مصرف کنندگان از ایمیل اشباع شده اند و هیچ تمایلی به شلوغ تر کردن غیرضروری اینباکس خود ندارند، حرف زدن از عمل کردن به مراتب آسانتر است. اما اخیراً یک تحقیق بهترین مشوق ها برای ایجاد انگیزه در مصرف کنندگان در جهت ثبت نام در فهرست های ایمیل مارکتینگ را آشکار کرد.

آموزش ایمیل مارکتینگ


محققان به منظور تعیین عوامل موثر بر جنبه های مختلف چرخه ایمیل مارکتینگ -از جذب مشترک گرفته تا ایجاد انگیزه برای تعامل- از بیش از ۱۱۰۰ بازاریاب نظرسنجی به عمل آوردند و اطلاعات کمپین های ایمیل مارکتینگ چندین سال اخیر را مورد بررسی قرار دادند.
نتایج این تحقیق نشان داد که مشوق های مالی بیشترین تاثیر را در ایجاد انگیزه برای ثبت نام در فهرست های ایمیل مارکتینگ داشتند. بیشتر افرادی که در این نظرسنجی شرکت کردند (۸۵ درصد) اینطور گفتند که با این امید برای دریافت ایمیل های بازاریابی ثبت نام می کنند که تخفیف یا پیشنهادهای ویژه برندها را دریافت کنند.
به علاوه، این تحقیق به بررسی تاثیر پیشنهادات ویژه مختلف روی مخاطبان نیز پرداخت. پیشنهاداتی که مصرف کنندگان بیش از همه مایل به دریافت آنها بودند به ترتیب عبارتند از: تخفیف های درصدی (۳۵ درصد)، ارسال رایگان (۲۰ درصد)، دوره های آزمایشی رایگان (۱۴ درصد)، و تخفیف های ثابت (۱۴ درصد).
تحلیل موثرترین انواع پیشنهادات، نکات سودمندی را آشکار می کند که بازاریاب ها می توانند از آنها در ایمیل های بازاریابی خود استفاده کنند. به عنوان مثال، اگرچه همه مردم چیزهای رایگان را دوست دارند، اما دوره های آزمایشی رایگان عملکرد ضعیف تری نسبت به سایر پیشنهادات دارند، زیرا اینگونه پیشنهادات در ذهن مردم با پیام های آزاردهنده تمدید دوره استفاده و ارتقا به سایر پلن ها تداعی می شوند. به علاوه، باید به این مورد نیز توجه کرد که علاقه مردم نسبت به دریافت تخفیف های درصدی (مثلا ۲۵ درصد) تقریبا دو برابر تخفیف های ثابت (مثلا ۱۰۰۰۰ تومان) است.
البته مشوق های سودمند دیگری نیز وجود دارند، اما هیچ کدام از آنها به اندازه مشوق های مالی موثر نیستند. مثلاً در مقایسه با درصد افرادی که به دنبال مشوق های مالی هستند، تنها نیمی از شرکت کنندگان در این نظرسنجی (۴۱ درصد) به منظور کسب اطلاع درباره محصولات و خدمات جدید عضو فهرست ایمیل می شوند. در عین حال، این تعداد هنوز هم دو نفر از هر پنج مصرف کننده است که جمعیت قابل توجهی به حساب می آید.
به علاوه، بیش از یک سوم مصرف کنندگان (۳۸ درصد) صرفاً به خاطر علاقه خود به برند در فهرست ثبت نام می کنند و ثبت نام بیش از یک چهارم مشترکان (۲۷ درصد) به منظور مشارکت در پژوهش محصول (product research) است. این اطلاعات نشان می دهد که روش های متعددی برای تشویق کاربران به ثبت نام در فهرست های ایمیل مارکتینگ وجود دارد و اگر بتوانید خواسته مخاطب را برآورده کنید، او هم به سمت شما خواهد آمد.
تمرکز روی مشترکان اهمیت قابل توجهی دارد. مشترکان ایمیل چیزی بیش از مخاطب هدف هستند و می توانند همان ارزش و سودمندی طرفداران و دنبال کنندگان برند در رسانه های اجتماعی را برای برند داشته باشند. یک مطالعه دیگر نشان می دهد که احتمال به اشتراک گذاری محتوا در رسانه های اجتماعی توسط مشترکان ایمیل نسبت به سایر کاربران، چیزی نزدیک به ۳ برابر بیشتر است.
بنابراین، اگرچه ایمیل مارکتینگ در ابتدا می تواند دشوار باشد و چالش های فراوانی را ایجاد کند، اما ایجاد جامعه ای از افرادی که چشم انتظار دریافت تخفیف ها و اطلاعات به روز محصولات و خدمات شما هستند ارزش هر تلاشی را دارد و بازده خود را اثبات خواهد کرد.

تبلیغات

تبلیغات

چرا هر ایمیلی که ارسال می کنید اسپم به حساب می آید؟

اگر تصور می کنید که هر کاری که از دست تان بر می آمده انجام داده اید تا ایمیل اسپم یا هرزنامه ارسال نکنید، باید در تصورات خود تجدید نظر کنید!

تبلیغات

شما به منظور اینکه اطمینان پیدا کنید که ایمیل هایی که ارسال می کنید اسپم نیستند، از هیچ تلاشی مضایقه نکرده اید:

هر مشترک برای تایید اشتراک باید با کلیک روی لینک تاییدی که برایش ارسال می کنید اشتراک خود را فعال کند. هر ایمیل، یک لینک لغو اشتراک دارد که عملیات مورد نظر را با یک کلیک انجام می دهد. به علاوه، محتواهای ارزشمندی را نیز ارسال می کنید.

با این وجود، چرا ما می گوییم که هر ایمیلی که ارسال می کنید اسپم است؟

اجازه بدهید که ابتدا ببینیم «ایمیل اسپم» چیست:

بر اساس تعریف لغت نامه وبستر، اسپم، «ایمیل ناخواسته» است.

آنها آنچنان با شما ارتباط برقرار نکرده اند

اجازه بدهید از نرخ بازشدن ایمیل های شما به عنوان شاخصی برای تعیین اینکه آیا مشترکانتان ایمیل های شما را می خواهند یا خیر استفاده کنیم.

به طور متوسط، نرخ بازشدن ایمیل ها بین ۱۵٫۲ درصد تا ۲۸٫۵ درصد در نوسان است، که البته این به حوزه فعالیت شما هم بستگی دارد. این یعنی چیزی حدود ۸۴٫۸ درصد مشترکان شما اصلاً پیام شما را باز نمی کنند. این در شرایطی اتفاق می افتد که خودشان در گذشته اطلاعات تماس شان را به شما ارائه کرده اند، برای تایید اشتراک خود از هفت خوان رد شده اند و به شما اجازه داده اند که با آنها ارتباط داشته باشید.

آنها ایمیل شما را نمی خواهند، بنابراین ایمیل های شما برای آنها «ناخواسته» و در نتیجه «اسپم» است.

حتی باید یک گام هم فراتر برویم و بگوییم که خوانده شدن ایمیل هم کافی نیست؛ ایمیل شما تنها هنگامی اسپم به حساب نمی آید که برخورد خوانندگان با آن مثل ایمیل هایی باشد که از دوستان و افرادی که می شناسند و می خواهند از آنها خبری بشنوند دریافت می کنند.

متاسفانه نمی توانیم درصد چنین ایمیل هایی را اندازه گیری کنیم. اما به جرأت می توانیم ادعا کنیم که این ارقام از نرخ بازشدن ایمیل های شما هم کمتر است.

چگونه ایمیل هایی ارسال کنیم که دریافت کننده، آنها را می خواهد؟

حال سوالی که مطرح می شود این است که چه کنید تا مشترک شما با ایمیل تان چنان رفتار کند که انگار آن را از طرف یکی از دوستان خود دریافت کرده است؟ چگونه می توانید در نزد مشترکان خود به جایگاه یک شریک، دوست یا آشنا دست پیدا کنید؟

پاسخ این است: بازاریابی ایمیلی خود را به یک گفتگو تبدیل کنید.

کاری کنید که مردم فقط ایمیل های شما را مطالعه نکنند، بلکه دست به کار شوند و به شما پاسخ بدهند. به جای آنکه بازاریابی ایمیلی خود را فقط به یک جریان یک طرفه از پیشنهادات و ایده ها محدود کنید، در قالب مبادله ایده ها، احساسات و نظرات به آن شکل بدهید.

موارد زیر چند روش عملی برای انجام این کار هستند:

  • در قسمت فرستنده از no-reply@yourcompany.com یا حتی info@yourcompany.com استفاده نکنید، بلکه از یک نام واقعی استفاده کنید. فرستنده ایمیل های شما باید یک انسان باشد.
  • سوال بپرسید. مردم دوست دارند که درباره نیازها و خواسته هایشان از آنها سوال شود، بنابراین از مشترکان خود نظر بخواهید، درباره نیازها و چالش هایشان سوال کنید و ببینید چه چیزی آنها را خوشحال می کند.
  • پاسخ بدهید و فوراً هم پاسخ بدهید. هرگاه کسی برای شما یا شرکت تان ایمیلی ارسال می کند، به موقع پاسخش را ارسال کنید. اینکه فرستنده، مشتری شما است یا فردی است که برای اولین بار از سایت شما بازدید کرده اهمیتی ندارد. حتی اگر برای پاسخگویی به ایمیل ها لازم است که کسی را استخدام کنید، این کار را انجام بدهید.
  • از همه مهم تر اینکه به نیت و نگرش خود دقت کنید. شما باید واقعاً به مشترکان تان و ایجاد و توسعه رابطه با آنها علاقمند باشید. به آنها به عنوان انسانهای واقعی، به همراه نام، چهره، عزیزان، زندگی شخصی، رویاها و آرزوها نگاه کنید، و نه فقط منبع درآمد!

آسانترین روش برای نیل به این هدف این است که از هر فرصتی برای تعامل با مشترکان تان و شناخت بیشتر آنها استفاده کنید. این حتی روش نوشتن ایمیل های شما را نیز تغییر خواهد داد، چرا که برای یک فرد خاص می نویسید، نه یک فهرست بی نام و مجهول الهویه.

و هنگامی که چنین کنید، دیگر ایمیل اسپمی را ارسال نخواهید کرد.

تبلیغات

مصرف کنندگان از ایمیل های برندها چه می خواهند؟

بر اساس تحقیقی که اخیرا انجام شد، اغلب مصرف کنندگان برای دریافت تخفیف نسبت به ثبت نام جهت دریافت ایمیل های بازاریابی اقدام می کنند.

این گزارش بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از یک نظرسنجی انجام شد که با شرکت ۱۲۵۲ مصرف کننده در سنین ۱۴ تا ۶۷ سال که در ایالات متحده سکونت داشتند اجرا شده بود.

تبلیغات

تقریبا ۸۵ درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی اذعان داشتند که دریافت تخفیف یکی از مهم ترین دلایل ثبت نام آنها برای دریافت ایمیل از جانب برندها است.

برای کمتر از نیمی از شرکت کنندگان در این نظرسنجی (۴۱ درصد) دریافت آخرین اطلاعات درباره محصولات یا خدمات دلیل ثبت نام بود، ۳۸ درصد بخاطر علاقه خود به برند مشترک ایمیل های آن شده بودند و ۲۷ درصد برای ارائه نظر خود درباره محصولات جدید (product research یا تحقیق محصول) نسبت به ثبت نام اقدام کرده بودند.

مطلوب ترین نوع تخفیفاتی که مصرف کنندگان مایل به دریافت آن بودند تخفیف های درصدی (۳۵ درصد این نوع از تخفیف را نسبت به بقیه ترجیح می دادند)، ارسال رایگان (۲۰ درصد)، دوره های آزمایشی رایگان (۱۴ درصد) و تخفیف با مبلغ ثابت (۱۴ درصد) است.

تقریبا ۶۰ درصد از شرکت کنندگان در این نظرسنجی اعتقاد داشتند که تعداد ایمیل های ترویجی که از برندها دریافت می کنند بیش از حد زیاد است.

تبلیغات

۶ نکته برای استفاده موفقیت آمیز از ویدیوی لایو در بازاریابی

ویدیوی لایو (پخش زنده) به سرعت به یکی از محبوب ترین رویه های بازاریابی دیجیتال تبدیل شده است. به عنوان مثال، کاربران فیسبوک سه برابر وقت بیشتری را برای تماشای ویدیوی زنده (نسبت به ویدیوی از پیش ضبط شده) صرف می کنند.

برندهای خلاقی که زودتر از همه استفاده از ویدیوی لایو را آغاز کرده اند، به خوبی از منافع این کانال قدرتمند، اصیل، تعامل برانگیز، قابل سنجش و مقرون به صرفه بازاریابی دیجیتال بهره مند شده اند.

تبلیغات

چه در حال ارزیابی استفاده از ویدیوی لایو هستید، یا اینکه تصمیم به افزودن آن به ترکیب بازاریابی خود گرفته اید، آنچه در ادامه می اید شش نکته است که برای آغاز کار شما سودمند خواهد بود. با گویا آی تی همراه باشید:

  1. پلتفورم مناسب

انتخاب پلتفورم مناسب برای میزبانی از ویدیوی لایو شما اهمیت شایانی دارد. اگرچه دسترسی ما در ایران به سرویسهای متنوع موجود محدود است، اما در عین حال سرویس دهندگان متعددی در این زمینه وجود دارند.

پلتفورم هایی مانند یوتیوب و برخی از اپ های موبایل، همانند اینستاگرام، پریسکوپ و فیسبوک لایو، امکان استریم کردن ویدیو را در اختیار شما قرار می دهند. بسته به اینکه مخاطب هدف شما در کدام یک از پلتفورم های موجود فعالیت می کند، مورد مناسب خود را انتخاب کنید.

  1. دلیل مناسب

برای استفاده از پخش زنده به جای یک تاکتیک بازاریابی دیجیتال دیگر باید دلیل خوبی داشته باشید. اگر بدون دلیل و برنامه مرتبا به پخش ویدیوی زنده اقدام کنید، پس از مدتی اعتماد مخاطبان را از دست خواهید داد و دیگر کسی حجم اینترنت خود را برای ویدیوهای شما مصرف نخواهد کرد.

یکی از مواردی که برای پخش یک ویدیوی لایو مناسب به نظر می رسد، معرفی یا عرضه یک محصول جدید است. اپل و نایکی در همین راستا از ویدیوی لایو استفاده کرده اند. آنها کسی که اطلاعات جامعی راجع به محصول مورد نظرشان دارد را در برابر دوربین قرار داده و به پرسش هایی که از جانب مخاطبان دریافت می کنند پاسخ می دهند.

یک مورد مناسب دیگر می تواند پخش زنده بخشی از روند تولید محصول باشد. از این طریق مخاطبان شما مستقیما روند کار را مشاهده کرده و احساس می کنند که بر آن نظارت دارند، لذا اعتماد به برند شما تقویت خواهد شد.

نمونه دیگر می تواند گفتگوی زنده مدیران بالادستی با مخاطبان باشد. با استفاده از این گفتگوها می توان ارتباط نزدیک تری با مخاطبان برقرار کرد.

  1. محتوای مناسب

پس از تعیین پلتفورم و دلیل، گام بعدی تولید محتوای جذاب و تعامل برانگیزی است که برای پخش زنده مناسب باشد.

با تعیین اهداف واضح شروع کنید. آیا هدف شما فروش محصول است؟ آیا می خواهید افراد تاثیرگذار را درگیر کنید تا به نوشتن درباره محصول شما ترغیب شوند؟ یا اینکه می خواهید جایگاه محصول خود در زندگی مصرف کنندگان را نشان بدهید؟

پس از تعیین هدف، برای طول رویداد تصمیم گیری کنید. اگر هدف شما فروش یک محصول است، یک سخنرانی ۵ دقیقه ای و پس از آن تعیین یک زمان نیم ساعته برای پاسخگویی به سوالات مخاطبان مناسب به نظر می رسد. اگر برنامه شما عرضه یک محصول است، در اینصورت ۱۵ دقیقه را برای محتوا و ۳۰ دقیقه را به تعامل با مخاطبان اختصاص دهید.

یک نکته اصلی در ویدیوی لایو این است که نباید بیش از حد روی یک متن از پیش آماده شده تکیه کنید. مخاطب به دنبال تعامل انسانی واقعی با برند شما است و نه یک نمایش. چارچوب نکاتی که باید درباره آنها صحبت شود را مشخص کنید و برای معرفی محصول محتوای مناسبی را تهیه کنید.

  1. استفاده از فرد مناسب در برابر دوربین

انتخاب یک فرد مناسب برای قرار گرفتن در برابر دوربین یک مورد اساسی برای ایجاد یک رویداد تعامل برانگیز و درگیرکننده است. این شخص باید فردی باشد که کاملا در جریان همه رویدادهای برند قرار دارد، مثلا می تواند یکی از کارکنان شرکت باشد که اطلاعات کاملی از محصول مورد نظر دارد، به وضوح نسبت به آن اشتیاق داشته و شخصیت جذابی دارد.

هدف در اینجا اصالت است؛ چیزی که از طریق بازیگری که فقط به این خاطر درباره محصول صحبت می کند که پولش را گرفته به دست نمی آورید. چند اشتباه در طول رویداد ایرادی ندارد و چه بسا موجب برقراری ارتباط بیشتر نیز می شود. نتیجه ای که حاصل می شود، حسی از یک تعامل انسانی واقعی است که از طریق کانال های دیگر بازاریابی دیجیتال مقدور نیست.

یک گزینه دیگر می تواند استفاده از افراد تاثیرگذار برای ترویج محصول باشد. این شخصیت ها که به جذب مخاطبان بیشتری کمک می کنند، اغلب محتوا را جذاب تر و تعامل برانگیزتر می کنند. حتی می توانید در کنار آنها از یکی از متخصصان شرکت خود، مثلا مدیر تولید یا طراح محصول نیز استفاده کنید تا به سوالات فنی و تخصصی فرد تاثیرگذار یا مخاطبان پاسخ دهد.

  1. استفاده از ابزار مناسب

هنگامی که از یک اپ موبایل برای پخش ویدیوی زنده استفاده می کنید، معمولا به دوربین و میکروفون همان گوشی که از آن برای پخش ویدیو استفاده می کنید محدود هستید. در عین حال، باید توجه داشته باشید که گوشی مورد نظر دوربین و میکروفون مناسبی داشته باشد. در صورت امکان یک میکروفون خارجی با کیفیت تر را به دستگاه متصل کنید. برای ضبط ویدیو ترجیحا گوشی را با استفاده از یک پایه نگهدارنده در یک جا ثابت کنید، چرا که لرزش های گوشی معمولا آزاردهنده است.

  1. تبلیغ و ترویج مناسب

شعار «بسازید تا خودشان بیایند» برای رویدادهای پخش زنده هم کاربردی ندارد. برای به حداکثر رسانیدن مخاطبان ویدیوی خود، به یک برنامه ترویجی همه جانبه نیاز دارید. بهتر است برنامه ترویجی خود را حداقل چهار هفته پیش از پخش ویدیو آغاز کنید.

از هر کانالی که بودجه شما اجازه می دهد استفاده کنید. احتمالا فهرست ایمیل و همچنین حساب های شما در رسانه های اجتماعی مقرون به صرفه ترین روشها برای افزایش میزان حضور در رویداد پخش زنده تان هستند. یک صفحه برای ترویج این رویداد را در سایت خود ایجاد کنید و در ایمیل های ترویجی خود مخاطبان را به همان صفحه هدایت کنید. اگر چهار هفته زودتر فرآیند کار خود را آغاز کنید، می توانید هر هفته به ارسال ایمیل های ترویجی بپردازید و اعضایی که پیام های قبلی شما را باز نکرده یا نسبت به آنها واکنشی نشان نداده اند را هدف قرار دهید. ارسال پست در کانالهای شما در رسانه های اجتماعی نیز یک مکمل خوب برای ترویج ایمیلی به حساب می آید.

اگر بودجه بیشتری دارید از تبلیغات دیجیتال، مثلا تبلیغ در موتورهای جستجو استفاده کنید. به علاوه، اگر محصول جدیدی را معرفی می کنید یا فرد مشهوری در برابر دوربین قرار خواهد گرفت، استفاده از تبلیغات گسترده تر و رپورتاژآگهی را مد نظر قرار دهید.

این شش نکته به شما کمک خواهد کرد تا با استفاده از ویدیوی لایو، بازاریابی هوشمندانه ای را آغاز کنید. حداقل یکبار استفاده از این ابزار قوی و نوین را امتحان کنید و نتایج را بر اساس اهدافی که تعیین می کنید مورد ارزیابی قرار دهید. شرکت شما درخواهدیافت که منافع ناشی از ایجاد یک ارتباط انسانی واقعی با مخاطب، ارزش هرگونه سرمایه گذاری را دارد.

تبلیغات

چگونه هرزنامه نویس نباشیم

ایمیل برای بسیاری از کسب و کارها موثرترین ابزار بازاریابی است، و البته بلاک یا مسدود شدن به عنوان یک هرزنامه نویس (اسپمر) بزرگترین دردسر آنها به حساب می آید.

بر اساس یک گزارش، تقریبا یک چهارم ایمیل های بازرگانی به اینباکس کاربران راه پیدا نمی کنند، بلکه یا وارد پوشه اسپم کاربر شده و یا کلا توسط سیستم های نظارتی و ضد اسپم سرورهای تامین کنندگان خدمات مربوطه مسدود می شوند.

تبلیغات

شرکت های کوچک به شدت درگیر فیلترهای ضد هرزنامه هستند، حتی اگر فهرست های ایمیلی داشته باشند که متشکل از دریافت کنندگانی است که به میل خود ثبت نام کرده اند. بسیاری از افراد تازه کار در بازاریابی ایمیلی اولین گام خود را اشتباه بر می دارند. آنها با امید به اینکه بالاخره یک نفر ایمیل آنها را باز کرده، روی لینک مورد نظر کلیک و محصول شان را خریداری کند، به صورت رگباری به ارسال ایمیل می پردازند. اما به سرعت با اعتراضات فراوانی از سوی کاربران مواجه شده و ایمیل های آنها به عنوان هرزنامه نویس مسدود می شوند. البته در مقابل، بسیاری از شرکت ها نیز با این تصور که با ارسال ایمیل های کمتر، از دید تامین کنندگان خدمات اینترنتی به عنوان فرستندگان معتبر ایمیل های بازرگانی شناخته می شوند به ندرت از ایمیل استفاده می کنند.

اما با برداشتن گام های درست می توانید شانس خود برای دسترسی به مشتریان بالقوه و بالفعل را به شکل قابل توجهی افزایش دهید. آنچه در ادامه در گویا آی تی ارائه می شود، نکات اصلی است که باید همیشه در ذهن داشته باشید:

شهرت خود را تقویت کنید

فیلترهای ضد هرزنامه دقیقا محتوای ایمیل را بررسی می کنند و با توجه به سوابق موجود و بازخورد کاربران به مسدودسازی آنها اقدام می کنند. با این وجود، بنابر نظر متخصصان امر، در حال حاضر مهم ترین عاملی که مد نظر این فیلترها قرار می گیرد، شهرت فرستنده است.

همانظور که اعتبار منفی می تواند مانع حضور شما در بازار شود، اعتبار منفی نام دامنه یا نشانی آی پی شما به عنوان فرستنده ایمیل می تواند مانع ورود ایمیل هایی که ارسال می کنید به اینباکس مخاطب هدف شود. تامین کنندگان خدمات اینترنتی، من جمله جیمیل، یاهو و هاتمیل برای تعیین شهرت فرستنده از ابزارهای مختلفی استفاده می کنند. یکی از مواردی که در این رابطه نقش کلیدی دارد، تعداد اعتراضات کاربران است که از طریق کلیک کردن روی دکمه گزارش هرزنامه یا report spam مشخص می شود. چنانچه بیش از یک هزارم دریافت کنندگان ایمیل از این طریق اعتراض خود را نشان بدهند، پیام های شما کلا مسدود خواهند شد. علاوه بر این، پیام هایی که مخاطب را به تعامل وا نمی دارند و هیچ واکنشی دریافت نمی کنند نیز می توانند مخرب باشند.

پس از آنکه ایمیل شما روانه پوشه اسپم شد، خروج از آن دشوار است. در واقع، کاربران باید با استفاده از دکمه های مربوطه در نرم افزار ایمیل خود -به عنوان مثال، not spam در جیمیل- به خدمات دهنده اعلام کنند که ایمیل شما هرزنامه نیست.

از فهرست های «تمیز» استفاده کنید

تامین کنندگان خدمات، ایمیلهای فرستندگانی که از فهرست های بی کیفیت استفاده می کنند را مسدود می کنند. از خریداری فهرست خودداری کنید، چرا که این فهرست ها اغلب حاوی ایمیل های طعمه اسپم (ایمیل هایی که فقط برای شناسایی اسپم استفاده می شوند) و نشانی افرادی هستند که به شما اجازه ارسال پیام های بازاریابی را نداده اند. احتمال اینکه اینگونه افراد اعتراض کنند بیشتر و شانس خرید آنها از شما صفر یا ناچیز است.

هرچند این ممکن است کار بسیار وقت گیری باشد، اما ایجاد فهرستی از مشتریان بالقوه و بالفعل واقعی که موافقت خود با دریافت ایمیل از جانب شما را اعلام کرده اند به نفع شما خواهد بود. هنگامی که ایمیل مشتری را از او درخواست می کنید، از وی بخواهید که نوع ایمیل هایی که تمایل به دریافت آنها دارد را مشخص کند. اگر به عنوان نمونه، مشتری با دریافت خبرنامه موافقت کرد ولی تمایلی به دریافت پیام های بازاریابی نداشت، به خواسته او احترام بگذارید و به شهرت خود ضربه نزنید. علاوه بر این، برای تسهیل ارسال پیام های مرتبط، فهرست های خود را دسته بندی کنید.

به علاوه، نظافت و خانه تکانی فهرست خود را فراموش نکنید و با فاصله های منظم به حذف نشانی هایی بپردازید که دیگر وجود ندارند یا اشتباه وارد شده اند. همچنین در صورت لزوم می توانید یک ایمیل به همه مشترکین خود ارسال کنید و از آنها برای ادامه ارسال پیام های خود اجازه بخواهید. در نهایت، تنها نشانی هایی را حفظ می کنید که به شما پاسخ می دهند و از این طریق فهرست شما به معنای واقعی کلمه گلچین و بهینه خواهد شد.

به خاطر داشته باشید که آنچه مهم است داشتن فهرست های عظیم نیست. نگرش خود را از کمّیت محور به سوی کیفیت محور سوق دهید.

محتوای خود را تقویت کنید

محتوایی که به راستی هرزنامه است یا ظاهری مشابه با آن دارد تنها در ۱۷ درصد از موارد توسط فیلترهای ضد اسپم شناسایی می شود. اما اگر در بازاریابی ایمیلی تازه کار هستید یا آنقدر کسب و کارتان رشد نکرده که شهرتی برای خود دست و پا کرده باشید، این رقم بسیار بالاتر خواهد رفت.

علاوه بر این، پیام های آزاردهنده و غیرمرتبط باعث می شوند که برخی از دریافت کنندگان از دکمه گزارش هرزنامه یا report spam استفاده کنند. با ارسال پیام های هدفمند و معنادار، معرفی واضح خود در قسمت از یا from صفحه ارسال ایمیل، استفاده از عنوان های تعامل برانگیز و اطمینان از اینکه پیام شما در رایانه و ابزارهای همراه به درستی به نمایش در می آید، خود را از افتادن در دام مشکلات نجات دهید.

کمک بگیرید

در دنیای ایمیل های بازرگانی، عدد با خود قدرت می آورد. ارسال میزانی بالغ بر ۳۰۰۰۰ ایمیل در ماه به ارائه دهندگان خدمات اجازه می دهد تا ارسال کنندگان معتبر را شناسایی کنند. اگر معمولا میزان ارسال های شما در این حد نیست، با شریک شدن در سرور یا استفاده از ارائه دهندگان معتبر خدمات بازاریابی ایمیلی، همانند مِیل چیمپ، به همکاری با سایر ارسال کنندگان کوچک و مسئولیت پذیر بپردازید. استفاده از ابزارهای بازاریابی ایمیلی باعث بهبود امتیاز و شهرت شما به عنوان یک فرستنده می شود و وبسایت های ارائه دهنده خدمات بازاریابی ایمیلی می توانند به شما برای مدیریت فهرست هایتان کمک کرده و حرکت شما در مسیر درست و منطقی را تضمین کنند.

تبلیغات

۵ روش برای ایجاد تحول در وبلاگ و تبدیل شدن به یک فرد تاثیرگذار در حوزه دیجیتال

امروزه بسیاری از وبلاگ نویسهای مشهور درآمدهای دلاری شش رقمی و شرکت های خودشان را دارند. این بلاگرها تنها با استفاده از یک دوربین، یک لپ تاپ و چند استراتژی توانسته اند روی میلیون ها دنبال کننده خود تاثیر بگذارند و با برخی از بزرگترین برندهای جهان پای میز مذاکره بنشینند. با این وجود، گسترش تعداد مخاطبان در رسانه های اجتماعی و بهبود مدیریت وبلاگ دیگر به وبلاگ نویس ها محدود نمی شود. امروزه کسب و کارها هم اهمیت رسانه های اجتماعی و وبلاگ را درک کرده اند و بسیاری از آنها از خوانندگان وبلاگ و دنبال کنندگان خود در رسانه های اجتماعی برای افزایش میزان علاقمندی و فروش استفاده می کنند. ما در این مطلب به پنج نکته برای افزایش دنبال کنندگان در رسانه های اجتماعی و تبدیل شدن به یک فرد تاثیرگذار در فضای دیجیتال اشاره می کنیم. لطفا با گویا آی تی همراه باشید.

۱٫ استراتژی می تواند دنبال کنندگان شما را افزایش دهد
اینکه فکر کنید نوشتن مقاله های فوق العاده و گرفتن عکس های بیشمار برای تبدیل شدن شما به یک وبلاگ نویس شناخته شده کفایت می کند یک تصور کاملا غلط است. اگرچه محتوا نقش حیاتی دارد (در ادامه به آن می پردازیم)، اما مهم ترین مولفه برای جذب مخاطب استراتژی است. یکی از استراتژی هایی که می توانید از آن بهره ببرید، استفاده از ابزارهای آنالیز و آمار در وبلاگ و رسانه های اجتماعی است؛ ببینید که کدام نوع از محتوا بیشتر از همه به اشتراک گذاشته می شود و لایک دریافت می کند، سپس حجم بیشتری از آن را تولید کنید. استراتژی دیگر می تواند این باشد که به کلمات و عباراتی که در عناوین و تصاویری که به همراه مقالات خود ارائه می دهید توجه کنید تا ببینید که کدامیک بیش از همه مخاطب را به خود جذب می کند.

تبلیغات

۲٫ محتوا پادشاه است
اگر انتظار دارید که یک تصویر تار بگیرید، یا در عرض پنج دقیقه یک مقاله بنویسید تا توسط میلیون ها خواننده و دنبال کننده به اشتراک گذاشته شده و مورد تحسین و تقدیر قرار بگیرد، در اینصورت باید کمی بیشتر فکر کنید! پیش از آنکه عکسی بگیرید، می توانید به دنبال زیباترین و تاثیرگذارترین مکانها باشید، برای استفاده از گروه ها، وسایل و طرح های خاصی برنامه ریزی کنید و با استفاده از نرم افزارهای مختلف، تصویر ثبت شده را ویرایش کنید. دستورالعمل ها و آموزش های مختلفی که در زمینه عکاسی و ویرایش تصاویر در دسترس شما است را مطالعه کنید. هر مقاله یا هر تصویر باید یک عامل حیرت آور و جالب را در خود داشته باشد، در غیر اینصورت بهتر است که اصلا آن را منتشر نکنید. تلاش های معمولی منجر به تولید محتوای معمولی می شود و در نتیجه مخاطب شما به سرعت وبلاگ شما را ترک خواهد کرد. بهتر است به جای انتشار محتوایی که فقط خوب است، مدتی صبر کنید و دست نگه دارید؛ محتوایی که منتشر می کنید باید فوق العاده باشد.

۳٫ اصالت و نوآوری برگ برنده شما است
برای اینکه در فضای دیجیتال متفاوت و خلاق باشید، هر آنچه در مدرسه یاد گرفته اید را فراموش کنید و همه قوانین را زیر پا بگذارید. هر چه محتوا منحصر به فرد تر باشد، احتمال اینکه بتواند مخاطبی را جلب کند بیشتر می شود. محتواهایی که دوگانگی ایجاد می کنند نیز ایرادی ندارند. شما مطلب نمی نویسید تا همه را راضی نگه دارید؛ مردم می خواهند شاهد چیز تازه ای باشند. اگر نسبت به اطلاع مخاطب از هویت خود راحت نیستید، در اینصورت یک نام مستعار انتخاب کنید. به ارسال مجدد تصاویر دیگران (مگر اینکه شات اَوت (shout out) باشد — در ادامه به این موضوع می پردازیم [البته تلفظ صحیحش شَوت است، ولی اینطور مصطلح شده است]) یا مطالبی که در رسانه های اجتماعی و وبلاگ خودتان منتشر کرده اید هرگز فکر نکنید. مخاطبان شما را در رسانه های اجتماعی دنبال می کنند و برای مطالعه وبلاگ شما وقت می گذارند، زیرا به دیدگاه و نقطه نظرات شخص شما اهمیت می دهد. یکی از ویژگیهای مشترک همه تاثیرگذاران برجسته در دنیای دیجیتال این است که محتوایی که منتشر می کنند شخصی، منحصر به فرد و اصیل و نوآورانه است.

۴٫ همکاری یک ضرورت است
انتظار نداشته باشید که یک شبه به یک فرد تاثیرگذار شناخته شده تبدیل شوید. افراد تاثیرگذار در بسیاری از موارد در پروژه های متعددی به رایگان با یکدیگر همکاری می کنند تا نام برند خود را با گوش و البته چشم دیگران آشنا کنند. محتوای منحصر به فرد خود را بدون طلب هیچ هزینه ای برای انتشار در وبسایت ها، مجلات، رویدادها و هر مکان و موقعیتی که ممکن است به آن نیاز داشته باشد ارائه کنید. فقط از آنها بخواهید که اعتبار آن را با درج نام شما برایتان منظور کنند. وبلاگ نویس های دیگر را پیدا کنید و نظر آنها درباره امکان تبادل مخاطب را جویا شوید. در اینستاگرام به این کار «شات اوت» می گویند. بسیاری از وبلاگ نویس ها/حساب های کاربری که به اندازه شما یا بزرگتر هستند حاضرند که تصاویر شما را به اشتراک بگذارند و بدون هیچ هزینه ای نام شما را به عنوان پدیدآورنده محتوا ذکر کنند. این یک روال بسیار تاثیرگذار است و باعث شده است که بسیاری از حساب های کاربری مشهور میلیون ها خواننده و دنبال کننده جدید به دست بیاورند.

۵٫ با استفاده از یک دستیار، نقش خود را تغییر دهید
«مقیاس پذیری (scaling) به این معنی است که خودتان کار کمتری انجام دهید»؛ این یک جمله طلایی است. با افزایش تعداد مخاطبانتان یک دستیار استخدام کنید تا برای مدیریت محتوا و حفظ و افزایش تعامل با مخاطب به شما کمک کند. همینطور که تعداد مخاطبانتان افزایش پیدا می کند، هدف شما باید این باشد که بیش از آنکه وبلاگ نویس باشید، نقش یک ویراستار یا سردبیر را ایفا کنید. از این طریق می توانید بیشترِ توجه خود را به جنبه خلاقانه و کاری موضوع معطوف کنید.

اگر تبدیل شدن به یک فرد تاثیرگذار را در ذهن داشته اید، نکات بالا می تواند به شما کمک کند تا دنبال کنندگان خود را افزایش دهید. اگر احساس می کنید که کسب و کار شما می تواند از ترافیکی که از طریق رسانه های اجتماعی جذب می کنید منافعی را نصیب شما کند، در اینصورت از این نکات برای افزایش فروش خود استفاده کنید. بهره گیری حداکثری از رسانه های اجتماعی که در دسترس ما قرار دارند می تواند مزایای فوق العاده ای را در اختیار ما بگذارد و دنیایی از امکانات را در برابر ما قرار بدهد که پیش از این امکانپذیر بودن آنها از دامنه تصورات ما خارج بود.

تبلیغات

هشت عنصر کلیدی برای موفقیت یک برنامه بازاریابی سالانه

با آغاز سال جدید باید به فکر فروش و فروشندگانی باشید که باید به مدیریت آنها بپردازید، برای کمپین هایی برنامه ریزی کنید که باید خلاقیت در آنها حرفی برای گفتن داشته باشد و باید از هم اکنون به فکر بهبود وضعیت گزارش های ماهانه و سالانه خود باشید. اما همینطور که می گذرد و به این می اندیشید که باید به همه این موارد و موارد متعدد دیگری رسیدگی کنید، اضطراب وجود شما را فرا می گیرد.

برنامه سالانه ای که همین یکی دو ماه پیش تهیه کرده اید کاملا تاریخ گذشته به نظر می رسد. قابلیت لایو اینستاگرام برای مردم جذابیت بیشتری پیدا کرده، اما جایی در برنامه بازاریابی شما ندارد. اخیرا با تکیه بر برخی پیش بینی ها دریافته اید که اگر بارگذاری وبسایت تان بیش از دو ثانیه طول بکشد، در فراموشخانه اینترنت محو خواهید شد، اما اصلا به سرعت وبسایت فکر هم نکرده بودید!

واقعا در شرایطی که تکنولوژی و پلتفورم ها با سرعت نور در حال تغییر و تحول هستند، چطور می توانید برای بازاریابی یک سال خود برنامه ریزی کنید؟

پاسخ به این سوال ساده است: هیچ طور!

برنامه ریزی بازاریابی سالیانه سنتی به تاریخ پیوسته است.

اینترنت و تکنولوژی انتظارات مشتریان برای تعامل با سازمان شما را کاملا متحول کرده اند. با این حال، روند تغییرات کُند نخواهد شد… عرضه پلتفورم ها و تکنولوژی های خلاقانه و جدید ادامه خواهد داشت.

اما این به چه معنی است؟ این یعنی آن برنامه ریزی سنتی سالانه که از چند ماه مانده به انتهای سال آغاز می شد و تک تک جزئیات برنامه شما را برای یک سال مشخص می کرد، دیگر کارگشا و حتی امکانپذیر نیست. برنامه بازاریابی شما باید یک موجود زنده و پویا باشد که توانایی سازگاری و تغییر دارد.

شما برای موفقیت، باید با پرورش، تطبیق و جرح و تعدیل برنامه خود در طول سال مشکلی نداشته باشید.

تنظیم برنامه بازاریابی سالانه برای اقتصاد دیجیتال

خوشبختانه همه چیز هم تیره و تار نیست. به احتمال زیاد، برای تضمین موفقیت در سال جاری، برنامه بازاریابی شما فقط به کمی جرح و تعدیل و افزودن چند مورد نیاز دارد.

آنچه در ادامه می آید هشت عنصر اصلی برای برنامه بازاریابی سالانه موفقی است که می تواند از دنیای همیشه در حال تغییر کانال ها و تکنولوژی های بازاریابی در امان بماند.

  1. برنامه شما باید به این سوال پاسخ بدهد: «ما به عنوان یک سازمان که و چه هستیم؟»

مقاله مشهور هاروارد بیزنس رویو با عنوان ایجاد دیدگاهی برای شرکت می گوید: «فضای غالب بر شرکت های دوراندیش این است که اصل را حفظ و پیشرفت را تشدید کنند. چیزی که زمینه این کار را مهیا می کند دیدگاه است.» این جملات به خصوص در اقتصاد دیجیتال مصداق دارند.

شرکتی که یک رسالت واضح، دیدگاهی برای آینده و فرهنگ دوستانه ای نداشته باشد، مجعول و بی روح به نظر می رسد. دیدگاه شرکت زمینه ای برای خلق یک برنامه بازاریابی را ایجاد می کند که معتبر و اصیل به نظر می رسد و به مشتری انگیزه وفاداری می دهد.

چنانچه شرکت شما پاسخ مستندی به سوال «ما که هستیم» ندارد و نمی تواند دیدگاه و رسالت خود را بیان کند، در اینصورت باید دست به کار شوید و اهداف، دیدگاه و چشم اندازهای شرکت و رسالت و آرمان خود را مشخص کنید.

اما اگر دایره المعارف برند یا راهنمای سبک کاری خود را در اختیار دارید، در اینصورت این مرحله از کار آسان است. کافی است اسناد خود را مرور کنید، اطمینان پیدا کنید که به روز است و سپس آن را در اختیار همه افرادی که درگیر فرآیند برنامه ریزی برای بازاریابی شما هستند قرار دهید.

  1. برنامه شما باید حوزه خاص فعالیت شما و شخصیت خریدار هدف را ترسیم کند

هنگامی که با همه به گفتگو می پردازید، با هیچ کس پیوندی برقرار نمی کنید.

در دنیایی که حجم اطلاعات در آن به مرز انفجار رسیده است، اگر هدف پیام شما یک مخاطب بسیار خاص نباشد، تقریبا می توان گم شدن آن در این همه هیاهو را تضمین کرد. برنامه بازاریابی شما باید دقیقا نشان بدهد که شما که و چه هستید، با چه کسی می خواهید ارتباط برقرار کنید و به دنبال ترویج چه چیزی هستید.

با تهیه فهرستی از محصولات و خدماتی که می خواهید برای آنها بازاریابی کنید شروع کنید. سپس مشتری ایده آل را برای هر یک از آنها تعریف کنید. اگر محدود کردن دامنه گزینه های موجود برای شما دشوار است با تیم فروش خود صحبت کنید یا از خود بپرسید: مشتریان مطلوب چه کسانی هستند؟ در کدام حوزه خاص کار می کنید؟ ویژگیهای جمعیتی و ارزش ها و خواسته های فردی که محصولات یا خدمات شما را خریداری می کند چیست؟

از این طریق به احتمال زیاد برای هر محصول چندین بازار و هدف پیدا خواهید کرد.

پس از جمع آوری اطلاعات، آن را به تیم مدیریتی یا مشتری خود بدهید تا بتوان روی آن بحث کرد. سپس بپرسید: اگر بتوانید برای هر محصول دو یا سه بازار و شخصیت هدف انتخاب کنید، آن انتخاب ها کدام ها خواهند بود و چرا؟ هر چه تمرکز شما محدودتر شود، بازده هزینه بازاریابی بیشتر افزایش پیدا می کند.

پس از جمع آوری همه اطلاعات لازم، آنها را در برنامه بازاریابی خود ثبت کنید و به مرحله بعد بروید.

  1. برنامه شما باید به موفقیت ها و شکست های سال گذشته توجه کند

نظارت و تحلیل، بهترین ابزارهای یک بازاریابی موفق هستند. هر اطلاعاتی که درباره برنامه بازاریابی سال گذشته دارید را مرور و بررسی کرده و سپس ثبت کنید.

معمولا اطلاعات این مرحله آنقدرها زیاد نیست، اما اگر مستندات بیش از حد کم است، در اینصورت باید روی شماره ۸ این فهرست وقت بیشتری بگذارید.

  1. برنامه شما باید اهداف رشد کلی را ترسیم کرده و اهداف بازاریابی را تعریف کند

حال که دیدگاه و اهداف شرکت مشخص شده است و گزارش های عملکرد سال گذشته را نیز در اختیار دارید، زمان پرداختن به اهداف فرا رسیده است.

با اهداف کلی شرکت شروع کنید. این اهداف باید توسط تیم مدیریتی شرکت مشخص شده باشند. از میان اهداف کلی رایج می توان به اهدافی اشاره کرد که روی توسعه کسب و کار، رشد سود، رضایت مشتری و کمک به گروه هایی که کسب و کار به آنها خدمات رسانی می کند اشاره کرد.

هنگامی که این اهداف را در اختیار داشته باشید، می توانید برنامه های بازاریابی خود را مشخص کنید. به عنوان مثال، اگر هدف شرکت شما افزایش مشتریان راغب در یک بخش تازه از بازار است، در اینصورت رشد خاصی که باید محقق کنید و مکان و موقعیتی که باید هدف بگیرید را ترسیم کنید. چنین فرآیند ذهنی را برای هر یک از اهداف کلی تکرار کنید تا بتوانید اهداف بازاریابی خود را مشخص کنید.

به یاد داشته باشید که جنبه مهم در تعیین اهداف بازاریابی شما انتخاب کانال های خاص بازاریابی نیست، بلکه تعریف موفقیت شما است.

  1. برنامه بازاریابی سالانه باید بودجه شما را تعریف و آن را به سه بخش اصلی تقسیم کند

برای اینکه فرآیند برنامه ریزی برای کمپین های بازاریابی سالانه سودی حاصل کند، باید بودجه در آن تعریف و تقسیم شده باشد. بدون این کار، سرمایه در جاهای مناسب و درستی صرف نمی شود و اتلاف بودجه به طور سرسام آوری افزایش می یابد. بنابراین، پیش از اینکه جلوتر بروید، باید بودجه خود را تعریف کنید.

گام بعدی تقسیم بودجه به سه سبد اصلی است: سبد سنتی، سبد دیجیتال و سبد هزینه های متغیر. تصمیم گیری در مورد درصدی که باید برای بخش های مختلف صرف شود به عوامل متعددی بستگی دارد که از آن جمله می توان به موفقیت و شکست های بازاریابی های قبلی، رَویه های بازاریابی و رقبا اشاره کرد.

هنگامی که سبدهای بودجه را مشخص می کنید، اختصاص بودجه برای پروژه های کلانی که هم اکنون در جریان هستند را فراموش نکنید.

  1. برنامه شما باید انتظارات مشخصی را برای همکاری بین فروش و بازاریابی تعیین کرده باشد

داشتن یک برنامه بازاریابی فوق العاده بسیار خوب است، اما اگر بخش فروش کاملا در جریان قرار نگیرد یا اگر فرآیند مستندی برای تبدیل مشتریان بالقوه به بالفعل وجود نداشته باشد، در اینصورت فقط آب در هاون کوبیده اید. برنامه شما باید دقیقا و با ذکر جزئیات مشخص کند که بخش فروش و بخش بازاریابی چگونه با هم ارتباط داشته و هماهنگی ایجاد خواهند کرد. مواردی که باید در این بخش از برنامه خود بگنجانید عبارتند از:

  • یک فرآیند مستند فروش مخصوص هر محصول یا خط خدماتی
  • مجموعه ای از اهداف دوسویه و برنامه ای برای پیگیری موفقیت ها و شکست ها
  • مجراهای ارتباطی مشخص برای کسب اطمینان از اینکه ارتباط بین تیم ها مستمر و پیوسته است
  • یک فرآیند برای تعیین چگونگی انتقال یک مشتری راغب از بازاریابی به فروش

به منظور کسب بهترین نتیجه، برای تهیه این بخش با تیم فروش خود همکاری کنید.

  1. باید مجموعه ای از قواعد و قوانین برای چگونگی انتخاب کانال های بازاریابی را در برنامه خود بگنجانید

هنگامی که یک برنامه بازاریابی انعطاف پذیر دارید، تعیین مجموعه ای از دستورالعمل ها به منظور حفظ تمرکز شما روی اهداف ضروری است. برای روش انتخاب کانال ها و پلتفورم های بازاریابی، فهرستی از قوانین را تهیه کنید.

به عنوان مثال، موارد زیر نمونه ای از قوانین انتخاب کانال بازاریابی هستند:

  • همگی کانال ها و پلتفورم های بازاریابی باید مورد استفاده و کاربرد شخصیت های هدف ما قرار داشته باشند
  • تمامی کانال های بازاریابی دیجیتال باید از طریق Google Analytics قابل نظارت باشند.
  • تمامی کانال های بازاریابی باید از نظر حداقل بودجه لازم مورد بررسی قرار بگیرند، و چنانچه حداقل بودجه لازم برای آنها قابل تخصیص نباشد اجرایی نخواهند شد.

علاوه بر این، فاصله زمانی تکرار بررسی و اصلاح برنامه بازاریابی خود برای کانال ها و پلتفورم های بازاریابی را مشخص کنید. یک فرآیند مناسب برای تایید و افراد متناسب را برای هر تصمیم گیری تعیین کنید. هنگامی که این انتظارات مشخص شد، به آنها پایبند باشید. این موارد برای حفظ شفافیت ارتباط در طول سال ضروری هستند.

  1. برنامه شما باید شامل یک برنامه نظارت و تحلیل بازاریابی مفصل باشد

بخش پایانی برنامه بازاریابی شما یکی از مهم ترین قسمت ها است: چگونه روی نتایج فعالیت های بازاریابی خود نظارت می کنید؟ برای بهبود کمپین های خود به کدام شاخص های کلیدی عملکرد نیاز خواهید داشت؟ دامنه زمانی تکرار بررسی اطلاعات در چه فواصلی خواهد بود و گزارش آن به چه کسی ارائه خواهد شد؟

مستندسازی این مرحله به شما کمک خواهد کرد تا انتظارات لازم برای کسب موفقیت را مشخص کنید.


پس از آنکه تغییرات لازم را در برنامه بازاریابی سالانه خود اعمال کردید، زمانی را برای بررسی آن به همراه گروه ها و تیم های دخیل در نظر بگیرید. به هر حال، یک برنامه بازاریابی بدون درک و پذیرش عاملان به خود به جایی نخواهد رسید. مولانا چه خوش می گوید:

مشورت ادراک و هشیاری دهد                                  عقلها مر عقل را یاری دهد